تبليغاتX
صدای معلم

صدای معلم

خبری-صنفی-انتقادی و تحلیلی

با محمد خاکساری از برلین نماینده ی کانون صنفی معلمان ایران در کنگره ای آی

گزارش سفر محمد خاکساری (1) (بازرس کانون و مدیر مسول نشریه ی توقیف شده ی قلم معلم)

همکاران گرامی سلام

با حمایت و اراده ي شما و آموزش بین الملل وياري خداوند توانابه کنگره پنجم ایی آی رسیدم. گرچه تاخیر یک روزه در دوسلدورف داشتم به علت اینکه هواپیمای ماهان با تاخیر حرکت کرد. زمان رسیدن و پرواز برلین هماهنگ نبود. یکی از خصوصیات مردم آلمان که با آن جامعه پذیر شده اند نظم ، دقت  و برنامه ریزی است .

روز 29 تیرماه معادل 20 ژوئیه ساعت 4 و 30 دقیقه به وقت محلی به فرودگاه برلین رسیدم و مورد استقبال گرم همکاران ایی آی قرار گرفتم که چقدر نسبت به آموزش احترام قائلند. چگونه کنگره ای با حضور 170 کشور دنیا می تواند هدایت شده باشد؟ در اینجا نظم و برنامه ریزی توام با احترام را از تمام کارکنان و مسئولان ایی ای ديدم. نه تنها با بنده بلکه با تمام کسانی که در این کنگره دعوت شده اند همین ارتباط برقرار است.  حدود چهار ساعت را با یکی از مترجم ها و همکاران ایی آی برای همآهنگی  و برنامه ریزی کنگره  جلسه داشتم. قرار است جلساتی را با برخی از مسئولان اموزش بین الملل داشته باشیم. تا ضمن تشکر همه جانبه از حمایتهای بین المللی از معلمان ایران آنها را در جریان فعالیتهای معلمان ایران برای رفع تبعیض بگذارم. برنامه های کنگره پنجم از 22 تا 26 ژوئیه که مصادف با 31 تیرماه تا 4 مرداد ماه است همه از پیش تنظیم شده است و پر است .اما با پیگیری های ایی آی دو برنامه سخنرانی برای من بعنوان نماینده معلمان ایران گذاشته شد. یکی از این سخنرانی ها در جلسه عمومی با حضور همه شرکت کنندگان از تمام کشورهای دنیا حدود 1600 معلم برای مدت 10 دقیقه انجام می شود تا من در ان پیام معلمان ایران را به گوش همکاران و مسئولان عالیرتبه E.I و I.L.O(سازمان بین المللی کار)، I.T.U.C (کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری)، I.T.F(فدراسیون بین المللی کارگران حمل ونقل) و سایر فدراسیونهای بین المللی تخصصی و کنفدراسیونهای کشوری برسانم.

تاکنون من از تجارب تشکیلاتی، از روشهای فعالیتهای اعضای اتحادیه های کارگری از جمله E.I در  کشورها با دولتهای خودشان مطلع شدم. وهمچنین برای مشکل معلمان ایران که از رفع تبعیض و فضای امنیتی حاکم بر آموزش و پرورش رنج می برند. در جستجوی راه حل هستم.

  کنگره پنجم آموزش بین الملل در هتل استرل برلین برگزار می شود. آموزش بین الملل از مجموعه های I.L.O (سازمان بین المللی کار) به دبیر کلی آقای سوماویاست. I.L.O یکی از آژانسهای سازمان ملل است که وظایف آن بعنوان سازمان سه جانبه گرایی در روابط و حقوق کار  برای اعضای سازمان ملل از جمله ایران تعریف شده است. از نظر I.L.O کارگر به هر کسی گفته می شود که در یک رابطه قرارداد کاری با کارفرما وارد می شود. بنا براین مجموعه معلمان، پرستاران، خبرنگاران، کارمندان دولتی، روزنامه نگاران و... که همگی حقوق بگیر هستند در این مجموعه کارگر قلمداد می شوند. و از کلیه حقوق مربوط به روابط در کار برخوردار باید باشند. و دولتهای عضو را مقید می کند که حقوق بنیادین کار ملحوظ در پیمانهای I.L.O را رعایت کنند. از جمله این حقوق بنیادین کار در  پیمان 87 و 98 آمده است  که دربرگیرنده حق کارگران در آزادی تجمع، تشکل و سازماندهی و مذاکرات برای عقد قراردادهای جمعی است.  

در کشورهایی که حقوق اتحادیه ها وانجمنهای صنفی کارگران را محترم می شمارند اتحادیه ابتدا با کلیه اعضا مسائل دستمزد، شرایط محیط کار و استانداردهای آن را بررسی کرده و آن را به تصویب اتحادیه می رساند. و موارد تصویب شده از طرف اتحادیه مورد مذاکره با کارفرما قرار می گیرد. به همین علت موارد نقض حقوق کار در سه نامه که آموزش بین الملل در حمایت از معلمان ایران به رئیس جمهور ایران نوشت (18 اسفند ماه 1385، 25 اسفند ماه 1385، 11 اردیبهشت ماه 1386)و همچنین I.T.U.C و سایر اتحادیه های کارگری وابسته به این کنفدراسیون به دولت ایران نوشتند این حقوق را به دولت ایران یادآور شده و از او خواستند که بعنوان عضو قدیمی سازمان بین المللی کار (I.L.O) حقوق کارگران و معلمان را در ایران رعایت کند. که یکی از این نامه های I.E به رئیس جمهور  مورخ 18 اسفندماه 1386 در شماره 42 هفته نامه قلم معلم چاپ شد که در آن به دولت ایران توصیه هایی در رابطه با انجمن های صنفی معلمان داشته که در یکی از بند های آن از دولت ایران خواسته است که "در آینده حق سازمانهای کارگری را در ادامه فعالیتهایشان، در برگزاری جلسات، و اعتراضات عمومی مرتبط با شرایط کار و سیاست اقتصادی و اجتماعی مورد احترام قرار گیرد". در اینجا منظور از سازمانهای کارگری همان در واقع انجمن صنفی معلمان و سایر سازمانهای صنفی است.

به نقل از وبلاگ کانون صنفی معلمان ایران -تهران

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 7:54  توسط صدای معلم  | 

سهام عدالت فرهنگیان از مهر امسال


 معاون برنامه‌ريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش گفت: پرداخت سهام عدالت به فرهنگيان از اوايل مهر عملياتي مي‌‌شود.
محمدرضا محدث خراساني در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: وزارت امور اقتصاد و دارايي عنوان كرده است كه پرداخت سهام عدالت به فرهنگيان از اوايل مهر آغاز مي‌شود.
وي با بيان اين‌كه تاكنون 400 هزار فرهنگي فرم سهام عدالت را تكميل كردند، گفت: با توجه به اين‌كه تعدادي زوج فرهنگي داريم و در اين حالت يك نفر از زوجين فرهنگي نياز است فرم سهام عدالت را تكميل كند، پيش‌بيني مي‌كنيم حدود 600 هزار فرهنگي فرم سهام عدالت را پر كرده باشند.
محدث اظهار داشت: ثبت‌نام سهام عدالت تا پايان تير ادامه دارد و فرهنگياني كه هنوز موفق به ثبت‌نام نشدند، هر چه سريع‌تر اقدام كنند.
وي افزود: ‌فرهنگيان مي‌توانند از طريق مراجعه به سايت www.eduit.ir/saham يا سايت وزارت آموزش و پرورش به نشاني www.medu.ir نسبت به تكميل فرم‌هاي مربوطه اقدام كنند.

به نقل از آموزش نیوز

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 7:47  توسط صدای معلم  | 

نماینده ی معلمین ایران در راه برلین

 محمد خاكساري مدير مسئول هفته نامهي  توقيف شدهي قلم معلم روز پنج شنبه 19جولاي برابر با28 تيرماه 1386 در ساعت 30/14 به هنگام تهران براي شركت در پنجمين كنگرهي بين المللي آموزش جهاني ( E.I) كه در برلين برگزارمي شود، از فرودگاه امام خمينيره" راهي كشورآلمان خواهد شد. آقاي خاكساري كه از طرف كانون صنفي معلمان ايران براي شركت دراين كنگره برگزيده شده است. بايستي  به  مدت  يك هفته مهمان اتحاديهي آموزش جهاني باشد.

 

بازرس كانون صنفي معلمان ايران با پرواز5060 نخست وارد شهر دوسلدورف آلمان شده و سپس راهي برلين مي شود، تا به نمايندگي از يك ميليون معلم ايراني سخن گفته و براي بهبود آموزش و پرورش كشور عزيزمان ايران ، به همانديشي با1600نماينده از 170 كشور جهان بپردازد.

 

خاكساري انتظارش اين است كه همكاران فرهنگي در فرودگاه چه به هنگام رفتن و چه به هنگام برگشتن او را تنها نگذارند. اين معلم بازنشسته كه سالهاي بسياري از عمر عزيز خود را صرف آموزش و پرورش جوانان اين مرز و بوم كرده است، هنوز از پاي ننشسته و اميدوار است كه همهي توانش را به كار گيرد تا مسئولين كشور را متوجه اهميت آموزش و پرورش در توسعهي كشور نمايد، بازرس كانون صنفي معلمان ايران  در اين راه مانند ساير اعضاي تشكلهاي صنفي معلمان تاكنون هزينههاي بسياري  پرداخته است.

******************************

محمد خاكساري در پاسخ به اين پرسش كه شما به دعوت چه سازماني راهي اين سفر هستيد؟ مي گويد: از طرف اتحاديهي  آموزش بين الملل( E.I ) كه زيرمجموعه ي سازمان جهاني كار (A.L.O) و ايران نيز عضويت آنرا پذيرفته است، دعوت نامهاي براي كانون صنفي معلمان ايران فرستاده شد و درخواست شد كه نمايندهاي از كانون براي شركت در پنجمين كنكرهي اين اتحاديه شركت كند، كه اينجانب براي اين كار برگزيده شدم.

بازرس كانون صنفي معلمان ايران كه خود در چند دورهي گذشته عضو هيات مديرهي كانون بوده است. هدف كانون صنفي معلمان ايران از فرستادن نمايندهاي در اين كنگره را اينگونه بيان مي كند:

" اين كنگره مكان علمي مناسبي براي تبادل تجربيات آموزشي- صنفي مي باشد.دراين كنگره مي توانيم با وضعيت معيشتي و منزلتي معلمان ساير كشورهاي جهان آشنا شويم.كاركرد N.G.Oهاي سايركشورهاي جهان راشناخته وازچگونگي ارتباط اين تشكل هابادولت هايشان آگاه شويم.

با ساختارآموزشي آنها آشنا شده و به نقاط ضعف و قوت آموزشي خودمان پي برده و در راستاي بر طرف كردن ضعفها و افزايش نقاط قوت خود كوشش كنيم. به ياري خدا در برگشت گزارش مفصلي براي استفاده از دستاوردهاي اين سفر ارائه خواهد شد.

خاكساري درادامه سخنان خود مي افزايد: در جهان امروز ارتباط حرف اول را مي زند، ما در يك جزيرهي دور افتاده زندگي نميكنيم، كه از همه چيز بي خبر باشيم. دانش يعني خبر وآگاهي؛ خبر وآگاهي هم با ارتباط بدست ميآيد.

 مدير مسئول هفته نامهي قلم معلم مي گويد: زير بناي توسعه ي اقتصادي و اجتماعي نيروي انساني است.و بنياد اوليه ي نيروي انساني هم آموزش و پرورش است.اگر اين نهاد سامان پيدا كند،سايرنهادها توسعه خواهند يافت.

خاكساري دربارهي پيام معلمان ايران به سازمان آموزش جهاني گفت: پيام ما دوستي، برابري آموزشي وعدالت اجتماعي است. شعاراين دوره از كنگره " آموزش و پرورش ميعادگاهي براي برابري آموزشي وعدالت اجتماعي " است. اميدوارم اين وظيفهي بزرگ را به خوبي انجام دهم و بتوانم پيام رسان خوبي براي معلمان ايران باشم.

محمد خاكساري درپاسخ به اين پرسش كه آيا اين اتحاديه هدايت شده و وابسته به برخي ابرقدرتها است، ياخير؟ گفت: ما هيچ سند و مدركي در دست نداريم كه نشان از وابستگي اين اتحاديه باشد. از ديدگاه قانوني هم طبق گفتهي برخي وكلاي دادگستري شركت در اين كنگره هيچ منع قانوني ندارد. وانگهي ايران خود عضو رسمي و قانوني اين اتحاديه مي باشد. و سالهاست كه به اين اتحاديه پيوسته است.

 

برگرفته از سپاس معلم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 15:41  توسط صدای معلم  | 

اتصال يك هزار مدرسه تهران از طريق خطوط ADSL براي اولين بار در كشور

رئيس گروه پژوهشكده فناوري و اطلاعات آموزش و پرورش شهر تهران از اتصال يك هزار مدرسه تهران از طريق خطوط ADSL براي اولين بار در كشور خبر داد. عليرضا سلطاني‌فر در گفت‌وگو با فارس افزود: طي طرحي كه با وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات در دست اجرا داريم، يك هزار مدرسه شهر تهران از طريق خطوط تلفن به هم متصل مي‌شوند.وي اضافه كرد: يك هزار مدرسه شامل 150 مدرسه راهنمايي و 850 دبيرستان‌ و هنرستان‌ فني و حرفه‌اي و كاردانش است. سلطاني‌فر اظهار داشت: بر اساس اين طرح مدارس به يك شبكه داخلي متصل شده و مي‌توانند از برنامه‌ها و اطلاعات يكديگر آگاهي يابند.وي با بيان اينكه اين طرح به صورت آزمايشي حدود 2 ماه پيش در 50 مدرسه شهر تهران انجام شده بود، گفت: در نظر داريم كه تا اول مهر يك هزار مدرسه شهر تهران تحت پوشش اين طرح قرار گيرند.

 منبع:

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 15:27  توسط صدای معلم  | 

عوارض قول هایی که عمل نمی شوند!

هاجر تحريري نيک صفت؛ نايب رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي و نماينده ی مردم رشت در گفت و گو با خبرنگار آنا اظهار داشت: فرهنگيان از مجلس ناراضي نيستند و مراجعه آن ها به مجلس با هدف رساندن صدايشان به نمايندگان خود است، نارضايتي آن ها از وزارت آموزش و پرورش است. وزير آموزش و پرورش در خصوص حقوق، مسکن، پاداش و... قول هايي به فرهنگيان داده بود، که هنوز محقق نشده است. مجلس، به خصوص کميسيون آموزش و تحقيقات در خصوص تصويب لايحه ی مديريت خدمات کشوري که حدود يک دهم آن به موضوع حقوق اختصاص دارد، تلاش فراواني کرد. اين لايحه؛ پس از تصويب در مجلس به شوراي نگهبان فرستاده شد و پس از ايراداتي که شورا به آن وارد ساخت به مجلس بازگشت. مجلس، ايرادات شوراي نگهبان را رفع کرده و آن را مجدداً به شوراي نگهبان فرستاده است.
تحريري با بيان اين که مجلس در اين زمينه به وظايف خود عمل کرده است، اظهار داشت: يکي از ايرادات اين لايحه، بار مالي است که به دولت تحميل مي شود که هم اکنون دولت و مجلس در حال رايزني در خصوص تأمين منابع مالي آن هستند.
نايب رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات افزود: در مجموع معتقدم کميسيون در سه سال گذشته فعاليت هاي خوبي را در بخش هاي مختلف آموزش و پرورش، فني و حرفه اي، آموزش عالي، تحقيقات و پژوهش و آموزش پزشکي انجام داده است.
وي اختصاص 4 هزار ميليارد تومان نوسازي و مقاوم سازي مدارس، تخصيص اعتبار براي فوق العاده جذب معلمان، افزايش بودجه ی پژوهشي آموزش و پرورش، تعيين سرانه ی دانشجو، اخذ مجوز جذب 40 هزار معلم حق التدريسي، ساماندهي کنکور، اصلاح قوانين مدارس غيرانتفاعي، ساماندهي شهريه دانشجويان و... را از جمله فعاليت هاي کميسيون آموزش و تحقيقات در سه سال گذشته ذکر کرد
.

