تبليغاتX
صدای معلم

صدای معلم

خبری-صنفی-انتقادی و تحلیلی

سطل آشغال الکترونیک

با وجود اين همه بدبختي مردم، مجلس؛ سطل آشغال‌‏هاي الكترونيكي براي نمايندگان خريده است! 

خريد سطل آشغال الكترونيكي براي مجلس هفتم با اعتراض رئيس مجلس و برخي از نمايندگان كه اين اقدام را عدم رعايت شعار ساده زيستي اصولگرايان دانسته‌‏اند، مواجه شد كه در نهايت اين موضوع به صحن علني مجلس كشيده شد. به گزارش خبرنگار پارلماني "ايلنا"، حداد عادل به شدت نسبت به خريد سطل آشغال هاي الكترونيكي براي مجلس هفتم اعتراض و دستور جمع آوري آن از سراسر ساختمان بهارستان صادر كرده است .حسن كامران در جلسه ی علني مجلس طي تذكرآيين نامه‌‏اي، خطاب به حداد عادل، گفت: البته شايد شما هم مطلع نبوديد ولي متاسفم كه باز هم چشم همه ی ما روشن شده كه واقعا" با پول بيت‌‏المال سطل آشغال هاي الكترونيكي چيني براي نمايندگان مي‌‏خرند كه به درد هم نمي‌‏خورد. هنگام بيان تأكيد هميشگي مجلس هفتم بر "ساده زيستي" توسط كامران جمعي از نمايندگان با همهمه شماره 2 را به زبان مي‌‏آوردند و به اين ترتيب مخالفت خود را از طرح اين موضوع در صحن مجلس مطرح مي‌‏كردند .كامران ادامه داد: من مي‌‏خواهم بدانم چه كسي با وجود اين همه بدبختي مردم دستور خريد اين سطل‌‏هاي آشغال الكترونيكي را براي مجلس داده است تا پس از روشن شدن موضوع بگويم كه پول اين سطل‌‏ها را از جيب مبارك خود بدهد. حدادعادل در پاسخ به تذكر كامران آن را وارد خواند و گفت: من هم مطلع نبودم و طبيعي است كه در دستگاه وسيعي نظير مجلس از برخي جزييات آن بي‌‏خبر باشم. وي افزود: من هم از وجود اين سطل‌‏ها تعجب كردم و حتي به رييس سازمان اداري تلفن كردم و گفتم كه اين سطل‌‏ها را جمع كنند. حداد افزود: من هم راضي به خريد اين سطل‌‏ها نيستم و آن را اسراف مي‌‏دانم زيرا مجلس بايد الگوي صرفه جويي باشد .وي افزود: خدا را گواه مي‌‏گيرم كه بنده وقتي از اتاقم براي نماز خارج مي‌‏شوم، حتماً برق را خاموش مي‌‏كنم و يا وقتي مي‌‏خواهم كاغذي را كه هنوز پشت آن سفيد است به دور بريزم دستم مي‌‏لرزد. حداد ادامه داد: من هم از چنين اقدامي در مجلس تعجب كردم و خودم هم نسبت به آن حساسم و گفته‌‏ام كه سريعا" جمع آوري شود.

 

قضاوت و تحلیل این خبر با شما

 

صداي معلم: نظر من را اگر بپرسید می گویم دستگاه وسیع مجلس اصلاً و ابداً با دستگاه کوچک آموزش و پرورش قابل قیاس نیست! طرفه آن که حکایت ما و دیگران حکایت شتر مرغ شده که می گویند بار ببر پاسخ مي شنوند من مرغم و وقتی خواهان تخم گذاشتنش هستند می گوید شترم. علی(ع) که ما ادعای حکومتی با نام آن حضرت را داریم و سعی می کنیم به آن سمت حرکت کنیم مالک اشتر نخعی را به فرمانداری مصر انتخاب کرد و هنوز به آن جا نرسیده بود فرمانی تاریخی صادر کرد که هنوز مستند برخی و زینت بخش اتاق برخی دیگر است. چطور می شود که ما از جریان اموراتی این چنین در حوزه ی مسئولیت خود خبر نداشته باشیم؟! به فرض صحت؛ این خود عذر بدتر از گناه است که چرا خبر نداشته باشیم؟ آیا این خود قصور ما را ثابت نمی کند؟ آقای حداد و امثال ایشان که اینقدر مقیدند و هنگام خروج از اتاق چراغ را خاموش می کنند و به خاطر سفید بودن یک روی کاغذ، زمانی که دور می ریزند دستشان می لرزد آیا خبر ندارندکه در برخی ادارات و نهادهای به اصطلاح انقلابی شتر با بارش گم می شود ؟ اگر می دانند... و اگر نمی دانند... 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 22:29  توسط صدای معلم  | 

جای خالی تشکل های معلمان در سیاست گذاری ها

دنياي كنوني ما را به درستي مي توان عصر دموكراسي و حكومت مردم بر مردم ناميد. گرچه هنوز تا رسيدن به نقطه ی مطلوب در اين زمينه ــ با توجه به تفاوت هاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي كشورها و موانع موجود بر سر راه تحقق كامل اين هدف، فاصله بسيار است و راهي طولاني را بايد طي نمود، اما از حق نبايد گذشت كه بشر در اين سال ها گام هاي بلندي را در اين مسير برداشته است. ( NGO)ها به عنوان نهادهاي خود جوش و متكي به مردم، نقش بسزايي را در پيمودن راه دموكراسي بر عهده گرفته و هر روز قوي تر و مؤثرتر از گذشته، اين نقش را به پيش مي برند و دولت ها نيز اين حقيقت را دريافته اند كه براي انجام شايسته تر و كم هزينه تر امور،‌ بايد كار مردم را به خود مردم بسپارند. سازمان ملل متحد نيز از طريق يونسكو به تبليغ و ترويج اين امر در ميان دولت ها و ملت ها دامن زده و اين گونه تشكل ها را حمايت مي نمايد. ديري است جهان بر اين نكته واقف گرديده كه تصدي گري دولت ها و كنارگذاشتن ملت ها از اموري كه به خود آنان مربوط مي شود تبعات سياسي ـ اجتماعي و اقتصادي سنگيني را در پي داشته و خواهد داشت. «تشكل هاي صنفي»، يكي از (NGO)ها محسوب مي شوند كه كاركردهاي متعددي را داشته و كشورهاي پيشرفته امروز، استفاده ی شاياني را از حضور و حيات آنان در جامعه برده اند و اكنون يكي از تعيين كننده ترين نهادهاي تأثيرگذار اجتماعي در اين جوامع محسوب مي گردند. اما با كمال تأسف بايد اذعان نمود كه اين (NGO‌)ها تاكنون در ميهن ما، از جايگاهي فاخر و درخور شأن برخوردار نگشته و اين معضل، يكي از موانع و نقطه ضعف هاي اساسي ما در ايران  بوده است؛ اين بدان معنا نيست كه اين نهادها در ايران به وجود نيامده؛ بلكه مقصود اين است كه اگر هم رسماً حضورشان را به ثبت رسانده و آغاز به فعاليت كرده اند، اين حضور، مؤثر نبوده و كسي آن را احساس نكرده و يا آنان را جدي نگرفته است! به اين دليل كه نوعاً تولد آنان نوپا، شتاب زده، بدون داشتن استراتژي روشن و مشخص، و آلوده به اغراض سياسي بوده و يا اين كه بعداً به اين شائبه ها آلوده گشته است. از سوي ديگر، دولت ها نيز در هر دوره اي به دليل فقدان توسعه يافتگي و بلوغ سياسي لازم، آگاهانه و يا  ناآگاهانه، به بهانه هاي واهي به عنوان يكي از موانع اصلي كاركرد اين تشكل ها وارد عمل شده و رشد و تكامل آنان را به تأخير انداخته اند. به گونه اي كه امروز جاي خالي ديدگاه هاي كارشناسي تشكل هاي صنفي معلمان در طرح ها و برنامه ها و سياستگذاري هاي كلان آموزش و پرورش، به وضوح به چشم  مي خورد. متوليان و مسئولان تعليم و تربيت كشور نبايد از شنيدن سخنان، نقطه نظرها و انتقادات و ديدگاه هاي كارشناسي اين تشكل ها خود را بي نياز ببينند و به خاطر برخي رفتارهاي خطا و شتابزده ی آنان، نظام آموزشي كشور را از عطيه ی نقد و تخطئه ی كساني كه زندگي خود را صرف تربيت فرزندان ميهن نموده و راحت و خواب را بر خود و خانواده ی خويش حرام كرده اند، محروم نمايند. از سوي ديگر، اعضاي اين تشكل ها نيز نبايد درجا زده و با طرح و تكرار مكرر خواسته هاي مادي - كه البته در جاي خود بسيار لازم و مهم مي باشند ـ جايگاه اجتماعي و اعتبار و تخصص خويش را ناديده شمرده و يا خداي ناخواسته به آن لطمه بزنند. البته تشكل هاي فرهنگي، كه رهبري و هدايت آن ها را معلمان دلسوز و رنجديده برعهده دارند، نمي توان با تشكل هايي نظير "خانه ی كارگر"، هم شأن وهم رتبه دانست. اعضاي محترم و پرتلاش اين سازمان ها، بايد بدانند كه جامعه و مسئولان آموزش و پرورش چه بخواهند و چه نخواهند، به برآيند عقل جمعي آنان در حوزه هاي تخصصي نيازمندند تا بتوانند با تكيه بر آن ها، معضلات و مشكلات را يكي پس از ديگري از سر راه بردارند. بنابر اين  تشكل هاي صنفي معلمان پيش از ورود به هر كاري، بايد دنبال آن باشند كه ابتدا سطح كارآمدي و دانش خود را در حوزه هاي تخصصي آموزش و پرورش ارتقاء بخشند و تا به اين مهم دست نيافته اند،‌ از ورود احساسي و عاطفي به ديگر حوزه ها پرهيز نمايند؛ در اين صورت، خواهند توانست به مقبوليت سياسي و اجتماعي و نفوذ و اقتدارشايسته و درخور شأن خويش دست يابند و در تحولات و سياستگذاري هاي كلان كشور تأثير گذار باشند و در حوزه هاي سرنوشت ساز به بازي گرفته شوند! در غير اين صورت "عرض خود خواهند برد و  ديگران را زحمت خواهند داد!"

