تبليغاتX
صدای معلم

صدای معلم

خبری-صنفی-انتقادی و تحلیلی

گفتگو با آقای علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران (بخش نخست)

آقای هاشمی! گویا به تازگی دادگاه محترم انقلاب حکمی برای شما صادر کرده است، اگر می شود در این باره برای خوانندگان عزیزتوضیح بیشتری بفرمایید.

 

دادگاهی که تشکیل شد، چهارمین حرکتی بود، که پس از تجمعات بهمن ماه برای من پیش آورده شده، پس از آن دستگیری ها و19روزبازداشت، نامه ی وزارت کشوربود، با کمیسیون ماده ی 10 احزاب روبرو شدیم، که شورای مرکزی ما را از فعالیت بازمی داشت. سپس با حکم آماده به خدمت 3ماه روبرو شدیم ، که به امضای معاون وزیر رسیده بود. سپس با نامه ی هیات تخلفات اداری روبرو شدیم، که به تبعید3 ساله به شهرری منجر شد. پس ازاین ماجراها چشم به راه دادگاه بودیم اما نه به این صورت، روز چهارشنبه17/5 تلفنی بنده را برای روز یکشنبه21/5 به دادگاه احضار کردند،که دادگاهی برای محاکمه ی ما تشکیل شده بود.

آقای هاشمی! روند دادگاه چگونه بود؟

دادگاه به صورت ویژه ای انجام شد یعنی معاون دادستان کیفر خواست را قرائت کرد، قاضی از همان ابتدا اصل قضیه را پذیرقته بود، به نظر می رسید حکم از قبل مشخص شده بود. دادگاه نیم ساعت تا سه ربع بدون حضور وکیل طول کشید و همان جا هم قاضی اعلام کرد، که به نتیجه رسیده است، و حکم را هم اعلام کرد.

من در روز سه شنبه 23/5 حکم 3سال حبس تعزیری را دریافت کردم. اما امیدوارم دادگاه  تجدید نظر، با حضور وکیل انجام شود!

آقای هاشمی اتهامات شما چه بوده است؟

قاضی دو اتهام را مطرح کرد یکی بحث تبانی و تجمع به قصد برهم زدن امنیت کشور بود. اتهام دوم بنده موضوع سوالات آزمون ضمن خدمت فرهنگیان بود، که شعبه ی 28دادگاه انقلاب آن را در صلاحیت خود ندانست و آن را به دادگاه عمومی ارجاع داد و دادگاه محترم انقلاب فقط به اتهام اخلال در امنیت رسیدگی واین حکم راصادرکرد.

 

ازدید شما این حکم عادلانه هست؟

من توی دادگاه هم گفتم، که اصلاْ بین جرم و مجازات تناسب رعایت نمی شود. ما معتقد نیستیم که هیچ اشتباهی نکرده ایم، بلکه براین باوریم که برخی رفتارهای ما به خاطرکم تجربگی  تا اندازه ای از حد اعتدال خارج بوده، اما به هیچ عنوان آن تخلفات با این جرم تناسب ندارد. حتی من به شوخی هم به قاضی دادگاه گفتم که ما به خاطر جبهه رفتن و برقراری امنیت در آن سال ها یک گروه از دولت گرفتیم اکنون شما با یک تجمع می گویید امنیت کشور را به خطر انداخته اید؟! پس آن یک گروه را به خاطراین تجمعات  ازما بگیرید! قاضی گفت: پاداش جبهه رفتنتان را در دنیای دیگر از خدا خواهید گرفت. من باز پاسخ دادم، پس شما مجازات تخلف ما را هم به خدا واگذار کنید تا در دنیای دیگر ما راعذاب دهد. چرا شما مجازات ها را دنیوی حساب می کنید، اما پاداش ها را به آخرت حواله می دهید؟

دادگاه وکالت شما را پذیرفته یا خیر؟ وکیل شما پرونده رابررسی کرده یا نه؟

به وکیل ما حق ورود به دادگاه تا پایان بازجویی وبازپرسی داده نشده، با وجودی که ایشان به دادگاه مراجعه کرده اما گفتند که فقط درهنگام دادگاه می تواند حضور پیدا کند. ایشان پرونده ی بنده راهنوزمطالعه نکرده اند. قرار است که پس از این حکم پرونده را مطالعه کرده، لایحه ی دفاعیه را با توجه به جرم وحکم صادر شده ارائه دهد.

 

بخش دوم این گفتگودرپست دیگری آورده خواهد شد.

 

به نقل از وبلاگ کاون صنفی معلمان ایران-تهران۳

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 9:27  توسط صدای معلم  | 

محکومیت های جدید برای معلمان

 

آیا این احکام سبب می شود ،که معلمان ایران از خواسته های خود دست بکشند؟

 

   در پی صدور حکم 5سال تبعید برای آقای نادر قدیمی به خراسان جنوبی  توسط آقایان: محسن جام بزرگ؛ علیرضا صادقی و محمد رضا رعد که پیش تر خوانندگان گرامی از آن آگاه شدند .

   احکامی از این دست برای دیگر دوستان و همکاران ما درهمدان به شرح زیرصادر شده است.

 

1- یوسف زارعی به سه سال تبعید به استان ایلام

 

2- هادی غلامی به یکسال انفصال از خدمت 

 

3- یوسف رفاهیت کسردو گروه برای مدت 2 سال

 

....................................همچنین>>>>>>

 

    امروزچهارشنبه 24/امرداد/1386 آقایان سیدهاشم خواستار وهادی لطفی نیا فعال صنفی کانون معلمان مشهد تفهیم اتهام شدند.اتهام نامبردگان به شرح زیر می باشد :

1- تشویق معلمان به اعتراض،تحصن وتجمع

2- تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی

3- تبلیغ برای جنبش معروف به ملی مذهبی ها،ونهضت آزادی مشهد.

 

   اما آقای ایرج توبیهای نجف آبادی از طرف هیئت بدوی سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی اینگونه تفهیم اتهام شد: 

۱-تعطیلی کلاس های درس
۲- تحریک معلمان به تحصن وتجمع

۳-تشویق همکاران به نشست در مدارس و سازمان آموزش وپرورش مشهد
۴- بنا به ادعای حراست ناحیه ۶آموزش وپرورش مشهد
 نامبرده به رئیس ناحیه توهین کرده ،وبایستی ظرف مهلت 10 روزدفاعیه ی خودرا به حراست ارائه کند.

 

.....................................همچنین>>>>>>>>>>

 

   آقای علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران درتازه ترین حکم صادره به اتهام تحریک معلمان به اعتصاب تجمع وتحصن واخلال در امنیت کشور به 3 سال حبس تعزیری توسط دادگاه محترم انقلاب تهران محکوم شد.

     آقای هاشمی پس از گذراندن 19 روز زندان انفرادی دراسفندوفروردین ماه سال85و86  به 2سال تبعیدبه شهر ری و 3ماه انفصال از خدمت محکوم شده بود.

 

   آقای علی پورسلیمان مسئول کمیته ی تشکیلات سازمان معلمان ایران پس ازگذراندن 19 روز بازداشت انفرادی دراسفندوفروردین ماه سال85و86 ، به 2 سال تبعید به شهرستان اسلامشهرو3ماه انفصال ازخدمت محکوم شدند.

 

   آقای محمدداوری مسئول اطلاع رسانی  سازمان معلمان ایران پس ازگذراندن 19 روز بازداشت انفرادی دراسفندوفروردین ماه سال85و86 به 3 ماه انفصال از خدمت محکوم شده است.دادگاه بعدی آقای داوری هنوز تشکیل نشده  و ایشان چشم به راه احضاریه وتشکیل دادگاه دیگری هستند.

در باره ی حکم صادرشده ،برای آقای هاشمی گفتگویی باایشان داشته ایم ،که متن آن در پست های بعدی خواهد آمد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 9:13  توسط صدای معلم  | 

بدون شرح!

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي وزارت كشور، معاون برنامه‌ريزي و پشتيباني وزير كشور گفت: رقم اعتبارات امنيتي در سال گذشته 70 ميليارد ريال بود كه اكنون به 1400 ميليارد ريال رسيده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 20:14  توسط صدای معلم  | 

مهم ترین وظیفه ی روابط عمومی، دفاع از حقوق معلمان!

وزير آموزش و پرورش دفاع از حقوق معلمان را مهمترين وظيفه ی روابط عمومي اين دستگاه برشمرد. فرشيدي با اشاره به تاكيد مقام معظم رهبري و رييس جمهور نسبت به ضرورت توجه به روابط عمومي ها اظهار داشت: دولت نهم با انگيزه‌ي خدمت كار خود را آغاز نمود و از هر گونه فعاليت‌هاي حزبي و تبليغاتي دوري كرده اما انعكاس دستاوردهاي ارزنده‌ي دولت به منظور ارتقاي سطح انگيزش در جامعه ضروري است. وزير آموزش و پرورش از تشكيل جلسات ويژه در دولت به منظور توسعه‌ي عملكرد روابط عمومي‌ها خبر داد و تصريح كرد: در اين جلسات موضوعاتي پيرامون نحوه پاسخ به ابهامات و مقايسه عملكرد دولت نهم با گذشته، حاكميت گفتمان انقلاب و برگزاري نشست با رسانه‌ها مورد بررسي قرار گرفت. فرشيدي تحقق عدالت را امري دشوار اما شدني برشمرد و گفت: مسير حركت دولت مبتني بر عدالت است چرا كه اساساً انقلاب اسلامي براي تحقق عدالت، شكوفايي استعدادها و فراهم آوردن امكان صعود همه‌ي اقشار مردم تا بالاترين سطح شكل گرفته است. محمود فرشيدي كار در روابط عمومي آموزش و پرورش را مسووليتي بسيار سنگين ارزيابي كرد و افزود: روابط عمومي مغز فرماندهي رسانه‌اي عظيم‌ترين دستگاه اجرايي كشور است و دفاع از بيش از يك ميليون معلم كشور، حقوق دانش آموزان و همه‌ي كساني كه به نوعي با آموزش و پرورش در ارتباطند بر عهده‌ي روابط عمومي است. وزير آموزش و پرورش دفاع از حقوق معلماني را كه ايثارگرانه در كلاس هاي درس خدمت مي‌كنند مهمترين وظيفه‌ي روابط عمومي اين وزارتخانه بر شمرد و خاطرنشان ساخت: فلسفه وجودي روابط عمومي، معلمان خدمتگزار هستند و بايد به اين قشر دلسوز يادآوري كنيم كه پشتيبان آنها هستيم. فرشيدي خواستار اطلاع رساني مناسب و در اندازه‌ي ملي از سوي روابط عمومي شد و گفت: روابط‌عمومي بايد هوشيار و كارآمد باشد و اطلاع رساني را مبتني بر مهندسي افكار جامعه به انجام رساند. وزير آموزش و پرورش افزود: سهم آموزش و پرورش از رسانه بايد متناسب با جمعيت مخاطبش باشد. وي تعميق نگاه مطبوعات و رسانه‌ها نسبت به آموزش و پرورش را ضروري خواند و گفت: فضاي نظردادن در حوزه‌ي تعليم و تربيت بايد تخصصي شود چرا كه مساله‌ي آموزش و پرورش مساله‌اي بسيار حساس است كه با سرنوشت جامعه عجين است . وي در خاتمه خواستار ظهور بيش از پيش آموزش و پرورش در عرصه‌هاي مختلف و تبيين دستاوردهاي وزارت آموزش و پرورش شد.

به نقل از سایت وزارت آموزش و پرورش

صدای معلم: به وزارت فخیمه ی آموزش و پرورش پیشنهاد می کنم به جای پیشنهاد دفاع از حقوق معلمان به روابط عمومی ها- به دوایر حراست خود پیشنهاد بدهد که رفتار و عملکرد خود را در مقابل معلمان خصوصاْ فعالین صنفی اصلاح نمایند.

در یک کلام: "از طلا گشتن پشیمان گشته ایم     مرحمت فرموده ما را مس کنید!"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 19:27  توسط صدای معلم  | 

به بهانه ی استعفاي دو وزير كابينه نهم

طراوت - احمد عسكريون: استعفاي دو وزير كليدي ديگر از كابينه احمدي نژاد بهانه ی مناسبي است كه با توجه به دلايل و نيز مسائل پشت پرده آن، فرصتي ديگر براي تحليل عملكرد دولت نهم فراهم شود اما از آنجا كه اين بار مي خواهيم به سفارش دولت نهمي ها عينك بدبيني را از چشم برداريم، از كنار شايعات مي گذريم و به قول سعيدلو معاون اجرايي رييس جمهور، صرفاً اين تغييرات را طبيعي و لازمه اي براي خدمتگذاري بهتر تلقي مي كنيم. لذا قبل از طرح هر نكته يا سوال كه از آن بوي نقد و مخالفت بلند شود، چند پيش فرض زير را كه بر اساس جمع بندي سخنان نزديكان دولت ارائه شده است كنار هم مي گذاريم تا در نهایت بدون شرح اضافه درباره "دولت گل و بلبل نهم" به قضاوت مي نشينيم.