 

*****************************

نظر یکی از چند صدای معلم:

بنده به عنوان یک فرهنگی به نوبه ی خود؛ از مجلس، دولت، شورای نگهبان، وزیر آموزش و پرورش و هر فرد یا نهاد دیگری که توان پاسخگویی به مطالبات به حق معلمین را ندارند؛ ناراضی هستم.

اگر وزیر بی کفایت آموزش و پرورش به قول هایی که داده عمل ننموده، مجلس شورای اسلامی نیز زمانی که به ایشان رأی اعتماد داد، بر بی اعتمادی معلمان نسبت به مجلس افزود.

بخش کثیری از فرهنگیان؛ از دولت نیز ناراضی هستند، چرا که اولاً: دولت نیز به وعده های خود عمل نکرده است. ثانیاً: با سرکوب معلمان بر بی اعتمادی معلمان به دولت، مجلس، و در یک کلام حاکمیت افزوده است.

سکوت فعلی معلمان را می توان ناشی از دلایل متعددی دانست که برخی از آن ها را در ذیل می آورم:

1-     بخشی از معلمان به خاطر وابستگی به انقلاب(به دلایل متعدددی از جمله: خانواده ی شهداء، جانبازان،اسراء، ایثارگران و...) ترجیح می دهند سکوت کنند!(البته برخی از همین خانواده های شهداء، جانبازان، اسراء و ایثارگران برای حفظ انقلاب راه اعتراضی را پیش گرفته اند.)

2-     برخی از معلمان به خاطر دلبستگی به انقلاب و احساس دین نسبت به آرمان های اصیل آن؛ چشم بر کاستی ها بسته اند.

3-     گروهی از ترس از دست دادن موقعیت و پست خود زبان در کام کشیده اند.(توجه شما را به سخن شهید رجایی جلب می کنم که می گفت: "نگذارید پُست ها پَستمان کند".)

4-     عده ای نیز به خاطر مشکلات شدید اقتصادی و نداشتن امنیت شغلی و بنا به شرایط نامطلوب فعلی، خاموشی گزیده اند.

5-     طیفی نیز همچون اکثریت خاموش جامعه با بی تفاوتی وقایع را دنبال می کنند و اگر از قِبَل اعتراضات دیگران، چیزی نصیبشان شد که فبها المراد و گرنه لابد چیزی را از دست نداده اند!

6-     مجموعه ای هم به این نتیجه رسیده اند که حاکمیت اصلاح ناپذیر است و بی خود نباید خود را خسته کرد بلکه این میوه ی پوسیده روزی آنچنان بوی تعفن می گیرد که دیگر احتیاجی به تلاش برای اصلاح و تغییر آن نیست.

 

شما چه نظری دارید؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 0:37  توسط صدای معلم  | 

1-خیرات مدرک تحصیلی در وزارت آموزش و پرورش! 2-پیش بینی سیاست‌های جدید برای تعطیلات طولانی تابستانی

سایت فردا نوشت : جناب آقای محدث خراسانی ـ معاونت محترم وزارت آموزش و پرورش ـ اخیرا اظهار فرمودند مدیران مدارسی که سابقه مدیریتی بیشتری دارند، مدارک ارتقای تحصیلی در اختیار آنان قرار می گیرد. این طرح، در چارچوب برنامه چهارم توسعه صورت می گیرد که دولت را مکلف ساخته بود در ارتقای مدارک تحصیلی فرهنگیان بکوشد تا نهایتا دانش آموزان (فرزندان ملت) از توانایی علمی معلمان بهره مند گردد اما اکنون که فرهنگیان خود نتوانسته اند یا نخواسته اند از راههای موجود از قبیل شرکت در آزمونهای سراسری، فراگیر، ازاد و ... در ارتقای مدارج علمی خود بکوشند، وزارت متبوعشان را به تکاپوی انداخته تا برای ارائه بیلان کار به مراجع مافوق، شخصا وارد عمل شده و مدارک تحصیلی را چاپ و توزیع نمایند(!).
بدیهی است وزارت آموزش و پرورش در تولید و توزیع مدارک تحیصیلی بی محتوا و فاقد ارزش علمی و تنها دارای ارزش استخدامی و حقوقی در بین نیروهای خویش، ید طولانی دارد. بخاطر بیاوریم اوایل دهه هفتاد را که پس از تصویب طرح نظام هماهنگ در آن زمان، وزارت مذکور که تنها راه راضی نگهداشتن معلمان را افزایش حقوق آنان می دانست، دست به ابتکار عجیبی زد و با براه انداختن دوره های موسوم به "آموزش ضمن خدمت" در گوشه و کنار کشور، مدارک تحصیلی را بصورت انبوه و فاقد کیفیت علمی در اختیار فرهنگیان محترم گذاشت تا از این رهگذر ، مبالغی بر دریافتی آنان افزوده گردد.
هشیاری و شجاعت نمایندگان مجلس پنجم در ملغی ساختن دوره های ضمن خدمت و الزام کلیه دستگاهها به تبعیت از مقررات آموزشی وزارت علوم و سرفصلهای درسی مصوب شورایعالی انقلاب فرهنگی، البته به تداوم این برنامه خجالت آور پایان داد اما هنوز عوارض آن مدارک بی محتوا و مدارج علمی پوشالی، دامنگیر نظام تعلیم و تربیت کشور هست و سالها طول می کشد تا نیروهای تازه نفس و توانمند علمی که به تازگی از مراکز معتبر علمی کشور دانش آموخته می شوند، بتوانند آن خاطرات تلخ و اسفبار را از حافظه تاریخی جامعه علمی کشور بزدایند.
شکی نیست که طی پله های علمی، مستلزم تحمل مرارت و مشقت ناشی از آموختن است که مطابق آموزه های دینی ما ـ به تعبیر قرآن مجید ـ خداوند بر مدارج کسانی که به دنبال کسب علم بوده اند می افزاید. واضح است که چنین ارتقایی را نه به بهانه ، که به بهای واقعی اش خواهند داد که همانا تحمل سختیهای گزنده و تلاش جانفرسا برای افزایش اندوخته های علمی در نزد افراد است.
اکنون با اعلام دگر بار متولیان وزارت آموزش و پرورش در مورد اهدای مدارک تحصیلی بر اساس سوابق مدیریتی به افراد ، نگرانی های جدی پدید آمده است که بعضا بدان پرداخته می شود:
1) ارائه مدارک تحصیلی یا برخوردار ساختن افراد از مزایای آن، بدون تحمل رنج و مرارت طبیعی ناشی از فرایند علم اندوزی و کسب دانش واقعی، طالبان حقیقی علم را دچار یاس و سرخوردگی خواهد کرد و جامعه علمی کشور را از تب و تاب برای کوشش در جهت کسب دانش روز ، بازخواهد داشت. این طرح را مقایسه کنید با مقوله «جنبش نرم افزاری» که بحث روز در جوامع و مراجع علمی کشور است.
2) مدرک گرایی و ارزش گذاشتن به مدرک تحصیلی صرف ـ بدون افزایش واقعی سطح دانش نزد افراد ـ بطور بیسابقه ای افزایش خواهد یافت و بدین ترتیب بار دیگر قداست و حرمت علم و دانش، زیر سئوال خواهد رفت. افراد مورد نظر در آموزش و پرورش برای کسب مدرک بالاتر که قرار است به آنان اهدا شود، گوی سبقت را از یکدیگر خواهند ربود. سند سازی و تلاش برای بدست آوردن دل رئیسان مافوق(!) کمترین دستاورد این طرح نابخردانه است که در راستای بهره مندی از مزایای مدارک مجازی اتفاق خواهد افتاد.
3) مدیران محترمی که در آموزش و پرورش خدمت می کنند، ضمن ادای احترام به تلاش و سعی وافر آنان در چرخه علمی کشور، اما در مقابل از مزایایی نیز برخوردارند که طیفی از امتیازات سازماندهی گرفته تا تفاوت آشکار در حقوق و مزایای ایشان با معلمان عادی را در برمی گیرد. اکنون باید پرسید چه توجیهی برای اهدای مدارک تحصیلی بالاتر به آنان وجود دارد که وزارت آموزش و پرورش را مصمم ساخته که چنین برنامه خطرناک و فاجعه آمیزی را دنبال کند؟! و براستی آیندگان در مورد اینگونه رفتارهای ما چگونه قضاوت خواهند کرد؟!
4)در سالهای اخیر، توسعه روزافزون نهاد آموزش عالی و پذیرش انبوه داوطلبان با سطوح علمی گوناگون و هرنوع توانایی مالی در همه نقاط کشور، راه را برای طالبان حقیقی علم هموار کرده، جای هیچ عذر و بهانه ای برای اشکال تراشان باقی نگذاشته است. بدیهی است اگر افرادی نتوانسته اند یا سطح نازل پتانسیل علمی آنان مانع از ادامه تحصیل و تلاش برای موفقیت در رقابت علمی با دیگران شده است، نباید با اهدای مدارک تحصیلی ، از آنان دلجویی نمود که رعایت حرمت و قداست علم و دانش اندوزی بر همگان فرض مسلم است.
5) منظور اصلی قانونگذار در التزام دولت به تلاش برای ارتقای مدارک تحصیلی فرهنگیان، رشد کیفی و کمی علمی در نظام تعلیم و تربیت کشور با هدف انتفاع دانش آموزان از توان علمی معلمان خویش است اما طرح اهدای مدارک تحصیلی بر اساس سوابق خدمت مدیریتی در آموزش و پرورش، هدف قانونگذار را ملوث نموده ، بدون آنکه کمترین عایدی برای دانش آموزان داشته باشد حتی معلمان جویای علم را نیز از تلاش برای ادامه طریق منصرف می نماید. این مهم، نباید از دید نمایندگان محترم مجلس و کمیسیونهای مرتبط دور بماند.
6) اکنون با ابلاغ مصوبه هیات محترم دولت مبنی افزایش چشمگیر در سطح حقوق و مزایای معلمان فوق لیسانس و دکترا، تکاپو و تلاش در جهت بهبود سطح علمی فرهنگیان آغاز شده است و ترغیب ایشان به طی مدارج علمی در چارچوب مقررات آموزشی کشور و دانش اندوزی، جدای از مزایای مالی و معیشتی که برای آنان به دنبال خواهد داشت ، دانش آموزان را نیز منتفع خواهد نمود اما در مقابل، تصمیم به اهدای مدرک تحصیلی به لایه ای از مدیران در این مجموعه ، همه آن دستاورد مثبت ناشی از مصوبه مذکور را خنثی می نماید.
یک دبیر آموزش و پرورش

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

۲-پیش بینی سیاست‌های جدید برای تعطیلات طولانی تابستانی دانش آموزان 
دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش ، تعطیلات سه ماهه تابستانی دانش آموزان را طولانی دانست و گفت : باید برای جلوگیری از قطع ارتباط دانش آموزان با برنامه های درسی در این دوره سیاست های جدیدی پیش بینی شود .
دکتربهرام محمدیان در گفتگو با خبرنگار مهر و به عنوان یک کارشناس امورتعلیم و تربیت ادامه داد : باید برای این ایام دانش آموزان برنامه هایی از نوع فعالیتهای آموزشی - پژوهشی پیش بینی شود .
وی تصریح کرد : با روش آموزش های غیرمستقیم می توان شرایطی به وجود آورد که دانش آموزان به طور غیر رسمی با مطالعه مانوس باشند .
بهرام محمدیان گفت : روش های سخت گیرانه به ویژه در رقابت هایی که در محیط های آموزشگاهی رخ می دهد موجب می شود دانش آموزان احساس کنند بعضی از درس ها به آن ها تحمیل می شود .
دبیر کل شورای عالی آموزش وپرورش ادامه داد : براساس همین تحمیل ها دانش آموزان درروزهای تعطیل سال خود را ازمحیط های درسی کنار می کشند .
وی یاد آورشد : با انجام فعالیتهایی درشکل و محتوایی جدید می توان از فراموشی متون درسی در فصل تابستان جلوگیری کرد و حس کناره گیری دانش آموزان از درس را نیزاز بین برد

  به نقل از آموزش نیوز

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 12:32  توسط صدای معلم  | 

شعری از مشیری

 فریاد

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم، خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید، هواری بزنم 
با شما هستم!
این درها را باز کنید!
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
سر کوهی دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد
مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها
محتاجم
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می آید با من فریاد کند ؟
                                                             

 زنده یاد فریدون مشیری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 20:31  توسط صدای معلم  | 

سوالات كنكور و پاسخنامه اوليه

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 7:7  توسط صدای معلم  | 

1-پرونده دبيركل سازمان معلمان به دادسراي انقلاب ارجاع شد 2-پرونده چهار معلم به دادگاه انقلاب تهران ا

جلسه رسيدگي به اتهامات سه متهم پرونده آزمون ضمن خدمت فرهنگيان كه قرار بود صبح امروز در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان برگزار شود، به علت عدم حضور نماينده دادستان تجديد وقت شد.

به گزارش خبرنگار "ايلنا"، با تجديد وقت اين جلسه، وقت دادگاه بعدي اين پرونده با ابلاغ اخطاريه‌‏ از سوي دادگاه تعيين مي‌‏شود.
اتهامات متهمان اين پرونده «توهين به مقدسات» از طريق برگزاري و طراحي سوالات آزمون ضمن خدمت فرهنگيان عنوان شده است.
اين پرونده شش متهم داشت كه بازپرس دادسراي كاركنان دولت براي دو نفر از اين متهمان قرار منع تعقيب صادر و پرونده چهار متهم ديگر را جهت رسيدگي به دادگاه ارجاع كرد. پرونده سه نفر از اين متهمان در دادگاه عمومي رسيدگي مي‌‏شود و پرونده دبيركل سازمان معلمان نيز به دادسراي انقلاب تهران ارجاع شده است.
متهمان اين پرونده پس از برگزاري آزمون ضمن خدمت فرهنگيان، بازداشت و پس از چندي حبس با قرار وثيقه آزاد شدند

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

۲- ارجاع پرونده ۴ معلم دیگر به دادگاه انقلاب

وكيل مدافع شش تن از معلماني كه پيش از اين بازداشت و هم‌‏اكنون با قرارهاي تأمين لازم آزاد هستند، از ارجاع پرونده چهار تن از موكلانش به دادگاه انقلاب خبر داد.

هوشنگ پوربابايي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: در مراجعه‌‏اي كه امروز به دادسراي انقلاب داشتم، بنا به اظهار داديار ويژه امنيت اين دادسرا، براي چهار تن از موكلانم به نام‌‏هاي «محمدرضا رضايي گرگاني»، «عليرضا اكبري‌‏نبي»، «رسول بداقي» و «حميد پوروثوق» قرار مجرميت صادر شده كه اين قرارها پس از تأييد دادستان منجر به صدور كيفرخواست شده است. اين پرونده‌‏ها در حال انجام تشريفات اداري جهت ارجاع به دادگاه انقلاب تهران است.
وي كه وكالت «سيدعباس موسوي» و «ميراكبر رييس‌‏زاده»، دو تن ديگر از اين معلمان را نيز برعهده دارد، در مورد وضعيت پرونده موكلانش گفت: پرونده اين معلمان نيز در مرحله اخذ آخرين دفاع است تا پس از آن، بازپرس قرار مقتضي را در اين پرونده صادر كند

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 7:0  توسط صدای معلم  | 

پول نفت، پول بنزین، بوی باروت!