منبع : روزنوشت 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 22:27  توسط صدای معلم  | 

تاثیر سخنرانی در اصلاح رفتار(يك تجربه)

سال هاست که در کسوت مديريت به نوباوگان کشورم خدمت می کنم، ولی سعی کرده ام هيچ وقت برای بچه ها سخنرانی نکنم و بيشتر سعی می کنم با آن ها صحبت کنم. صحبت های دوستانه و صميمانه خيلی کارسازتر از يک سخنرانی خسته کننده است. هميشه سعی می کنم مطالب و موضوعات مورد نظر را از راه های غيرمستقيم به دانش آموزان انتقال دهم و اين درسی بود که سال ها پيش از يک کودک ياد گرفتم.
دهه ي دوم خدمتم را تازه آغاز کرده بودم. هنوز به نيمه راه هم نرسيده بودم. ده سال اول خدمتم را در پايه های چهارم و پنجم دبستان تدريس داشتم و بر حسب مشکلات خانوادگی و دوری راه مجبور شدم که مدرسه ام را عوض کنم. در مدرسه ي جديد، فقط يک کلاس دوم خالی بود که مجبور شدم بدون داشتن تجربه ي تدريس در اين پايه، مشغول به کار شوم. ابتدا فکر می کردم فقط محتوای تدريس و کتاب ها عوض شده و من می توانم با اطلاع از مطالب کتاب ها و بررسی آن ها و نيز مراجعه به راهنمای تدريس کتاب يا معلمين با تجربه، به راحتی از عهده اين کار برآيم. ولی اشتباه می کردم. يک اصل اساسی را فراموش کرده بودم و آن اين که مخاطبان من سه سال کوچکتر از مخاطبان قبلی ام هستند و اين مساوی بود با يک دنيا تفاوت. اين اصل را «مريم» دانش آموز کوچولوی کلاسم، به من فهماند.
مريم دختر زيبا و بسيار تميز و مرتبی بود. موهايش هميشه بافته بود. تکاليفش را مرتب و با خط زيبای کودکانه می نوشت. کم حرف بود و درون گرا و با بچه ها، زياد دوستی نمی کرد. بيشتر با وسايلش سرگرم بود.
جا مدادی، پاک کن، خط کش، دفاتر تميز و خط کشی شده و انواع لوازم التحرير زيبا، او را به خود سرگرم می کرد و شايد جای دوست را برايش پر می کرد. گاهی زير چشمی نگاهش می کردم که با عکس روی جامدادی اش حرف می زد. روی هم رفته کودک بی آزاری بود و نمونه ي يک دانش آموز خوب محسوب می شد.
تقريباً ماه سوم سال تحصيلی بود. گاهی، بچه ها از اين که وسايلشان گم می شد، گله داشتند و من هم به آن ها می گفتم که بايد در نگهداری آن ها دقت بيشتری داشته باشند. بيشتر درگير مشکلات تدريس بودم تا مسائل تربيتی. گاهی که گله و شکايت آن ها زياد می شد، دنبال وسايل آن ها همه جا را می گشتيم، ولی معمولاً پيدا نمی شد و من هم پس از چند دقيقه، موضوع را فراموش می کردم به حساب اين که آن ها گم شده اند، يا در خانه جا مانده اند، يا از کيفشان بيرون افتاده و...
روزی مادر مريم به من مراجعه کرد و يک کيسه نايلون پر از لوازم التحرير به من داد و با شرمندگی فراوان اظهار کرد که اين وسايل را از زير تخت مريم پيدا کرده که هيچ کدامشان متعلق به مريم نيست. خيلی نگران و ناراحت شده بود و به مريم هم حرفی نزده بود. مستقيم وسايل را پيش من آورده بود و می گفت: با اين ننگ چه کنم، دختر کوچولوی من وسايل دوستانش را بی اجازه برمی دارد.
سعی کردم او را آرام کنم و خواستم که موضوع را به من واگذار کند. او نيز از اين برخورد استقبال کرد. مثل اين که اصلاً دلش نمی خواست راجع به اين موضوع، با شخص ديگری حرف بزند، حتی خود مريم.
مريم را به محل خلوتی بردم و کلی برايش سخنرانی کردم. او هم گريه کرد و قول داد که ديگر اين کار را تکرار نکند و من هم فکر کردم با سخنرانی جالبی که ايراد کرده ام، حتماً مريم متوجه شده که کار بدی کرده و ديگر تکرار نمی کند.
چند روزی گذشت. در تمام اين روزها، مريم نگاهش را از من دريغ می کرد. حتی يک بار هم به صورت من نگاه نکرد و همين باعث شد خيالم راحت شود که مريم شرمنده شده و ديگر اين کارها را تکرار نخواهد کرد، ولی باز هم لوازم بچه ها گم می شد.
چند هفته بعد، مادر مريم با يک کيسه ديگر لوازم التحرير به سراغم آمد. اين بار کيسه را از گوشه کمد لباس ها و زير لباس های تابستانی او پيدا کرده بود. صحنه های قبلی دوباره تکرار شد: گريه مادر مريم، سخنرانی، گريه مريم، قول دادن مريم. (و البته اين بار کمتر شرمنده بود.)
ولی باز هم مشکل حل نشد و مريم از هر فرصتی برای برداشتن وسايل دوستانش استفاده می کرد. هر راه حلی که به فکرم می رسيد، امتحان می کردم. به مشاور مسائل تربيتی نيز مراجعه کرديم و من و مادر مريم، به هر پيشنهادی که می شد و فکر می کرديم مفيد باشد، عمل کرديم. به کتاب های مختلف مراجعه کرديم، ولی هيچکدام کارساز نبود. مريم هر بار نادم و پشيمان تر می شد، ولی در تکرار اين عمل زشت مصمم بود. گويی در انجام اين عمل هيچ اختياری نداشت.
کم کم بچه های ديگر متوجه شدند که لوازمشان را چه کسی برمی دارد و اين، مسأله را بغرنج تر می کرد.
بالاخره يک روز تصميم گرفتم با مريم همان کاری را بکنم که او با ديگران می کرد. يعنی پنهانی لوازمش را به اصطلاح کش رفتم. وقتی اولين بار پيش من آمد و گفت که «مداد پاک کن عطری من گم شده و نيست»، خود را کمی ناراحت نشان دادم و در حالی که دستم در جيبم روی مداد پاک کن بود، گفتم: «بايد دنبالش بگرديم. نکند مثل وسايل بچه های ديگر گم شود و ديگر پيدا نشود!» با اين جمله من، چشمانش گرد شد و گفت: «نه خانم، اين پاک کن مال من است، گم نمی شود!»
بار دوم که عروسک سر مدادش را برداشته بودم، پيش من آمد و باز گفت: «خانم! عروسک مدادم گم شده.» گفتم: «حتماً رفته پيش وسايل بچه های ديگر که قبلاً گم شده بود.»
به سرعت جواب داد: «نه خانم نمی رود.» با او همدردی کردم و نشان دادم که از گم شدن لوازمش ناراحتم و گفتم: «گم شدن وسايلی که دوستشان داريم، خيلی سخت است. من هم وقتی چيزی را گم می کنم، خيلی ناراحت می شوم، همه ناراحت می شوند. همه بچه هايی که از اول سال تا به حال وسايلشان گم شده بود، حتماً خيلی ناراحت شده اند. مريم جان! کاش کسی که وسايل بچه ها را برمی دارد، ديگر اين کار را نکند. هيچ کس دوست ندارد وسايلش را از دست بدهد. همه بچه ها لوازمشان را دوست دارند و...»
اين موضوع، چندين روز پشت سر هم تکرار شد و او يکی يکی محبوب ترين وسايلش را از دست داد. دزد موذی جديد، بی رحمانه، زيباترين وسايل او را نشان می کرد و به سرعت برق و باد آن ها را کش می رفت. گاهی اتفاق می افتاد که او، حتی يک مداد هم برای نوشتن نداشت. (مهارت اين دزد جديد برای خود من هم تعجب داشت.)
پس از گذشت يک دوره ي کوتاه، متوجه شدم در کلاس
۳۲ نفره ما که هر روز کسی وسيله ای گم می کرد، حدود يک هفته ای است که فقط مريم وسايلش را گم می کند.
وقتی اين دزد ماهر دست از دزدی برداشت، مريم عزيز ما هم ديگر وسايل بچه ها را به خانه نمی برد و ديگر در کلاس چيزی گم نشد. مريم کوچولو به من فهماند که:
چون که با کودک سر و کارت فتاد
پس زبان کودکی بايد گشاد
سال ها اين ضرب المثل و اين شعر نغز را شنيده بودم، ولی آن را درک نکرده بودم و اين گونه بود که بالاخره فهميدم سخنرانی و نصيحت برای کودک
۸ ساله، تأثير تربيتی ندارد!
اين جمله را سرلوحه کارم در سال های بعد قرار دادم. بارها در برنامه های مختلف از من خواسته شد که برای بچه ها صحبت کنم، ولی ترجيح داده ام و می دهم که چند جمله ي خوشايند به آن ها بگويم و بيشتر از برنامه های نشاط انگيز و آموزنده مانند تئاتر، سرود و... استفاده کنم و اهداف تربيتی خود را به صورت غيرمستقيم دنبال نمايم.