اول. گزارش ها و آمارهاي دولت نهم جملگي نموداري را ترسيم مي كنند كه اگر همه قرين صحت و درستي باشند جمهوري اسلامي ايران بزودي نه تنها در ميان كشورهاي همجوار  بلكه در سطح جهاني نيز به قدرتي ممتاز از لحاظ اقتصادي، علمي و فرهنگي بدل خواهد شد. خاصه آن كه در دو سال گذشته 120 ميليارد دلار درآمد ارزي كشور معادل بودجه ی شش سال دولت خاتمي، هزينه ی اين پيشرفت شده است.

دوم. طبق سخنان و نظرات حاميان و اعضاي كابينه، دولت نهم صديق ترين و خدمتگذارترين دولت در تاريخ انقلاب اسلامي است كه نه تنها فساد و سوء مديريت در آن راه ندارد بلكه با حضور مديران دولت نهم رايحه ی خوش خدمت در سراسر ايران مشام شهروندان را نوازش مي كند. رانت بازي، سياسي كاري، باج دادن به بيگانگان و صفات رذيله ی ديگر متعلق به قبل از انتخابات 84 و بعضاً مديران دوم خردادي و ماقبل آن است كه در اقدامي انقلابي به سرعت از عرصه فعاليت اجرايي كشور حذف شدند و مديران تحصيل كرده و ارزشي جايگزين آن ها گرديدند. در اين راستا حتي طراحي برنامه پنجم اقتصادي كشور نيز كه قبلاً در اختيار سازمان دست و پاگير مديريت و برنامه ريزي كشور بود، با انحلال آن به بسيج اساتيد واگذار شده است.

سوم. مطبوعات، احزاب و فعالان سياسي و اجتماعي منتقد دولت يا ناآگاهند و از بصيرت كافي براي درك اين حقيقت بهره نبرده اند و يا از روي غرض شخصي و تحريك بيگانگان دولت مردمي را تخريب مي كنند تا آن جا به كرات از فضاي آزاد مطبوعاتي كشور كه به تاكيد رييس جمهور و وزير ارشاد بي سابقه است، سوءاستفاده مي كنند و حتي نسبت به طرح ارتقاي امنيت اجتماعي، مبارزه با بدحجابي و برخورد با اراذل و اوباش كه اجراي آن به استناد آمار رسمي با رضايت بيش از 90درصد مردم همراه است، به نقد و چالش مي كشند.

چهارم. تغيير سياست منفعلانه دولت هاي قبلي و عملكرد مبتكرانه و تهاجمي در عرصه ی سياست خارجي كشور كه از موضع قدرت و افتخار صورت مي گيرد و موفق شده است در قبال حضور آمريكا در كشورهاي همسايه ايران ، نزديكترين كشورها به ايالات متحده نظير ونزوئلا و نيكاراگوئه را نيز در زمره متحدان ايران درآورد و باعث شود تا مردم رنج كشيده دنيا، احمدي نژاد را كه به تعبير برخي مسوولان مصداق بقيه الله خير لكم است را پيامبري جديد بدانند و به او افتخار كنند.

پنجم. سفرهاي هيات دولت به همه ی استان هاي كشور و بسياري از شهرهاي دور و نزديك كه باعث شد ضمن حل فوري بسياري از مشكلات مردم، هيات دولت از نزديك با مشكلات كشور آشنا شود و ضمن بررسي ميليون ها نامه و تقاضا، هزاران مصوبه را در اسرع وقت تصويب و به مرحله عمل درآورد.

و بسياري دستاورد و افتخار ديگر كه ذكر آن در اين مجال اندك نمي گنجد...

و اما سوال. اگر مطابق خواست اعضاي خدمتگذار دولت، از دلايل واقعي استعفاي روساي كليدي ترين وزارتخانه هاي آن سوال نكنيم و آن را صرفاً خستگي ناشي از كار بدانيم و نپرسيم چرا سازمان مديريت و برنامه ريزي منحل شد؟ و ترديد نكنيم كه تفاوت ميليارد دلاري ميان آمار مكتوب و رسمي درآمد كشور با ارقامي كه از سوي دولت ارائه مي شود نشانه ضعف مديريت و بي برنامگي است و حتي با رد شايعه دخالت برخي نزديكان به دولت در فروش به ثمن بخس گاز كشور در قرارداد خط لوله ی صلح، عقد قراردادهاي اين چنيني را سياستي لاجرم و به مصلحتي بدانيم كه از ما بهتران به دلايل آن واقف هستند يك سوال ساده و كليدي باقي مي ماند كه نپرسيدن آن ديگر از عهده هر ايراني خارج است و آن اين كه :

آقاي رييس جمهور و اعضاي محترم دولت نهم! شما با اين شعار وارد كاخ رياست جمهوري شديد كه مي خواهيد رفاه را به روزمره زندگي مردم بياوريد يا به همان تعبير مشهور "نفت را به سر سفره ها". سوال اينجاست كه آيا اين رفاه پس از دو سال در زندگي ايراني ها ديده مي شود و آيا در محصولات غذايي، مسكن، پوشاك و تامين اجتماعي، سوخت و... و در يك كلام نيازهاي اساسي مردم ، رضايت عمومي حاصل شده است؟

پاسخ به اين سوال با نگاهي به زندگي روزمره مردم پيداست اما جسارت به زبان آوردن آن اتفاقي است كه ظرفيت صداقت و خدمتگذاري دولت نهمي ها براي آن كافي به نظر نمي رسد.

   دو وزیر مستعفی دولت نهم       تحلیل گاردین از برکناری دو وزیر احمدی نژاد

روزنامه گاردین، چاپ لندن، در شماره روز سه شنبه، 14 اوت، مطلبی را به استعفای دو تن از وزیران اقتصادی کابینه محمود احمدی نژاد اختصاص داده است.
در این تفسیر که با عنوان "رییس جمهور ایران وزیران خود را برای منحرف کردن انتقاد از ناکامی سیاسی برکنار می کند" به قلم رابرت تیت انتشار یافته آمده است که تغییر در ترکیب کابینه در پی انتقاد از تلاش های محمود احمدی نژاد برای تحکیم تسلط خود بر قدرت در آستانه انتخابات مجلس صورت گرفته است.

به گزارش بی بی سی فارسی نویسنده گاردین یادآور می شود که اگر چه آقای احمدی نژاد اعلام داشته که استعفای کاظم وزیری هامانه و علیرضا طهماسبی، وزیران نفت و صنایع را پذیرفته است اما تردیدی وجود ندارد که این دو نفر مجبور به کناره گیری شدند و جای خود را، تا تعیین وزیران جدید، به سرپرستان دو وزارتخانه دادند.

گاردین می نویسد که خروج آقایان وزیری هامانه و علیرضا طهماسبی از کابینه در پی انتقادهای گسترده از رییس جمهور به خاطر وضعیت اقتصادی از جمله افزایش نرخ تورم و بیکاری صورت می گیرد که با وعده های انتخاباتی او برای تعمیم رفاه اقتصادی و محو فقر در تضاد است. ممکن است آقای وزیری هامانه قربانی برنامه جیره بندی بنزین باشد که از ماه ژوئن به اجرا گذاشته شد و با نا آرامی وسیع و تخریب تعدادی از جایگاه های توزیع سوخت توسط معترضان همراه بود هرچند گفته می شود که وزیر نفت در زمینه جیره بندی مسئولیتی نداشته است. گرچه ایران از نظر تولید نفت خام در رده چهارم در جهان قرار دارد اما دولت ایران گفته است که جیره بندی برای صرفه جویی در هزینه پرداخت یارانه بنزین ضرورت داشته است و در روزهای اخیر، آقای احمدی نژاد فروش بنزین به نرخ آزاد را رد کرده و گفته است که چنین اقدامی باعث تشدید تورم می شود. آقای وزیری هامانه پس از آن به سمت وزارت نفت رسید که نمایندگان مجلس سه فرد پیشنهادی رییس جمهور را نپذیرفتند، می گوید که خروج او از کابینه به محمود احمدی نژاد امکان آن را می دهد تا در زمانی که نمایندگان مجلس خود را آماده ورود به رقابت های انتخاباتی می کنند، فردی مطلوبتر از نظر مجلس را برای تصدی این سمت معرفی کند.

در مورد برکناری علیرضا طهماسبی، گاردین می نویسد که پس از آنکه هفته گذشته وی استعفانامه خود را تسلیم کرد، انتظار می رفت به زودی از این سمت کنار برود و گفته می شود که دلیل اقدام او به استعفا این بود که در برابر تعویض برخی مقامات وزارت صنایع با افراد مورد نظر رییس جمهور مقاومت کرده بود. گاردین از قول یک کارشناس اقتصادی در ایران می نویسد که در حالی که سیاست اقتصادی رییس جمهور با شکست مواجه شده، آقای احمدی نژاد مجبور بوده است با به راه انداختن سر و صدای فراوان به مردم بگوید که افراد برکنار شده مسئول این ناکامی بوده اند.

نویسنده مقاله می افزاید که ممکن است محمود احمدی نژاد اینک به ایجاد تغییرات اساسی در سمت های وزارت خارجه دست بزند و انتظار می رود که پس از آنکه ابراهیم شیبانی، رییس بانک مرکزی، با دستور اخیر رییس جمهور برای کاهش نرخ بهره مخالفت کرد، در صدد برکناری او نیز برآید.

.......................................................................................................................

خواهر زاده رئیس جمهور با حفظ سمت سرپرست وزارت صنايع و معادن شد

متن حکم دكتر احمدي نژاد به اين شرح است :

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي مهندس علي اكبر محرابيان

به استناد اصل يكصد و سي و پنجم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و با عنايت به مراتب تعهد ، شايستگي و سوابق ارزنده اجرايي شما، به موجب اين حكم جنابعالي به سمت«سرپرست وزارت صنايع و معادن» منصوب مي شويد .
اميد فراوان دارم كه در عين هماهنگي و همكاري با هيات وزيران و انجام وظايف قانوني خويش ، در تحقق كامل برنامه هاي چهارگانه دولت شامل : عدالت گستري، مهرورزي ، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي مادي و معنوي كشور توفيق يابيد.
محمود احمدي نژاد

اين‌كه روابط ويژه محرابيان با رئيس‌جمهور،‌ موجب شده است تا اختلاف‌نظر وي با اين دو وزير به بركناري آنان منجر شود، نياز به اعلام نظر از سوي خود آنان دارد، اما انتصاب فردي كه فاقد سوابق و تجربيات اجرايي است و به جز مشاوره با شهردار تهران در دوره مسئوليت احمدي‌نژاد و مسئوليت ستاد تبصره 13 در دولت نهم ـ كه متولي مسائل مربوط به حمل‌ونقل عمومي كشور است ـ عملكرد ديگري نداشته، ابهام‌برانگيز است، به ويژه آن‌كه در مدت مسئوليت محرابيان در ستاد تبصره 13، دو فعاليت اصلي اين ستاد، توسعه حمل‌ونقل عمومي و جايگزيني گاز طبيعي به جاي بنزين در خودروها با اختلال روبه‌رو شده است.

همچنين در دو سال اخير، رشد ساخت مترو و افزايش استفاده از خطوط موجود به دليل كارشكني در برآورد اعتبارات قانوني مترو به شدت كاهش يافته و در تحويل اتوبوس به شركت واحد نيز تا آستانه انتخابات شوراها در سال گذشته، اختلافات بسياري به وجود آمده است.

رئیس جمهور در ابتدای ریاست خود از تمام وزرا میثاق گرفت که فامیل بازی ممنوع!

........................................................................................

طهماسبي: به دليل اصرار بر تغييرات و بي توجهي به نظراتم استعفا مي‌دهم

وزير سابق صنايع و معادن در استعفانامه‌اي كه روز چهاردهم مردادماه تقديم رئيس جمهوري شده بود، بي توجهي به نقطه‌نظرات خود و اصرار به بعضي تغييرات و تثبيت نرخ برخي كالاهاي صنعتي را دليل استعفاي خود اعلام كرد.
  