آقا! چقدر به این بنده ی خدا احمدی نژاده گیر می دید؟!

خب، طفلکی گفت که پول نفت رو سر سفره ی مردم میاره! مگه نگفت؟(البته از اون بزرگترشم وقتی اومد ایران از این حرف ها می زد، روز اولی که اومد، یادتونه؟)

معروفه که آدمای کارکن(با قرص کارکن اشتباه نگیرین!) اگه ازشون کلاه بخوای برات سر میارن، خب حکایت طفلکی رئیس جمهور خودمونه دیگه. گفت پول نفت رو سر سفره ی مردم میاره پول بنزین رو آورد؛ هم کلاسش بالاتره هم بوی گندش کمتره! تازه کجاشو دیدین! یه کم دیگه رد بشه بوی باروت هم میاره! چه شود؟!!

این دولت میلیتاریستی که ما دیدیم ترجیح میده خودش و حامیان نظامیش باقی بمونند، گور بابای بقیه ی مردم!

هی نگین کوتوله ی سیاسی! کوتوله ی سیاسی! از این بزرگتراش نتونستن کارهایی که این آغا میکنه، بکنن!

یاد یک جوک افتادم. سر یک چهار راه، پشت چراغ قرمز، یک تریلی متوقف بوده که ناگهان یک رنو بدون توجه به چراغ قرمز به سرعت از چهار راه عبور می کنه. راننده ی ساده لوح تریلی با خودش می گه:کوچولو! تو بزرگ شی چی می شی؟!

***********************************************

اینم یه عکس که نوع مصرف بنزین ما ایرانی ها رو به تصویر کشیده! خب درسته پولش نیست خودش که فعلاْ هست. ببرین سر سفره هاتون و دعاشو به جون هر کی دلتون خواست بکنین!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 17:58  توسط صدای معلم  | 

دانستنی ها(1)

 

دانستنی ها ی "ماچوپیچویی(1)" از نوع صدای معلمی(قسمت اول)

 

۱-    يک سوسک حمام مي‌تواند  9 روز بدون سر زندگي کند تا اين که از گرسنگي بميرد. صدای معلم: "گاهی آدم به برخی از دیگر موجودات حسودیش می شود!"

۲-   يک کوروکوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون بياورد.

"حداقل اگر ما نمی توانیم زبانمان را در مقابل بی کفایتی مسوولین امر دربیاوریم در خانه ی خود و مقابل آینه که می توانیم! البته به شرط این که مهمان حکومتی{بسیجی} نداشته باشیم!"

۳-  حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.

"کاش من یک حلزون بودم. 3سال می خوابیدم و بعد از این که بیدار می شدم می دیدم که امام زمان(عج) ظهور کرده است!"

۴-   به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!

"و من از عنکبوت های حکومتی!"

۵-    اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل، هيچ‌وقت تمام نخواهد شد.

"اگر مردم ایران هم، صفی را تشکیل داده و از مقابل مسوولین خود رژه ی اعتراضی بروند باز هم مسوولین از رو نمی روند و افاضه ی فیض می فرمایند که مردم به حسابشان می رسند!!!"

۶-    خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي کند.

"خدا می داند مسوولین ما در این30سال چقدر از بیت المال به نفع خود صرفه جویی کرده اند!"

۷-    ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.

"و ملت ما کیلومترها غصه، اما کو وسیله ای که بتواند آن را اندازه گیری کند و کو جسارتی که آن را اعلام نماید؟!"

۸-   بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد مي شوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.

 "زنان و مردان ایرانی هم؛ بدون کشکک زانو و بدون خیلی چیزهای دیگر می میرند!"

۹-   پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.

 "این که مهم نیست، کارمندان ایرانی و خانواده هایشان به اضافه ی اکثریت قریب به اتفاق مردم؛ با چشم هایشان می چشند!"

۱۰-    گربه‌‌ها مي‌توانند بيش از يکصد صدا با حنجره ی خود توليد کنند در حالي که سگ‌ها کمتر از 10 تا!

"و ایرانی ها هم که باید تک صدا بوده تازه آن هم در گلویشان خشکیده!"

۱۱-   ادرار گربه زير نور سياه مي‌درخشد.

"یاد جوکی افتادم که مساحت ایران بعد از انقلاب را 195/648/1کیلومتر مکعب می دانست! (پیدا کنید پرتقال فروش را!)"

۱۲-   تعداد چيني‌هايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکايي‌هايي که انگليسي بلدند، بيشتر است.

 "مثل تعداد حاکمانی که در ایران، زبان مردم را نمی فهمند با این تفاوت که اکثر مردم زبان اون ها رو می فهمند!(اصلاً منظور من زبان زور نبود. بی خود تصورات خود را به جای تخیلات من جا نزنید!)"

 

(1) http://machopicho.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 17:56  توسط صدای معلم  | 

برای آنان که نمی دانند!

مقدمه: معلمی هنر است، معلمی عشقی است الهی و آسمانی، تا خدا بوده و هست، معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است. معلّمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است. معلّمي عشقي است الهي و آسماني که پروردگارِ مهربان به انسان عطا کرد تا با همّت بلند خويش، روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري است که از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي، رهنمون شوند. براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است. نقش معلم را در جامعه، همچون نقش انبیا می دانیم چرا که معلم ایمان را بر لوح جان و ضمیرهای پاک، حک می کند و ندای فطرت را به گوش همگان می رساند، سیاهی جهل را از دلها می زداید و زلال دانایی را در روان آدمی جاری می سازد. کیست که نداند دغدغه ی معلم؛ چرخش حیات بشر،  بر مدار ارزش و کرامت انسانی است؟ آری معلمی هنر است، معلمی عشقی است الهی و آسمانی.

مفهوم علم: امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه «علم» به دو معناي متفاوت بكار برده مي شود.

1- معناي اصلي و نخستين علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن كريم به اين معنا اشاره دارد كه «هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون» «آيا يكسانند آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند؟!» (زمر/9) از اين منظر؛ به همه ی دانستني ها صرف نظر از نوع آن ها، علم گفته مي شود. مطابق اين معنا، اخلاق، رياضات، فقه، ‌دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند. كلمه ی Knowledge در زبان انگليسي و Connaissance  در فرانسه معادل اين معنا ی علم اند.

  2-كلمه ی علم در معناي دوم منحصراً به دانستني هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه ی مستقيم حسي مبتني باشند. علم در اين جا در برابر همه ی دانستني هايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. اخلاق (دانش خوبي ها و بدي ها) متافيزيك (دانش احكام و عوارض مطلق هستي) عرفان (تجارب دروني و شخصي) منطق (ابزار هدايت فكر) فقه، اصول، بلاغت، و... همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرارمي گيرند و همه به اين معنا غير علمي اند كلمه SCIENCE در انگليسي و فرانسه معادل اين معنای علم اند. ديده مي شود كه علم در اين معنا بخشي از علم به معناي اول را تشكيل  مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستني هاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد. رشد علم به معناي دوم عمدتاً از آغاز دوره ی رنسانس به بعد است در حالي كه علم به معناي مطلق آگاهي (معناي اول) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است. آيه ی قرآني «خلق الانسان علمه البيان» (خداوند رحمن انسان را آفريد و بيان را به وي تعليم داد/ رحمن/4و3) بهترين مويد اين معناست.
معنای عالم  باتوجه به دو تعريف از علم: در نگاه اول به علم كه نگاه تركيبي به معرفت است خداوند معلم اول و پيامبر معلم ثاني است چرا كه پس از تعليم آدم توسط خداوند دستور «قال يا آدم اننبئهم باسمائهم» (اي آدم ملائكه را به اين اسماء آگاه ساز!/ بقره 33) داده شده اين بدان جهت است كه اساساً هدف آفرينش انسان با علم و معرفت پيوند ناگستني دارد در بيان رسا و جامع سيد شهيدان امام حسين (ع) اين معنا به خوبي روشن است كه:«ما خلق العباد الا ليعرفوه،‌ فاذا عرفوه عبدوه» (بندگان را نيافريد مگر براي آن كه او را بشناسند پس چون او را شناختند؛ عبادتش خواهند كرد. در اين معنا هدف از ارسال معلم ثاني ارائه معرفتي است كه انسان به واسطه ی آن به عبادت مي رسد: «هو الذي بعث في الاميين رسولاً منهم تيلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب  و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين» (اوست خدايي كه پيامبر بزرگوار از ميان شان  برانگيخت تا بر آنان آيات وحي را تلاوت كند و آنان را پاك سازد و شريعت كتاب و حكمت الهي را بياموزد كه پيش از اين همه در ورطه ی جهالت و گمراهي بودند (جمعه/2) در اين آيه؛ همه ی علوم ازجمله: بيان، اخلاق،‌ تعليم كتاب و حكمت، براي رهايي از گمراهي و يافتن راه هدايت (عبادت) توسط پيامبر(ص) معرفي شده است.

در نگاه دوم كه نگاه تفكيكي به شاخه اي معرفت است. معلم اول ارسطواست چرا كه «وي نخستين واضع علم منطق بود و راه دليل و برهان منطقي را باز نمود و معلم ثاني نيز ابونصر فارابي است  به خاطر آن كه او، اول بار كتب حكمت يوناني را كه ارسطو و غيره تحرير كرده اند از يوناني به عربي ترجمه كرد و تعليم داد. تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه ی آفرينش درآمد.انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه ی مقدس «معلم» ثبت کرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد. دغدغه ی معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد.

 ارزش و مقام معلم: شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شأن خداوند و پيامبران را در وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد.

هنر معلمي: معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست، ويژه ی ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است:«اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم.» (علق: 1ـ 5)(بخوان! به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته، سرشت. بخوان ! و پروردگارت کريم ترين است. همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آن چه را که نمي دانست.) در اين آيات؛ خداوند، خود را «معلم» مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است. مقام معلم بودن را خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را که هيچ نمي دانست، به وسيله ی قلم آموزش داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد:

چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد              هزاران نقش بر لوح عدم زد

 از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.

 شهيد ثاني(ره) درباره ی هنر معلمي خداوند مي فرمايد: خداوند از آن جهت به وصف (اکرميت) و نامحدود بودن کرامتش، توصيف شد که علم و دانش را به بشر ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مي رفت، شايسته بود همان مزيت با وصف (اکرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت به عنوان معيار کرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. کرامت الهي در اين آيات با تعبير «الاکرام» بيان شده است. چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه او، يعني علم و دانش هم طراز است. 

به همين جهت امام خميني(ره) مي فرمود: معلم اول خداي تبارک و تعالي است... به وسيله ی وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛ دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است.

معلّمي برتر از شهادت: حضرت امام جعفر صادق(ع) مي فرمايند:« هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت». اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در سايه ی علم و تربيت معلمان و تعليم شايسته ی آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.

توصيه ی امام سجاد(ع) به دانش آموزان: امام سجاد(ع) در زمينه ی حفظ حقوق معلم مي فرمايد: «حق معلم بر تو آن است که همواره، با ديده ی تعظيم و تکريم به او بنگري، مجلس او را گرامي بداري و به سخنانش با دقت گوش دهي، رو به جانب او بنشيني و صدايت را در حضورش بلند نکني!»

 لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد: مرحوم شهيد ثاني در مورد لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد مي نويسد: « معلم بايد درباره ی شاگردان، خواهان اموري باشد که نسبت به آن ها، در خود احساس علاقه و دوستي کند و از هرگونه شر و بدي که براي خويش نمي پسندد براي شاگردانش نيز نپسندد؛ زيرا اين گونه دلسوزي و برابر انديشي نسبت به شاگردان، حاکي از کمالِ ايمانِ معلم و حُسن رفتار و برادري، نمايانگر روح تعاون و همبستگي معلم نسبت به آنان مي باشد.»

حقوق معلم در آينه ی فرمايشات حضرت سجاد(ع): حضرت سجاد(ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند و مي فرمايد:« حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او چيزي مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم.»

 داستاني زيبا از رابطه شاگرد و معلم: بهترين نوع اين رابطه که سرشار از ادب و فروتني است، در داستان حضرت موسي(ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر(ع) در مقام معلم نمود دارد. موسي(ع) مأمور شد تا از بنده اي صالح به نام خضر(ع) کسب علم کند. قرآن، آغاز گفت و گوي اين معلم و شاگرد را اين چنين بيان مي کند: قال له موسي هل اتبعک علي ان تعلمن مما علمت رشداً * قال انک لن تستطيع معي صبراً * و کيف تصبرعلي ما لم تحط به خبراً * قال ستجدني ان شاء الله صابراً و لا اعصي لک امراً * قال فان اتبعتني فلا تسئلني عن  شي ءٍ حتي احدث لک منه ذکراً. (کهف: 66 ـ 70) موسي به او گفت: «آيا از تو پيروي کنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده که مايه رشد است به من بياموزي؟ گفت : «تو هرگز هم پاي من نمي تواني صبر کني و چگونه در مورد چيزهايي که از آن شناخت نداري، شکيبايي مي کني؟» گفت: «اگر خدا بخواهد، مرا شکيبا خواهي يافت و در هيچ کاري نافرماني تو نمي کنم». گفت: اگر به دنبال من آمدي، چيزي از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگويم.»

معلمي در کلام امام خميني(ره): نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.

معلم در سخنان رهبري: دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ی ما را ترسيم مي کند. اگر مي بينيد که اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي(ع) مي فرمايد: «من علمني حرفاً فقد صيرني عبداً؛ هرکس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش کرده است.» اين بيان براي ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر، وجود آن ها در سرنوشت يک ملت مؤثر است.

 معلم در کلام استاد مطهري: معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ی ابتکار او را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اين ها کم کم مشتعل  شود.

 معلم در کلام شهيد رجايي: معلمي شغلي نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد.

برتري حق معلّم بر پدر: آورده اند که اسکندر به معلّم خويش احترام بسياري مي گذاشت. از او پرسيدند: چرا معلّم خود را بيش از پدر تعظيم و احترام مي کني؟ گفت: به سبب آن که پدرم، مرا از عالم ملکوت به زمين آورده و استاد، مرا از زمين به آسمان برده است.

*****************************
مي توان در سايه آموختن
گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، ياد آموختيم
پس، سويداي سواد آموختيم
از پدر گر قالب تن يافتيم
از معلم جان روشن يافتيم
اي معلم چون کنم توصيف تو
چون خدا مشکل توان تعريف تو
اي تو کشتي نجات روح ما
اي به طوفان جهالت نوح ما
يک پدر بخشنده آب و گل است
يک پدر روشنگر جان و دل است
ليک اگر پرسي کدامين برترين
آنکه دين آموزد و علم يقين
شهریار
 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 16:22  توسط صدای معلم  | 

چگونه می توانیم شرایط زندگی خود را رضایت بخش کنیم؟

مثبت اندیشی: همان طور كه مي دانيد، مسايل عادي روزانه بسياري از افراد را از پا انداخته است. اين گونه افراد، پيوسته در حال كشمكش و ناليدن هستند و از «شانس بد» خود شكايت دارند. البته ممكن است پديده اي به نام «شانس بد» در زندگي وجود داشته باشد، اما با برخورداري از يك روحيه ی سالم، و فراگيري روش هاي صحيح مي توانيم نه تنها اين بد آوردن ها را مهار، بلكه آينده ی خود را تعيين و پيش بيني كنيم. با به كارگيري اصول و دستورات ارائه شده ی ذيل مي توانيم، شرايط زندگي خود را به نحوي مطلوب و رضايت بخش تغيير داده يا تعديل كنيم و شخصيتي محبوب تر، محترم تر و دوست داشتني تر داشته باشيم.                                     