 

آذر آفاقی

 

منبع: ایران امروز

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 22:21  توسط صدای معلم  | 

امور تربیتی

آزموده را آزمودن خطاست

آدمي، وقت چنداني براي آزمودن مكرر اشتباهات خود در زندگي ندارد و بايد از كارها و تجربيات گذشته خود درس گرفته و هر شكستي را مقدمه اي براي جهش به موقعيتي برتر و ارتكاب اشتباه كمتر و دستيابي به پيروزي نهايي  قرار دهد. گرچه تجربه، همواره بزرگترين معلم انسان در طول تاريخ بوده؛ اما نبايد تجربه و آزمايش كردن را با تكرار تجربه هاي شكست خورده و بي ثمر قبلي، اشتباه گرفت و البته درس گرفتن از راه هاي پيموده شده ی بشر و استفاده از تجارب و يافته هاي علمي و تجربي سایر انسان های متمدن، هم توصيه ی عقل است و هم سفارش دين اسلام. چرا كه وقتي نبي مكرم اسلام حضرت محمد(ص) به مؤمنان مي فرمايد: "اطلبوا العلم ولو بالصين"، اشاره ی آن حضرت به ضرورت بهره مندي مسلمانان از يافته هاي تجربي تمدنهاي بشري است. در نخستين سال هاي پس از پيروزي انقلاب، امور تربيتي به عنوان يك نهاد انقلابي برخاسته از متن مردم و با تدبير شهيدان رجايي و باهنر در آموزش و پرورش تشكيل و فعاليت خود را آغاز نمود. در آن سال ها، اگر چه اين نهاد فعاليت هاي علمي و تخصصي تعريف شده و مشخصي را در آموزش و پرورش دنبال نمي نمود، اما شرايط بحراني اوايل انقلاب و به دنبال آن وقوع رويداد مهم و ويرانگر جنگ تحميلي، عاملي شد تا نيروهاي جوان و مؤمن و تازه نفس و البته فاقد آموزش و تخصص هاي لازم در امر آموزش و پرورش، مانند ديگر جوانان پرشور اين مرز و بوم، در برهه اي از زمان بتوانند نقش چند جانبه اي را از خود به نمايش گذاشته و وظايف دشواري را در پشت سر گذاشتن اين دوران سخت، ايفاء نمايند؛ البته با تحولي كه  در اين سال ها در جوانان كشور ايجاد شده بود، اين نيروها با خستگي ناپذيري و شور و اشتياق فراوان ــ به تناسب زمان و با احساس نياز به افزايش سطح دانش تخصصي و حرفه اي - جهش و تحول چشمگيري نيز در عرصه هاي ياد شده از خود نشان داده و بسياري از آنان توانستند به سطوح عالي علمي و تخصصي در حوزه هاي مختلف علمي، فرهنگي، سياسي كشور دست يابند و مسئوليت هاي مهمي را برعهده گيرند. اما امروز كيست كه نداند كه امور پرورشي در آن دوران براي اهداف و برهه اي خاص، طراحي و تدارك ديده شده و ضرورت وجودي آن (با آن وظايفي كه در آن دوران برعهده اش بود) نيز با حاكم شدن آرامش و ثبات در كشور، تغيير يافته و اكنون نمي توان فعاليت هاي پرورشي در مدارس را با همان انگيزه ها و روش هاي ضربتي ادامه داد و نتيجه اي را كه در آن روزها از امور تربيتي مي گرفتيم امروز نيز همان نتيجه را گرفت. زمزمه ی بازگرداندن امورتربيتي به مدارس، اين روزها با قرار گرفتن اين موضوع به عنوان يكي از دستور كارهاي مجلس محترم شوراي اسلامي، اگر چه از يك سو حساسيت و علاقه مندي و پايبندي نمايندگان محترم را به اصول و ارزش هاي انقلاب اسلامي نشان مي دهد، اما نبايد از سهم و تأثير تمايلات و گرايشات سياسي افراد و گروه ها در سوق پيدا كردن مجلس به اين سمت و سو غافل بود. كمتر كسي است كه صداقت و ديانت و تعهد مسئولين قبلي آموزش و پرورش در اين زمينه را قبول نداشته باشد. بسياري از تصميم گيرندگان و تصويب كنندگان مصوبات قبلي در خصوص تلفيق فعاليت هاي آموزشي و پرورشي، از سردمداران و پيش كسوتان امورتربيتي و از استخوان خرد كرده هاي اين معاونت عريض و طويل در آموزش و پرورش بودند و مروري گذرا به مشروح مذاكرات و صورتجلسات تنظيمي آن روزهاي طاقت فرسا به خوبي نشان خواهد داد كه چه مباحث كارشناسي پيچيده و دقيقي همراه با حساسيت ها و دلسوزي هايي حتي بيشتر از منتقدين فعلي، در روند اين مذاكرات صورت گرفته و در نهايت منجر به چنين تصميمي شده است. امور تربيتي بايد از حاشيه به متن بازمي گشت و در اين تصميم شجاعانه، اين كار به درستي صورت گرفت و چنانچه تحقيقي علمي و همه جانبه در اين باره صورت گيرد بي ترديد موفقيت شايان اين ادغام و تلفيق فعاليت هاي آموزشي و پرورشي بر همگان روشن خواهد شد چرا كه اكنون حركتي منطقي و‌ منطبق بر فطرت دانش آموزان، با پرهيز از شتابزدگي هاي معمول- كه آفت بزرگي در به ثمر نشستن فعاليت هاي تربيتي و فرهنگي محسوب مي گردد- و به دور از شعارها و منطبق با استانداردهاي علمي تجربه شده جهاني، در بستري آرام آغاز شده و در شرف به ثمر رسيدن است و اگر اين تز بازگشت به شعارهاي اول انقلاب،‌ از منظر مسئولين جديد آموزش و پرورش به مفهوم بازگشت به گذشته و آزمون و تكرار همان كارها و روشهاي خطا و تجربه هاي كذايي است، كه بايد به ایشان متذكر شد:‌ دوستان! مراقب باشيد از يك سوراخ دوبار گزيده نشويد! به اميدي كه متوليان آموزش و پرورش، ايده ها و كارهاي خوب گذشتگان را فارغ از گرايش هاي سياسي آنان پاس بدارند و  بر اندوخته ها و دانش گذشتگان بيفزايند.