 
به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، عليرضا طهماسبي وزير مستعفي وزارت صنايع و معادن در متن نامه استعفاي خود به رئيس جمهوري كه بعد از ظهر امروز در اختيار خبرگزاري فارس قرار گرفت، تصريح كرده است: همانطور كه استحضار داريد در طول عمر دولت نهم اينجانب و گروه مديريتي حاكم بر وزارت صنايع و معادن سعي خود را به تمام و كمال نموده است تا با نگرشي كامل به اسناد بالا دستي نظام نظير سند چشم‌انداز 20 ساله نظام جمهوري اسلامي، ابلاغيه‌هاي مقام معظم رهبري در خصوص سياست‌هاي كلي اصل 44 و همچنين برنامه‌ كاري عدالت محورانه دولت نهم، اهداف در نظر گرفته شده در بخش صنعت و معدن را محقق نمايد.
وي افزوده است: در اين ميان وجود بعضي از مغايرت‌ها در هدف گذاري‌هاي ميان مدت و مقطعي عملا موجب عدم استفاده از توان كامل بخش صنعت و معدن كشور در توسعه اقتصادي كشور شده است.
طهماسبي در استعفا نامه يادآور شده بود: اصرار بر تثبيت نرخ بعضي از اقلام صنعتي نظير سيمان، شكر، لبنيات، خودرو، لوازم خانگي و ... علي‌رغم افزايش كليه عوامل هزينه تمام شده محصول، عدم توان وزارت نيرو و وزارت نفت در تخصيص آب و برق صنعتي به صنعتگران _كه در سال جاري به حدود هشت هزار مگاوات در برق و حداقل پنجاه ميليون متر مكعب آب صنعتي و بيست ميليون متر مكعب گاز طبيعي در روز خواهد رسيد كه ناشي از عدم سرمايه‌گذاري مورد نياز توسعه‌اي كشور در اين بخش بوده است.
وي درباره ساير دلايل استعفاي خود نوشته است: عدم تخصيص كافي اعتبارات ريالي و ارزي بانكي مورد نياز بخش صنعت و معدن، عدم هماهنگي سياست‌هاي تجاري با سياست‌هاي توليدي، دخالت اجرايي بعضي از ستادهاي ايجاد شده (نظير ستاد تبصره 13) در وظايف تعريف شده وزارت صنايع و معادن و عوامل ديگر همه مواردي مي‌باشند كه بر اين موضع تاثير داشته‌اند.
وزير سابق صنايع و معادن اضافه كرد: اينجانب در طول دو سال گذشته ضمن ارايه لوايح و مصوبات و نيز تدوين استراتژي‌ها و طرح‌هاي جامع در خصوص حل مسايل و مشكلات كوتاه مدت و ميان مدت و همچنين درازمدت بخش صنعت و معدن كشور، مداوما نظرات خود را در خصوص حل مسايل فوق‌الذكر به حضرتعالي عرض مي‌نمودم.
طهماسبي افزود: اكنون و در مقطع فعلي و با توجه به اينكه به نظر مي آيد بعضي از نقطه نظرات اينجانب به اندازه كافي مورد توجه قرار نمي گيرد و همچنين با توجه به اصرار به بعضي تغييرات، در ساختار ستادي و بنگاهي وزارت صنايع و معادن كه به نظر اينجانب به مشكلات مديريتي در بخش صنعت و معدن دامن خواهد زد ، بدين وسيله استعفاي خود را از وزارت صنايع و معادن تقديم آن برادر بزرگوار مي كنم تا با فراغ بال نسبت به انتخاب مديريتي همسوتر با نظرات جنابعالي اقدام فرمائيد.
طهماسبي ادامه داد: در پايان از حسن توجهي كه در اين مدت به برادر كوچكتر خود داشته‌ايد تشكر و قدرداني مي‌كنم و آرزوي موفقيت هرچه تمامتر براي آن برادر عزيز و دولت نهم را دارم. 

صدای معلم: کجاست وزیر آموزش و پرورش ما که کمی هم غیرت را از طهماسبی وزیر صنایع یاد بگیرد؟!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 11:24  توسط صدای معلم  | 

نظر وزير سابق علوم در مورد ‌ادغام دو وزارتخانه آموزش و پرورش و وزارت علوم

وزير سابق علوم، تحقيقات و فناوري درباره طرح ادغام وزارتخانه‌هاي علوم و آموزش و پرورش تصريح كرد: اين طرح در صورت تصويب و اجرا، بايد همراه با تحول اساسي در مباحث مختلف بودجه، پژوهش،‌ فناوري و ... صورت گيرد.
دكتر جعفر توفيقي در گفت‌وگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: اگر ادغام دو وزارتخانه تنها يك پديده شكلي و بدون تحول باشد، طبيعتا در هر دو وزارتخانه تاثير منفي برجاي مي‌گذارد.
وي با بيان اينكه طرح ادغام نيازمند يك پيشينه مطالعاتي قوي است، به تجربيات دنيا در خصوص يكپارچگي دو وزارت خانه اشاره و با ذكر مثالي اظهار كرد: در برخي از كشورها دو وزارتخانه آموزش و پرورش و آموزش عالي يكي است، اما درعوض وزارتخانه ديگري به عنوان نمونه تحت عنوان وزارت علوم و تكنولوژي دارند كه مباحث مربوط به پژوهش و فناوري را به صورت جداگانه بررسي مي‌كند.
وي افزود: در كشور ما تمام مسائل دانشگاهي و مباحث مربوط به علوم و فناوري در وزارت علوم، تحقيقات و فناوري يكپارچه است و در چنين وضعيتي شايد عملي نباشد كه بخواهيم آموزش عمومي، آموزش عالي و مباحث پژوهش و فناوري را يكپارچه كنيم و به عبارتي ديگراگر به يكپارچه كردن دو وزارت خانه آموزش و پرورش و آموزش عالي فكر مي‌كنيم بايد به جدا كردن بحث علوم و فناوري و تحقيقاتي نيز بيانديشيم.
دكتر توفيقي در ادامه با ذكر مثال ديگري، به كشورهايي با ويژگي يكپارچگي كامل دو وزارت خانه علوم، تحقيقات و فناوري و آموزش و پرورش اشاره كرد و گفت: ‌در چنين كشورهايي دانشگاه‌ها از استقلال كافي برخوردارند و در واقع اين فرصت براي يك وزارتخانه پيش مي‌آيد تا حجم عظيمي ازعمليات را هم براي آموزش عمومي و هم براي آموزش عالي سياستگذاري كند كه درصورت مطرح شدن اين طرح در كشور، بايد بندي مبني بر عدم مداخله اجرايي اين دو وزارتخانه در امور دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالي بيان گردد.
دكتر توفيقي افزود: سيستم يكپارچه‌اي وزارتخانه‌هاي محسوس براي نظامهايي است كه روشهاي عدم تمركز و واگذاري اختيارات در آنها دنبال مي‌شود و به عبارتي دانشگاه‌ها با قانون هيات امنا اداره مي‌شوند و ديگر وقت زيادي از وزارتخانه‌ها نمي‌گيرند.
دكتر توفيقي بار ديگر با اشاره به بحث ادغام دو وزارتخانه آموزش و پرورش و علوم در مجلس ، گفت: ادغام وزارت علوم با يك خانواده 3 ميليون دانشجو با وزارت آموزش و پرورش با 17-18 ميليون دانش آموز و بيش از يك ميليون پرسنل بدون تغييرات ساختاري، يك اقدام ناپخته است و در اين راستا ابتدا بايد به مباحث پيش زمينه‌اي چون استقلال دانشگاه‌ها، نظام‌هاي غيرمتمركز در مديريت حتي در بحث مدارس و... پرداخت چرا كه با افزايش حجمي كه سيستم با آن مواجه مي‌شود ديگر نمي‌تواند در امور اجرايي و مباحث ريز و درشت مداخله كند.
وي ادغام دو وزارت خانه علوم و آموزش و پرورش را با وجود مشكلات موجود در اين دو وزارتخانه بعيد عنوان كرد و گفت: پرداختن به اين امور يك مطالعه جامع مي‌خواهد تا بتواند همه زواياي موضوع را پوشش دهد.
وزير سابق علوم همچنين در خصوص حذف دوره پيش دانشگاهي با ادغام دو وزارت خانه گفت: بايدها و نبايدهاي بحث نظام پيش دانشگاهي بايد به صورت جداگانه مورد ارزيابي قرار گيرد و نيازي به بحث ادغام دو وزارت خانه نيست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 17:32  توسط صدای معلم  | 

گفتگو با پیمان نودینیان معلم تبعیدی

به نام خداوند جان آفرین      حکیم سخن در زبان آفرین

آقاپیمان همانطورکه شماوخوانندگان عزیزبهترمی دانید،برتری انسان برسایرحیوانات در اندیشه است؛که ازآن درمنطق به قوه ی ناطقه یادمی شود.زبان قدرتی است،که تنها به انسان داده شده؛این قوه ی تعقل باید زبانی به این توانایی درخدمت داشته باشد،تا بتواند،عینیت بیابد.اگر قوه ی عاقله ی انسان زبانی ناتوان می داشت هرگز نمود عینی پیدا نمی کرد. شایدتعقل وزبان بارامانتی است که حافظ درشعرمعروف خودبیان کرده است.

"آسمان بارامانت نتوانست کشید     قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند."

وهمین اندیشه و زبان منظورحافظ بوده است.از طرفی به گفته ی برخی روانشناسان :انسان پس ازبرطرف شدن نیازهای اولیه ای همچون نیازهای فیزیولوژی ونیازبه امنیت نیاز به اجتماعی شدن دراو زنده می شود. یکی از راه های اجتماعی شدن همانا زبان است،وبرای بیان اندیشه به دورترین نقاط جهان نیاز به رسانه های سودمندوقویی مانند: کتاب؛روزنامه رادیو،تلویزیون وبه تازگی هم سایت مطرح است،رسانه هاهم زبان انسان هستند،یاابزارزبان هستند.درقرآن شریف هم به خواندن ،هم به قلم ،هم به بیان وهم به گفتن،فراوان اشاره شده است.اما متاسفانه مادستمان ازهمه کوتاه است، مگروبلاگ کوچکی که شاید درروز 50 نفر بیشتربیننده نداشته باشد.می خواهیم از راه همین وبلاگ سخن شمارا بشنویم یا بهتر است بگویم :"سخن شمارابخوانیم." لذا به سراغ شما آمدیم تا گفتگوی کوتاهی داشته باشیم .با سپاس از اینکه وقت خودتان را به ما دادید.

 

**** آقا پیمان بسیاری ازخوانندگان عزیزوهمکاران شریف دلشان می خواهد بدانند ،که چه برسر شما آمد؟چرا شما تبعید شدید؟ دوست دارند درباره ی شما بیشتراززبان خودتان بشنوند.

    بنده پیمان نود ینیان  متولد سال 1352اهل سنندج هستم. ازسال 1371به استخدام آموزش و پرورش درآمده ام، وتا کنون مشغول به تدریس زبان انگلیسی بوده ام.ازسال 1382به عضویت  انجمن صنفی معلمان کردستان درآمدم.

 

**** اززندگی در تبعید برای خوانندگان شریف بگویید،از رفتن تان به آنجا.

   نزدیکی های  آذر ماه سال ۱۳۸۵ سرگرم تدریس بودم ، یکی از کارکنان مدرسه به من گفت که کسی پشت خط  می خواهد تلفنی با شما صحبت کند. گوشی رابرداشتم. مسئول کارگزینی ناحیه ی یک سنندج از من خواست به اداره آموزش و پرورش بروم. درپی اعتراض به صدورحکمی که درمرداد ماه 1385هیئت رسیدگی به تخلفات اداری، بنده را به 5 سال تبعید به کهکیلویه و بویر احمد محکوم کرده بود.این بارحکم قطعی 2سال تبعیدبه زنجان به من تحویل داده شد.

     اما تازه شروع داستان بود.من ملزم بودم یک روز بعد،خود را به زنجان معرفی کنم. همه چیز خیلی سخت به نظر می رسید.سرنوشتی ناپیدا ومشکلات فراوانی چشم به راه من بود.  اداره منطقه  نیزمنتظرما بودند. بالاخره دوستان حراست زنجان با سفارشات پی درپی حراست کردستان ما را به دورترین شهرستان زنجان یعنی طارم فرستادند.. وبا این استدلال که جایی برای شما نمانده ،بنده رابه دورترین روستا یعنی ولیس فرستادند.جالب اینکه مسئول آموزش از مسافت و مکان روستای ولیس کاملاً بی اطلاع بود.

    تبعید یا نفی بلد یعنی نفی اساسی ترین حق شهروندی یا حق انتخاب آگاهانه و آزادانه ی محل زندگی و محروم کردن از حق مشارکت اجتماعی ،و به عبارت دیگر منزوی کردن شهروندان.با این وصف می توانستم  آینده را تا اندازه ای پیش بینی کنم.