به خود ايمان و اعتماد داشتن: عدم اعتماد به نفس، ظاهراً يكي از مسايلي است كه قريب به اكثريت مردم امروزه گرفتارآن هستند، در يكي از دانشگاه ها ضمن يك همه پرسي از 600 دانشجو؛ از آن ها خواسته بودند مشكل ترين مسأله ی شخصي خود را بنويسند، 75% آنان نداشتن اعتماد به نفس را مشكل اساسي خود مطرح كرده بودند، احساس خود كم بيني و ناامني يكي از علت هاي مهم عدم اعتماد به نفس مي باشد ما احساس ايمني يا ناامني را با نگرشي كه نسبت به امور داريم، در خود ايجاد مي كنيم. اگر افكارمان پيوسته متوجه رخدادهاي بد و غير منتظره باشد تمام مدت احساس ترس و ناامني خواهيم كرد و بدتر از همه، اين كه مشغوليت ذهني ممكن است سبب شود آن چه از آن وحشت داريم اتفاق بيفتد. براي بالا بردن حس اعتماد به نفس، تلقين هاي مكرر مثبت انديشي به ذهن، كمال اهميت را دارد، اگر ذهن شما لبريز از افكار منفي و بدبينانه باشد، علتش اين است كه اين باورها؛ طي ساليان دراز بر افكار شما مستولي بوده است پس يك رشته عقايد مثبت و اميدوار كننده بايد در ذهن جايگزين شود اين ميسر نيست مگر با تلقين مكرر اين عقايد به ذهن. روزي ده بار جمله ی زير را با صداي بلند به خود تلقين كنيد: «من مي توانم؛ به كمك خدايي كه به من نيرو مي بخشد، به انجام هر كاري موفق شوم!» اين جمله ی معجزه آفرين قوي ترين پادزهر براي درمان خود كم بيني مي باشد.

داشتن ذهن آرام: يكي از شيوه هاي مهم و اساسي براي كسب آرامش؛ تخليه ی ذهن است. جهت تزكيه ی فكر، تخليه ی ذهن را روزي دو بار يا حتي بيشتر توصيه مي كنند. چه خوب است ذهنمان را ازترس ها، نفرت ها، ناامني ها، تأسف ها و احساس گناه خالي كنيم. اگر اين كار را آگاهانه انجام دهيم سبب آرامش خاطرمان خواهد شد. آيا تجربه كرده ايد كه پس از درد دل كردن و بازگويي مسايلي كه بر ذهنتان سنگيني مي كرد به دوست خود، چقدر احساس سبكي و آرامش كرده ايد؟ ما همواره شاهد اين واقعيت هستيم كه براي مردم بسيار مهم است كه بتوانند با راحتي و اطمينان، افكاري را كه آزارشان مي دهد براي دوست مورد اعتمادي بازگو كنند.

يكي ديگر از راه هايي كه به ذهن آرامش مي دهد سكوت است هر فرد در شبانه روز حداقل به 15 دقيقه سكوت كامل نياز دارد. هر روز به مدت 15 دقيقه به گوشه ی خلوت و بي صدايي رفته، بنشيند يا دراز بكشید و سكوت اختيار كنيد. نه چيزي بنويسيد و نه چيزي بخوانيد و سعي كنيد كمتر فكر كنيد.

نكته ی بعدي جهت داشتن ذهن آرام، جاي دادن افكار تسكين دهنده در ذهن است، منظره ی آرام بخشي را كه در گذشته ديده ايد در ذهنتان مجسم كنيد. امواج ملايم آب، يا شب مهتابي، غروب آفتاب در قلب افق و مي توانند از جمله ی مناظر آرام بخشي باشند كه مجسم كردن آن ها در ذهن، تأثير مثبت و سازنده اي خواهند داشت. تلقين كلمات آرام بخش همچون كلمه ی«آرامش»، «صفاي درون» خواندن اشعار و كتب ديني، حذف گفتگوهاي منفي و نا اميد كننده از جمله عوامل مهم و مثبت جهت ايجاد آرامش ذهن مي باشد.

نحوه ی فكر كردن: افكار ما و نحوه ی فكر كردنمان تأثير بي چون و چرايي روي قواي جسممان دارد. اگر ذهنتان به شما بگويد كه خسته هستيد، ساخت بدني، اعصاب و عضلات هم اين واقعيت را مي پذيرند. اگر ذهن شما واقعاً علاقمند به انجام كاري باشد؛ شما مي توانيد بدون وقفه به آن كار ادامه دهيد. مذهب؛ افكار ما را به نظم در مي آورد و از طريق ذهن به ما كمك مي كند وقتي ذهن را از ايمان لبريز مي كنيم در واقع آن را براي كسب انرژي توانا مي سازيم با اتكاء به ايمان مي توان فعاليت هاي خارق العاده اي انجام داد چرا كه از اين پشتيبان معنوي و منبع قدرت الهي بهره منديم. معروف است كه افكار روح دارند، و داراي قدرت و پويايي واقعي هستند با توجه به قدرتي كه افكار روحي افعال و اعمال انسان اعمال مي كنند، مي توان نتيجه گرفت هر فرد مي تواند خود را در داخل يا خارج از موفقيت ويژه اي تصور كند، شما مي توانيد با افكار بيمار گونه، خود را مريض و با استفاده از افكار سالم خود را سالم پنداريد. موقعيت هايي كه شما، براي خود فراهم مي سازيد، همواره ناشي ازطرز تفكرتان است اگر خوب فكر كنيد؛ برايتان خوب پيش مي آيد و اگر بد فكركنيد؛ بد پيش مي آيد. اغلب این افكار ما هستند كه اوضاع را فراهم مي آورند، تا موقعيت ها افكار را. اگر مثبت فكر كنيد؛ نيروهاي مثبتي به كار مي اندازيد كه نتايج مثبتي به بار مي آورد. افكار مثبت؛ جوي فراهم مي سازند كه مناسب با آن جو، نتايج مثبتي به بار مي آيد. حالا اگر شما افكار منفي در سر بپرورانيد؛ محيطي در اطراف خود به وجود مي آوريدكه مناسب با آن جو، نتايجي منفي به بارمي آيد.

براي آن كه وضعيت خود را عوض كنيد، به گونه اي ديگر بينديشيد. در مقابل اوضاع ناگوار، تسليم پذيري نشان ندهيد. اوضاع و احوال را آن طور كه بايد و شايد در ذهنتان نگاه داريد و آن را تا آن جا كه ممكن است تقويت كنيد، آن را باور داشته باشيد و براي تحقق آن دعا كنيد، روي آن كار كنيد، كم كم خواسته ی شما همان طور كه آرزو كرده ايد، عملي مي شود. رمز زندگي بهتر و موفقيت آميزتر بيرون انداختن افكار كهنه و ناسالم قديمي و جايگزين كردن آن با ايماني پويا، حيات بخش و جديد است. افكاري كه مي توانيد به آن متكي باشيد! جهش و جاري شدن افكاري نو كه زندگي و شخص شما را متحول مي سازد.

منبع: وبلاگ فرزانگان عشق است(خاطرات مدرسه)

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 16:20  توسط صدای معلم  | 

موج می آید!

در همه جا مي شنويم

در پي آن همه خون

كه بر اين خاك چكيد

ننگمان باد اين جان

شرممان باد اين نام

ما نشستيم و تماشا كرديم

 

در شب تار جهان

در گذرگاهي تا اين حد ظلماني و طوفاني

در دل اين همه آشوب و پريشاني

اين كه از پاي فرو مي افتد

اين كه بر دار نگونسار شده است

اين كه با مرگ در افتاده است

اين هزاران و هزاران كه فرو افتاده اند

 

اين منم

اين تو

آن همسايه

آن انسان

اين ماييم

 

ما همان جمع پراكنده

همان تنها

آن تنهاييم

اين همه موج بلا در همه مي بينيم

آي آدمها را مي شنويم

نيك مي دانيم

دستي از غيب نخواهد آمد

 

با ستمكاري ناداني اين گونه مدارا نكنيم

آستين ها را بالا بزنيم

دست در دست هم از پهنه ی آفاق برانيمش

مهرباني را، دارايي را

بر بلنداي جهان بنشانيمش

آي آدم ها!

موج مي آيد...  

برگرفته از: سخن مشترک

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 18:0  توسط صدای معلم  | 

حریم خصوصی و الزامات قانونی آن

حريم به معناي آن چه از پيرامون خانه و عمارت که بدان متعلق باشد. مکاني که حمايت و دفاع از آن واجب است و خصوصي به معناي شخصي، داخلي، زندگي خصوصي اشخاص را در نظر بگيرد. (فرهنگ هاي معين، دهخدا، عميد) کلمات حرم، حرمت، احترام، تحريم با حريم هم ريشه اند. از لحاظ حقوقي حريم از حرمت به معني منع است، زيرا تعرض ديگران به حق صاحب حريم ممنوع است. (مبسوط در ترمينولوژي حقوقي، جلد سوم، دکتر جعفر جعفري لنگرودي) حريم نهر، حريم رودخانه، حريم دريا، حريم جاده، حريم ملک و... از آن جمله اند.
حريم خصوصي به معناي مکان و محلي که اختصاص به فرد داشته و دفاع از آن واجب و تعرض نسبت به آن ممنوع است. حال که معناي حريم و حريم خصوصي روشن شد بد نيست ببينيم از منظر فوق قانونگذار چه حقوقي براي مردم و چه وظايفي بر عهده مردم و حکومت گذاشته است؟
متاسفانه با آن که حريم خصوصي يکي از مهم ترين و شاخص ترين حقوق خصوصي و از نظري حقوق عمومي مردم بوده، قانونگذار تحت اين عنوان حقوق و وظايفي را به رسميت نشناخته و از اين جهت در ترمينولوژي حقوق، موضوعي در اين خصوص وجود ندارد. قانونگذار بايد هرچه زودتر اين خلاء قانوني را مرتفع سازد.
اما با نگرش به قانون اساسي و ساير قوانين موضوعه نظير؛ قانون مدني، قانون آيين دادرسي کيفري، قانون مجازات اسلامي و... گوشه هايي از حريم خصوصي وجود داشته که مي توان با استفاده از مفاهيم آن حدود و چارچوب حريم خصوصي را روشن ساخت. گرچه حريم خصوصي در حقوق خصوصي و حريم خصوصي در حقوق عمومي نيز از يکديگر تفکيک نشده و گاهي داراي مرزبندي دقيق نبوده و عموماً شناخت دقيقي در اين مرزبندي و حدود وجود ندارد. نظر به اين که اين مباحث حقوقي صرفاً جهت آشنايي مردم و حکومت انجام مي گيرد، لذا احتياج زيادي به اين مرزبندي وجود نداشته و به اختصار به آن پرداخته مي شود.
در اصل 19 قانون اساسي تمام مردم داراي حقوق مساوي بوده و در اصل 20 همه؛ يکسان در حمايت قانون قرار مي گيرند و هيچ امتيازي موجب رجحان افراد در حقوق نسبت به هم وجود ندارد. اين امر را قانونگذار به رسميت شناخته و مردم و حکومت بايد به اين حق احترام بگذارند. طبق اصل 22 قانون اساسي حيثيت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از هرگونه تعرض مصون بوده و حکومت و مردم بايد به اين محدوده احترام گذاشته و متعرض کسي نشوند. بنا بر اصل 23 قانون اساسي تفتيش عقيده ممنوع بوده و هيچ کس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض قرار داد. بنا بر اصل 24 قانون اساسي مذکور نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند، مگر آن که مخل مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد. به استناد اصل 25 قانون اساسي بازرسي و نرساندن نامه، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفني، مخابرات تلگرافي و تلکس و سانسور، عدم مخابره و نرساندن آن ها، استراق سمع هرگونه تجسس ممنوع بوده (مصاديق بسيار مهمي از حريم خصوصي در اين اصل احصاء شده است.) و به استناد اصل 26 قانون اساسي، احزاب، جمعيت ها، انجمن هاي سياسي و صنفي و انجمن هاي اسلامي يا اقليت هاي ديني شناخته شده آزاد بوده مشروط به اين که اصول استقلال و آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نکنند، هيچ کس را نمي توان از شرکت در آن ها منع کرد يا به شرکت در يکي از آن ها مجبور ساخت. برابر اصل 27 قانون اساسي تشکيل اجتماعات و راهپيمايي ها، بدون حمل سلاح به شرط آن که مخل مباني اسلام نباشد آزاد است. طبق اصل 28 قانون مذکور هر کس حق دارد شغلي را که بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح اسلام و مصالح عمومي و حقوق ديگران نباشد برگزيند. برابر اصل 29 قانون اساسي برخورداري از تأمين اجتماعي از نظر بازنشستگي، پيري، از کار افتادگي و... از حقوق مردم شناخته شده و اصل 30 قانون اساسي استفاده از وسايل آموزش و پرورش رايگان
را حق مردم و اجراي آن را وظيفه ی حکومت شناخته است. اصل 31 قانون اساسي داشتن مسکن متناسب با نياز مردم را حق مردم و تهيه ی آن را وظيفه ی حکومت دانسته است. اصل 32 ممنوعيت بازداشت مردم برخلاف ضوابط قانوني و ترتيب دستگيري و محاکمه متهمان را تعيين کرده و اصل 33 قانون فوق ممنوعيت تبعيد از محل اقامت افراد يا اجبار به اقامت در محلي را از حقوق مردم و وظيفه حکومت شناخته است. اصل 34 قانون اساسي دادخواهي را حق مسلم هر فرد در محاکم صالح قضايي دانسته است. اصل 35 قانون اساسي استفاده از وکيل را حق مردم شناخته و حکومت را مجبور به رعايت اين حقوق و انتخاب وکيل براي مردم تهيدست مي داند. بنابر اصل 36 قانون اساسي اصل قانوني بودن جرم و مجازات و صلاحيت محاکم دادگستري به رسميت شناخته شده است. در اصل 37 قانون اساسي اصل بر برائت بوده مگر آن که اتهام شخص در محاکم صالح قضايي ثابت شود. در اصل 38 قانون اساسي هرگونه شکنجه جهت اخذ اقرار يا کسب اطلاع علي الاطلاق ممنوع بوده و چنين اقارير و شهادت هايي فاقد ارزش و مرتکبين نيز قابل مجازات هستند. بنابر اصل 39 قانون اساسي هتک حرمت و حيثيت کسي که به حکم قانون دستگير، بازداشت، زنداني يا تبعيد شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات دانسته شده است. به استناد اصل 40 قانون اساسي هيچ کس نمي تواند اعمال حق خود را وسيله ضرر به غير يا تجاوز به منافع عمومي قرار دهد. در اصل 41 قانون اساسي حق تابعيت هر فرد ايراني يا انتخاب تابعيت ديگري از حقوق مردم شناخته شده است. در اصل 62 قانون اساسي حق انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان به رسميت شناخته شده و به استناد اصل 165 قانون اساسي علني بودن محاکمات انجام مي پذيرد مگر آن که علني بودن آن منافي عفت عمومي يا نظم عمومي و يا در دعاوي خصوصي طرفين دعوا تقاضا کرده باشند. به استناد اصل 166 قانون اساسي احکام دادگاه ها بايد مستدل و مستند به مواد قانون و اصولي باشد که براساس آن حکم صادر شده است و برابر اصل 168 قانون اساسي رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي علني و با حضور هيات منصفه و در محاکم عمومي دادگستري انجام مي پذيرد. به استناد اصل 169 قانون مذکور، هيچ فعل و يا ترک فعلي به استناد قانوني که بعد از آن وضع شده است جرم محسوب نمي شود. به موجب اصل 159 قانون مرقوم دادگستري مرجع تظلمات عمومي است و به استناد اصل 172 قانون فوق رسيدگي به جرايم مربوط به وظايف خاص نظامي و انتظامي اعضاي ارتش، ژاندارمري، شهرباني و سپاه پاسداران در محاکم خاص نظامي و رسيدگي به جرايم عمومي آن در صلاحيت محاکم دادگستري است.
اصول فوق گوشه هايي از حقوق عمومي و حقوق خصوصي مردم و محدوده و حريم آن را تعيين کرده و بعضاً متجاوزان به اين حقوق را قابل مجازات دانسته، اما قوانين ديگر از جمله قانون مجازات اسلامي در مبحث قصاص، ديات، حدود و تعزيرات اعمال متجاوزان به حقوق خصوصي و عمومي مردم را جرم شناخته و براي آن مجازات تعيين کرده است. مواد 570 ، 571 ، 572 ، 573 ، 574 ، 575 ، 576، 577 ، 578 ، 579 ،580 ، 581 ، 582 ، 583، 584 ، 585 ، 586 ، 587 ، 597 ، 598 ، 599، 600 ، 601 ، 602 ، 603 ، 604 ، 605و 606 گوشه هايي از اهم موارد فوق است. نظر به اين که در اصول قانون اساسي فوق الذکر، مواد متعددي از حقوق خصوصي و عمومي مردم مورد توجه قرار گرفته که تبيين آن در کتاب هاي متعدد هم حاصل نخواهد شد، لذا پس از بررسي قسمت هايي از قانون آيين دادرسي کيفري که به مبحث ما نزديک تر بوده و در جهت اجرايي کردن اصول قانون اساسي تصويب شده و به صورت قانون در آمده، ساير قوانين موضوعه را نيز در همين محدوده (حريم خصوصي) مورد بررسي قرار مي دهيم.
ماده 96 قانون آيين دادرسي کيفري؛ «تفتيش و بازرسي منازل، اماکن و اشياء در مواردي به عمل مي آيد که حسب دلايل، ظن قوي به کشف متهم يا اسباب و آلات و دلايل جرم، در آن محل وجود داشته باشد.»
ماده 100 قانون آيين دادرسي کيفري؛ «تفتيش و بازرسي منازل در روز به عمل مي آيد و هنگام شب در صورتي انجام مي گيرد که ضرورت اقتضا کند، جهت ضرورت را قاضي بايد در صورت مجلس قيد نمايد.»