منبع : روزنوشت

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 22:19  توسط صدای معلم  | 

آموزش و پرورش ساختار شکن

بانوان ميهن اسلامي ما، بيش از نيمي از جمعيت كشور را تشكيل مي دهند اما نگاهي تاريخي و همه جانبه به وضعيت اجتماعي و فرهنگي اين قشر فداكار و رنجديده در تمام نقاط دنيا به ويژه در كشورهاي شرقي، نشان مي دهد كه به دلايل عديده اي، هيچ گاه جوامع مردسالار نخواسته اند آن چنان كه بايد و شايد حقوق انساني و اجتماعي آنان را آن گونه كه آفريدگار توانا از ما خواسته، متناسب با ويژگي هاي خلقتي شان به رسميت بشناسند. جاي چندان دوري نرويم؛ تأملي فكورانه در همين كشور اسلامي خودمان به وضوح اين نكته را نمايان خواهد ساخت كه زن همچنان از منظر ما مردان، موجودي درجه ی دوم محسوب مي شود و به تبع آن، برخورداري هاي حقوقي و اجتماعي وي نيز در همين حد  باقي مي ماند. البته اين سخن به معني آن نيست كه تاكنون حركتي در اين زمينه صورت نگرفته بلكه اشاره به اين حقيقت تلخ دارد كه ما مردان، همواره مردانه مي انديشيم و از مردسالاري لذت مي بريم. تا به حال دولتمردان و مديران طراز اول كشور از خودشان پرسيده اند كه براي رفاه حال و احقاق حقوق اين فرشتگان و سرچشمه هاي عطوفت و مهرباني در روي زمين چه تدابيري انديشيده و يا چه اقداماتي را انجام داده اند؟ در يكي از سايت هاي خبري، خبري را با اين مضمون خواندم كه: "بنا بر قوانين جديد انگلستان قرار است كه از سال 2007 ميلادي به مرداني كه همسرشان وضع‌ حمل مي‌كنند 6 ماه مرخصي بدون حقوق داده شود تا در نگهداري از كودك به مادر كمك كنند." و وقتي اين قانون را با قوانين مدني، حقوقي و اجتماعي خودمان مقايسه مي كنيم تفاوت فاحش را به وضوح نمايان مي بينيم. زنان و دختران ما امروز بيش از هر زمان ديگر استعدادها و لياقت هاي خود را به رخ كشيده و در عرصه هاي رقابت علمي و هنري، ‌گوي سبقت را از مردان ربوده اند. در زمينه ی اختراعات و دستيابي به فناوري هاي پيشرفته _ در معدود عرصه هايي كه امكانات برابر براي ايفاي نقش براي آنان فراهم شده _ پا په پاي مردان و در بسياري اوقات جلوتر از آنان حركت کرده اند؛ اما متأسفانه همچنان می بینیم که در آتش حرمان و برخوردهاي تبعيض آميز ما مردان مي سوزند. در عرصه هاي شغلي و سياستگذاري نيز به جز موارد معدودي، حضور آنان هنوز سمبليك و فرمايشي و بدون اثرگذاري ثمربخش مي باشد. امروز اگر دختران ما ولو با تخصص هاي بالا در زمينه هاي علمي و صنعتي براي به دست آوردن شغلي آبرومند تلاش كنند، در صورت بودن رقيبي از ميان مردان براي كسب اين شغل، تقریباً شانسي برايشان باقي نمي ماند. تنوع رشته هاي شغلي موجود در بخش بانوان در مقايسه با بخش مردان، بسيار ناچيز بوده و آن ها بايد به ناچار دنبال آن باشند كه در يكي از دو شغل معلمي و يا پرستاري مشغول به كار شوند و اگر هم در مواقع نادري شغلي در زمينه ي صنعت به ايشان پيشنهاد شود، خانواده و برخوردهاي ناروا و برخاسته از باورهاي غلط مردم او را از پيگيري حق مسلم خود دلسرد و نا اميد مي سازد و ظاهراً ما مردان چندان هم از اين امر ناخشنود نیستیم چرا كه اگر زنان، از هر نظر به ما نيازمند باشند، مطيع ترند و بهتر بگويم در مقابل ستم هاي نارواي ما ساكت ترند! آيا حق و عدالت بر اين پايه استوار است؟! آيا اسلام با آن همه صلابت و استواري و همه جانبه نگري ابعاد وجود بشري، به ما چنين دستوري داده كه زنان را در خانه و خانه داري خلاصه كنيم و از اين همه استعدادهاي شگرف آنان خود و جامعه را محروم سازيم؟! امروز آموزش و پرورش ما وظيفه اي بسيار سنگين برعهده دارد و نمي تواند به بهانه هاي واهي از چنين مسئوليتي شانه خالي کند. ديگر دوران خانه نشيني بانوان پایان یافته و دوران نقش آفريني آنان در عرصه ي اجتماع فرا رسيده است. مسئولين امر بايد برنامه ريزي براي اين پيكره ي عظيم اجتماع را سر لوحه ی كار خود قرار دهند. امروز نمي توان با مانور دادن بر روي كارهاي كوچك و محدودي همچون اجراي طرح استتار  و محصور كردن ديوارهاي مدارس و نظایر آن به عنوان يك حركت بزرگ و موفق در اين عرصه نام برد و به آن فخر نمود؛ بلكه بايد به دنبال كارهاي بزرگ و زبربنايي بود تا در آينده اي نه چندان دور، روح افسردگي و ملالت از دل های مادران آینده ساز این کشور رخت بربندد. کاری کارستان لازم است و اراده ای سنت شکن در این جا به کار می آید. البته نباید از کارهای خوب و جسورانه ای که در طی این چند سال در همین عرصه ها صورت گرفت، غافل ماند؛ كارهايي نظير اجراي برنامه هاي دورانديشانه و تابو شكنانه اي همچون: استفاده از رنگ هاي شاد براي روپوش دانش آموزان مدارس دخترانه و يا برداشتن حجاب در سركلاس هاي درس مدارس دخترانه اي كه  مشرف به كوچه و خيابان  بوده و در معرض ديد عموم قرار دارند _ به منظور پيشگيري از بيماري هاي پوستي و ديگر عوارض جسمي  دختران _ كه در جاي خود حركتي درخور توجه و رو به جلو تلقي مي گردند. گر چه همين طرح ها نيز در مرحله ی اجرا، آن گونه كه بايد و شايد توسط بدنه ی اجرايي آموزش و پرورش و به دليل عدم التزام و پايبندي عده كثيري از مديران مدارس دخترانه نسبت به اين برنامه ها، مورد استقبال قرار نگرفته و به درستي به اجرا درنيامد؛ چرا كه در اين مقوله نيز همچون بسياري موارد ديگر، مديران مدارس، فارغ از تمام هم و غم برنامه ريزان ستادي، همان ساز خويش را نواختند و به راه خويش رفتند! البته اين معضل گريبانگير تمام عرصه هاي مديريتي كشور مي باشد كه تصميمات اتخاذ شده  توسط مديران سطوح عالي، در همان سطح باقي مانده و در سرچشمه عقيم مي شوند، بايد براي برطرف ساختن اين مشكل ساختاري كشور، مطالعات همه جانبه اي صورت گرفته و به اجرا درآِيد. از حق نبايد گذشت كه لااقل در تهران، در اين زمينه، فرهنگ سازي  مناسبي صورت گرفت. ديگر سخن گفتن از استفاده از رنگ هاي شاد و روشن براي پوشش دختران، ورود به محدوده ی ممنوعه تلقي نمي گردد بلكه حتي به يكي از بحث هاي مهم كارشناسان در سطح رسانه ملي  مبدل گشته و دايره ی شمول و گستردگي آن، كليت جامعه ی زنان كشور را نيز دربرگرفته است! بنابراين آموزش و پرورش ما بايد ساختار شكن باشد و به عرصه هايي ورود پيدا كرده و درصدد ارائه ی راهكارهاي انقلابي براي مسائلي برآيد كه در طي ساليان دراز، برپايه ی باورهاي غلط و احتياط هاي بي موردي بنا شده اند كه محلي از اعراب ندارند و فقط دست و پاگير همگان شده اند. بديهي است در اين راه دشوار، مرارت ها و تندي هاي بسياري را نيز بايد به جان خريد و هزينه هاي لازم را پرداخت و این کار تنها از عهده ی کسانی برخواهد آمد که از تخصص و تعهد و عزم و اراده ای راستین برخوردارند.

منبع : روزنوشت

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 22:13  توسط صدای معلم  | 

گزارش سازمان آموزش و پرورش تهران به مجلس

در روزهاي پاياني دوران رياست جمهوري جناب آقاي خاتمي، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي تلاش هاي گسترده اي را براي استيضاح و بركناري چند تن از وزراي كابينه صورت دادند كه از جمله ي آنان، وزير وقت آموزش و پرورش بود. در متن استيضاح آنان كه در جرايد كشور نيز به صورت گسترده اي منعكس شد، سؤالات و محورهايي مورد توجه و تأكيد قرار گرفته بود كه ــ اكنون كه گرد و غبارها و هيجانات مربوط به ايام پيش از انتخابات دوره نهم رياست جمهوري فرو نشسته است ــ نگاهي مجدد به آن ها جالب توجه و عبرت آموز مي تواند باشد.