      ولیس در منطقه ای کاملا ًکوهستانی وصعب العبور واقع است. جایی بسیاربکرو دور از هرگونه امکانات .مردم آنجا با زبان شیرین آذری گفتگو می کنند.مردمی محروم از بهداشت مناسب ،تغذیه کافی،ولی بسیار دوست داشتنی و میهمان نواز. دیدن مردم آن سامان روحیه و توان مرا صد برابر نمود.آنچه که در اولین نگاه انسان را آزار می دهد؛ دیدن زنان و کودکانی است که از آرزوهای دست نیافتنی و حسرت های دمادم، زیباترین گل های ابریشم را بر فرشهای دیگران نقش می زنند.آنچه سهم آنان است دست مزد ناچیزی است؛ که صرف مخارج اعتیاد مردان خانه می شود. اگر از دانش آموزی علت غیبتش را جویا شوی به احتمال بسیار  پاسخ این خواهد بود: " آقا بابام گفت: باید فرش ببافی،درس را می خواهی چه کار!!! "

 

** ** جناب آقای نودینیان بسامد واژهایی که درذهن شمادراین دوران می گذشت چه بود؟

     اگر بخواهم خلاصه وار بگویم اینها به ذهنم می آمد: دلتنگی ، راهپیمایی طولانی ، برف و کولاک ،بچه های شاد وزیبا،راهنمای تعلیماتی  که برای مچ گیری به روستا فرستاده می شد و ...........

 

**** آقا پیمان ازدیدخودتان گناه شما چیست؟

   اگر احساس مسئولیت به سرنوشت انسانها ،تلاش آگاهانه در تحقق حقوق شهروندی ، بسط روشنگری وعدالت آموزشی ،تلاش برای به رسمیت شناخته شدن کنوانسیونهای جهانی حقوق کودکان ،دفاع از همکارانی که مورد تعرض سیستم اداری قرارمیگیرند، و دفاع از حق یک زندگی انسانی گناه باشد، بی گمان من گناهکارم .

 

****  برای قاضی محترم پرونده چه پیامی دارید؟

    از آنجایی که من در یک دادگاه صالحه مورد محاکمه قرار نگرفتم، و از حق داشتن وکیل محروم بوده ام،چون بنده بر اساس حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری تبعید و منفصل شده ام وهمکاران خودم در هیات قاضی ظاهر شده اند، فقط می گویم:  از ماست که بر ماست.

 

**** ازدیدشما،معلمان ایران چه خواسته هایی از دولت دارند؟

    خواسته های معلمان دوبخش است،بخشی از آنها خواسته هایی اکونومیستی است. یعنی تحقق عینی منزلت اجتماعی و از همه مهمتر عدالت اجتماعی،امروز دیگر بیان حق داشتن رفاه ، نیاز به فلسفه چینی ندارد. ما کار می کنیم؛ باید بتوانیم نیازهای خود وخانواده  را تامین کنیم.این روشن تر از خورشید است. اکنون چرامسئولین متوجه نمی شوند؟ ما نمی دانیم.

 

    اما بخش دیگری از خواسته های معلمان، حقوق آموزشی وشهروندی است.داشتن حق تشکل واعتراض ،امنیت شغلی ،آزادی بیان ، داشتن فضای آموزشی استاندارد،به روز کردن محتوای کتب درسی،تغییر فضای نظامی مدارس وبسیاری چیزهای دیگر خوسته ی معلمان است.

 

**** چه پیامی برای همکاران معلم دارید؟

     از آنها می خواهم بدون فوت وقت به عضویت کانونها درآیند واز فعالین صنفی پشتیبانی کنند.

 

**** اگر سخن ناگفته ای دارید بفرمایید.

   فعالین صنفی هنگامی که در تابستان زیر شدیدترین فشارها قرار می گیرند ،خستگی وتنهایی ممکن است آنان را بیازارد، فقط از همکاران می خواهم با آنها در این هنگام بیشتر نشست و برخاست داشته باشند.

 

**** اگراشتباه نکنم؛به تازگی حکم دیگری برای شماصادرشده، دراین باره هم توضیح می هید؟

      بله،در تاریخ 15 مرداد حکمی برایم  صادرشد؛که درآن آمده بود به خاطر شرکت در تجمع 28اسنفد 1385 در آموزش و پرورش سنندج که د رآنجا خانواده های فرهنگیان هم آمده بودند، به این خاطر دو ماه انفصال از خدمت به من داده شده است.که از تاریخ...... قابل اجرا می باشد.واین حکم قطعی نبوده، بلکه  اعتراض بر آن وارد است.

 

**** گویا شما برای حمایت از کودکان تلاش هایی را نیز کرده اید،وباسازمان یونیسف هم همکاری دارید؟در این باره هم توضیح می دهید؟

   بله ؛ ما درسطح استان کردستان کانونی را تشکیل داده ایم به نام" کانون دفاع از حقوق کودکان" به ریاست خانم فاطمه زمانی که در آنجا بنده عضوهیات مدیره هستم.

 

**** هدف شما وهمکارانتان از تشکیل این کانون چیست؟

   هدف ما حمایت از کودکان می باشد.چه در بین خانواده و چه در جامعه وچه از لحاظ حقوقی.جلو گیری ازقربانی شدن کودکان به خاطر فقروخشونت.به این خاطرجشنواره های گوناگونی را درطول سال انجام می دهیم,مانند: جشنواره ی نقاشی یا جشنواره ی آدم برفی ها و.... که در آن خانواده ها را با حقوق کودکان آشنا می کنیم. کودکان راباحقوق همدیگر و حقوق اجتماعی آشنا می کنیم.در جشنواره ی آدم برفی هاهدف این است؛که برای ساعاتی بچه ها را شاد کنیم، زندگی اجتماعی به آنان آموخته شود.تمرینی باشد برای تقسیم شادی ها.ودرست زیستن باهمدیگر.    پایان

برگرفته از وبلاگ کانون صنفی معلمان ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 17:21  توسط صدای معلم  | 

حرکت های صنفی معلمان و واکنش های جمهوری اسلامی ایران

 حركات صنفي و جنبش معلمان را مي‌توان به عميق‌ترشدن هر چه بيشتر مبارزات اجتماعي در ايران مربوط دانست. پس از ۲۸‌سال حاكميت جمهوري اسلامي اقشار حقوق بگير به خصوص معلمان، پرستاران و ديگر كارمندان دولت نسبت به پيش از انقلاب فقيرتر شده و  كارمندان (كه بخش عمده ی آن ها پيش از انقلاب جزو طبقات متوسط و يا نزديك به طبقه متوسط به حساب مي‌آمدند)  با پيروزي انقلاب اسلامي عملاً  به گروه تهيدستان جامعه پیوسته و بخش عمده ی آن ها به نوعي از كارگر تبديل شدند؛ كه كار خود را مي‌فروشند و در ازاي آن مزدي دريافت مي‌كنند.

    معلمان در پيروزي انقلاب نقش عمده‌‌اي برعهده داشتند، اما پس از انقلاب مورد ظلم و ستم قرارگرفتند. عده‌اي از آن ها به دلايل وابستگي به گروه‌هاي سياسي به خصوص كمونيست‌ها و مجاهدين از آموزش و پرورش اخراج شدند و از سال 1360 حتي برخی افراد بي‌تفاوت نيز مورد حمله قرار گرفتند. شرايط سياسي در سال 1376 اندکی تغيير سیاسي در حاكميت جمهوري اسلامي به‌وجود آورد؛ و آن هم مسئله ی دوم خرداد يا جنبش اصلاح‌طلبان درون حاكميت بود. در اين تغيير و تحولات نيزمعلمان نقش مهمي داشتند. اما معلمان نيز به پيروي از اصلاح‌طلبان دوم خردادي كه بر توسعه ی سياسي تأكيد داشتند و به توسعه ی اقتصادي توجه کمتری می نمودند؛ تا سال 1380 به حمايت خود ازاصلاح طلبان ادامه دادند، ولي از سال 1380 كه نسبت به مسائل اقتصادي و معيشتي خود حساس ‌شدند به دنبال اندک فضای بازسیاسی به فکرتشکیل کانون های صنفي معلمان افتادند و در حركات و اعتراضات خود خواستار توزيع عادلانه ی ثروت در كشور ‌شدند. اين حركات افت و خيزهاي زيادي طي شش سال اخير داشته و اوج آن در ماه‌‌هاي بهمن و اسفند 1385 و فروردين و ارديبهشت 1386 بود كه به دستگيري زندان، اخراج و احضار های گسترده معلمان در سراسر کشور انجاميد. اين حركات ماهيت صنفي داشته ودارد و اساسي‌ترين خواست معلمان توزيع عادلانه ی ثروت و افزايش حقوق در حد يك زندگي معقول بالای خط فقر و نيزامكانات رفاهي و توجه به شأن و منزلت اجتماعي و سياسي معلمان و بهبود اوضاع تعلیم و تربیت واستاندارد کردن آموزش و پرورش مي‌باشد.

با اين وجود از دید نگارنده مي‌ توان گفت جامعه ی ايران از نظر اجتماعي وارد فاز تازه‌اي شده و به حركت خود ادامه خواهد ‌داد. اما متأسفانه دولت به شدت با هرگونه تشكل، حزب، حتی اتحاديه ی صنفي و كارگري مخالفت مي‌كند وآن ها را به رسميت نمي‌شناسد. غافل ازاین که با تشكيل حزب، اتحاديه، سنديكا وكانون صنفي - جامعه به طرف هر چه بيشتر منطقي‌‌ شدن و قانوني‌ ترشدن فضا گام برخواهد داشت؛ و تا اندازه ای بار بسياري از كارها را از دوش دولت برمي‌دارد. اما عملكرد دولت نشان داده است؛ كه با اين‌گونه تشكل ها و سازمان‌ها سازگاري نداشته و در جهت هر چه بيشتر ضعيف‌ کردن و متلاشي‌ کردن آن ها گام برمي‌دارد.

   براي نمونه، با ايجاد تشكل‌هاي صنفي معلمان تقريباً در سراسر كشور هر چند در شهرستان‌هايي مانند زادگاه من (ممسني) برخلاف تلاش هایی که دراین راستا صورت گرفته اما هنوزاجازه ی تشکیل كانون صنفي معلمان داده نشده و متأسفانه مسئولین با ايجاد جو رعب و وحشت نه‌ تنها مخالف همبستگی میان اقشار گوناگون جامعه هستند؛ بلكه در جهت متلاشي‌كردن آن ها نيز قدم برمي‌دارند. براي نمونه؛ در مورد شهرهايي مانند شيراز - ممسنی - قوچان و بسیاری از شهرهای کشور دراردیبهشت 86 با انتشار اعلاميه‌هاي جعلي سعي در سردرگمي و ناهماهنگي و عدم سازماندهي اين تشكل‌ها نمود و نيز معلماني كه سعي در اطلاع ‌رساني و تشكيل كانون‌هاي صنفي دارند مورد تهديد و پيگيري های امنیتی قرارگرفتند.

  امیدواریم مسئولین کشور از گمانه زنی و سوء ظن نسبت به اقشار مختلف جامعه خودداری نموده و به جای ایجاد جو رعب و وحشت به حل مشکل این اقشار که تنها خواستار بهبود اوضاع اجتماعی سرزمین خود می باشند همت گماشته و اقشار معترض را هموطن و دلسوخته ی نظام و کشور بدانند!

....................................................

نویسنده : گودرز شفیعیان دبیر آموزش وپرورش ممسنی

 

برگرفته ازندای معلمان بجنورد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 11:44  توسط صدای معلم  | 

سبك مديريتي جناحي و سياسي در وزارت آموزش و پرورش




سبك مديريتي موجود در وزارت آموزش و پرورش  مديريتي جناحي و سياسي است 

عضو فراكسيون اقليت:
ديدگاه‌هاي سياسي و سوءمديريت، بزرگ‌ترين لطمه را بر پيكر آموزش و پرورش وارد كرده است.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: مجلس
نماينده‌ي مردم ايلام در خانه‌ي ملت، اظهار كرد: ورود ديدگاه‌هاي سياسي و جناحي، سوء مديريت و استفاده از افراد ناتوان در مناصب مديريتي، بزرگ‌ترين و بيشترين ضربه را بر پيكر آموزش و پرورش وارد كرده است.

داريوش قنبري در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با بيان اين‌كه بيانات اخير مقام معظم رهبري در جمع مديران وزارت آموزش و پرورش در راستاي تاييد مطالبي بود كه نمايندگان مجلس بر اساس آن استيضاح وزير اين وزارتخانه را دنبال مي‌كردند، گفت: وزارتخانه‌اي كه حدود دو سوم كاركنان دولت در آنجا شاغل هستند به شكلي بسيار نامطلوب اداره مي‌شود، به طوري كه نارضايتي در ميان كاركنان اين وزارتخانه بسيار بالاست.


نارضايتي فرهنگيان از نحوه‌ي پرداخت مزايا و سوء مديريت در وزارتخانه است

عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، نارضايتي كاركنان وزارت آموزش و پرورش را ناشي از چند جنبه و حوزه دانست و خاطرنشان كرد: اين نارضايتي‌ها در جنبه‌هاي مختلف حقوق و مزايا، وجود تبعيض در رابطه با نحوه‌ي پرداخت‌ها و مهم‌تر از اين موارد بحث سوءمديريت و استفاده از افراد ناتوان در مناصب مديريتي به وضوع قابل مشاهده و محسوس است.

