خبری-صنفی-انتقادی و تحلیلی
آموزش تیر اندازی با کمان در آموزش و پرورش!
داده اند تمام مناطق تهران و شهرستان ها باید دارای تیم تیراندازی با کمان باشند.
به فکر فرو رفتم تا فلسفه ی وجودی این کار را درک کنم اگر اشتباه نکرده باشم، احتمالا" ایشان نظر به این روایت از رسول اکرم(ص) داشته اند که:«به فرزندان خود اسب سواری ،شنا و تیر اندازی بیاموزید!»
بااین احتمال که ممکن است به جغرافیای زمانی و مکانی این حرف توجه نداشته اند . شاید در آن زمان اهم نیازهای یک بچه مسلمان در آموزش این فنون خلاصه می شده است. ولی به استناد فرمایش مولای متقیان حضرت علی (ع) که می فرمایند :«فرزندان خود را برای زمان خودشان تربیت کنید!»
گمان می کنم اولیای آموزش و پرورش به استناد این فرمایش؛ باید دانش آموزان را به سلاح علم آن هم از نوع جدیدش مسلح کنندکه مصادیق آن می تواند کامپیوتر، اینتر نت،و... باشد.
حال شما قضاوت کنید وقتی وزیر آموزش و پرورش داشتن تیم های تیر اندازی در مناطق تهران و سایرشهرستان ها را لازم دانسته اند ومعاون آموزش و پرورش عمومی ایشان آقای علیرضا عراقی نیا ، این مطلب را در رسانه ها به صراحت اعلام می کندکه:«تنها60 مدرسه ی راهنمایی تهران به سایت اینترنتی مجهزند آن هم در قالب یک طرح آزمایشی»
به چه نتیجه ای می رسید؟!
رئیس فراکسیون مجلس در خصوص پرداخت پاداشهای معلمان گفت: از زمان اجرای آن و نحوه پرداخت آن اطلاعی ندارم، اما از وزیر آموزش و پرورش میخواهیم تا عید، این 2 ماه پاداش معلمان را پرداخت کند.
حمیدرضا حاجیبابایی عضو هیات رئیسه مجلس در جمع اعضای کانون صنفی فرهنگیان استان کرمانشاه گفت: تا ساختار آموزش و پرورش تغییر نکند موفق نخواهیم شد. وی ادامه داد: 40 هزار معلم مازاد، 96 هزار مامور نیمه وقت و 80 هزار حقالتدریسی در آموزش و پرورش مشغول کار هستند. وی خاطرنشان کرد: در کشور 15 میلیون دانشآموز وجود دارد که در قبال آن یک میلیون و 80 هزار معلم مشغول کار هستند و این یعنی هر 14 دانشآموز یک معلم که با میانگین سایر کشورها که 17 دانشآموز یک معلم است اختلاف دارد. وی گفت: 640 هزار معلم کلاسرو و بقیه به عنوان پشتیبان آنان فعالیت میکنند. نماینده همدان در ادامه با بیان اینکه در وزارتخانه آموزش و پرورش 2300 نفر مشغول به كار هستند که هزار نفر آنان مازاد است، گفت: آموزش و پرورش میتواند 70 درصد کسری خود را از داخل وزارت با تغییر ساختار و ساماندهی تامین کند. حاجیبابایی در ادامه در پاسخ به سوالی مبنی بر علت تقسیم مسئولیتها در وزارت آموزش و پرورش به خاطر فعالیتهای سیاسی گفت: هر کسی که آموزش و پرورش را سیاسی کند خیانت بزرگی کرده است؛ فرق هم نمیکند که از چه جناحی باشد.