مطالب زير، بخشي از گزارشي است كه درپاسخ به سؤالات نمايندگان محترم در حوزه ي عملكردي سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در همان زمان توسط مديران اين سازمان براي پاسخگويي به مجلس، تهيه و تنظيم گرديده است. گزارشي كه به دليل ناتمام ماندن جريان استيضاح با تأكيد مقام معظم رهبري، هيچ وقت به مجلس ارائه نشد. اما از آن جا كه خواندن  اين گزارش، مي تواند در تنوير افكار فرهنگيان و علاقمندان به مسائل آموزش و پرورش مؤثر واقع شده و زمينه ها و روند شكل گيري حركت ها و تصميمات مديران را در آن دوره حساس كه مقطعي نسبتاً طولاني از دوران مديريت در اين سازمان را به خود اختصاص داده است، روشن نمايد، محورهاي اساسي آن را در زير مي آوريم:

متن گزارش :

بسمه تعالي

1- تشكل هاي صنفي معلمان: بعد از حماسه ي دوم خرداد و روي كار آمدن جناب آقاي خاتمي رياست محترم جمهوري اسلامي كه با استقبال بي نظير مردم از شعارهاي اصلاح طلبانه ايشان در زمينه ي توسعه ي سياسي و بسط جامعه ي مدني همراه بود، جامعه ي بزرگ فرهنگيان تهران نيز با ديدگاه ها و گرايش هاي مختلف فكري متأثر از جريان عمومي كشور، در صدد ايجاد تشكل هايي خود جوش برآمدند تا بتواند با بهره گيري از راه هاي صحيح و مجاري قانوني موجود، خواسته هاي صنفي خويش را دنبال نمايند و سازمان معلمان تهران نيز يكي از همين تشكل ها محسوب مي گرديد. اين سازمان پس از كسب مجوز رسمي از وزارت كشور چند جلسه ي داخلي برگزار نمود و البته مانند ساير تشكل ها عموماً از مسئولين داخلي سازمان نيز دعوت به عمل مي آورد و بديهي است ممنوعيتي نيز به لحاظ قانوني براي شركت كاركنان در اوقات فراغت خود (در صورت تمايل) در اين نوع برنامه ها، وجود نداشت.

در گردهمايي اين سازمان در مركز تربيت معلم شهيد باهنر در سال 82 كه با اخذ مجوز رسمي از وزارت كشور و نيز با تمهيدات كافي و هماهنگي با حراست وزارت آموزش و پرورش در محيطي كاملاً بسته در داخل حياط اين مركز تشكيل شده بود، دو خواسته ي محدود و قانوني در چارچوب اختيارات و توان دولت مطرح شده بود:

1-   ضرورت پرداخت يارانه ي مسكن معلمان كه مدت ها مسكوت مانده و به تعويق افتاده بود.

2-   ضرورت پرداخت بن غير نقدي به معلمان.

پس از اتمام گردهمايي مسئولين مكرراً از طريق بلندگو اتمام مراسم را به شركت كنندگان گوشزد نموده و از آن ها مي خواهند كه بدون هيچگونه اجتماعي در خارج از سالن، محل را ترك كنند اما تعدادي از افراد ساير تشكل ها كه اتفاقاً مخالف با سياست هاي دولت بودند با اطلاع از زمان گردهمايي و حضور در محل، از موقعيت سوء استفاده كرده وموفق مي شوند گروهي را به دور خود جمع نموده و به سمت وزارتخانه حركت كنند. اين گروه در طول مسير اقدام به دادن شعارهايي مي نمايند كه اتفاقاً سازمان معلمان تهران با اين شعارها مخالف بوده و اين گونه تجمعات را كه بعداً نيز به اجتماعات ديگري در سطح شهر منجر گرديد، غير قانوني دانسته و در اطلاعيه هايي كه در آن زمان صادر كرده است آن را محكوم مي نمايد.

2- انتخاب و چينش نيروها: سياست كلي اين سازمان، ملهم از آرمان هاي بلند بنيانگذار جمهوري اسلامي و رهبر معظم انقلاب در رفع محروميت از مناطق جنوبي و ايجاد زمينه هاي رشد و بالندگي استعدادهاي فراوان در اين مناطق بوده ومي باشد، لذا بر همين مبنا سازمان از همان آغاز راهبرد اساسي خود را در جهت همين خط مشي كلي نهاده و تصميم گرفت تا از افراد توانمند و بومي و آشنا به مشكلات و مسائل خاص همان مناطق براي تصدي مسئوليت ها بهره ببرد و لذا از نيروهايي كه داراي سوابق ارزشمندي در زمينه هاي آموزشي و تربيتي بودند براي بر عهده گرفتن مسئوليت ها دعوت به عمل آورد و ايشان نيز علي رغم تمامي موانع و مشكلاتي كه در مسير راه وجود داشت با از خود گذشتگي و احساس مسئوليت، اين وظيفه ي سنگين را بر دوش گرفته و با نهايت جديت در انجام وظايف محوله كوشيدند كه امروز آمار و ارقام، حاكي از موفقيت ها و پيشرفت هاي شايان آموزشي و پرورشي و شكوفايي چشمگير فرزندان اين مرز و بوم درمناطق جنوبي مي باشد و اين نكته، يكي از افتخارات اين سازمان در اين مدت محسوب مي گردد. كه در اين جا براي بيشتر روشن شدن اذهان، شمه اي از موفقيت هاي سازمان در بخش هاي مختلف  بازگو مي شود:   

تغيير ساختار و تمركز زدايي و اقدامات سازمان در اين زمينه:

الف)ساختار و تشكيلات: در اين زمينه بايد گفت كه در طول سه سال اخير فقط دو بار تشكيلات مناطق تغيير نموده است كه يك مورد در سال 81 در راستاي اجراي طرح تلفيق فعاليت‌هاي آموزشي و پرورشي انجام گرفت و سازمان‌هاي آموزش و پرورش كه در آن زمان اداره كل بودند چندان نقشي در اين زمينه نداشتند بلكه عمده ي كار از طرف حوزه ي تشكيلات وزارت آموزش و پرورش با محوريت سازمان مديريت و برنامه‌ريزي انجام پذيرفت.

دومين تغيير در سال 83 با اجراي سياست‌هاي برنامه ي سوم در كاهش پست‌هاي اداري و تمركززدايي با توجّه به تشكيل سازمان‌هاي آموزش و پرورش و تفويض اختيارات لازم كه مصوب شوراي عالي اداري كه يكي از برنامه‌ي هفتگانه تحول اداري بوده انجام گرفته است و چون مسؤوليت طراحي ساختار به سازمان‌هاي آموزش و پرورش و مديريت و برنامه‌ريزي استان تفويض گرديد در تهران با تشكيل كميته ي تحول اداري و دعوت از اساتيد دانشگاه پس از برگزاري يك دوره‌ي آموزشي براي كليه ي دست اندركاران در قالب كميته‌هاي كاري، ساختار جديد طراحي گرديد كه در نوع خود بي‌نظير بوده چرا كه تاكنون سابقه‌ي مطالعه و بررسي در سطح استان نبوده است.

ب)تمركززدايي: از جمله ي كار‌هاي بسيار موفق دولت جناب آقاي خاتمي در طول سال‌هاي اخير كه با برنامه انجام شده و همچنان ادامه دارد بحث تمركز‌زدايي و تفويض اختيار به واحدهاي اجرايي بوده است كه در آموزش و پرورش نيز در قالب برنامه‌ي مدرسه‌محوري به اين مفهوم كه فعاليت‌هاي اجرايي و برنامه‌ريزي در سطح مدرسه به شوراي مدرسه و انجمن اولياء و مربيان سپرده شود، به طور پيگير دنبال شده و اين سياست به شدّت مورد استقبال معلّمان و مجموعه ي پرسنل شاغل در مدارس قرار گرفته است. در سازمان آموزش و پرورش تهران نيز با تشكيل كميته‌ي تحول اداري و كميته‌هاي برنامه‌ريزي با حضور دست‌اندركاران و نيز گروه متخصص از سازمان بهره‌وري مستندسازي فعاليت‌ها انجام و تا با اصلاح فرآيندها با بهره‌مندي از چرخه ي بهره‌وري مديريت روش‌هاي انجام كار بهينه‌سازي شود كه خوشبختانه توفيقات فراواني با استفاده از فن‌آوري روز به دست آمده كه نمونه بارز آن در تكريم ارباب‌رجوع با گردش سريع كار مشهود است. به عنوان مثال اگر در سال‌هاي گذشته نقل و انتقالات معلّمان با حضور نيروهاي انتظامي و توسل به روابط به سر منزل نهايي مي‌رسيد در سال جاري حتي بدون مراجعه افراد از طريق سايت سازمان به صورت شفاف نقل و انتقالات انجام شد و ديگر خبري از مراجعه ي فراوان افراد به سازمان نبود و با استقرار نظام پيشنهادات و بهره‌مندي از نظرات و پيشنهادات مجموعه معلّمان و كاركنان هر روز فعاليت واحدها در قالب يك سيستم سازماني با مجموعه خرده سيستم‌هاي خود به روز‌آوري مي‌شود و درنهايت، با اجراي مديريت مشاركتي كه نظريات دانش‌آموزان، اولياء و معلّمان را به هم پيوند مي‌زند كيفيت برونداد كه همان تعليم و تربيت دانش‌آموزان در هر دوره‌ي تحصيلي با توجّه به اهداف تعيين شده است بهتر و بهتر خواهد شد.