وي با ابراز تاسف از اين‌كه مديريت تخصصي كه جوابگوي نياز جامعه و كاركنان باشد در وزارتخانه آموزش و پرورش وجود ندارد، افزود: اين سبك مديريتي موجود در وزارت آموزش و پرورش كه مديريتي جناحي و سياسي است سبب ايجاد و تشديد نارضايتي عظيمي در ميان فرهنگيان شده است.


دانش‌آموزان و خانواده‌ها از نحوه‌ي آموزش‌ها ناراضي هستند

قنبري متذكر شد: نه تنها فرهنگيان بلكه خود دانش‌آموزان و والدين آنها نيز از نحوه‌ي آموزش‌هايي كه داده مي‌شود ناراضي هستند و در مجموع با توجه به هزينه‌هاي زيادي كه در اين وزارتخانه خرج مي‌شود هنوز كارآيي لازم را ندارد و مهارت‌هاي كافي را براي دانش‌آموزان ارايه نمي‌دهد.

وي هم‌چنين نوع كاركرد وزارت آموزش و پرورش را حركت به سوي يك عملكرد منفي و جهت خلاف بحث‌هاي آموزش و پرورشي ارزيابي كرد و گفت: اين كاركردها به سمتي حركت مي‌كند كه به تدريج آموزش و پرورش را از رسالت واقعي و حقيقي خود دور مي‌كند، زيرا به هر حال وظيفه‌ي اين وزارتخانه به نحوي است كه بايد فرزندان كشور را متناسب با علوم روز براي آينده تربيت كند كه متاسفانه به خاطر حاكميت نوعي مديريت سياسي اين امر را در وزارت آموزش و پرورش نمي‌بينيم.

نماينده‌ي مردم ايلام، خاطرنشان كرد: وزارت آموزش و پرورش در مجموع به سمت فشل شدن است و كارآيي لازم را از دست داده و نوعي روحيه‌ي ظاهرسازي و رياكاري در كاركنان وزارتخانه در حال شكل‌گيري است.

او معتقد است: بيانات اخير مقام معظم رهبري مبني بر اين‌كه بايد يك تحول اساسي در وزارت آموزش و پرورش صورت گيرد ناظر بر همين مشكلات و مسائلي بود كه در وزارتخانه وجود دارد و مي‌شود گفت ايشان نيز از نحوه‌ي مديريت موجود آن ابراز نارضايتي كردند.


حاكميت تفكر تحزب‌مآبانه بزرگ‌ترين آسيب را به وزارتخانه وارد كرده است

قنبري با بيان اين كه طرز فكر حاكم بر اين وزارت‌خانه كه نوعي تفكر تحزب‌مآبانه است بزرگ‌ترين آسيب را به وزارت آموزش و پرورش وارد مي‌كند، گفت: نمونه اين تفكر تحزب‌مآبانه را در طرح سوالات توهين‌آميز به مقدسات ديني شاهد بوديم كه متاسفانه اين تفكر عمق وسيعي دارد كه در آينده خود را بيشتر نشان خواهد داد كه بايستي در اين زمينه كار جدي صورت بگيرد.


بي‌توجهي به ديدگاه‌هاي كارشناسي يكي از مهم‌ترين مشكلات آموزش و پرورش است

داريوش قنبري در ادامه گفت‌وگو با ايسنا يكي از مهم‌ترين مشكلات وزارت آموزش و پرورش را بي‌توجهي به ديدگاه‌هاي كارشناسي عنوان كرد و افزود: با توجه به اين‌كه اين وزارتخانه يك مكان آموزشي و تربيتي است و بيشترين كارشناسان را در اختيار دارد متاسفانه بي‌توجه‌ترين نهاد به بهره‌گيري از نظرات كارشناسي نيز است كه اين بهره‌نگرفتن از ديدگاه‌هاي كارشناسي ناشي از همان حاكميت ديدگاه خاص و قشري بر اين وزارتخانه است.

عضو فراكسيون اقليت مجلس، هم‌چنين با اشاره به تحقيقات صورت گرفته در وزارت آموزش و پرورش، سطح اين تحقيقات و پژوهش‌ها را بسيار پايين و نازل توصيف كرد و افزود: كساني كه حتي با ساده‌ترين الفباي روش تحقيق آشنايي داشته باشند در يك نگاه‌ به اين آثار مي‌توانند مشكلات و كارشناسي نبودن را در اين آثار و تحقيقات درك كنند.

وي يادآور شد: در آموزش و پرورش بايد بين آموزش و پرورش تفاوت قائل بود، زيرا آموزش صرفا تعليم يكسري از علوم است، اما پرورش بحث نوعي جهت‌گيري خاص و ايدئولوژيك است.

اين عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، هم‌چنين با انتقاد از اين‌كه نگاه موجود در آموزش و پرورش نه تنها نمي‌تواند فرزندان اين مملكت را افرادي ديندار تربيت كند، بلكه نتيجه‌ي عكس هم خواهد داد، تصريح كرد: وقتي آموزش و پرورشي تعليم و آموزش غلط در مورد دين ارايه مي‌دهد و يا با نگاهي متحجرانه و به دور از معيارهاي روز، مذهب را معرفي مي‌كند، اين مذهب نمي‌تواند در اعماق دروني دانش‌آموزان جا افتاده و به اعتقاد براي آنها تبديل شود.

وي در پايان خاطرنشان كرد: اگر كسي كه آموزش مي‌دهد سطح آموزش خود را به گونه‌اي طراحي كند كه موجب اعتقاد دانش‌آموزان نشود هزينه‌ي مصرف شده در آن بي‌ارزش و بي‌اثر خواهد بود.

نظرات خوانندگان :

  • باسلام
    آموزش وپرورش ما مرکز بازی های سیاسی است که شما نمایندگان گرامی در هنگام رای گیری چنان وعده هایی به دورو بریهای خود می دهید که پس از انتخابات نمی توانید از زیر وعده های غیر کار شناسی شانه خلی کنید وهمین می شود که خودتان نقدش می کنیدومثل خود کرده را چه جای نصیحت

  • بالاخره يكي پيدا شد كه درد دل كارشناسان را بازگو كند در كجاي دنيا به كارشناس فوق ليسانس ، مسلط به زبان ، با بيش از 20 سال سابقه ، صاحب چندين اثر ( كتاب و مقاله ) فقط كار پاسخگويي به دريافت مجلات از ارگان هاي مختلف ارجاع داده مي شود و افراد با مدرك ديپلم و فوق ديپلم در پست هاي كارشناس مسول ، معاون و.. سازماندهي مي شوند.اگر خواستيد اين نوع موارد را از نزديك ملاحظه نماييد سري به وزارت آموزش و پرورش بزنيد.



+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 17:0  توسط صدای معلم  | 

سازمان‌بازرسي و پيشنهاد حذف دوره ‌پيش‌دانشگاهي

سازمان بازرسي كل كشور روز يكشنبه با كم اثر و پرهزينه دانستن دوره پيش - دانشگاهي در نظام آموزش و پرورش كشور ، پيشنهاد حذف اين دوره آموزشي را از نظام آموزش و پرورش ارايه كرد.

به‌گزارش روز يكشنبه خبرنگار ايرنا به نقل از روابط عمومي سازمان‌بازرسي، كارشناسان اين سازمان انتقال دوره پيش دانشگاهي به آموزش عالي را خواستار شدند و پيشنهاد كردند هزينه‌هاي اين دوره به دوره ابتدايي اختصاص يابد.

بازرسان و كارشناسان سازمان بازرسي در بررسي عملكرد دوره پيش دانشگاهي آموزش‌وپرورش به‌اين نتيجه رسيدند كه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري به دليل اينكه‌در برنامه‌ريزي دوره پيش‌دانشگاهي هيچ نقشي ندارد، دانش‌آموزان پذيرفته شده در مراكز آموزش عالي را موظف به گذراندن واحدهايي مي‌كند كه قبلا آنها را در دوره پيش‌دانشگاهي گذرانده‌اند.

همچنين به دليل اينكه برنامه‌هاي درسي پيش دانشگاهي براي يكسال تحصيلي پيش‌بيني‌نشده، باعث‌شده‌اوقات بيكاري دانش‌آموزان زيادباشدودوره پيش دانشگاهي به دوره‌اي براي كسب مهارت در قبولي كنكور تبديل شود.

در گزارش سازمان بازرسي كل كشور به‌كاهش اعتبار علمي ديپلم متوسطه نظام آموزشي كشور با ايجاد دوره پيش‌دانشگاهي اشاره شده و آمده است: دانش‌آموزان رشته‌هاي نظري ‪ ۱۲‬سال به صورت عملي تحصيل مي‌كنند، ولي نظام آموزشي كشور ‪۱۱‬ ساله‌محسوب مي‌شود و اين دانش‌آموزان از همسالان خود كه دررشته‌هاي فني حرفه‌اي تحصيل مي‌كنند، همواره يك‌سال عقب‌تر هستند.

بر اساس اين گزارش، جذب دبيران مجرب مقطع متوسطه دردوره پيش‌دانشگاهي، بسنده‌كردن دانش آموزان اين دوره به كسب حداقل نمره در هر درس وتغيير آيين - نامه‌ها و دستورالعمل‌ها در اين دوره باعث شده است تا ضرورت انتقال دوره پيش‌دانشگاهي به نظام آموزش عالي لازم به نظر آيد.

تاريخ و ساعت : ۱۴ مرداد ۱۳۸۶ - ۵:۳۶

کد خبر : 12038

صدای معلم: اگر استدلال سازمان محترم بازرسی کل کشور را بپذیریم(کم اثر و پرهزینه بودن دوره ی پیش دانشگاهی) باید نظام آموزش و پرورش و خیلی دیگر از این نظام ها!!! را که فقط نامی از نظام را یدک می کشند وگرنه هیچ نظمی جز بی نظمی در  آن ها وجود ندارد- از صحنه ی گیتی!!! حذف شوند.

راستی چگونه است که اصلاْ فرایند تعلیم و تربیت را به خانواده ها بسپریم تا همچون عصر حجر آن ها خود به فرزندانشان کشاورزی- دامداری- آهنگری و امثالهم بیاموزند؟

با این وجود دیگر مشکلی به نام آموزش و پرورش هم نخواهیم داشت!

حذف صورت مساله از قدیم راحت ترین راه حل به جای حل مساله بوده است!

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 16:46  توسط صدای معلم  | 

یک خبر، چند نظر؟ آیا کسی به این نظرات توجه می کند؟!

تاريخ و ساعت : ۲۲ تير ۱۳۸۶ - ۱:۱۹

کد خبر : 11642

استخدام 22هزارو 500 نفر امسال در آموزش و پرورش


معاون برنامه‌ريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش گفت: در سال‌جاري 22 هزار و 500 نفر از طريق آزمون و كنكور در آموزش و پرورش استخدام مي‌شوند. محمدرضا محدث خراساني در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: منتظر هستيم رديف‌هاي استخدامي امسال آموزش و پرورش اعلام شود تا استخدام امسال آغاز شود.
وي اضافه كرد: پيش‌بيني مي‌‌شود كه اواخر مرداد آزمون استخدام در آموزش و پرورش برگزار شود.
محدث با بيان اينكه امسال 45 هزار نفر در آموزش و پرورش بازنشسته شدند، گفت: به ميزان نصف افرادي كه بازنشسته مي‌شوند، در آموزش و پرورش استخدام صورت مي‌گيرد.
وي در پاسخ به اين سؤال كه علاقه‌مندان چگونه از زمان استخدام در آموزش و پرورش مطلع شوند، اظهار داشت: استخدام از طريق آموزش و پرورش استان‌ها صورت مي‌گيرد و آزمون به صورت همزمان و كشوري برگزار مي‌شود. زمان و نحوه برگزاري آزمون استخدامي نيز از طريق جرايد محلي به اطلاع علاقه‌مندان مي‌رسد.
معاون برنامه‌ريزي و توسعه مديريت وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: استخدام امسال آموزش و پرورش شامل 13 هزار و 500 نفر از طريق مراكز تربيت معلم، 7 هزار نفر از طريق آزمون و مابقي سهميه‌ها است.
وي افزود: اولويت ما در آزمون با معلمان حق‌التدريس است.