متن
اعلاميه جهاني حقوق بشر
نظر به اين كه بزرگداشت شرف و حيثيت كه ملازم همه ی افراد بشر است و بزرگداشت حقوق برابر وانتقال ناپذيرآنان پايه ی آزادي وعدالت و صلح جهان است.نشناختن حقوق بشر و پست انگاشتن آن به كارهاي وحشيانه اي كشيده كه مايه ی اهانت وجدان بشري است. بالاترين آرزوي افراد بشر آن است كه جهاني پديد آيد تا نوع بشر در آن از آزادي فكر و بيان برخوردار و از بيم و پريشاني رها باشند.پشتيباني از حقوق بشر به وسيله ی يك نظام حقوقي امري اسا سي است تا انسان به عنوان آخرين درمان در مقابل خودسري و ستم دست به شورش نزند.مردم ملل متحد ،ايمان خود را به حقوق اصلي بشر در مورد شرف و ارزش زن و مرد در منشور ابراز داشته اند و بر آن شده اند تا پيشرفت اجتماعي را تسهيل كنند و بهترين وضع زندگاني را در مهد كامل ترين آزادي بوجود آورند.دولت هاي عضو متعهد شده اند با همكاري سازمان ملل متحد ،احترام واقعي و جها ني حقوق بشر و آزادي هاي اساسي را تأمين كنند.براي تحقق كامل تعهد ياد شده، همه بايد از حقوق و آزادي هاي مزبور تفاهم مشترك داشته باشند.تشويق براي گسترش روابط دوستانه ی بين ملل، امري اساسي است . بنابراين مجمع عمومي اين اعلاميه ی حقوق بشر را به منزله ی نمودار كمال مطلوب عام كه شايسته است همه ی توده هاي مردم و همه ی ملت ها براي تحقق بخشيدن آن بكوشند، ندا در مي دهد تا همه ی افراد و همه ی گروه هاي اجتماعي در حا لي كه پيوسته آن رامورد توجه خود قرار مي دهند از راه آموزش و پرورش بكوشند، ندا در مي دهد تا حرمت حقوق و آزادي هاي ياد شده را گسترش بخشند و با تدبيرهاي پيشرو،قبول و اجراي جها ني و واقعي آن را همان اندازه در ميان توده هاي دولت هاي عضو،كه دربين گروه هاي سرزمين هايي كه زير فرمان آنها ست تأمين كنند.
ماده ی 1 – همه ی افراد بشر آزاد و با حيثيت و حقوق يكسان زاييده مي شوند و داراي موهبت عقل و وجدان مي باشند و بايد با يكديگر با روحيه ی برادري رفتار كنند.
ماده ی2 – هر فردی مي تواند از كليه ی آزادي ها یی كه در اعلاميه ی حاضر به آن تصريح شده است،بي هيچ گونه برتري ازجمله: برتري نژاد و رنگ و جنس و زبان و دين يا هر عقيده ی ديگر، و از نظر زاد و بوم يا موقعيت اجتماعي، و از نظر توانگري يا نسب يا هر وضع ديگر بهره مند گردد. نيز هيچ امتيازي بر اساس نظام سيا سي يا قانوني يا بين المللي مربوط به كشور يا سرزميني كه شخص تبعه ی آن محسوب می شود وجود نخواهد داشت، خواه سرزمين مزبور مستقل باشد يا زير سرپرستي، خواه فاقد خودمختاري باشد يا سرزميني كه حاكميت آن به شرطي از شروط محدود شده باشد.
ماده ی 3 – هر فردی حق دارد از زندگي و آزادي و امنيت شخصی برخوردار باشد.
ماده ی 4 – هيچ فردی را نمي توان به بندگي يا بردگي گرفت.
ماده ی 5 – هيچ فردی را نمي توان شكنجه كرد يا مورد عقوبت يا روش وحشيانه و غير انساني يا اهانت آميز قرار داد.
ماده ی 6 – هر فرد داراي اين حق است كه شخصيت حقوقي او در همه جا مراعات گردد.
ماده ی 7 – همه ی افراد در پيشگاه قانون برابرند و حق دارند كه بي هيچ تفاوتی از پشتيباني قانون به طور برابر استفاده كنند.
هر فردی حق دارد در مقابل هر گونه تبعيض كه ناقض اين اعلاميه باشد و در مقابل هر گونه عملي كه چنين تبعيضي را تشويق كند،از حمايت يكسان قانون برخوردار گردد.