3- فقدان ارتباط تخصصي ومنسجم: در بخشي از نامه ي نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي به اين نكته اشاره شده كه مسئول سازمان ارتباط تخصصي و منسجم با شوراهاي اصلي آموزشي و پرورشي و مالي و اداري نداشته و فعاليت هاي مديريتي در سازمان از انسجام لازم برخوردار نمي باشد كه اگر چه مصداق روشن و بارزي از اين عدم ارتباط تخصصي و انسجام (به زعم نگارندگان نامه) ارائه نشده اما اگر معناي آن اين است كه مدير سازمان اطلاعات و آگاهي هاي همه جانبه و توانايي و تخصص كافي براي ورود كارشناسانه در موضوعات و مسائل آموزش و پرورش ندارند، ادعايي است سست و بي پايه چرا كه شرط موفقيت در برنامه هاي متعدد آموزشي و پرورشي و توسعه ي كمي و كيفي سازمان در تمامي ابعاد مورد نظر، تخصص، تجربه، مهارت و كارايي و توانايي رئيس سازمان در ورود كارشناسانه به موضوعات و مسائل آموزش و پرورش و رهبري و مهندسي هوشمندانه و نظارت و تسلط بر جزئيات مراحل پيشرفت كارها و هدايت گام به گام و مرحله به مرحله طرح ها و برنامه ها تا رسيدن به هدف غايي است و لذا اگر مدير اين مجموعه عظيم از اين توانايي ها برخوردار نبود بي ترديد كارها مختل و بلافاصله تبعات آن در سطح جامعه جلوه گر  مي شد.

امروز آمار و ارقام غير قابل انكار، اتفاقاً ‌عملكرد روشني و اميد بخشي را (برخلاف ادعاي نويسندگان نامه) در اين سازمان در مقابل ديدگان علاقمندان قرار مي دهد به طوري كه در مدت هفت سال و اندي، مجموعه ي مديران كارآمد اين سازمان توانسته اند با برنامه ريزي دقيق و منسجم حركت شتاباني را در جهت محقق ساختن راهبردهاي اساسي و زيربنايي آموزش و پرورش و علت يابي معضلات و كاستي ها و برطرف كردن آن ها (علي رغم مشكلات و محدوديت هاي شديد منابع مالي و...) سازمان داده  و تحول كمي و كيفي را در اين نهاد عظيم فرهنگي پايدار نمايند. از آن جمله مي توان به كسب موفقيت هاي بزرگي همچون موارد زير در سطح سازمان هاي آموزش و پرورش كشور اشاره كرد: 

- كسب رتبه برتر جشنواره علمي خوارزمي.

- فراهم ساختن زمينه و بستر رشد و دانش افزايي دانش آموزان در فناوري كامپيوتر و برگزاري مسابقات پرشور روبوكاپ در سطح شهر تهران.

-  كيفيت بخشي و رفع محروميت از مناطق جنوبي و ايجاد جهش چشمگير تحصيلي در دانش آموزان اين مناطق به طوري كه هم اكنون دانش آموزان اين مناطق در قبولي و ورود به دانشگاه ها گوي سبقت را از مناطق برخوردار ربوده اند.

-  گسترده شده فعاليت هاي پرورشي و دستيابي به شاخص هاي متناسب در اين زمينه.

- افزايش مؤثر درصد قبولي دانش آموزان و كاهش افت تحصيلي در هر سه مقطع به طوري كه نرخ گذر تحصيلي دانش آموزان تهران در هر سه دوره، به بالاتر از ميانگين كشوري ارتقاء پيدا كرده است.

- رونق و اعتبار بخشيدن به آموزش فني و حرفه اي و توسعه ي كمي و كيفي اين مراكز و فرهنگ سازي و سوق دادن خانواده ها به ادامه تحصيل فرزندانشان در اين مراكز مطابق با راهبردهاي مبنايي دولت خدمتگزار در جهت تربيت نيروهاي كارآفرين و كارآمد براي به گردش در آوردن چرخهاي صنعتي كشور.

- كسب رتبه قهرمان قهرمانان در رشته هاي ورزشي و تربيت بدني دانش آموزان سراسر كشور.

- توسعه ي كمي و كيفي فعاليت هاي پرورشي و تربيت بدني و اردوها و ارتقاء رتبه در زمينه فعاليت هاي فرهنگي و تربيتي در اكثر زمينه ها.

- ارائه ي طرح ها و برنامه هاي متنوع و گوناگون در جهت كيفيت بخشي به آموزش عمومي و اجراي طرح هاي مشترك بين المللي در مدارس با همكاري يونسكو، توليد محتواي الكترونيك و...

- جلب گسترده و شايان توجه مشاركت مردم در امر ساخت و تجهيز مدارس و نظارت و همياري با اوليائ مدرسه در زمينه هاي آموزشي و تربيتي.  

- ساماندهي مؤثر و كارآمد نيروي انساني و كسب رتبه ي دوم كشوري در اين زمينه و آموزش و دانش افزايي نيروي انساني در حوزه هاي مختلف شغلي و تخصصي و بويژه كسب مهارتهاي IT

- تلاش هاي موفق و تأثيرگذار در اصلاح روش هاي اداري، برقراي نظام پيشنهادها و كسب رتبه ي فعال در امر تكريم ارباب رجوع.

- كسب موفقيت هاي شايان در حوزه ي امور بانوان و ارائه طرح هاي متعدد به منظور كيفيت بخشي و توان افزايي زنان، به طوري كه بسياري از اين طرح ها از طرف وزارت متبوع به عنوان طرح كشوري در سراسر استان هاي كشور به اجرا در آمده و نتايج چشمگيري را به دنبال داشته است.      

اولويت ها و دغدغه ها: بديهي است سازماني به گستردگي شهر تهران همچون ساير نهادهاي اجتماعي و فرهنگي كشور، بايد داراي دغدغه هاي آموزشي و فرهنگي و اجتماعي بوده و براي رفع اين دغدغه ها چاره انديشي و برنامه ريزي نمايد. بر همين مبنا، اين سازمان  بر اساس راهبردهاي اصولي و مورد تأكيد و حمايت دولت محترم و وزارت آموزش و پرورش كه براي تحقق توسعه ي سياسي و فرهنگي در كشور طراحي شده بود، براي جلوگيري از گسست بين نسل انقلاب و نسل هاي بعدي و پايدار نمودن ارزش ها و علايق و سنت هاي اصيل  و ريشه دار كه از متن و بطن فرهنگ كهن مردم مسلمان اين مرزو بوم ريشه مي گيرد، اقدام به برگزاري يك سري نشست هاي فرهنگي و اجتماعي با حضور افراد و شخصيت هاي برجسته فرهنگي و اجتماعي با ديدگاه هاي گوناگون و داراي گرايش هاي مختلف و متنوع فكري نمود كه حاصل اين جلسات در دو جلد كتاب به چاپ رسيده و سند افتخار اين سازمان در همسويي و حركت آرام و يكنواخت در مسيري كه رياست محترم جمهور براي توسعه ي سياسي كشور ترسيم نموده بودند محسوب مي گردد.

 نگاهي گذرا به ليست اسامي افراد مدعو و سخنرانان اين گردهمايي ها (كه در هر برنامه با حضور حداقل دو سخنران موافق و مخالف كه از دو نحله ي فكري كاملاً متفاوت انتخاب مي شدند) صدق گفتار اين سازمان و بطلان ادعاي مدعيان را مبني بر سياسي و يك طرفه بودن اين جلسات، به وضوح اثبات مي كند. خاطر نشان مي نمايد اين گردهمايي ها در همان مدت اندك با استقبال شايان توجه فرهنگيان از هر ديدگاه و گرايش فكري، مواجه گرديد و حركت و جان تازه اي به اين كالبد فسرده بخشيد به طوري كه فرهنگيان محترم مكرراً اعتراض خود را نسبت به تعطيلي اين نشست ها اعلام    نموده اند.

البته اين جهت گيري كلي نه تنها هيچ گونه تنافري با پرداختن به وظايف مهم  اين سازمان در زمينه هاي تربيتي و آموزشي  ندارد، بلكه از ملزومات تعليم و تربيت مدرن امروزي در تمام كشورهاي پيشرفته و موفق و توسعه يافته تلقي مي گردد؛ نكته اي كه مسئولين نظام در برهه هاي مختلف كشور آن را گوشزد نموده و بر آن تأكيد كرده اند.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 22:10  توسط صدای معلم  | 

تبليغات دروغين؟!

اعضاي كميسيون رشد قابل ملاحظه اي در بودجه آموزش و پرورش نديده‌‏اند!

واکنش عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس به اظهارات احمدي نژاد: اعضاي كميسيون رشد قابل ملاحظه اي در بودجه ي آموزش و پرورش نديده‌‏اند.

 تهران- خبرگزاري كار ايران يك عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هفتم در واكنش به سخنان احمدي‌‏نژاد در ديدار با وزير و معاونين آموزش و پرورش مبني بر رشد بالاي بودجه ي آموزش و پرورش، گفت: ما كه رشد قابل ملاحظه‌‏اي در بودجه ي آموزش و پرورش نديده‌‏ايم و انتظارات اعضاي كميسيون در لايحه ي بودجه 85 برآورده نشده است.