ماده 112 قانون آيين دادرسي کيفري؛ «احضار متهم به وسيله احضارنامه به عمل مي آيد که احضارنامه در دو نسخه فرستاده مي شود. يک نسخه را متهم گرفته و نسخه ديگر را امضا کرده و به مامور احضار رد مي کند.»
ماده 113 قانون آيين دادرسي کيفري؛ (در احضارنامه اسم و شهرت احضار شده و تاريخ و علت احضار و محل حضور و نتيجه عدم حضور بايد قيد شود.»
ماده 129 قانون مذکور؛ «... سوالات بايد مفيد و روشن باشد، سوالات تلقيني يا اغفال يا اکراه و اجبار متهم ممنوع است. چنانچه متهم از دادن پاسخ امتناع نمايد امتناع او در صورت مجلس قيد مي شود.»
تبصره 2 قانون مذکور؛ «تخلف مامورين ابلاغ در انجام وظايف خود و يا گزارش خلاف واقع آنان در امور مربوط به وظايفشان مشمول مجازات مقرر قانوني خواهد بود.»
ماده 131 قانون مذکور؛ «پاسخ سوالات همان طوري که بيان مي شود بايد بدون تغيير و تبديل يا تحريف نوشته شود...»
براي آن که قاضي به متهم دسترسي داشته باشد با رعايت اصول قانوني براي وي قرار تامين صادر مي شود.
ماده 134 قانون مذکور؛ «تامين بايد با اهميت جرم و شدت مجازات و دلايل و اسباب اتهام و احتمال فرار متهم و از بين رفتن آثار جرم و سابقه متهم و وضعيت مزاج و سن و حيثيت او متناسب باشد.» نظر به اينکه بسياري از حقوق مردم در تحقيقات مقدماتي مورد تجاوز يا تخديش و بي توجهي قرار مي گيرد لذا از بحث ترتيب صدور قرار نهايي در دادسرا، صدور کيفر خواست، ارسال پرونده به دادگاه، تشکيل دادگاه و داشتن دادرسي منصفانه و تجديدنظرخواهي و ساير طرق فوق العاده دادرسي به لحاظ اطاله کلام خودداري شده و حقوق مردم و تکاليف ماموران حکومتي و قضات مورد بررسي قرار مي گيرد.
حال بنا به مراتب فوق وقتي شخصي مورد تعقيب قرار مي گيرد که؛
1- اصل قانوني بودن جرم و مجازات از طرف قضات و ضابطين دادگستري رعايت شده باشد.
2- اصل برائت بايد هميشه مورد توجه و عمل قضات قرار گيرد.
3- در جزئيات اصل تفسير مضيق و تفسير به نفع متهم و عدم رعايت قياس بايد مورد توجه قضات قرار گيرد.
4- قواعد احضار و جلب برابر مواد 112 و 119 قانون آيين دادرسي کيفري رعايت شود.
5- بازرسي منزل و اماکن و... علي المعمول بايد روز و با حکم قاضي صالح انجام شود. بازرسي خودرو مردم نيز از اين قاعده مستثني نيست.
6- در صورت اقتضا بازرسي از منازل و اماکن مردم در صورتي شب به عمل مي آيد که جهت ضرورت را قاضي تشخيص دهد جهات ضرورت را در حکم قيد کند.
7- بنا بر اصل 35 قانون اساسي حضور وکيل متهم در تحقيقات مقدماتي لازم و ضروري بوده بنابراين تبصره ذيل ماده 128 قانون آيين دادرسي کيفري که اين حق مطلق را به تشخيص قاضي گذاشته برخلاف اصول 9 و 35 قانون اساسي بوده و فاقد ارزش قانوني است همچنين با مقتضاي عقد وکالت منافات دارد.
8- تحقيقات مقدماتي صرفاً توسط قاضي به عمل آمده و سوالات تلقيني و اکراه آميز و هرگونه فشار و هتک حرمت زنداني ممنوع مي باشد. (اصول 38 و 39 قانون اساسي)
9- قاضي تحقيق و دادسرا مکلفند ظرف 24 ساعت تحقيقات مقدماتي را کامل و پرونده را به دادگاه صالح ارسال دارند. (اصل 32 قانون اساسي)

10- محاکمات بايد علني باشد مگر آنکه به تشخيص دادگاه علني بودن آن منافي عفت عمومي يا نظم عمومي باشد يا در دعوي خصوصي طرفين دعوا تقاضا کنند که محاکمه علني نباشد. (اصل 165 قانون اساسي) بنابراين تبصره ذيل ماده 188 قانون آيين دادرسي کيفري که غيرعلني بودن دادگاه را تسري به مخل امنيت يا احساسات مذهبي داده به لحاظ تعدي به حقوق متهمان به استناد اصول 9 و 165 قانون اساسي فاقد وجاهت و مشروعيت قانوني است.
11 - در جرايم سياسي و مطبوعاتي بايد دادرسي در محاکم صالحه دادگستري و به صورت علني و با حضور هيات منصفه انجام پذيرد لذا رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي بدون حضور هيات منصفه (قانون مطبوعاتي سال 79 که رسيدگي به اتهام نويسنده، سردبير، کاريکاتوريست و... بدون حضور هيات منصفه را تجويز کرده به استناد اصول 9 ، 19 ، 20 و 168 قانون اساسي فاقد مشروعيت قانوني) و يا در مراجع غيرصالح نظير دادگاه هاي انقلاب، دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت و دادسرا و دادگاه هاي نظامي به لحاظ مغايرت با اصول 9 ، 19 ، 20 و 159 قانون اساسي فاقد مشروعيت قانوني است و نيز در رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي نظر به اصول 165 و 168 قانون اساسي که براي جرايم عادي و دعاوي خصوصي غيرعلني بودن دادگاه را تجويز کرده تسري آن به جرايم سياسي و مطبوعاتي مطلقاً فاقد ارزش قانوني و توجيه حقوقي است.
حال براي اينکه ابعاد ديگر حقوق خصوصي و عمومي مردم مورد توجه قرار گيرد بايد نظري به قانون احترام به آزادي هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي که در مجلس ششم به تصويب رسيده افکند و اضافه کنيم به دنبال دستگيري «وبلاگ نويس ها» و نقض حقوق آنان و دخالت آقاي خاتمي و تعيين هيات مخصوص جهت رسيدگي به مسائل مطروحه و دخالت رياست قوه قضائيه و آزادي وبلاگ نويس ها و ملاقات با آقاي شاهرودي و ساير مقامات برجسته قضايي که منجر به بخشنامه 15 ماده اي ايشان شده سپس در مجلس ششم به صورت قانون در ماده واحده 15 بندي درآمده و قضات و ضابطين دادگستري مکلف به رعايت آن شده اند مورد بررسي قرار گيرد.
در بند يک ماده واحده، تکليف قضات به کشف و تعقيب جرايم و اجراي تحقيقات مقدماتي و صدور قرار تامين متناسب و رعايت قانون و اينکه اين تکاليف قانوني بايد به وسيله قاضي به عمل آمده و هرگونه اعمال سلايق شخصي و سوءاستفاده از قدرت و يا اعمال هرگونه خشونت و يا بازداشت هاي اضافي و بدون ضرورت را ممنوع ساخته در بند 2 رعايت اصل قانوني بودن جرم و مجازات و انحصار موضوع به مباشر و شريک و معاون جرم و اثبات موضوع در محاکم صالح قضايي و صدور آراي مستدل و مستند و رعايت اصل برائت و حق امنيت لازم براي متهمان و در بند 3 تکليف دادسرا و دادگاه ها به قبول وکيل در تحقيقات مقدماتي و در دادگاه ها و در بند 4 رعايت اخلاق و موازين اسلامي و در بند 5 اصل رعايت عدم دستگيري و بازداشت افراد و در بند 6 ممنوعيت آزار و اذيت زنداني و بستن چشم متهمان و هرگونه استخفاف و تحقير و در بند 7 ممنوعيت پوشاندن صورت بازجويان در هنگام تحقيقات مقدماتي و در بند 8 ممنوعيت قضات و بازجويان از توجه به اسناد و مدارک که با جرم ارتباط نداشته و يا به متهم تعلق ندارد و در بند 9 ممنوعيت شکنجه و در بند 10 رعايت اصول و شيوه هاي علمي در تحقيقات و در بند 11 نحوه تحقيقات و ممنوعيت تحريف و کنجکاوي در اسرار شخصي و خانوادگي و ممنوعيت سوال از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غيرموثر در پرونده و دربند 12 ممنوعيت هر گونه تحريف و راهکارهايي جهت جلوگيري از هر گونه شبهه در موارد فوق و در بند 13 نظارت بر اعمال بازجويان و ضابطين دادگستري و در بند 14 ممنوعيت از دخل و تصرف ناروا در اموال و اشياي ضبطي و توقيفي متهمان و در بند 15 تعيين هياتي از طرف رياست قوه قضائيه جهت نظارت بر حسن اجراي دقيق قانون و برخورد و پيگرد متخلفان و ناقضان حقوق شهروندي تاييد و تاکيد شده است.
حال بنا به مراتب فوق اهم حقوق متهمان و تکاليف قضات و ضابطان دادگستري به شرح زير احصا مي شود.
1- رعايت اصل قانوني بودن جرم و مجازات.
2- رعايت و توجه به اصل برائت و ممنوعيت هتک حرمت متهمان و رعايت عدم انتشار موضوع در وسايل ارتباط جمعي تا صدور حکم قطعي.
3- توجه و رعايت اصل تفسير مضيق در جزائيات و تفسير به نفع متهم و غيرقابل قياس بودن موضوع در مسائل جزايي.

4- رعايت قواعد مربوط به احضار و جلب و تفتيش اماکن و منازل مردم.
5- رعايت اصول قانوني در تحقيقات مقدماتي و ممنوعيت شکنجه و آزار و اذيت زنداني و سوال هاي تلقيني و اکره آميز.
6- صدور قرار تامين متناسب.
7- صدور آرا (قرار و حکم) مستدل و مستند به مواد قانوني.
8- تکليف دادسرا و دادگاه ها در قبول وکيل به استناد اصل 35 قانون اساسي.
9- رعايت موازين اسلامي و اخلاقي.
10- رعايت اصول قانوني در دستگيري و تعقيب متهمان. (اصول 32 ، 34 ، 35 ، 36 ، 37 و 39 قانون اساسي و مواد 96 ،100 ، 112 ، 119 و 134 قانون آيين دادرسي کيفري )
11- ممنوعيت قضات از تعدي به اسناد و مدارک و مسائلي که ارتباط با جرم نداشته است.
12- ممنوعيت قضات و بازجويان از توجه به مسائل اخلاقي غيرمرتبط با پرونده و مسائل شخصي و ممنوعيت توجه به گناهان گذشته متهمان. (حريم خصوصي و محدوده آن در اين موضوع به خوبي مشهود است.)
13- ممنوعيت قضات و بازجويان در تصرف ناروا در اموال و اشياي متهمان.
14- ممنوعيت هرگونه تحريف و تغيير پاسخ متهمان و ساير افرادي که مورد بازجويي قرار مي گيرند.
البته بايد گفت قبل از تصويب اين قانون نيز قضات و ضابطين دادگستري به موجب ساير قوانين موضوعه ممنوع از تعدي به حقوق متهمان بودند.
اما مسائل مربوط به وبلاگ نويس ها آنقدر حاد بود و افکار عمومي مردم را تحت تاثير قرار داد که حکومت ناچار شد با جديت بيشتري با موضوع برخورد کند. علاوه بر قوانين موضوعه به شرح صدر مقاله مواد 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ، 7 ، 8 ، 9 ، 10، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 15 ، 16 ، 17 ، 18 ، 19، 20 ، 21 ، 22 ، 23 ، 24 ، 25 ، 26 ، 27 ، 28، 29 و 30 اعلاميه جهاني حقوق بشر تاييد موکدي بر حقوق مردم و تکليف حکومت ها به رعايت آن حقوق داشته، بايد توجه داشت که اعلاميه مذکور به موجب دو فقره ميثاق بين المللي فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي در سال 54 به تصويب مجلس شوراي ملي رسيده و از جمله قواعد برتر و آمره است.
اما ماده 12 اعلاميه مذکور که مي گويد «هيچ کس نبايد در معرض مداخله خودسرانه در زندگي خصوصي، خانواده، خانه، يا مکاتبات خود يا در معرض تعرض به حيثيت و آبروي خود قرار گيرد، هر کس در مقابل چنين مداخله ها يا تعرض هايي حق برخورداري از حمايت قانون را دارد.»
بر رعايت حريم خصوصي افراد تاکيد صريح و روشني دارد.حال بايد سوال شود به رغم وجود قواعد و قوانين موضوعه فوق چرا متجاوزان به حقوق عمومي و خصوصي مورد پيگرد و تعقيب و مجازات قرار نمي گيرند؟
مگر نه آن است که قانونگذار به موجب اصول 19 و 20 قانون اساسي مردم را متساوي الحقوق دانسته که به طور يکسان در حمايت قانون قرار دارند.
چرا چنين تبعيض ناروايي به مردم تحميل مي شود؟ مردم وقتي به قانون احترام خواهند گذاشت که مجريان خود رعايت قانون و حقوق مردم را سرلوحه کار خود قرار دهند. بايد به حقوق مردم و قانون احترام گذاشت و به آن اعتقاد داشت و قبول کنيم نقض قانون و حقوق شهروندي مردم به نفع هيچ کس نيست و ناقضان قانون خود روزي اسير جرياني خواهند شد که خود سنگ بناي اوليه آن را بر نادرستي و ناراستي گذاشتند. تجربه انقلاب گرانبار مردمي ايران در سال 57 که ناقضان قانون و حقوق مردم در نظام گذشته اسير توفان خشم مردم و تعقيب و مجازات شدند درس عبرتي است که از گذشته پند گيريم.بيش از صد سال است که ما دغدغه اجراي قانون را داريم و انقلاب ها و نهضت هاي متعددي داشته ايم. شايسته نيست چنين ملتي از حقوق قانوني خود محروم شوند و ناقضان قانون و حقوق حقه مردم از مجازات بري و معاف شدند.
ضرورت دارد مقامات برجسته قضايي به اظهارات قاتل حسن مقدس توجه و دقت کافي داشته و نسبت به رفع اشکال ها و ايرادات اساسي اقدام عاجل معمول دارند.در قانون مجازات عمومي و قانون مدني و ساير قوانين موضوعه مباحث مختلف حقوق خصوصي و حقوق عمومي مردم مورد تصريح و تاييد قرار گرفته است که به لحاظ ارتباط کمتري که با حريم خصوصي دارد مورد بررسي قرار نمي گيرد اما بد نيست در پايان اين مقاله موادي از قانون مدني مورد نظر قرار گيرد.
ماده 956 قانون مدني؛ «اهليت براي دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام مي شود.»
ماده 958 قانون مدني؛ «هر انسان متمتع از حقوق مدني خواهد بود. ليکن هيچ کس نمي تواند حقوق خود را اجرا کند مگر اينکه براي اين امر اهليت قانوني داشته باشد.»
ماده 959 قانوني مدني؛ «هيچ کس نمي تواند به طور کلي حق تمتع و يا حق اجراي تمام يا قسمتي از حقوق مدني را از خود سلب کند.»
ماده 960 قانون مدني؛ «هيچ کس نمي تواند از خود سلب حريت کند و يا در حدودي که مخالف قوانين و اخلاق حسنه باشد از استفاده از حريت خود صرف نظر نمايد.»واضح است وقتي شخص حق ندارد اين حقوق را از خود سلب کند به طريق اولي هيچ کس حق سلب اين حقوق را از مردم ندارد. حال نظر به مراتب فوق حريم خصوصي محل و مکاني است که مورد احترام قانونگذار قرار گرفته و حکومت و مردم حق سلب اين حريم را از مردم ندارند.حال که از اتفاقات اخير مردم و حکومت مکدر شده و خواهان جلوگيري از تجاوز به حريم خصوصي مردم هستند، شايسته است قوه قضائيه درصدد تدوين لايحه حفظ حقوق و حريم خصوصي مردم و محدوده و موارد آن بوده تا پس از تصويب در مجلس شوراي اسلامي اين خلاء قانوني مرتفع شود.