ماده ی 8 – هر فرد مي تواند از تعدي به حقوق اصلي كه به موجب قانون اساسي يا قوانین ديگر براي او شناخته شده به دادگاه هاي صالح ملي متوسل گردد تا حقش استيفا شود.
ماده ی 9 – هيچ فردی را نمي توان خودسرانه بازداشت ،زنداني يا تبعيد نمود.
ماده ی 10 – هر فردی حق دارد با استفاده ی كامل از تسا وي حقوق با ديگران، دعواي او در يك دادگاه مستقل و بي طرف عادلانه و علني رسيدگي شود و آن دادگاه درباره حقوق و تعهدات او يا صحت هر گونه اتهام كيفري كه متوجه او باشد حكم دهد.
ماده ی11- 1) هر فردی متهم به ارتكاب جرمي باشد، تا وقتي تقصير او طي محاكمه ی علني كه در آن هر گونه تضمين ضروري براي دفاع تأمين شده باشدبه طور قانونی به اثبات نرسد،بي گناه محسوب مي شود. 2) همچنين هيچ فردی به علت ارتكاب عملي يا خود داري از عملي محكوم نخواهد شد مگر وقتي كه آن كار به موجب قوانين ملي يا بين المللي در هنگام ارتكاب، جرم محسوب شود. همچنین هيچ فردی به مجازاتي بيش از مجازات مقرر در هنگام ارتكاب جرم محكوم نخواهد شد.
ماده ی12 – زندگي خصوصي يا امور خا نوادگي يا محل سكونت يا مراسلات افراد نبايد در معرض دخا لت خودسرانه واقع شود. همچنین به حيثيت و حسن شهرت هيچ فردی نمي توان حمله كرد. هر فردی حق دارد در اين گونه دخالت ها يا اين گونه تجاوزها، از پشتيباني قانون برخوردار گردد.
ماده ی13 - 1) هر فردی حق دارد در داخل هر كشور آزادانه نقل مكان كند و هر كجا بخواهد اقامت گزيند.
2 ) هر فرد مي تواند هر كشوري را كه بخواهد، از جمله كشور خود را ترك کرده و یا به كشور خود باز گردد.
ماده ی 14 - 1) هر فرد حق دارد براي گريز از هر گونه شكنجه و فشار به جا يي پناهنده شود. نيز مي تواند در ساير كشورها از پناهندگي استفاده كند. 2) در جرايم غير سياسي يا اموري كه مخالف با اصول و هدف هاي ملل متحد باشد نمي توان از حق پناهندگي استفاده كرد.
ماده ی 15 -1) هر فردی مي تواند هر مليتي راکه بخواهد بپذيرد. 2) هيچكس را نمي توان خودسرانه از مليتش محروم سا خت يا حق تغيير مليت را از او سلب نمود.
ماده ی16-1) زن و مرد وقتي به سن ازدواج برسند مي توانند بدون هيچ قيد نژادي ، ملي و ديني ازدواج كنند و خانواده تشکیل دهند. آنان به هنگام زناشويي و در هنگام انحلال آن داراي حقوق مساوي مي باشند. 2) عقد ازدواج جز با رضايت همسران آينده،قانوني نيست. 3) خانواده؛ عنصر طبيعي و اسا سي اجتماع است و بايد از پشتيباني جامعه برخوردار باشد.
ماده ی 17- 1) هر كس به تنهايي يا با شراكت ديگري داراي حق مالكيت است. 2) مالكيت هيچ فردی را نمي توان برخلاف قانون از وي سلب كرد.
ماده ی18 – هر فرد داراي حق آزادي اندیشه و دين است. لازمه ی اين حق آن است كه همه خواه به تنهايي يا با ديگران،علني يا خصوصي از راه تعليم و پيگيري و تمرین يا از طريق اقامه ی شعائر و انجام مراسم ديني بتواند آزادانه، دين و يقينات خود را ابراز كند.