رسول پورزمان نماينده ي نقده و اشنويه در گفت و گو با خبرنگار پارلماني "ايلنا"، با بيان اين مطلب، افزود: در لايحه ي دولت پيشرفت زيادي نديده ايم و آن چه كه ارايه شده است با وضعيت ايده‌‏آل فاصله زيادي دارد. وي با اشاره به اختلافات سازمان مديريت و وزارت آموزش و پرورش بر سر آمار و ارقام بودجه، تصريح كرد: اين اختلاف آماري باعث شده كه بودجه ي آموزش و پرورش با كسري‌‏هاي مداوم مواجه شود. پورزماني اضافه كرد: از طرف كميسيون آموزش و تحقيقات پيشنهاد افزايش بودجه ي آموزش و پرورش را به كميسيون تلفيق داده‌‏ايم كه هنوز نتيجه ي بررسي آن ها مشخص نشده است. وي تاكيد كرد: اگر وضعيت بودجه اين بخش تغيير نكند، پيش بيني مي‌‏كنم كه سال آينده مجدداً آموزش و پرورش كسري بودجه خواهد داشت. بحث مشخص ما اين است كه امسال تمام كسري و ديون عقب افتاده معلمان را بپردازيم تا سال بعد اين مشكل تكرار نشود.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 17:32  توسط صدای معلم  | 

گلايه ي معلمان لرستاني

معلمان استان لرستان از پرداخت نشدن مزاياي حقوق خود طي پنج ماه گذشته گلايه كرده و خواستار پرداخت مطالبات خود شدند. برخي از اين فرهنگيان در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي گفتند: متاسفانه معلمان زحمات زيادي براي تدريس دانش‌آموزان به ويژه در مناطق محروم مي‌كشند، اما توجه مناسبي از سوي مسوولان نسبت به آنان صورت نمي‌گيرد. يكي از اين افراد مي‌گويد: از آنجا كه حقوق معلمي جوابگوي نيازهاي زندگيمان نيست، مجبور به‌تدريس اضافه كاري هستيم و پرداخت نشدن اضافه‌كاري نيز تنها خستگي كار را براي معلمان به همراه دارد. "محمود فيضي" افزود: عدم پرداخت اضافه كاري مشكلات معلمان اين استان را دوچندان كرده و روز به روز بر مشكلات خانوادگي اين قشر نيز افزوده مي‌شود. متاسفانه مسوولان به علت پرداخت نكردن حق قانوني معلمان در حق آنان اجحاف كرده‌اند. پرداخت نشدن حق‌الزحمه معلمان باعث شده كه اوضاع زندگي و كانون خانواده بسياري از آنان متشنج شود و وضعيت اقتصادي اين قشر به حالت بحران درآيد.

يكي ديگراز معلمان لرستاني گفت: هرساله در روزهاي پاياني سال و در آستانه عيد نوروز مشكلات مالي معلمان مضاعف مي‌شود. "زينب حسنوند" افزود: معلمان هيچ گاه خواسته‌هاي نامعقولي ازمسوولان نظام نداشته، اما متاسفانه تا كنون به خواسته‌هاي به حق آنان پاسخ مناسب داده نشده است. معلماني كه در مناطق محروم در حال تدريس هستند، با مشكلات بيشتري مواجه‌اند و دربرخي مواقع حق محروميت معلماني كه در مناطق روستايي اين استان مشغول تدريس هستند، نيز به آنان پرداخت نمي‌شود.

رييس سازمان آموزش وپرورش استان لرستان ضمن تاييد اين مطلب گفت: به علت عدم اعتبار موردنياز ازآذرماه سال ‪ ۸۴تاكنون حقوق ومزاياي فرهنگيان استان تنها به صورت تنخواه و از طريق خزانه استان تامين شده است. "حسين معصومي" با اشاره به اينكه اين سازمان با ‪ ۷۰۰ميليارد ريال كسري بودجه مواجه بود، افزود: تاكنون تنها ‪ ۳۹۰ميليارد ريال آن تامين شده و در حال حاضر اين سازمان با كسري بودجه ‪ ۳۰۰ميليارد ريالي مواجه است. براي جلوگيري ازبروز مشكلات مالي براي فرهنگيان اين استان در ماه هاي پايان سال مي‌بايست اين مشكل از طريق مسوولان به صورت جدي پيگيري شود. به علت كسري بودجه، پاداش پايان سال، مناطق محروم و ديگر مزاياي فرهنگيان اين استان را نمي‌توان پرداخت كرد. معصومي افزود: متاسفانه از اول مهرماه تاكنون اضافه كاري تدريس معلمان اين استان پرداخت نشده است. پرداخت نشدن حقوق معلمان به طور حتم بر كيفيت آموزش و پرورش دراين استان تاثير منفي خواهد داشت. وي در ادامه از استاندار و نمايندگان مردم لرستان در مجلس شوراي اسلامي خواست اين مشكل را به طور جدي پيگيري كنند. هم‌اكنون ‪۳۲هزار نفر فرهنگي درسال تحصيلي جاري درچهار هزارو‪ ۶۰۰آموزشگاه مشغول تدريس براي ‪ ۴۶۰هزار دانش‌آموز هستند.

چهارم اسفند 1384ساعت 17:28 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 17:28  توسط صدای معلم  | 

وقتي مجلس بازي مي خورد!

كميسيون تلفيق، بودجه هيچ دستگاهي را نسبت به سال 84 كاهش نمي‌دهد بلكه صحبت از افزايش بي‌رويه بود كه جلوي آن گرفته مي‌شود.

حجت‌الاسلام ‌والمسلمين غلامرضا مصباحي‌مقدم عضو كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي تصويب بودجه‌ي بر مبناي هر بشكه نفت 40 دلار را خلاف ديدگاه نظام دانست و در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) از افزايش وابستگي بودجه ي به نفت طي دو سه سال اخير سخن به ميان آورد و ابراز كرد: متاسفانه وابستگي 19 ميليارد دلاري بودجه در سال 82 بر اساس پيشنهاد لايحه‌ي بودجه 85 به 40 ميليارد دلار افزايش مي‌يابد و اين يعني افزايش حجم پول در گردش و تورم شديد بعدي؛ به همين دليل سياست كاهش نرخ تورم ضرورت دارد. او توجه مجلس به تبعات منفي تصميم دولت را در اولويت تصميم‌گيري كميسيون تلفيق ارزيابي كرد و افزود: به دليل اثر تورمي شديد تصميم دولت، ضرورت داشت مجلس به اتخاذ سياست كاهش نرخ تورم اقدام كند كه اين مهم از سوي كميسيون تلفيق انجام شد و در صحن علني نيز به احتمال قوي راي مي‌آورد.