نظرات خوانندگان :

  • نیروهای آزاد به چه ترتیبی می توانند در این آزمون شرکت کنند؟
  • اينجانب 7 سال سابقه حق التدريس داشته ام و در آزمون قبلي پذيرفته شدم ولي با بي عدالتي مسئولين فرد ديگري جايگزين من شد و اكنون با كبر سن استخدام مواجه شده ام در ضمن درصد قبولي دانش آموزان بنده در درس ديني ، عربي ، فلسفه و منطق و قرآن همگي 100 بوده مي خواهم بدانم آيا دولت عدالت محور تصميمي براي افرادي مثل من كه با چنين مشكلاتي مواجه اند و در آزمونهاي استخدامي حقشان را ضايع ميكنند چه تصميمي خواهد گرفت در آخر پيشنهاد من بعنوان يك همكار اين است كه حداقل افرادي كه 5 سال به بالا سابقه دارند را بدون آزمون استخدام كنند .
  • من شاگرد ممتاز دانشگاه تهران هستم ودر آ زمون ادواری هم بانمره بالا قبول شده ام باتوجه به محیط تعلیم وتعلم علاقمندم بعنوان معلم خدمت کنم آیا امکان استخدام وجودارد
  • لیسانس دبیری زبان انگلیسی را گرفته و در حال حاضر منتظر رستخدام در اموزش و پرورش میباشم با توجه به عدم استخدام کافی مدت سه سال است که در انتظار میباشم با عنایت به گذشت سن ایا روزی ما موفق با استفاده از مدرک کارشناسی خود خواهیم بود یانه
  • با عرض سلام ، خواهشمنديم منابع آزمون را اعلام فرماييد تا ما بتوانيم خود را آماده كنيم
  • سلام من معلم حق التدریس با 4 سال سابقه کار مفید با مدرک کاردانی وبا سختی های بسیار که در این راه متحمل شدم می خواهم که استخدام شوم تا بدون استرس به شغل خود ادامه دهم چون شغلم را از جانم بیشتر دوست میدارم انهای که مرا می شناسند این را میدانند.
  • ما براي جواب سوالاتمان در مورد حق التدريسها كجا مراجعه كنيم ؟
  • سلام آیا از مهندسین کشاورزی در مدارس و هنرستان ها استفاده نمشود؟
  • از بچه های معلمین استخداام کنید؟
  • منابع ازمون را اعلام کنید
  • منظور ازاولویت استخدام درآزمون معلمان حق التدریسها چیست(آیا مساوی بودن شرط است) يعني در شرايطي كه نمره آزمون داوطلبان آزاد و حق التدريسي يكي باشد اولويت در نظر گرفته ميشود يا به نحو ديگري است؟
    لطفا بطور كامل توضيح دهيد.
  • چرا به تعداد بازنشستگان سال جاری نیرو جذب نمی کنید؟
  • چرا یک تصمیم درست وجدی درمورد وضعیت استخدام معلمان حق التدریس اعمال نمی گردد؟
  • وضعیت نیروهای فوق دیپلم حقالتدریس با 5 سال سابقه که حق شرکت در آزمون را ندارند چه خواهد شد
  • بعد از چهار سال کار درشرایط سخت در آموزش وپرورش استثنایی ، نمی توانم در آزمون استخدامی شرکت کنم .چون مدرکم فوق دیپلم است. پس ما حق التدریس ها چه بکنیم که هر روز قانون جدیدی وضع میشود ؟ ما با هر شرایطی ساختیم ، حداقل در آزمون استخدامی برای حق التدریس ها با مدرک کاردانی استثنا قایل شوید .
  • ما معلمان حق التدريس با سابقه 4 به بالا خواهان استخدام خود بدون آزمون هستيم ما متاهل هستيم وداراي مشكلات زياد

    از شهرستان دزفول
  • به خدا خسته شدیم از بس که شعار شنیدیم ما رو از اردیبهشت یرون می کنند بدون حقوق و بیمه و جالب اینجاست که الان ماه مرداد هست و آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان هنوز حقوق اردیبهشت معلمهای حق التدریس رو نداده چرا همیشه آخر شهریور میشه یه وعده های سر خرمن بهمون میدن که آقا امتحان میگیریم رسمی میشید واقعا با چه انگیزهای سر کلاس درس بریم چرا تکلیف معلمهای حقالتدریس 3 سال به بالا رو مشخص نمیکنن و انوقت میخوان معلم حقالتدریس آزاد جدید بگیرن چرا مایی که در یک استان محروم ومرزی زندگی میکنیم کسی به فکر ما نیست چه لذتی در این دنیا ببریم بجز اینکه یک جوان آخرش دست به بکاری بزنه که بضرر خودش و جامعه باشه کاش وزیر آموزش و پرورش یک معلم حق التدریس بود و زجر می کشید تا درد این معلم ها رو میدونست چا هرچی چوبه ما باید بخوریم آقای وزیر - چرا شما فقط به فکر خودتون هستید - چرا لایحه به مجلس ندادیدن در حالی که دوره مجلس داره تموم میشه - چرا یک همایش برای حق التدریسها نمیگرید - چرا به اونها انگیزه کاری نمیدین .هزار چرای دیگه ..... واقعا اگه میخواهید ما رو بیرون کنید الان بهمون بگین تا ما با این مدرک دیپلم و سن بالا که 3 سالش تو آموزش و پرورش به هدر رفت به فکر کار دیگه باشیم و بریم یه کشور دیگه برای کار
  • حق التدریسانی که دارای مدرک کاردانی از دانشکده ی تربیت دبیر فنی تهران و 5 سال سابقه هستند نیز شامل استخدام سهمیه ی دانشکده ی تربیت دبیر می شوند یا خیر
  • چرا سالهای قبل فوق دیپلم در آموزش و پرورش استخدام شدند و حق التدریس بودند ولی حالا حق شرکت ندارند یا آنها را بیرون کنید یا مارا هم اسخدام کنید با 5 سال سابقه کار حق التدریسی
  • حق التدريسي با چهار سال سابقه خدمت با مدرك كارداني حالا حق شركت در ازمون استخدامي را كارشناسي اعلام كردند حالا تكليف ما چيست ؟
    ما چقدر انتظار استخدام باشيم
    مايي كه سنمان بالا رفته و ديگر در جايي نمي توانيم استخدام شويم.
    مايي كه براي زايمان به مرخصي نرفتيم تا روزي استخدام شويم.
    ترا خدا يكي به داد حق التدريس ها برسد.
  • ما جدا گیج شده ایم چون اول گفتند 6000نفر حق التدریس استخدام می شوند ولی بعدا در شبکه خبر گفتند 5000 نیروی حق التدریس استخدام می شوند در طی دو هفته هزار نفر کم شد این طور که پیش میرود تا آخر شهریور این میزان استخدام حتما به صفر خواهد رسید بهتر نیست که ابتدا فکر کنند و تصمیم بگیرند سپس چیزی را اعلام کنند
  • چگونه در آزمون استخدامي آموزش و پرورش ثبت نام كنيم

    مهلت ثبت نام تا چه روزي است؟

  • با عرض سلام ، خواهشمنديم منابع آزمون را اعلام فرماييد تا ما بتوانيم خود را آماده كنيم و خواهش ديگر اينكه پس اولويت فرزندان فرهنگيان چه مي شود
    چرا فرزند يك فرهنگي كه سابقه كار زيادي در آموزش و پرورش دارد و رسمي است فرزندش بايد دغدغه كار داشته باشد چرا اولويتي براي ما وجود ندارد . من به مدت 2 سال در اين سيستم كار كرده ام و از نظر كاري 20 هستم البته تعريف از خود نباشد ، ولي الان بيكارم آخه چراااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • من معلم حق التدریس هستم 4سال در روستاهای دور تدریس کردم از طریق آزمون وارد آموزش و ÷رورش شدم 2 فرزند دارم با مشکلات حاملگی و بچه شیرخواره به حاطر رسمی شدن کنار آمدیم آیا دوباره باید امتحان بدهم آیا این حق من نه, حق یک معلم است ؟
  • لیسانس علوم تربیتی (مدیریت اموزشی ) دارم و اموزگار کودکان استثنایی هستم ایا میتوانم در همین سمت استخدام شوم
  • متولد سال 49 و4 سال سابقه کار دارم ایا شرط سنی مانع از استخدام من نمیشود شرط معدل هم وجود دارد ؟
  • سلام آزموده را آزمودن خطاست . از زماني كه با قبولي در آزمون به عنوان حق التدريس در آموزش و پرورش مشغول شديم به عناوين مختلف بارها و بارها آزمون داديم . از وقت زندگي فرزندانمان گذشتيم و با حداقل حقوق در مدارس روستاها كفايت نموديم به اميد استخدام همه بي احترامي هايي كه در محيط كار و... به ما شدرا تحمل كرديم آيا انصاف است همه ناديده گرفته شود و در حق ما بي عدالتي شود چرا كه مطمئنا نيروي آزاد دقدقه از دست دادن چيزي را ندارد با آرامش خاطر فقط آزمون مي دهد اما ما از اكنون از لحاظ روحي تضعيف شده ايم چه رسد به آزمون . براي ما اولويت قرار داده اند . اولويت ...............................................................................
  • با عرض سلام و خسته نباشي
    خدمت مديريت محترم سايت كه نظرات ما را مورد عنايت قرار مي دهند و آنها را در سايت قرار مي دهند
    واقعا ممنونيم .
  • لطفا آزمون از چه طریق و سازمانی برگزار میشود و سهمیه استانها چقدر میباشد
  • لیسانسه های با سابقه 6 سال سابقه که در دوره استخدام قبلی فقط 6 ماه کم داشته اند در اولویتند یا خیر ضمنا سهمیه هر استان چقدر است
  • آیا در این آزمون نیرو های آزاد و نیروهای حق التدریس در یک سطح سنجش میشوند ؟
  • نیروهای آزاد به چه ترتیبی می تواننددر این آزمون شرکت کنند؟ آیا در این آزمون نیرو های آزاد و نیروهای حق التدریس در یک سطح سنجش میشوند ؟ در این آزمون شرکت کنند؟
  • 1- آيا با صحبت انجام شده ديگر هيچ نيرو حق التدريس جديدي وارد سازمان نمي شود؟
    2-
    چگونه است كه در حدود 10 روز پس از اين خبر اداره آموزش و پرورش استان كرمان اظهار بي اطلاعي مي كند؟
    3-
    به نظر شما برگزاري آزمون براي حق التدريسي ها و آزاد در حاليكه حق التدريسي ها چند سال همان مطلب را تدريس كرده اند درست است و آزموده را آزمودن لازم است؟

  • آیا حق التدریسانی که با مدرک فوق دیپلم 5 سال سابقه دازند نیز صدق میکند لطفا بیشتر توضیح دهید
  • آیاقبولی استخدام ادواری سالهای گذشته در این آزمون تاثیری دارد ؟
  • چرا منابع این آزمون را اعلام نمی کننند تا امادگی داشته باشیم ؟؟؟؟؟؟؟

  • سلام.لطفأ شما را به خدا زودتر منابع را اعلام كنيد كه ما دانشگاه آزاديهاي معدل بالا ي پر انرژي با پتانسيل بيكار بتوانيم راهي به سوي خدمت به اين مرزو بوم پيدا كنيم.به خدا ما عاشق خدمت به اين آب و خاكيم پس بگذاريد خدمت كنيم و كمي هم مثل حق التدريسي ها احساس بودن كنيم زيرا حداقل آنها مشغول اند حال با مزاياي اندك
  • لطفا در مورد استخدام افراد حق التدرس با سابقه 6سال هم توضيح بفرماييد كه اينها نيز در آزمون شركت خواهند كرد يانه همچنين در مورد ليسانس هاي آزاد كه تازه فارق التحصيل شده اند مي توانند در آزمون شركت كنند يانه در صورت امكان جواب سوال مان را به همين آدرس ايميل نماييد متشكرم
  • 1- منابع آزمون استخذامی ذر رشته ریاضی در مقطع راهنمایی و متوسط کدام است
    2-
    منظور ازاولویت استخدام درآزمون معلمان حق التدریسها چیست(آیا مساوی بودن شرط است)
    3-
    منظور از 6000 استخدام حق التدریس از بین حق التدریسها چیست
  • با سلام ، بنده دو نوبت در آزمون شركت كرده‌ام و گزينش نيز شده‌ام ، ليكن پس از 6 سال سابقه تدريس هنوز وضعيتم مشخص نگرديده است! آيا بنده نيز مي‌بايست در اين آزمون شركت كنم ؟ آيا هيچ فرقي بين من با اين همه سابقه تدريس با يك شخص (آزاد يا داراي سهميه) وجود ندارد ؟ و من مي‌بايست مجدداً صلاحيتم را براي تدريس به اثبات برسانم!
  • اخباری از استخدام هنرآموزان فنی وحرفه ای رشته الکترونیک زن باسابقه 5سال حق التدریسی در تهران در تابستان سال جاری اعلام کنید.
  • مسئولین محترم آموزش و پرورش در جراید اعلام کردند که در آینده استخدام فقط از کنکور (تربیت معلم و دبیری) خواهد بود . سوال این که چرا هزینه بین المال را هدر می دهید و دوباره کاری می کنید وقتی هزاران نفر لیسانس و فوق لیسانس که با خرج خودشان درس خواندند و اکثر جزء رتبه های برتر کنکور بودند و با معدل های بالا از دانشگاه های معتبر دانش آموخته شدند اکنون بیکارند را استخدام نمی کنید (آنها حاضرند حتی دو سال بدون حقوق دروس تربیتی ) بگذرانند بشرطی که بدانند استخدام می شوند . در صورت عملی شدن سخن فوق تکلیف استخدام این جمعیت عظیم رشته های محض که رشته هایشان فقط در آموزش و پرورش کاربرد دارند چه می شود. می تواند دو سال ظرفیت پذیرش تربیت معلم را نصف کنید در عوض تعداد حق التدریس های بلاتکیف را به نصف برسانید آیا این غیر عقلانی است دلیل قانع کننده بیاورید. با تشکر نماینده جمعی از دانش آموختگان بیکار رشته های محض
  • در صورت داشتن شرط معدل شرایط آن چگونه است؟
  • با سلام
    هنرآموز رشته حسابداری با 6سال سابقه حق التدریسی و قبولی در آزمون ادواری هستم .چند سوال دارم خواهشمندم پاسخ دهید.
    1-
    آیادر این آزمون آزمون ادواری و سابقه ملاک و امتیازی نیست؟
    2-
    آیا در این آزمون شرط سنی گذاشته شده است و سوابق کسر می شود؟
    3-
    منابع این آزمون چه می باشد؟
    4-
    آیا آزمون برای همه حق التدریسی ها آزاد است یا با توجه به نیاز است؟
    5-
    اگر آزمون شامل من نشد چه کا رکنم؟
    6-
    چرا باید من که یک بار گزینش و مصاحبه شده ام دوباره آزمون دهم؟
    با تشکر