ماده ی 19 – هر فردی آزاد است هر عقيده اي را بپذيرد و آن را به زبان بياورد و اين حق شا مل پذيرفتن هر گونه راي بدون مداخله ی اشخاص است و مي تواند به هر وسيله ای كه بخواهد بدون هيچ قيد و محدود يتی، اخبار و افكار را تحقيق نمايد و دريافت کرده و انتشار دهد.
ماده ی 20 – 1) هر فردی حق دارد آزادانه در احزاب و جماعت هاي مسالمت آميز شركت جويد. 2) هيچكس را نمي توان وادار ساخت به حزبي بپيوندد.
ماده ی 21 – 1) هر فردی حق دارد مستقيما يا به وسيله ی نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند در اداره ی امور عمومي كشور خود شركت جويد. 2) هر فردی حق دارد مانند ديگران متصدي مشاغل عمومي كشور خود گردد. 3) اراده ی ملت اساس قدرت اختيارات ملي است، اين اراده به وسيله ی انتخابات شرافتمندانه صورت مي گيرد كه دوره به دوره از طريق انتخابات عمومي يكسان، با رأي مخفي يا بنا به روشي مشابه با آن كه آزادي رأي را تأمين مي كند،انجام مي يابد.
ماده ی 22 – هر فرد از حيث اين كه عضو جامعه محسوب می شود، حق دارد از تأمين اجتماعي برخوردار گردد و مي تواند به كمك كوشش ملي و ياري بين المللي با توجه به سازمان و امكانات هر كشور از حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي كه با حيثيت و تكامل آزاد شخصيت انساني ملازمه داشته باشد بهره مندگردد.
ماده ی23 – 1) هر فردی حق كار ،انتخاب آزادانه ی كار با شرايط عادلانه را دارد و حق دارد كه در مقابل
بي كاري حمايت شود. 2) هر فرد در مقابل كار مسا وي، بدون هيچ گونه رعا يت امتياز، حق دستمزد مساوي دارد. 3) هر فرد در مقابل كار، حق دارد دستمزدي منصفانه دريافت كند و در صورت مقتضي حق دارد از كليه وسايل حمايت اجتماعي استفاده نمايد. 4) هر فردحق دارد براي پشتيباني از منافع خود، با ديگران تشكيل سنديكا داده ویا عضو سنديكا شود.
ماده ی 24 – هر فرد حق استراحت و استفاده از ايام فراغت دارد، از جمله حق دارد ساعات كارش به طور معقول محدود باشد و از مرخصي نوبتي با دريافت حقوق استفاده كند.
ماده ی 25 – 1) هرفرد حق دارد از سطح يك زندگي برخوردار باشد كه سلامت و رفاه او و خانواده اش, از جمله خوراك و لباس و مسكن و رسيدگي هاي پزشكي آنان را تأمين كند. همچنين حق دارد از خدمات ضروري اجتماعي در هنگام بي كاري و بيماري استفاده كند. 2) مادر و فرزند ، استفاده از كمك و مساعدت مخصوص را ايجاب مي كند. هر كودك خواه حا صل زناشويي قانوني باشد يا غير قانوني،از حمايت اجتماعي برابر برخوردار مي گردد.
ماده ی 26 – 1) هرفرد حق دارد از تعليم و تربيت استفاده كند. تعليم و تربيت بايد دست كم در مورد آموزش ابتدايي و اسا سي رايگان باشد. تعليمات فني و حرفه اي بايد براي همه ممكن باشد. دسترسي به تعليمات عاليه بايد براي همه و بنا به شايستگي هر فرد امكان پذير باشد. 2) هدف تعليم و تربيت بايد شكوفايي كامل شخصيت بشري و تقويت احترام به حقوق بشر و آزادي هاي اساسي باشد. تعليم و تربيت بايد حسن تفاهم و گذشت و دوستي بين همه ملت ها و همه گروه ها از هر نژاد يا هر دين،همچنين گسترش فعاليت هاي ملل متحد را براي حفظ صلح تسهيل كند. 3) پدر و مادر براي تعيين نوع تعليم و تربيت فرزند خود حق اولويت دارند.