 

سيدمحمد سيف زاده

برگرفته از وبلاگ همه دانا و توانا

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 17:56  توسط صدای معلم  | 

اعتیاد در آموزش و پرورش

35 هزار دانش‌آموزان معتاد در كشور وجود دارد و متأسفانه اغلب دانش‌آموزان در مقطع دبيرستان مواد مخدر جديد از نوع شيشه و كراك را مي‌شناسند اما مسوولان مدارس در اين زمينه اطلاعات كمي دارند.
به گزارش خبرنگار «اجتماعي» ايسنا، دكتر نارنجيها ـ محقق و معاون موسسه تحقيقات داريوش ـ در نشست پژوهشي و هم‌انديشي پژوهشگران و كارشناسان سوء مصرف مواد مخدر با استناد به آخرين نتايج تحقيقات
RCA در زمينه ی مصرف مواد مخدر، افزود: بر اساس تحقيقات به عمل آمده الگوي اعتياد در كشور به سرعت در حال تغيير است و مصرف مواد جديد همچون كراك رو به رشد است به طوري كه مصرف اين مواد هم اكنون به 15% در بازار مصرف كشور رسيده اين در حاليست كه هروئين با 40 سابقه 21% است، لذا با زنگ خطر جدي مواجهيم. وي سن اغلب معتادان را با بيشترين فراواني بين 20 تا 34 سال عنوان كرد و گفت: ميانگين سني معتادان كشور 32 سال است .
دكتر نارنجيها با ابراز تأسف از اين كه طي سال‌هاي اخير ميانگين سني اعتياد در كشور كاهش يافته است، افزود: ميانگين سني اعتياد در كشور طي سال‌هاي اخير يك تا 5/1 سال كاهش يافته است.
وي درباره شيوع اعتياد در ميان زنان و مردان گفت: شيوع اعتياد در ميان مردان 93% و در ميان زنان 7% است كه البته آمار دقيق در مورد زنان معتاد به دلايل مختلف دشوار است و امكان بيشتر بودن اين رقم نيز وجود دارد.
محقق و معاون موسسه تحقيقات داريوش ادامه داد: اغلب معتادان از سطح تحصيلات پاييني برخوردار بوده و زير ديپلم و ديپلم هستند كه اهميت نقش آموزش و پرورش در پيشگيري از اعتياد بسيار حائز اهميت است.
وي افزود: اعتياد در همه ی اقشار و مشاغل وجود دارد... وي تعداد دانش‌آموزان معتاد در كشور را 35 هزار نفر عنوان كرد و گفت: متأسفانه اغلب دانش‌آموزان در مقطع دبيرستان مواد مخدر جديد از نوع شيشه و كراك را مي‌شناسند و مسوولان مدارس در اين زمينه اطلاعات كمي دارند.
محقق و معاون موسسه تحقيقات داريوش افزود: نيمي از معتادان از طريق دوستان به مصرف مواد مخدر روي آورده‌اند و متأسفانه محيط كار نيز در شيوع مصرف مواد مخدر نقش زيادي دارد كه در طول پنج سال گذشته رشد اعتياد از طريق محيط كار دو برابر شده است.
وي وجود بستگان نزديك معتاد در خانواده را يكي ديگر از عوامل اعتياد ساير اعضاي خانواده عنوان كرد و گفت: ميهماني‌هاي دوستانه، كوچه و خيابان و محيط كار محل‌هايي هستند كه معتادان به عنوان اولين مكان مصرف مواد مخدر عنوان مي‌كنند. كسب لذت، ‌كنجكاوي، مشكلات روحي، در دسترس بودن، بيماري جسمي و درد به ترتيب با بيشترين فراواني علت روي آوردن معتادان به مصرف اعتياد طبق نتايج آخرين تحقيقات بوده است.
وي درباره نوع مصرف مواد مخدر گفت: هم اكنون ترياك با 70% ، هروئين 30%  و حشيش 24% بيشترين مواد مصرفي در كشور هستند كه غالب‌ترين روش مصرف تدخين (دودي) بوده و تزريق، خوردن و انفيه به ترتيب در مراحل بعدي قرار دارد.
محقق و معاون موسسه تحقيقات داريوش با اشاره به سن اعتياد تزريقي در كشور، گفت: بيشترين فراواني سن تزريق با 35%  20 تا 24 سال است و 25 تا 29 سال نيز در رده ی بعدي قرار دارد.
45%  معتادان تزريقي سرنگ به همديگر قرض مي‌دهند كه در شيوع بيماري هاي پرخطر همچون ايدز و هپاتيت تاثير زيادي دارد.
به گزارش ايسنا: جهاني؛ جانشين دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر، نيز در اين نشست با تأكيد بر افزايش مطالعات و تحقيقات و پژوهش در زمينه ی اعتياد، گفت: بسياري از نتايج و تحقيقات كه جالب نيستند، اعلام نشده و بايد با توجه بيشتر به امور پژوهشي و تحقيقاتي در اين زمينه سطح اطلاعات را ارتقا دهيم. سال گذشته به دليل نبود برنامه‌ريزي مناسب اعتبارات تحقيقات را از دست داديم و نتوانستيم از آن استفاده كنيم.
وي با اشاره به اين كه براي تحقيقات چهار حوزه را مشخص كرده‌ايم، افزود: در بخش مقابله با سوء مصرف مواد مخدر، عرضه و كنترل، مركز تحقيقات علوم انتظامي و در بخش اجتماعي نيز مركز مطالعات اجتماعي دانشگاه تهران را در نظر گرفته‌ايم. براي انجام مطالعات و تحقيقات و برگزاري كلاس‌هاي آموزشي در امر پيشگيري و درمان، مركز ملي مطالعات در نظر است.

كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس اين هفته مسائل اعتياد دانش آموزان در مدارس را بررسي مي‌كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 17:55  توسط صدای معلم  | 

آقایان! ما را از چه می ترسانید؟!

اگر فكر مي كنيد كه با اين احضاريه هاي بي رويه و انفصال خدمت هاي پي در پي مي توانيد صداي اعتراضات ما معلمين را خاموش كنيد، اشتباه مي كنيد. در همين نقطه كه هستيم چيزي براي از دست دادن نداريم.

 در محتوا ما مسئول تربيت و آموزش و پرورش نسل هاي كشور هستيم و نه شما. شمايي كه فكر مي كنيد با تحقير و توهين و دشنام و بگير و ببند مي توانيد نسل ها و ملت ايران را تربيت كنيد. سخت در اشتباهيد.

 اگر نفس وجودي معلم در كشور تربيت نسلي سرشار, خلاق, فعال و مسئول است پس ما به شما مي گوييم كه با اين روش هاي خود نه تنها نسل جوان و دانش آموز ما را به حد اعلاء و پيشرفت و ترقي نمي بريد بلكه هم آن ها و هم معلمين و هم بقيه ی اقشار را به لبه پرتگاه مي كشانيد. امتحانش مجانيست! مي توانيد آزمايش كنيد.  البته كه هزينه ی آزمايش شما را مثل هميشه ما خواهيم داد.

آيا خواسته هاي ما معلمين كه حداقل های يك زندگي شرافتمندانه و به رسميت شناختن منزلت معيشتي معلم هست؛ جرم محسوب مي شود. اگر توان پاسخ گويي نداريد لطفاً كنار بكشيد و بگذاريد كه مسائل در دست كساني كه توان آن را دارند حل و فصل شود. لااقل مردانه بگوييد ما نمي توانيم و ميدان را براي بقيه بازبگذاريد.

آيا به نظر شما اين درست است كه يك معلم كه تمام هستي و عمر خود را صرف آموزش و تربيت جامعه مي كند، بعد از پايان كار مدرسه و در اوقات فراغت خود مجبور به مسافركشي و دستفروشي بكند؟!

فكر مي كنيد ديگر شأن و احترامي براي يك معلم باقي مي ماند؟ فكر نمي كنيد كه شخصيت او قبل از هر چيز زير بار اين فشار ها خورد مي شود؟

اين است منزلت اجتماعي معلم؟! البته كه جامعه خود خوب مي داند كه چطور معلمين خود را قدر بشناسند و اين شما هستيد كه با اين برخوردها آبروي خود و حكومت خود را مي بريد .

كدام منزلت اجتماعي معلم؟!

و از همه شرم آورتر پاسخ شما به ما اين است كه ”خوب مي خواستيد معلم نشويد، برويد براي خودتان شغل ديگر انتخاب كنيد!”

زهي وقاحت و بي شرمي! براي شما و همه ی دست اندركاران دولت!

 نگران نباشيد ما همين الان هم چند شغله هستيم. چون به لطف وجود شما حداقل های زندگي را هم نمي توانيم تهيه كنيم و مجبور یم که براي خودمان مشاغل ديگري دست و پا كنيم تا بیش از این پيش خانواده شرمنده نباشيم.

و اما پيشنهاد ما به شما, حالا شما براي يك روز هم كه شده در كنار شغل خودتان شغل معلمي را براي خود انتخاب كنيد تا ببينيد كه مجبور مي شويد با چه مشكلات و دردهايي دست و پنجه نرم كنيد!

برداشتی آزاد از: سخن مشترک

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 17:54  توسط صدای معلم  | 

نظر یک همکار

خلاصه ای از نظرات یک همکار سبلانی:

اگر در رفتار چند ماه گذشته ی دولت نهم نگاه کنيم؛ چندين نکته ی شاخص در رفتار و گفتار اين مسئولان جلب نظر مي کند:

 

1 – دولت نهم توان حل معيشتي معلمان ايران را ندارد. به همين خاطر کوتاه‌ترين راه را براي پاسخ گويي خود انتخاب نمود و با وابسته دانستن معلمان، کارگران، زنان و دانشجويان، ختم کلام را گفته و به نظر مي رسد که تا چند ماهي از اعتراض علني اين اقشار آسوده خاطر خواهد بود. فقط کسي نبود به اين آقايان بگويد پس چه کسي در ايران به بيگانگان وابسته نيست؟!

2- از نظر قانوني؛ یک از وظايف حکومت این است که به خواسته هاي قانوني ملت رسيدگي و رفع مشکلات را بر همه چيز مقدم بداند، ولي متأسفانه با وجود این که رؤسای دولت و مجلس معلم هستند، بيشترین ظلم هم بر معلمين مي‌شود و در آخر، دولت، تازه متوجه شده که علت اعتراض معلمين بيگانگان بوده اند! پس وظيفه ی اصلي خود را رها کرده و قصد کوتاه کردن دست بيگانگان از جريان‌هاي جاري کشور را دارد.

3- زنداني کردن و احکام انفصال از خدمت، در دولت احمدي نژاد باب شده و به راحتي آب خوردن حقوق قانوني معلمان ناديده گرفته شده و پس از چند سئوال بي مورد، معلمان، به احکام سنگين متهم مي شوند، اگر اين قضايا در حضور حداقل يک وکيل قانوني باشند بسياري از اتهامات رفع و معلمان در همان لحظه تبرئه مي شوند. ما از ناقضين حقوق قانوني خود به چه کسي بايد شکايت کنيم؟

4- در قياس با دولت اصلاح طلب، هزاران بار آنان برخوردشان بهتر؛ تحمل شنيدن حرف ها در نزد آنان بيشتر؛ و زندان آنان خالي‌تر از اين دولت بود. بنابراين اگر زماني در آينده ی نزديک مجبور به انتخاب يکي از اين دو گزينه شويم؛ به طور حتم و با تمام وجود و توان؛ ما، دانش آموزان، اعضاي خانواده‌ها، دوستان و فاميلي که هميشه بر ما منت داشته و ما را شرمنده نموده و خواهش ما را قبول نموده‌اند را دعوت خواهيم کرد، تا ديگر اين اشخاص بر مسند قدرت نرسند تا سياه را سفيد و سفيد را تار نبينند.

5 - در مورد مجلس، بنده به عنوان يک معلم بسيار بسيار متاسفم، که اين دوره از مجلس فراکسيون فرهنگيان(از نظر تعداد) دومين فراکسيون شده و اعضاي آن حدود 110 نفر ذکر مي شود. تأسف بنده از آن جهت است که اين همکاران فرهنگي خيلي زود ما را و مشکلاتمان را فراموش کردند البته در انتخاب رئيس فراکسيون معلوم بود که آينده ی اين فراکسيون چه خواهد شد ولي حداقل اين فرهنگيان مي‌توانستند در قضيه ی زنداني کردن معلمان به خصوص دستگيري جناب آقاي علي اکبر باغاني دبير کل تشکل هاي صنفي ايران در کلاس درس يک ساعت از حضور در مجلس خوداري و باعث اين همه سئوال و تعجب نشوند.

6- فرهنگيان ايران هرگز اين رفتارها را فراموش نکرده و نخواهند کرد، ما منتظر اولين انتخابات هستيم تا مثل هميشه درس معلمي خود را به موقع و قابل قبول به همگان بدهيم. ان شاء الله. در آينده ی نزديک همراهان وزير بي کفايت و ناتوان آموزش و پرورش سيلي محکمي از فرهنگيان ايران نوش جان خواهند نمود!

7 – کارکرد جمعي مجلس هفتم در قياس با مجلس ششم؛ از نظر ما غير قابل قبول و باز هم اگر مجبور به انتخاب دو گزينه ی اصلاح‌طلبان و اصول گرايان باشيم بطور حتم رأي ميليوني ما از آن اصلاح طلبان خواهد بود.