نماينده‌ي مردم تهران با تاكيد بر اين‌كه رشد حدود 70 درصدي بودجه‌ي عمراني حتما قابل تحقق نيست، گفت: براي رفع اين مشكل پيشنهاد «تبديل حساب ذخيره ارزي به صندوق» را مطرح كرديم و در صورت تصويب آن، دولت اگر هم از اين صندوق برداشت كند مكلف به بازگرداندن وجوه ارزي برداشت شده طي يك دوره‌ي زماني مشخص از محل سودآوري طرح‌هاي عمراني مي‌شود. اگر چنين شود دولت هيچ گونه محدوديتي در استفاده از منابع ارزي نخواهد داشت، علاوه بر آن دولت مي‌تواند از صندوق ذخيره ارزي براي حمايت از بخش خصوصي كمك بگيرد؛ چرا كه 50 % آن را مي‌تواند به بخش خصوصي اختصاص دهد. البته با در نظر گرفتن بودجه 40 ميليارد دلاري نمي‌توان چنين كمكي به بخش خصوصي كرد؛ بنابراين درآمدهاي نفتي مازاد بر 30 ميليارد دلار هم در حمايت از بخش خصوصي هزينه مي‌شود و هم اين‌كه دولت مي‌تواند بي آن‌كه نيازي به گنجاندن اعداد در بودجه داشته باشد اقدام به سرمايه‌گذاري در طرح‌هاي عمراني كرده و از محل سود آن ها اصل و كارمزد منابع را به صندوق ارزي بازگرداند. علاوه بر آن دولت هيچ گونه محدوديتي در برداشت از منابع ارزي نخواهد داشت. عضو كميسيون اقتصادي در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه آيا كاهش 10 ميليارد دلاري از بودجه، تكرار متمم‌هاي سنواتي در سال 85 را به دنبال نخواهد داشت، اظهار داشت: در صورت تصويب بودجه 30 ميليارد دلاري، دولت بايد به اين بودجه رضايت داده و هرگز متمم نياورد. اگر چنين نكرد چه‌طور؟ از دولتي كه مدعي صرفه‌جويي و انضباط مالي است انتظار حركت در مسير قانون را داريم. اگر مجلس مجوزي براي انجام هزينه‌اي نمي‌دهد، دولت نبايد هزينه‌سازي كرده و بعد در پي جبران كسري برآيد. افزايش هزينه‌هاي دولت هر آن‌چه خارج از بودجه آورده شود غيرقانوني است و چون غيرقانوني است مطلقا مجوزي براي هزينه‌ها نخواهد داشت. او در پاسخ به سوال ديگري كه ارايه‌ي احتمالي متمم‌هاي بودجه‌ي 85 علي‌رغم تاكيدات مجلس را جويا شده بود، گفت: اگر بودجه دولت بر اساس 40 ميليارد دلار هم مصوب شود چه تضميني بر ارايه نكردن مجدد متمم در سال 85 وجود دارد؟ پس چه بهتر مجلس بودجه را بر مبناي 30 ميليارد دلار ببندد و اگر دولت متمم آورد، از روي اضطرار، بودجه بيش از 30 ميليارد را مي‌پذيريم؛ اما اگر از ابتدا 40 ميليارد دلار راي بياورد و مجددا به وسيله‌ي متمم‌ها مجلس در شرايط اضطرار قرار داده شود به اين معناست كه بايد سراغ 45 و 50 ميليارد دلار هم رفت. نماينده‌ي تهران در ادامه گفت‌وگو با ايسنا اظهار داشت: وقتي دولت بداند مي‌تواند 40 ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزي برداشت كند از همان ابتدا با هزينه‌هاي غيرضرور هم كه مواجه مي‌شود، تامين مالي مي‌كند، اما اگر بنا را بر اين بگذاريم كه دولت بداند جز 30 ميليارد دلار نمي‌تواند برداشت ديگري داشته باشد، از آغاز سال دست به عصا حركت مي‌كند و هزينه‌سازي نمي‌كند و آخر سال هم متمم نمي‌آورد كه حقوق و عيدي براي پرداخت ندارم. مصباحي‌مقدم با ابراز تاسف از اين‌كه دولت معمولاً هزينه‌هاي درجه دو و سه را به طور كامل تامين مالي مي‌كند و در قالب متمم‌هاي سنواتي سخن از ناتواني در پرداخت حقوق و عيدي سه ماه آخر سال مي‌كند، گفت: دولت بداند حقوق، پاداش و عيدي سال 85 در قالب بودجه 30 ميليارد دلاري ديده شده و خلائي وجود ندارد. ضمناً يكي از متمم‌هاي سال 84 متمم ناشي از پرداخت بدهي‌هاي سنواتي دولت بود. فرض بر اين است كه سال آينده اين بدهي‌ها ديگر تكرار نمي‌شوند. عضو كميسيون اقتصادي در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه كسري 800 ميليارد توماني مطالبات معلمان به سال آينده موكول شده و تاكيد شما از هم‌اكنون از سوي دولت نقض شده است، تكليف چيست؟ گفت: سال گذشته تمام آن‌چه را كه آموزش و پرورش بايد تامين مي‌كرد در بودجه لحاظ كرديم. آموزش و پرورش جهت حمايت بيشتر از معلمان ارقام حق جذب معلمان را 20 درصد افزايش داد كه مورد تاييد مجلس قرار گرفت و تماما در بودجه‌ي سال قبل تامين شد؛ ولي آقايان مجددا مدعي شدند حق جذب پيش‌بيني شده از سوي خودشان بار مالي بيشتري داشته و آنان ارقام را درست پيش‌بيني نكرده‌اند. او اين رفتار دولت را بازي دادن مجلس ارزيابي و اظهار كرد: اين‌كه دستگاه‌هاي دولتي در شرايطي بودجه‌اي را تنظيم كنند بعد بگويند كسري آورده و بار مالي آن را درست ارزيابي نكرده بوديم تا تعهداتي را ايجاد كنند كه بدهي‌هايي را به وجود آورند به معناي بازي دادن مجلس است. دستگاه‌ها به هيچ عنوان نبايد تصور كنند مي‌توانند مجلس را بازي دهند.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 17:24  توسط صدای معلم  | 

ما مي توانيم!

ایرنا : دانش‌آموزان تمامي مقاطع تحصيلي شهرستان "مهر" روز چهارشنبه در كلاس‌هاي درس حاضر نشدند و تمامي مدارس اين شهرستان به حالت تعطيل درآمد. شهرستان "مهر" در ‪ ۴۷۰كيلومتري جنوب شيراز در استان فارس واقع است. به گزارش خبرنگار ايرنا، در پي معرفي "حسين گياهي" به عنوان رييس جديد اداره ي آموزش و پرورش شهرستان مهر، مردم ‌اين شهر با تجمع در مقابل فرمانداري شهرستان دست به اعتراض زدند. اولياي دانش‌آموزان روز چهارشنبه با ممانعت از حضور دانش‌آموزان خود برسر كلاس‌هاي درس، خواستار جلوگيري از معرفي گياهي و معرفي فرد ديگري شدند. معترضين در اين تجمع كه تعداد آن‌ها به بيش از يك هزار نفر مي‌رسيد اعلام كردند كه اگر "گياهي" به عنوان رييس آموزش و پرورش معرفي شود، مانع از حضور فرزندان خود بر سر كلاس‌هاي درس خواهند شد. قرار بود مراسم معارفه ي رييس جديد اداره ي آموزش و پرورش (گياهي) امروز(پنجشنبه) برگزار شود كه در پي اين اعتراض‌ها اين جلسه لغو شده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 17:17  توسط صدای معلم  | 

جنس انقلاب؛ فرهنگي و مركز ثقل آن آموزش و پرورش

"محمود احمدي‌نژاد" رييس جمهوري گفت: ملت بزرگ ايران حركتي نوين را آغاز كرده است و قصد دارد با ايجاد جامعه‌اي نمونه، الگويي اسلامي را با پيام خداخواهي و عدالتخواهي به جهانيان عرضه كند. به گزارش دفتر امور رسانه‌هاي رياست جمهوري، احمدي نژاد افزود: براي دستيابي به اين هدف بايد چند ويژگي وجود داشته باشد كه مهمترين آن ها خودباوري و آرمانخواهي است زيرا خودباوري و احساس هويت، پايه ي حركت انسان است و آرمان ها نيز مانند قله‌هايي هستند كه مسير و جهت را مشخص مي‌كنند. رييس جمهوري در ديدار وزير، معاونان، روساي سازمان‌هاي آموزش و پرورش سراسر كشور ومديران ستادي وزارت آموزش و پرورش كه پيش از ظهرامروز صورت گرفت، جنس و ذات انقلاب اسلامي را فرهنگي دانست و گفت: انقلاب ما اهداف و مسووليت‌هاي بزرگي دارد كه براي تحقق آن ها بايد به آموزش و پرورش به عنوان مركز ثقل نگريست.

احمدي نژاد، آموزش و پرورش راكانون بي‌بديل تربيت نيروي انساني براي اداره ي كشور معرفي كرد و گفت: بايد با تربيت نوجوانان و جوانان مومن، شجاع، آرمانخواه و خلاق آنان را براي اداره كشور در سال هاي آينده آماده كرد، چرا كه اين ظرفيت به خوبي در نسل نوجوان وجوان ايراني وجود دارد. رييس جمهوري ايجاد رابطه ي عاطفي ميان معلمان و دانش آموزان را بسيارمهم دانست و گفت: بايد به ايجاد كانون‌هايي درمدارس به دانش آموزان اجازه ي اظهارنظر داد و آنان را در اداره ي امور سهيم كرد. احمدي نژاد در بخش ديگري از سخنانش فرهنگيان را افرادي نجيب، دلسوز و آرمانخواه دانست و گفت: دولت درحد توان و با نگاه اولويت دار در خدمت فرهنگيان است و بيشترين افزايش را در بودجه ي سال آينده ومتمم بودجه ي امسال براي آموزش و پرورش در نظر گرفته است. رييس جمهوري حفظ كرامت، شان و عزت معلمان را مهم تر از توجه مادي به آنان دانست و افزود: فرهنگيان عزيز كه با وجود هجوم گسترده ي فرهنگي دشمن هيچ گاه مسير درست را فراموش نكرده‌اند و جوانان مومن و آرمانخواه را تربيت كرده‌اند، شايسته ي قدرداني هستند. وي همچنين اهميت محتواي كتاب‌هاي درسي درتعليم و تربيت دانش آموزان اشاره كرد وافزود: خودباوري، هويت، تاريخ و فرهنگ، تلاش، خلاقيت، شجاعت و مهرورزي بايد در متون درسي عينيت يابد و تدوين‌كنندگان كتب درسي بايد بابهره‌گيري ازخزانه بي‌پايان معارف اسلامي دروس دانش آموزان را مبتني بر نظام جامع تربيتي اسلامي تدوين كنند. درابتداي اين ديدار"محمود فرشيدي " وزير آموزش و پرورش گزارشي از همايش دو روزه‌ي روساي سازمان‌هاي آموزش و پرورش استان‌ها ارائه كرد و گفت : تاكيد بر احياي معاونت پرورشي و مراكز تربيت معلم، تحول درنظام آموزش و پرورش و محدوديت آموزه‌هاي ديني از مهمترين مباحث اين همايش است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 20:54  توسط صدای معلم  |