ماده ی 27 – 1) هر فردی حق دارد آزادانه در زندگي فرهنگي اجتماع شركت و از اقسام هنرها استفاده كند و در پيشرفت علمي و بركات حاصل از آن سهيم باشد. 2) هر فرد حق دارد از منافع اخلا قي و ما دي ناشي از هر گونه دستاورد علمي و ادبي يا هنري كه آن را به وجود آورده، حمايت شود.
ماده ی28 – هر فرد حق دارد بكوشد تا در سطح اجتماعي و جهاني چنان سا مان و نظمي حكمفرما شود كه حقوق و آزادي هايي كه در اين اعلاميه اعلام شده است در آن سطح به نتيجه كامل برسد.
ماده ی29 – 1) هر فرد نسبت به اجتماعي كه فقط در آن اجتماع رشد آزاد و كامل شخصيت او امكان پذير است
تكاليفي بر عهده دارد. 2) هر فرد در اجراي حقوق و در مقام برخورداري از آزادي هاي خويش، تنها از محدوديت ها يي پيروي مي كند كه قانون منحصرا به منظور تأمين شنا سايي و حرمت حقوق و آزادي هاي ديگران، ازجمله براي تحقق بخشيدن به مقتضيات اخلاقی و نظام اجتماعي و مصلحت عمومي، در يك جامعه دموكرات وضع كرده باشد. 3) در هيچ حال نمي توان حقوق و آزادي هاي مزبور را به نحوي به كار برد كه با اهداف و اصول ملل متحد در تضاد باشد.
ماده ی 30 – هيچ يك از مقررات اعلاميه ی حاضر را نمي توان به نحوي تفسير كرد كه براي دولتي يا گروهي يا فردي متضمن حقي شود كه بنا بر آن، بتواند به فعاليتي دست زند يا كاري انجام دهد كه هدف آن از بين بردن حقي از حقوق و آزادي هاي مذكور در اين اعلاميه باشد.
چند وقتی است که مبلغ اضافه کار بسیار از دستگاه های دولتی و از جمله نیروهای ستادی و اداری خود آموزش و پرورش اضافه شده است و قرار بر این بود که فکری به حال معلم زحمت کش کلاس هم بشود. ولی ظاهراً سازمان برنامه و بودجه مخالفت کرده و گفته که آموزش و پرورش کسر بودجه دارد و طبق روال همیشگی ما معلم ها باز هم باید تاوان این بی برنامه گی های آقایان را پس بدهیم!!!!!
من چی دارم؟
از دار دنیا ی خدا ، من فقط چند تا مختصر دارم
یه دست لباس نیمدار (به علامت گذر زمان )
یه خودکار ( اگر هم نبود از دانش آموز نیمکت جلو می گیرم .به علامت اینکه یه چیزایی هم دست منه )
یه مشت حرفهای تکراری ( که نه خودم باورم می شه . نه بچه ها به نشانه ی حلالیت حقوق)
یه دفتر نمره ی اهدایی از دفتر مدرسه( به یاد شعر " نابرده رنج ... )
یه سینه پهلوی مزمن از تنفس گچ ( به نشانه ی نشو نمای حروف و کلمات )
یه ساعت شماته دار ( به علامت وقت شناسی )
یه پرونده ی خدمتی در حال قطور شدن ( یعنی من زندگی کرده ام )
یه مشت آرزوی در حال به گور شدن ( به علامت منم آدم بودم )
یه سه ماه تعطیلات تابستانی که نمی دونم چکارش کنم ( به نشانه ی آرامش یا همان نیروانا )
یه فیش حقوقی با دو ستون ( پرداختی ها و کسورات .به نشانه ی تضمین " فردا هم میام سر کار )
یه چند تا قبض. آب . برق . گاز . تلفن ...( به علامت تمدن )
یه جوراب سوراخ ( به علامت همدردی با بی نوایان )
یه اتاق اجاره ای ( به علامت علاقه ی غریب به فرهاد و ترانه ی " تو فکر یک سقفش ! تا نگن طرف از موسیقی چیزی سرش نمی شه )
یه شلنگ توی آستینی ( به نشانه ی " تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است )
یه ذوق کور از دیدن راننده ی تاکسی ( به علامت اینکه دانش آموزانم به جایی رسیدن )
یه خیال راحت ( به علامت " همینه که هست )
یه واژه ی پر تمتراق ( نشان به اون نشان که معلمم )
هوو....وه! چقدر زیاد !