  • اخبار آموزش وپرورش هميشه گنگ به نظر مي رسند .مدتهاست كه پيگير ماجراي استخدام معلمان حق التدريسي هستم ولي متا سفانه در هرنوبت يك نوع آگهي ودر هرزمان يك امار متفاوت. از سردر گمي بكاهيد وموضوع را روشن بيان كنيد.اگر ممكن است بفرماييد كه تكليف معلمان حق التدريسي كه دوسال سابقه سربازي بصورت امريه آموزش وپرور ش داشته اند چه مي شود. انهايي كه در ازمون گنگ ادواري قبول شده اند چه مي شود؟ ايا امتيازي كه به حق التدريسي كه سالهاست زحمت مي كشد وتجربه چندساله دارد با افراد ازاد يكسان است ؟اگرنه به چه صورت معلم حق التدريسي در اولويت است؟ باتشكر
  • خودم جانباز 10درصدهستم همسرم باسابقه شش سال كامل باداشتن دوفرزندومدرك ليسانس ادبيات فارسي درروستاي زابل مشغول خدمت ميباشد خواهش مندم براي اين دسته ازمعلمين ازمون نگذاريددرضمن بابرگزاري ازمون درشش سال قبل پذيرفته شده اند باتشكر
  • آیا از معلمان حق التدریس فنی {رشته برق } نیز میتوانند در آزمون شرکت کنند
  • حضور نیروهای نهضت سواد آموزی در مدارس با وجود اینهمه نیروی حق التدریس مازاد چرا باید صورت گیرد ؟
  • چرادرآزمون هاي كه برگزار مي شود امتياز سوابق حق التدريس به صورت جدي در نظر گرفته نمي شود .

 
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 16:35  توسط صدای معلم  | 

مشخصه های بارز مدیران بزرگ

شخصيت دروني

مديران بزرگ ذاتا رهبران بزرگي هستند. آنها خودشان را خوب مي‌شناسند و مي‌دانند چه چيزي مي‌خواهند. آنها از پس مشکلات بزرگ برمي‌آيند؛ چرا كه مي‌دانند از چه زاويه اي به مشکلات نگاه کنند. مردم به عقايد آنها احترام مي گذارندو به قدرت راهنمايي آنها اعتماد دارند.

يک مدير بزرگ "در هر سني" از لحاظ شخصيتي همانند يک انسان پخته به نظر مي‌رسد. آنها توانايي تحمل نااميدي‌ها را به شکل بسيار موقرانه دارند، آنها مي‌توانند اعتبار لازم جهت کسب موفقيت را نيز به ديگران اعطا کنند. يک مدير بزرگ هرگز با فرياد و پرخاش وارد هيچ اداره‌اي نمي‌شود و هرگز به اين منوال چيزي را درخواست نمي‌کند.

آنها نگران پست و مقام سازماني خود نيستند و طالب آسايش و رفاه کارمندان و شرکت هستند. آنها همواره با صداقت رفتار مي‌کنند چرا که در کسب و کار خود، با انسان‌هاي شرافتمند معامله کردند. آنها همواره نگران ساختار عاطفي خانواده‌ها هستند و در نظر آنها انسان‌ها بسيار با ارزش تر از پول هستند و اين را در عمل نيز نشان مي‌دهند. آنها همواره در جستجوي باز خورد اعمال و رفتار خود هستند، آنها مي‌خواهند بدانند چه کار کنند تا در نظر مردم خوب به نظر برسند.

کارداني و تدبير

مديران بزرگ بايد داراي قدرت و انرژي بي حد و حصر باشند، آنها بايد شور و شوق فراواني براي کار داشته باشند و اگر شما چنين ميلي را درون خود احساس نمي‌کنيد، بهتر است به دنبال راه‌هايي براي کسب انرژي دوباره باشيد. آنها بايد خود را چه از لحاظ روحي و چه از لحاظ جسماني در شرايط مطلوب حفظ کنند، همچنين مراقب سلامتي کارمندان و کارکنان شرکت نيز باشند آنان همچنين نبايد شل و افتاده باشند، آنها هرگز نبايد رفتاري سرزنش آميز با کارمندان خود داشته باشند. مديران بزرگ بايد همواره به دنبال حل منطقي مشکلات باشند و راه‌هايي که منجر به کمتر شدن مشکلات و يا ريشه کني آن مي‌شوند را ياد بگيرند.

 شجاعت

مديريت يکي از سخت‌ترين مشاغل دنيا است. هيچ چيز به آن اندازه سخت نيست كه يک شرکت بزرگ راه اندازي کني و سخت‌تر از آن، اينکه بتواني آن شرکت را با افراد داخل آن مديريت کني. يک مدير بايد بتواند تصميم بگيريد چه کار کند و چه چيز درست است. او بايد آنقدر شجاع باشد که هر کس را که به نظرش کارايي خوبي ندارد را تعليق ويا اخراج کند. خيلي اوقات او بايد کارهاي سرنوشت ساز و مخاطره‌آميزي را براي بهبود وضعيت شرکت انجام دهد و در مواقع ضروري که همه منتظر رسيدن کمک‌هايي از خارج هستند او مي‌تواند با اتخاذ تصميماتي شجاعانه هم مشکل را برطرف کند و هم وجهه و شخصيت خود را به عنوان يک مدير لايق چه در بين کارمندان و چه در بين افراد ديگر افزايش دهد. يک مدير خوب و با اخلاقي پسنديده، متهورانه مي‌گيرد نه باتندخويي و خشونت.

 از ريسک اين کار باخبر باشند

مديران بزرگ هرگز از کسادي بازار و مورد مواخذه قرار گرفتن نمي‌هراسند و به خود نمي‌گويند کاش اين مسووليت را نپذيرفته بودم. مديران لايق همواره طرح‌هاي بزرگي، جهت پشتيباني و حمايت در روزهاي سرنوشت ساز داشته و توانايي مقابله با هزاران سوال متنوع و سخت را دارند. توانايي عکس العمل سريع و به موقع و داشتن تدبير جهت کاهش تبعات ناشي از آن ضروري به نظر مي‌رسد.

 دورانديشي

به نظر مي‌رسد بعضي از مديران توانايي عجيبي براي پيش‌بيني آينده دارند،آنها داراي يک هوش غير معمولي براي فهميدن شرايط آينده بازار ويا وضعيت سياسي هستند. آنها با پرورش استعدادهاي دروني دريافت و درک فرصت‌هاي به دست آمده و تبديل فرصت‌هاي به دست آمده به واقعيت خالق خوشبختي و رفاه خود و شرکت هستند. بعضي شرايط و چيزها نيازمند نگاهي به آينده است تا از ميزان خسارت‌هاي ناشي از آن كم شود. آنها همچنين بايد به فكر توسعه‌ي پايدار، ايجاد محصولات جديدتر، حفظ مشتريان، جلب مشتريان جديد براي بقا شرکت نيز باشند. همچنين توانايي حفظ و حراست از حقوق به حق کارکنان شرکت، پيش بيني چالش‌هاي پيش رو و از دست ندادن فرصت‌ها باشد.

منبع:به اندیش

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 16:28  توسط صدای معلم  | 

روباه و خروس

مي گذشت از ره قبرستان

روبه زيرك پر دستاني.

پيش رو ديد خروسي زيبا

شده بر شاخ درختي بالا،

جوجكي فربه و دشمن نشناس

ساده اي بي خبر از كيد و ريا.

دل روباه پي وصلت وي

سخت لرزيد، ولي وصل كجا؟

چنگل كوته و مقصود بلند

شكم خالي و مرزوق جدا!

حيله را تند بچسبيد و گشاد

لب ز عجز و ز تضرع به دعا.

جوجكش گفت: «كه اي؟»

گفتا: «من؛ مؤمنم، مؤمن درگاه خدا.

مردگان را طلبم غفراني

زندگان را بدهم درماني.»

گفت: «از راه خدا اي حق جو

برهان جان من از شر عدو.

مادرم گفته مرا در پي هست

كهنه خصمي به تجسس هر سو.»

بكشيده آه ز دل روبه و گفت:

«طالع خصم مبادا نيكو!

بفرود آي كه با هم بنهيم

به مناجات سوي يزدان رو.»

آمده نامده جوجك به زمين

زير دندان عدو زد قوقو:

«مؤمنا! آن همه دلسوزي تو

و آن همه وعده ي درمان كو؟ كو؟»

گفت: «درمان تو جوف شكمم

وعده ام لحظه ي ديگر لب جو.»

هر كه نشناخته اطمينان كرد

جاي درمان، طلب حرمان كرد

منبع: بهار خاموش

 

 صدای معلم: نمی دانم چرا الان حس آن جوجه خروس را دارم که در چنگال روباه گیر کرده و تازه فهمیده ام که درس های دوران کودکی ام را خوب نفهمیده بودم که در دام افتادم.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 17:8  توسط صدای معلم  | 

باز هم افتخاری دیگر رقم خورد! رتبه ی آخر آمادگی دیجیتالی

خبرگزاری مهر: گروه فناوری های نوین: در حالی که پهنای باند یکی از مهم ترین موضوعات دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات است اما کاربران ایرانی در شرایطی که ترافیک سرور سایت های ارائه دهنده این خدمات بالا است، ناچارند زمان بسیاری را با حداقل سرعت به اینترنت متصل شوند یا از امکانات الکترونیکی منصرف شده و ترافیک سنگین شهری را به ترافیک اینترنت ترجیح دهند.

 به گزارش خبرگزاری مهر، محتوای آگهی های بانک ها در یک سال اخیر گویای این نکته است که استراتژی بانک های خصوصی و دولتی و در راس آن ها بانک مرکزی به سوی توسعه ی خدمات بانکداری الکترونیک پیش می رود، همچنین سازمان سنجش آموزش کشور نیز از سال گذشته طرح ثبت نام اینترنتی کنکورهای سراسری را آغاز کرده و درحال حاضر نیز مشغول سازماندهی انتخاب رشته ی اینترنتی و ارائه ی کارنامه ی الکترونیک است.

 چنین اقداماتی با توجه به توسعه ی جهانی خدمات الکترونیک در تمامی عرصه ها، چشم انداز روشنی را پیش روی نسل جوان می گشاید اما با وجود تمام  پیشرفت های اخیر به نظر می رسد یک نکته مورد غفلت وارد شده و آن توسعه ی پهنای باند بالا است.

کاربران ایرانی در شرایطی که ترافیک سرور سایت های ارائه دهنده این خدمات بالا است، ناچارند ساعت ها از طریق اتصال "دایل – آپ" یا حداقل سرعت 128 یا 512 کیلوبیت برثانیه ADSL به اینترنت متصل شوند و در برخی مواردی که امکان دریافت این خدمات به شیوه سنتی وجود داشته باشد، از امکانات الکترونیکی صرفه نظر کرده و ترافیک سنگین شهری را به ترافیک سرور و سرعت پایین اینترنت ترجیح دهند.
گزارش سرویس آماری Point Topic’s Global Broadband نشان می دهد در دنیا تعداد کاربرانی که در 12ماه گذشته با استفاده از پهنای باند در شبکه جستجو می کنند به 300 میلیون نفر رسیده است. آمریکا با 60 میلیون کاربر در راس این رده بندی است و چین با 52 میلیون کاربر در رتبه ی دوم ایستاده است.

انگلیس با 14میلیون کاربر متصل به اینترنت با استفاده از پهنای باند، در جایگاه سوم دنیا قرار گرفته است. این درحالی است که یونان و اروپای شرقی بیشترین رشد استفاده از پهنای باند را در اروپا داشته اند.