8 – بنده به عنوان يک معلم، نظر و فکر خود را اعلام کرده‌ام. در اين نوشتار دو بار بنده از اصلاح طلبان حمايت کرده و اعلام نموده‌ام اکثريت فرهنگيان امروزه در مقايسه ی دو دولت و دو مجلس تمايل خود را بيشتر به اصلاح طلبان نشان مي دهند در اين جا ذکر يک نکته ضروري است و آن هم اين که ما در زمان دولت و مجلس اصلاح طلبان هم اعتراض داشتيم آن ها هم به ما توجه نکردند شايد اگر آن ها در آن زمان مشکلات ما را جدي مي گرفتند امروزه ما چنين مسايلي را نداشتيم پس نبايد آن ها مغرر شوند و فکر کنند که خدماتشان مورد قبول ما بوده نه هرگز چنين نبوده ولي در بسياري از مسايل تحمل آنان بيشتر از مسئولان امروزي بود حداقل آنان اجازه ی فعاليت و مطرح نمودن مشکلات را مي دادند ولي امروز دولت نهم حتي اجازه گفتن درد را هم صادر نمي کند اين دولت همه را وابسته به آمريکا و انگليس و... مي داند اين طرز فکر خطرناک است چون همه را از وطن و کار و فکر و انديشه مي اندازد.

9 – نشستي ضروري بايد گذاشت، تا تمامي اتفاقات چند ماه گذشته گزارش و تصميمات بعدي تشکل‌ها بر اساس واقعيات موجود باشد. دوستان! بالاتر از سياهي رنگي نيست. زندان رفته ايم، احکام صادر شده، متهم به وابستگي به خارج از کشور گشته‌ايم. پس ديگر نگران چه چيزي هستيم؟!

10 – يک پيشنهاد براي آنان که دوست دارند تا در مورد اين مسايل فکر کرده و مطلبي بنويسند. چرا ما تا به حال هميشه اعلام مي‌کنيم که صرفاً صنفي هستيم و از گروه‌ها و انديشمندان سياسي دوري مي کنيم. مگر در کشور ما مرزي بين حقوق صنفي و سياسي وجود دارد؟! ياران ما به چه جرمي به زندان رفتند؟! کدام دادگاهي آنان را محاکمه کرد و کدام وکيلي از آنان دفاع نمود؟! چه کسي بر صادر کنندگان احکام اتهامي بر همکاران ما نظارت دارد؟ کدامين مراکزي از حقوق صنفي ما دفاع مي کنند؟ مدافع ما کيست؟ اگر چنين مراکزي را مي شناسيد به ما هم معرفي نماييد. چرا احزاب سياسي را حمايت نمي کنيم تا از حمايت آنان هم برخودار باشيم؟! اگر خود مي توانيم حزب سياسي تشکيل دهيم چرا اين کار را نمي کنيم؟! مگر تعداد فرهنگيان، دانش آموزان و اساتيد دانشگاه‌ و دانشجويان کشور کم است تا ما اين چنين بي يار و ياور در گوشه هاي زندان بمانيم و از کسي صدايي برنيايد؟

به اين پيشنهاد بنده خواهشمندم نظر دهيد. نقد کنيد شايد راه چاره‌اي پيدا شود. به اميد شاد کامي تمامي فرهنگيان ايران زمين      به نقل از وبلاگ سپاس معلم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 17:53  توسط صدای معلم  | 

نقد حاجی از جلسه ی استیضاح فرشیدی

نقد حاجی از جلسه ی استيضاح فرشيدي

در جلسه ی استيضاح وزير محترم آموزش و پرورش در مجلس شوراي اسلامي، نمايندگان استيضاح کننده مواردي چون برخورد نامناسب با نيروي انساني و تغيير بي رويه ی مديران، حتي آنان که خود منصوب کرده اند، شکل گيري کانون هاي قدرت غير رسمي در وزارتخانه که هر کدام به تناسب حوزه ی نفوذ خود بخشي از امور را به دست گرفته اند، دست نيافتن وزير محترم به مشروعيت تخصصي و مقبوليت در بدنه ی سازمان، نادرستي شيوه هاي پرداخت و ضعف مديريت منابع مالي، کم توجهي به تشکل هاي فرهنگيان و عدم ارتباط منطقي با آنان، برخورد نامناسب با طراح سوالات موهن در آزمون ضمن خدمت معلمان درباره پيامبر اکرم(ص) در سال بزرگداشت آن حضرت، بي توجهي به احکام قانون برنامه و عدم اقدام در مواردي که نياز به تدوين آيين نامه دارد و بلااقدام ماندن احکام تقويت دروس علوم، رياضي و زبان، اشکالات عديده در صندوق ذخيره ی فرهنگيان و کاهش سوددهي آن، دو برابر شدن ترک تحصيل دوره ی متوسطه و... را به عنوان بخشي از اشکالات و ضعف هاي موجود در مديريت وزارت آموزش و پرورش مطرح نمودند. جناب آقاي رئيس جمهور و وزير محترم و مدافعان ايشان پاسخ هايي دادند که علاوه بر بي ارتباطي با سوال ها و اشکالات عنوان شده، عمدتاً تعرض به گذشته داشت. اينک که فضاي سياسي روزهاي استيضاح گذشته است جا دارد براي روشن شدن اذهان و اطلاع رساني شفاف و پاسداشت زحمات صدها نفر مدير و کارشناس متعهد و کارآمد به اختصار اين موارد بررسي شوند:

1- آقاي رئيس جمهور فرمودند؛ در مقايسه با گذشته در بسياري از شاخص ها چند برابر جلو رفتيم! انتظار مي رفت ايشان يکي - دو نمونه از اين «شاخص هاي بسيار» را ذکر مي کردند تا شنوندگان بتوانند قضاوت کنند، اما متأسفانه هيچ موردي ذکر نشد!

2- ايشان هم چنين با تعرض به گذشته گفتند: « در قبل فضاي معنوي و لطيف آموزش و پرورش را متلاشي کردند! و امروز؛ فضا آرام و فضاي کار و دلسوزي است و فضاي صميمي درست شده است».(نقل به مضمون) ايراد اين اتهام که توهين آشکار به مديران گذشته آموزش و پرورش است نشان مي دهد که آقاي رئيس جمهور چقدر دستشان از بيان اقدامات مثبت، در دفاع از وزير محترمشان خالي بوده که به جاي دفاع معقول و مستدل از دستاوردهاي مثبت وزير، ناگزير شدند به تخريب گذشته بپردازند. شايد به اين ترتيب پوششي بر ناکارآمدي ها بکشند. البته قضاوت در مورد فراهم شدن فضاي کار و تلاش صميمانه ی امروز را به عهده ی مراجعه کنندگان محترم آن وزارتخانه و معلمان و کارشناسان مي گذارم. هر چند ايشان حق دارند و بايد از مدير خود دفاع کنند و اين همانطور که گفتند وظيفه ی ایشان است ولي قطعاً اگر به صورت ارباب رجوع در دو دوره ی مورد نظر به اين وزارتخانه مراجعه داشتند به مطالب درست تري دست مي يافتند و در آن صورت به راحتي در مي يافتند؛ سياسي کاري از همان نوعي که ايشان نمي پسندند در کدام دوره بيشتر است و مديران و حتي کارشناسان با چه اتهام و انگيزه اي کنار گذاشته مي شوند؟ در آن صورت شايد براي دفاع از مدير خود نسبت به گذشته بي انصافي نمي کردند.

خانم آجرلو نيز که خيلي نگران اسلام و حجابند، گفتند: در 16 سال گذشته از آموزش و پرورش «امامت زدايي»، «ولايت زدايي» و «حجاب زدايي» شد و به عنوان دليل متقن اين ادعاي عجيب گفتند از 700 تصويري که در کتاب هاي درسي ديده اند فقط در 220 مورد آن دختران حجاب برتر داشته اند!

گمان مي رود قوت استدلال ايشان را از همان نمونه اي که ذکر کردند «اهل خرد» تشخيص مي دهد و نياز به توضيح نيست. اما نکته ی جالب اين که در4 سال از اين 16 سال برادر محترمي که در مجلس حضور داشتند، وزير بوده اند و بعد از وزارت نيز به عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام منصوب شده اند و نيز بيش از نيمي از 16 سال مورد اشاره را، آقاي دکتر حداد عادل در سمت رئيس سازمان پژوهش و برنامه ريزي درسي، کار تأليف، تدوين و چاپ همان کتاب هاي درسي «امامت زدا و ولايت زدا» را به عهده داشتند. همچنين چند سال از اين دوران نيز، عزيزي خدمت مي کرد که رهبر معظم انقلاب در سوگش پيام تسليت فرستادند. بسيار جالب است که «امامت زداها و ولايت زداها» در اين کشور به عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام و رياست مجلس شوراي اسلامي مي رسند؟! و در برابر اين حرف هاي بي اساس و عوام فريب سکوت مي کنند.

3- شخص وزير با بيان گزارشي از آن چه انجام داده و يا وعده ی انجام آن را مي دهند از جمله؛ تهيه ی لايحه ی جامع تربيت معلم - تأسيس مجتمع آموزش عالي پيامبر اعظم(ص)- رواج ازدواج دانشجويي تربيت معلم و... ادعا کردند که سال 85 تنها سالي است که دريافتي معلمان بيش از تورم بوده و در سال هاي 80 تا 84 همواره معلمان کمتر از تورم افزايش دريافتي داشته اند! متأسفانه کساني که مطالب و اطلاعات دفاعيه را براي ايشان تهيه نموده اند امانتداري لازم را انجام نداده و از منابع مستندي که در اختيارشان است عمداً يا سهواً غفلت کرده اند. در اين باره بايد گفت؛ هنوز گزارش هاي مالي سال85 منتشر نشده که بتوان افزايش دريافتي معلمان در سال 85 را با تورم قطعي آن سال مقايسه کرد. اما همچنان که گويي نفي اقدامات مثبت مديران گذشته، هنري است که دولتمردان حاکم مي کوشند در آن گوي سبقت از يک ديگر بربايند. ايشان افزايش دريافتي معلمان در سال هاي 80 تا 84 را به ترتيب (و به غلط) 13، 12 ، 11،10و 6/8 درصد اعلام کردند. در حالي که متوسط افزايش دريافتي معلمان به ترتيب 5/15، 31/7، 13/4، 32/7 و 25/2، درصد بوده است. دفاع از عملکرد، حق مديران است اما بايد مبتني بر واقعيات مستند باشد، نه اين که بکوشند ناتواني هاي خود را با انکار و سياه نمايي عملکردهاي موفق ديگران بپوشانند. 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 17:51  توسط صدای معلم  | 

نامه ی يك همكار به روساي قواي مقننه و مجريه

   آقايان احمدي نژاد و حداد عادل

 

شايد احساس حق كردن براي احقاق حق خود به زعم بعضي قدرت طلبان'خلاف نظام بوده و باعث سوء استفاده دشمن از نظام و انقلاب شود در صورتي كه با اطمينان كامل مي دانم كه نظام و انقلاب آن قدر قدرتمند بوده وهست كه كارهاي ما فرهنگيان هيچ خللي ايجاد نمي كند بلكه اين قدرت طلبان چند صباحي با سوء استفاده از نظام و قدرت كاذب خود ' مردان حق طلب و حق خواه را تحت فشارهاي روحي 'رواني 'و ترس از دشمنان انقلاب و نظام قرار داده ولي اي قدرت طلبان امنيتي اطلاعاتي بدانيد بااين فشار ها( به گفته طرفداران پيوستگي انقلاب قدرتمند و نظام) نظام را از انقلاب دور كرده و بالاجبار حق طلبان را تحت فشار و پيگرد قرار مي دهيد تا شايد شما قدرت طلبان اطلاعاتي امنيتي چند صباحي بيشتر بر نظام و انقلاب تكيه زده ولي بدانيد اين خوشحالي كوتاه مدت است(همه مي دانند جنگ قدرت است نه حفاظت از نظام) چگونه شما آقايان با قدرت امنيتي واطلاعاتي خود بر نمايندگان سست فشار آورده و به عنوان اينكه انقلاب در خطر است (خدا را شاهد مي گيرم كه شما در خطر هستيد نه انقلاب و نظام)آنها را مجبور به تائيد يك  نفر( كه بسيار ضعيف النفس بوده و فقط مثل اكثر وزيران ديگر قول داده ولي تا حال هيچ كاري نكرده اند) كه اين عمل شما بر خلاف حق و عدالت  مي باشد'مي كنيد ويا با نمايندگان همراه خود چند صباحي احساس قدرت كرده ولي ملت ايران نشان داده كساني كه فقط به فكر قدرت جناحي و حزبي هستند عمر كوتاهي دارند به شما آقايان بايد به گويم جاي من در وزارت اطلاعات شما'  نه انقلاب و نظام'روي صندلي بازجويي نبود به دليل اينكه دنبال پيوستگي انقلاب نظام و احقاق حق خود بوده و هستم بلكه جاي تك تك شماها و همراهانتان بودكه بازجويي پس داده و جوابگوي حرف ها و قول هايي كه براي بدست آوردن قدرت زديد و داديد ولي تاكنون هيچكدام را انجام نداده و اگر كسي بر خلاف شما حرفي زد يا حركتي انجام داد سريعا بر چسب سياسي بودن و از خط قرمز عبور كردن مي زنيد و بهانه در خطر بودن انقلاب و نظام را مطرح مي كنيدو با اين حربه احساس قدرت و طلب كاري از انقلاب و نظام را در خود حس مي كنيد

من به عنوان يك جانباز و رزمنده كه هميشه خود را بدهكار انقلاب و نظام مي دانم فقط به خاطر نظام و انقلاب نه شخص شماها درسازمان اطلاعات شماآقايان تا حدي كوتاه آمده ولي خدا را شاهد مي گيرم كه همين نظام و انقلاب آن قدر قوي و قدرتمند است كه شما قدرتمداران را به زير خواهد كشيد و روزي را مي‌بينم كه بايد بيشترين بازجويي ها را به ملت مسلمان و انقلابي ايران پس دهيد.نجف آبادي دبير ناحيه 6 مشهد مقدس

 

رونوشت

مقام معظم رهبري

وزارت اطلاعات

دبير خانه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي خراسان رضوي

مجمع تشخيص مصلحت نظام

وزارت آموزش و پرورش

دادستان كل كشور

 

عطف به نامه هاي ارسال شده در تاريخ هاي

14/apr/2007

12/APR/2007

12/APR/2007

9/FEB/2007

 

منبع خبر: معلمی از کویر سربداران

 

http://kaviresarbedar.blogfa.com

/

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 22:18  توسط صدای معلم  | 

تعداد و نحوه ی استخدام در آموزش و پرورش بزودي اعلام مي‌شود

محمدرضا محدث خراساني در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: پيشنهاد استخدام براي امسال را به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي ارائه داديم و منتظر هستيم كه اين سازمان بررسي‌هاي لازم را انجام داده و نتيجه ی قطعي را ابلاغ كند.
وي اضافه كرد: كليات استخدام در آموزش و پرورش مشخص است، اما تعداد افرادي كه پذيرش مي‌شوند هنوز مشخص نيست.
محدث خراساني اظهار داشت: طبق ضوابط برنامه ی چهارم توسعه، تعداد استخدام افراد برابر با نيمي از بازنشستگان آن سال است.
وي افزود: سازمان مديريت با بررسي تعداد قطعي بازنشستگان امسال آموزش و پرورش، تعداد افرادي كه در سال‌جاري مي‌توانند استخدام آموزش و پرورش شوند را اعلام مي‌كند.
معاون برنامه‌ريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش گفت: جلساتي را با سازمان مديريت و برنامه‌ريزي داشتيم و اميدواريم بزودي استخدام در آموزش و پرورش را آغاز كنيم.