آبروم رفت . من خیلی چیزا دارم و ... نیان اخراجم کنن ( به نشانه ی اجرای قانون هماهنگی پرداخت کارمندان)
بقیه اش را نمی گم . نمی خوام ندارنگان بسته زبان یه وقت خدای نکرده حسرت بدل بشن !
به نقل از سایت معلم
معلم: علي اميدوارم كه ديگر نبينم موقع امتحان از روي دست كسي نگاه كني!
علي: آقا! من هم اميدوارم كه شما نبينيد !!
معلم: هوشنگ! ببینم وقتی که درسَت را تمام کردی دوست داری چکاره شوی؟
- هنوز تصمیم نگرفته ام اما مثل پدرم آرزو دارم هر ماه یک میلیون تومان درآمد داشته باشم.
- مگر پدرت یک میلیون تومان در ماه درآمد داره؟
- نه آقا! او هم فقط آرزوی این را داره !!!
وزير آموزش و پرورش در نخستين مصاحبه خود در حاشيه دومين نشست سومين دوره مجلس دانشآموزي، با تاكيد بر پرهيز از هر گونه تغييرات شتابزده در آموزش و پروش، گفت: مسايل تعليم و تربيت، كارشناسي بوده و هيچ كس حق ندارد در راهروها و تك نفره تصميم بگيرد. آقاي فرشيدي در ادامه فرمودند:يكي از مشكلات مناطق محروم اين است كه معلمان آنها از سطح تحصيلي بالايي برخوردار نيستند و لذا اگر بتوان نيروهاي متخصص را در مناطق محروم به كار بست، سطح علمي اين مناطق افزايش خواهد يافت.
صدای معلم: يكي نيست از اين آقاي محترم بپرسد شما كه ادعا مي كني هيچ كس حق ندارد تك نفره تصميم بگيرد (حالا در راهرو يا غير راهرو بماند!!!) و مسائل تعليم و تربيت را كارشناسي مي داني!
اولاً: آيا در اين خصوص كه معلمان مناطق محروم از سطح تحصيلي بالايي برخوردار نيسستند چقدر كار كارشناسي شده؟ واگر شده مستندات خود را بفرماييد و اگر هم نشده لطفا" اجازه بدهيد عرق تنتان خشك شود و يك مقدار از حال و هواي مدارس خاص و غيرانتفاعي آن هم از نوع تهراني اش در بيايید، سپس از فيوضات خود ديگران را منتفع بفرماييد!
ثانياً: آيا مشكل اساسي مناطق محروم (به فرض قبول فرمايشات شما) پايين بودن سطح تحصيلات معلم هاي آنان است؟!!!!!!!!
برادر من! براي درك مشكلات مناطق محروم نمي گويم چند سال، فقط يك سال، بله يك سال كافي است مديريت كرده باشي (نمي گويم معلمي كه از عهده ي جناب عالي و خيل بي شمار مديران ديگر هم بر نمي آيد!) تا بفهمي كه درد مناطق محروم پايين بودن سطح تحصيلات معلمانش نيست كه بي تدبيري مديران نالايقش است. تا ببيني چگونه سرمايه هاي اين آب وخاك را (چه مادي وچه معنوي) به آب وگل مي مالند و هدر مي دهند.
یک معلم محروم از تحصیلات و تسهیلات و خیلی چیز های دیگر...
در خانه اگر كس است يك حرف بس است!
پاسخ ادامه ی افاضات ایشان بماند تا بعد!