صدای معلم:باور بفرمایید اگر نیروهای موجود در آموزش و پرورش درست مدیریت شوند، با وجود بازنشسته شدن همکاران عزیز باز هم می توان از به کار گرفتن نیروهای جدیدی که توان خدمات رسانی مناسب به آن ها را نداریم، جلوگیری کرد. آخر تا به کی مسوولین می خواهند بی لیاقتی خود را با استخدام نیرو و دیگر تصمیمات نابجا که از بیت المال هزینه می شود، پوشش دهند؟ 

شما چه نظری دارید؟

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 21:42  توسط صدای معلم  | 

تذکره المقامات

در ذکر سیدنا میرزا محمود احمدی نژاد؛ آن مرد همیشه مبارز، رفیق کاسترو و چاوز، آن دهنده ی سهام عدالت، محب ملت و ملک ودولت، آن نافی کبیر هولو کاست، آن بریده از خط چپ و راست، آن قهرمان مبارزه با تبعیض و فساد؛ سیدنا میرزا محمود احمدی نژاد از اکابر و اعاظم پریزدنت ها بود.

 اورا سخنان نغز فراوانست از جمله آن که: "کی گفته یهودیان را سوزاندند؟ من خودم آن جا بودم دارشان زدند"

"هر که دزدی کند اسمش را اعلام می کنم باقی بقایشان"

ایضاً ازوست: "نحن نستطیع؛ ما می توانیم" دیگر آن که گفت:"جمعیت هرچه فزون باشد به! "

میرزا محمود خان ظاهری چون دراویش داشت، دلقی پشمین و کاپیشانی سپید پوشیدی، محاسن را دست نزدی و موها شانه نکردی وبه اعتراض سیاسیون خوش تیپ وقعی ننهادی.

از او بسی کرامات نقل شده از جمله آن که گویند در هرجا خطبه خواندی هاله های نورانی او را فرا گرفتی!

دیگر آن که: نبود برای فقر و فساد و تبعیض علاجی جز آن که او گفت اجی مجی لا تراجی و آن گاه بود که این هر سه ور پرید!

  دیگر آن که نامه هایی چند به سران کفر و استکبار نوشتی و در آن ها ایشان را نصایح فراوان نمودی

      ای نامه که می روی به سویش        از جانب من بزن تو گوشش

     وز جانب من بکن تو مویش         مشتی بنواز پس به  رویش

طعام کم می خورد و آن چه از طعام دوست داشت کیک زرد و آب سنگین و آبگوشت بود که به سیاق سانتریفیوهای پی 2  بار می گذاشت.

کارل مارکس ظهور اورا خبر داده بود و گفته بود" من امیدم به رفیق محمود است." ودیگرآن که " پرولتاریای جهان! حول محور عمو محمود متحد شوید!"(کاپیتال نوشته مارکس ترجمه ایرج اسکندری ص 452)

در هنگام احتضار، دوستانش؛ چاوز، خوزه مورالس و دیگر چپ ها بر بالینش آمدند. گفتند: یا شیخ ما را نصیحتی بفرما!

گفت ای برادران چپ با غنی و اغنیا دشمن باشید اما با غنی سازی نه!

وصیت کرد که اورا در جایی بین عمارت یو سی اف اصفهان و آب سنگین اراک دفن نمودند

میون دوتا دلبر      من دو دلم کدوم ور

مزار او زیارتگه مشتاقان اتم و عدالت است رحمه الله علیه

ازاو رسالاتی چند هم بر جای مانده است از جمله "رساله در ترافیکیا " رساله " نحن نستطیع"

"چگونه به جای آب و دوغ و دوشاب؛ بر سر سفره، نفت بنوشیم.

                                                                              

نوشته شده توسط مصطفی صادقی وبلاگ وبراهه

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 21:25  توسط صدای معلم  | 

مصوبه ی خلاف قانون!!!

تهران- خبرگزاري كار ايران
نماينده ی زاهدان در مجلس‌‏هفتم گفت: مصوبه ی دولت در خصوص افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت خلاف قانون است و ديوان عدالت اداری چاره‌‏اي جز لغو آن را نخواهد داشت.

حسين‌‏علي شهرياري در گفت‌‏وگو با خبرنگار پارلماني" ايلنا" گفت: در اين مصوبه ی دولت، به وضوح در حق برخي اقشار نظير پزشكان به ويژه پزشكان عمومي و پزشكان جوان اجحاف شده بود و به نوعي حق‌‏كشي در حق آن ها صورت گرفته بود.
اين عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس‌‏هفتم ادامه داد: البته كميسيون بهداشت مجلس‌‏هفتم اين حق‌‏كشي پزشكان را پي گيري كرد و مذاكراتي هم با لنكراني وزير بهداشت داشتيم كه ايشان قول دادند اين موضوع را بررسي و از طريقي اين اجحاف را جبران كنند.
وي با اشاره به منافي بودن مصوبه ی دولت در مورد افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت با مصوبات مجلس و برنامه ی چهارم توسعه گفت: به همين دليل ما شاهد اعتراض تعداد زيادي از كارمندان دولت و شكايت آن ها به ديوان عدالت كشوري بوديم.
شهرياري افزود: بنابراين با توجه به منافي بودن اين مصوبه با قانون، ديوان عدالت كشوري چاره‌‏اي ندارد جز اين كه اين مصوبه را لغو كند.
وي با اشاره به لايحه ی هماهنگ پرداخت در مجلس گفت: در صورت نهايي شدن اين لايحه؛ قطعاً بسياري از مشكلات كنوني در مورد حقوق و دستمزد كارمندان دولت حل خواهد شد. براساس اصل 150 قانون برنامه ی چهارم توسعه؛ دولت موظف است حقوق كاركنان خود را بر مبناي نرخ تورم افزايش دهد، لذا مصوبه ی دولت براي افزايش پلكاني حقوق كارمندان، مخالف اين اصل است.

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 21:24  توسط صدای معلم  | 

تذکر16نماینده ی مجلس به رئیس جمهور

 

نوانديش- 16 نماينده مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اصول 113 و 121 قانون اساسي خواستار جلوگيري رئيس جمهور از نقص حقوق شهروندي شدند.

   16 نماينده مجلس شوراي اسلامي كه عمده آنها عضو فراكسيون اقليت هستند ، امروز چهارشنبه در جلسه علني مجلس در تذكري به رئيس‌جمهور خواستار لزوم پاسداري از قانون اساسي، احترام به حقوق شهروندي مندرج در قانون، اجتناب از برخوردهاي انتظامي و امنيتي با اقشار مختلف خصوصاً فرهنگيان و دانشجويان كه خواهان تحقق مطالبات قانوني و صنفي خود مي‌باشند، شدند.

اين 16 نماينده در اين تذكر تاكيد كردند كه در پي ماه‌هاي اخير و در طول چند هفته گذشته تعدادي از فرهنگيان و دانشجويان كه خواهان تحقق مطالبات قانوني و صنفي خود بودند تحت پيگرد واقع شده و با آنها برخوردهاي امنيتي و انتظامي صورت گرفته است كه حاصل آن چيزي جز گسترش دامنه نارضايتي‌ها در ميان اقشار و اصناف مختلف و نهايتاً بدبيني به كليات نظام نيست.

نمايندگان مذكور در ادامه تذكر افزودند كه دستگيري رئيس كانون صنفي معلمان ايران در كلاس درس و نيز بازداشت ساير اعضاي كانون مذكور و تعدادي از دانشجويان دانشگاه مازندران مصداق بارز اين قبيل برخوردهاي ناصواب است.

امضا كنندگان اين تذكر:

اكبر اعلمي نماينده تبريز

اميدوار رضايي نماينده مسجد سليمان

محمد قمي نماينده پاكدشت

عماد افروغ، سعيد ابوطالب نمايندگان تهران

قدرت الله عليخاني نماينده بوئين‌زهرا

محمد آشوري نماينده بندرعباس 

سيد محمد پورفاطمي نماينده دشتي و تنگستان

سيد كاظم دلخوش نماينده صومعه‌سرا

حميد زنگنه نماينده اهواز

اسماعيل گرامي‌مقدم نماينده بجنورد

 سيد رضا نوروز زاده نماينده اسفراين

محمدعليخاني نماينده قزوين

مهرانگيز مروتي نماينده خلخال

انور حبيب‌زاده نماينده بوكان

محسني نماينده نوشهر و چالوس

 

طنز صدای معلم: پیدا کنید نماینده ی شانزدهم را!!

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 21:23  توسط صدای معلم  | 

نامه ی سید مجتبی ابطحی به رئیس جمهور

به نام خداوند جان و خرد
فَبَشِر عِبادِ الّذينَ يَستَمِعونَ القولَ فَيَتّبِعونَ أحسَنَهُ
رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي فرمودند معلمان بايد كمي صبر داشته باشند.
بي احترامي دانستم كه كلامي هر چند نه در مقام پاسخ بلكه در حد شرح مختصري از وقايع اخير به استحضار ايشان و به اطلاع ساير آحاد ملت و اگر معلمين را هم جزء ملت به شمار آورند؛ جهت اطلاع همكاران ننويسم.
جناب آقاي حداد عادل! آيا معني صبر را تجربه كرده ايد و مي دانيد يعني چه كه ما را دعوت به آن مي نماييد؟

 شما حدود سه سال پيش (36 ماه) وعده ی اجراي نظام هماهنگ پرداخت را حد اكثر تا دو ماه ديگر داديد و عمل نكرديد. آيا صبر نكرديم؟
معلمين را دستگير و پرونده سازي نمودند و هر چه به شما مراجعه كرديم، اعتنا ننموديد. آيا صبر نكرديم؟
نامه هاي بسياري به شما و ساير مسئولين نوشتيم، حتي يك مورد جواب دريافت نكرديم. آيا صبر نكرديم؟
اهانت ها و تهديد ها از مجاري مختلف ما را احاطه كرده است. آيا صبر نكرديم؟
در مسير فعاليت كانون هاي صنفي موانع بسياري ايجاد كرده، بر خلاف نص صريح قانون، معلمين را از داشتن تشكل صنفي فراگير محروم نموديد. آيا صبر نكرديم؟
عزل و نصب در پايين ترين رده هاي آموزش و پرورش را بدون در نظر گرفتن هيچ نقشي براي فرهنگيان، هر طور كه سليقه شما بود انجام داديد. آيا صبر نكرديم؟
با عناوين شما «مگر چه كار مي كنيد؟ زياد هستيد، مصرفي هستيد!» ما را مورد خطاب قرار داديد. آيا صبر نكرديم؟
در جلو مجلس ما را مورد ضرب و شتم قرار داديد به گونه اي كه همه ی دنيا ديدند. اگر شما و رسانه هاي مرتبط با شما نديدند، چشم باز كنيد و ببينيد! مأمور عالي رتبه ی انتظامي شما با الفاظ ركيك كه انسان شرم از شنيدن آن دارد، چه رسد كه تكرار كند، خانم ها را مخاطب قرار داد و همه ی دنيا شنيدند، اگر شما و رسانه هاي مرتبط با شما نشنيدند، پنبه از گوش خود خارج كنيد تا بشنويد. چه واكنشي نشان داديد؟ آيا صبر نكرديم؟
دست به انفصال خدمت و تبعيد و كسر حقوق و تهمت هاي سنگين به صورت گسترده زده و بهترين معلمين اين سرزمين را به اين صورت مورد حمله قرار داده ايد. آيا صبر نكرديم؟ و...

جناب آقاي حداد عادل! رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي! كمي منصف بوده و عملكرد خود و مجلسي را كه رياست آن را به عهده داريد و ساير مسئولين را، نه در حضور ما، بلكه در خلوت خود، نقد و بررسي نماييد. آيا عملي كه بتوان از آن دفاع كرد در مورد فرهنگيان انجام داده ايد؟ آيا شما همانگونه كه در رسانه ها و طي سخنراني هاي خود در مورد فرهنگيان ادعا مي نماييد، مي انديشيد و عمل مي نماييد؟

(حاسبوا قبل ان تحاسبوا)
رياست محترم مجلس شوراي اسلامي! اكنون فرهنگيان نگران هستند و مي پرسند: تا چه ميزان ديگر بايد صبر كنند؟ براي آن ها چه مي انديشيد؟

آن ها نگران از آينده ي مبهم، بدون انگيزه و بي اعتماد به وعده هايي كه مي شنوند، هستند و اين نگراني بدون شك بي اثر در تربيت فرزندان و نسل آينده ی اين كشور نمي باشد كه اميد همه ی افراد دلسوخته، بايد در جهت ترسيم فردايي بهتر براي آن ها باشد.

رياست محترم مجلس! شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان، تاكنون به خوبي به وظيفه ی خود عمل نموده و علي رغم تمام مشكلات فراروي خود با روش هاي مختلف از نوشتن و اعتراض و تحصن و...  شرايط نه چندان مطلوب حاكم بر آموزش و پرورش را به شما انعكاس داده است و شما هيچ عذر و بهانه اي نداريد. آيا وقت آن نشده است تا به دور از هر گونه شعار گرايي و به صورت جدي موضوع را بررسي و تصميم گيري كنيد؟
آيا اتلاف فرصت هايي كه تاكنون پيش روي شما قرار داشته كافي نيست؟ شما از ناكارآمدي زبان تهديد بارها سخن گفته ايد. آيا استفاده از اين زبان در آموزش و پرورش روا مي باشد؟ آيا قضاوت تاريخ را قبول داريد؟ چه جواب هايي داريد؟ آيا چون گذشته اين نامه هم بي جواب خواهد ماند؟

والسلام
سيد مجتبي ابطحي

21/3/86

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 21:21  توسط صدای معلم  | 

در بازجویی چه کنیم؟

گزارش ملاقات برخی از نمایندگان کانون صنفی معلمان ایران با وکلای کانون مدافعان حقوق بشر

سه شنبه 21/12/85 برخی ا ز اعضای کانون صنفی معلمان ایران با در دست داشتن برگه های احضاری که پس از مصادره ی رایانه ی شخصی و برخی مدارک و دست نوشته هایشان توسط مامورانی که خود را از طرف دادگاه انقلاب معرفی کردند به آن ها تحویل داده شده بود به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر رفتند تا با وکلای این مرکز رایزنی کنند. در این دیدار؛ آقای عبد الفتاح سلطانی به نکات مهمی درباره ی نحوه ی برخورد با بازجویان و حضور در دادگاه اشاره کردند.

نکاتی که توجه به آن ها برای تمامی فعالان صنفی معلمان لازم و مفید فایده خواهد بود .

* طبق قانون اساسی؛ متهم می تواند از پاسخ دادن به سوالات امتناع ورزد و تقاضای حضور وکیلش را داشته باشد .

* از پاسخ به سوالاتی غیر از موضوع اتهام، جداً پرهیز شود .این قبیل سوالات نامربوط، هیچ ربطی به بازجویان ندارد و هدف؛ تخریب روحیه و ناراحت کردن متهم و پرونده سازی برای متهم در همان زندان به کمک خود متهم می باشد .

*تفتیش عقاید طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ممنوع است و متخلف از آن مجرم می باشد .

*ضرب و شتم و اهانت طبق اصو ل ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی از ممنوعات قانونی می باشد لذا بازجویان و هیچ کس دیگر هرگز حق هیچ گونه اهانت یا ضرب و  شتمی را ندارند و متخلف از این قانون مجرم است.

*سعی کنید پاسخ ها کوتاه، مختصر و حول فعالیت صنفی خودتان باشد و از اطاله ی کلام و ربط دادن به موضوعات غیر مورد اتهام خود پرهیز کنید.

منبع: قلم معلم

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 21:18  توسط صدای معلم  |