همچنین فرانسه کشوری است که پس از کره بیشترین تعداد مشترکان جدید پهنای باند را به ثبت رسانده است. براساس این گزارش هفت کشور آفریقایی هم با بیشترین رشد تعداد مشترکان پهنای باند رو به رو بوده اند.تازه ترین تحقیقات آماری که از طرف  بخش اطلاعات اقتصادی اکونومیست منتشر شده است، نشان می دهد که از بین 69 کشور- ایران-  در رتبه ی آخر آمادگی دیجیتالی قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 12:3  توسط صدای معلم  | 

چرا زنان بیشتر از مردان استخدام می شوند؟

همه ما شاهديم که همواره مراکز توليدي - خدماتي - صنعتي و... به استخدام زنان بيشتر تا از استخدام مردان راغب بوده و هستند. همه روزه اطلاعيه ها و آگهي هاي زيادي را در روزنامه ها، مجلات و بر روي ديوارها مي بينيم که براي استخدام زنان دعوت و تبليغ مي کنند. حتي براي آگهي هايي هم که حيطه فعاليت آن ها در حد توانايي مردان است محترمانه نوشته شده: ترجيحا خانم!

استخدام منشي زن مسلط به کامپيوتر...، به يک منشي خانم با ظاهري آراسته و روابط عمومي قوي نيازمنديم...، يک شرکت معتبر به يک حسابدار خانم آشنا به کامپيوتر و روابط عمومي بالا و ظاهري آراسته نيازمند است...، به يک منشي خانم آشنا به کار موبايل با حقوق صد هزار تومان به علاوه پورسانت سي درصد نيازمنديم...، يک شرکت توليدي به يک بازارياب با روابط عمومي بالا (ترجيحا خانم) نيازمند است...

اما چرا؟ به چه دلايلي زنان بر مدار اقبال و در کانون توجه کارفرمايان قرار گرفته اند؟

زن موجوديست که فداکاري مي کند اما توقع سپاسگزاري ندارد. او خيال مي کند براي آن که مورد قدرداني قرار گيرد بايد بيشتر از مرد زحمت بکشد و همين سبب مي شود که کميت کارش بيشتر از مردان باشد. زنان مي کوشند نسبت به همکاران مرد خود، بي نقص تر، زرنگ تر، انعطاف پذيرتر، ياري دهنده ترو اجتماعي تر باشند.

از آنجا که زنان به اصل «نابرده رنج گنج ميسر نمي شود» ايمان دارند پس قطعا براي رسيدن به اين گنج که خشنودي صاحبان کار است زحمت فراوان مي کشند. بيشتر مديران و کارفرمايان مرد بر اين باورند که « زنان براي خدمت به دنيا آمده اند» و در بخش هاي خدماتي بهتر از مردان کار مي کنند. از آنجا که بسياري از زنان به صورت مستقيم و غير مستقيم هميشه حق را به کارفرما داده و دستورات او را تاييد مي کنند بنابراين بهترين نيروها براي اجراي اهداف و استراتژي هاي کافرما هستند.

ديگر اينکه زنان برخلاف مردان معمولا صحبت کسي را قطع نکرده و در کارها مداخله نمي کنند و همين سبب مي شود که برنامه ها و طرح هاي سازمان و محيط کار، دستخوش انحراف و تعطيلي نگردد. آنان چنين مي پندارند که از طريق عزيز بودن و ساکت ماندن مي توانند در زندگي شغلي و خصوصي به کاميابي و ارتقا دست يابند. زنان اميدوارند که از طريق ياري دادن وخدمت کردن مورد محبت و قدرداني قرار گيرند. تنها استراتژي و راهبرد زنان براي رسيدن به موفقيت، خوب جلوه کردن در نظر ديگران است و به همبن دليل، اغلب براي زحمت کشيدن و تحمل کردن سختي ها اهميتي افراطي قائل هستند.

از آنجا که زنان هميشه به دنبال سازگاري با اوضاع موجود هستند هيچ وقت در صدد رقابت با مديران بر نمي آيند و وجود همين روحيه در زنان است که مديران و صاحبان کار را از بابت خطراتي چون اعتصاب، شورش، اعتراض عليه وضعيت موجود و سهم خواهي آسوده خاطر مي دارد.

به يقين مي توان گفت که يکي از مهمترين دلايل روي آوردن صاحبان کار به استخدام زنان که برگرفته از فرهنگ ماترياليستي- سکسواليته غرب است، جذابيت ظاهري زنان است. مشتريان به اندازه اي که در برخورد با يک فروشنده زن در رو دربايستي براي خريد قرار مي گيرند به هيچ وجه در مواجهه با يک فروشنده مرد اينگونه نيستند.
*انتشار اين مقاله به معناي تاييد آن نيست.

 منبع: خبرچین

صدای معلم: به دستگاه اجرایی کشور پیشنهاد می کنم اگر تحقیقات موارد فوق را ثابت کرد تمام کارمندان خود را از بین زنان انتخاب کند!

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 14:11  توسط صدای معلم  | 

گفتگو با ابطحی معلمی جسور

گفتگوبا سيد مجتبي ابطحي معلمي كه باكاهش2گروه ،5 سال زودتربه اجباربازنشسته شده است.

 

آقاي ابطحي متاسفانه شما هزينه ي بسياري در راستاي اعتراضات اخير پرداخته ايد،همكاران شريف هم با نام و چهره ي شما آشنايي دارند. خواهش مي كنم بيشترخودتان را به خوانندگان گرامي بشناسانيد.

 

     ليسانس فيزيك هستم،از3۰ آبان ماه ۱۳۶۰ در استخدام آموزش و پرورش بوده ام، و فيزيك تدريس مي كنم. داراي 25 سال پيشينه ي  خدمت مي باشم.

      بسياري ازدانش آموزانم تحصيلات دانشگاهي دارند و در پست هاي گوناگون ازجمله خود آموزش و پرورش  دارند خدمت مي كنند.

     داراي 3 فرزند پسر و3 فرزند دخترمي باشم،3 تا ازفرزندانم داراي مدارج دانشگاهي دررشته هاي فيزيك، رياضي كاربردي و مهندسي هوافضا مي باشند.

 

   حكمي كه هيات بدوي براي شما زده چيست؟ به چه خاطر؟    

 

     هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان بنده را به بازنشستگي زودهنگام و كاهش دو گروه محكوم كرده است. به جرم اين كه ما وهمكارانمان فرياد مي زنيم، كه آموزش و پرورش درخطراست، آينده ي جوانان  اين مرزو بوم درخطر است، در جامعه تبعيض هست. اين ها بيشتربراي آسيب رساندن به فعاليت هاي تشكل ها ي صنفي و ايجاد نگراني بين همكاران اين رفتارها را از خود نشان مي دهند.

 

آيا به اين حكم معترض هستيد؟ مي خواهيد چگونه اعتراض خود را ابراز كنيد؟

 

     بنده شديداْ به اين راي معترض هستم و بايد براي شيوه ي بيان اعتراض خود بيشتر بينديشم.

 

اتهام وارد شده به شما چيست؟ آيا شما اين اتهامات رامي پذيريد؟

 

     موارد اتهام از ديد آن ها :

 ترك محل خدمت، شركت در تجمعات و اعتصابات غيرقانوني، و تحريك همكاران به اعتراض واعتصاب بيان شده است، اهانت، هتك حرمت به مسئولين و نشر اكاذيب.

 به هيچ وجه (این اتهامات را نمی پذیرم)، نه تنها براي اين جانب مجازاتي نبايد وضع شود بلكه صادر كنندگان اين گونه آراء به خاطر پرونده سازي وتهمت زدن وقانون شكني بايد مورد باز خواست قرار گيرند. من وهمكارانم هيچ كدام از اين اتهامات را نمي پذيریم.

 

با آقاياني كه اين احكام را صادر كرده اند، چه سخني داريد؟

 

    قطعاْ من از آن ها نمي گذرم. آن ها اگر قدرت خداوند را نافذ مي دانند، بايستي بيشتر در مورد اين گونه احكام بينديشند. پرسش من از آن ها اين است كه:

آيا پس از صدور اين احكام آرامش دارند؟!

 

چه صحبتي با همكاران خود داريد؟

      از همكاران مي خواهم كه بيشتر بردبار و شكيبا باشند و ازاين برخوردها نگران نباشند. آن چه ماندني است حق است و ستم ناپايداراست. بنابراين من خواهشم از همكاران اين است كه تلاش كنند، كه حق را كمك كرده و از باطل دوري كنند. ما همواره خواهان عدالت هستيم.

  

  آقا مجتبی! از اين پس براي معيشت خانواده چه راهكاري انديشيده ايد؟

   خداوند بزرگتر از آن است كه ما و آن ها فكر مي كنيم، وانسان كوچك تر از آن است كه بتواند، روزي كسي را كمتر يا بيشتر كند. من وظايفي در برابر آفريدگار خود دارم كه اميدوارم بتوانم به وظايف خود عمل كنم. روزي من و همه ي آفريده ها دست خداست.

 

اگر سخن ناگفته اي داريد بفرماييد.

     حضرت علي ابن ابيطالب درنامه اي به عثمان ابن حنيف استانداربصره نوشته است:

 اي پسر حنيف! هركسي را امامي است، اگر امام تو من هستم،از خوردني ها به دو قرص نان و از پوشيد ني ها به دو جامه ي كهنه بسنده كرده ام. تونمي تواني مانند من باشي، لكن مرا با ورع و زهد  ياري كن، شنيده ام برسر سفره اي نشسته اي كه از آن سفره فقرا را بهره اي نيست.

                                   

    اكنون پرسش اين است كه:

 آيا مسئولين ما برسر سفره اي مي نشينند، كه فقرا از آن بهره مند هستند؟

.......................................

نویسنده: محمود بهشتی لنگرودی
پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت: 21:31
آقایان فرشیدی و محدث خراسانی که نقش اصلی را در ایجاد مشکلات جاری برای معلمان اجرا می کنند آیا تصور می کنند این میز و پست و مقام بیش از چند روز دوام دارد؟! به راستی اینان به قیامت و حضور در پیشگاه خداوند باور دارند؟
برگرفته از وبلاگ کانون صنفی معلمان
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 7:24  توسط صدای معلم  | 

فریاد عدالتخواهی معلمان و هزینه ی پرداختی

رديف

نام ونام خانوادگي

محل خدمت

نوع حكم

قرار آزادي

1

مجيري حميد

خميني شهر

اخراج دائم

******

2

ابطحي سيد مجتبي

خميني شهر

بازخريدزود هنگام30روز بازداشت

40ميليون ت

3

عمادي عبدالرسول

خميني شهر

تبعيد به اراك

******

4

خانم ديباجي

خميني شهر

بازنشست زود هنگام

*****

5

زارع ستار

خميني شهر

3سال تبعيد به استان سمنان

*****

6

 برخوردار نورالله

خميني شهر

5سال تعيد به استان كهگيلويه بويراحمد

*****

7

خانم شرافت

خميني شهر

توبيخ با درج در پرونده

******

8

.......

....

.......

......

9

باغاني علي اكبر

تهران

50 روز بازداشت سه ماه انفصال

30ميليون ت

10

خاكساري محمد

تهران

3روزبازداشت

100ميليون ت

11

.....

...

.....

...

12

اكبري نبي عليرضا

تهران

26 روز بازداشت انفرادي

30 ميليون ت

13

    پور وثوق حميد

تهران

26 روز بازداشت3ماه انفصال

30ميليون ت

14   

رضايي محمد رضا

تهران

26 روز بازداشت3ماه انفصال

30ميليون ت

15

ذاتي  اصغر

تهران

60 روز بازداشت انفرادي

سال82

16

قشقاوي كريم

تهران

16 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

17

 فلاحي محمد تقي

تهران

29 روز بازداشت

30ميليون ت

18

باقري  محمود

تهران

۳۳ روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

19

منتجبي علي صفر

تهران

26 روز بازداشت

30ميليون ت

20

دارابي ثريا

تهران

10 روزبازداشت

40 ميليون ت

21

بداقي   رسول

تهران

16 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

22

كمالي محسن

تهران

16 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

23

ميراكبر رئيس زاده

تهران

14 روز بازداشت

۸۰ميليون ت

24

اكبري نورالله

تهران

19 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

25

داوري

تهران

19روزبازداشت وتبعيداسلامشهر

30ميليون ت

26

پور سليمان

تهران

19 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

27

هاشمي عليرضا

تهران

19 روز بازداشت 3ماه انفصال

30ميليون ت

28

تد يني سعيد

تهران

بازداشت

كفالت

29

طيبه ميرزايي

تهران

بازداشت

كفالت

30

آهنگري نادر

تهران

بازداشت

كفالت

31

قنبري اصغر

تهران

بازداشت

كفالت

32

عبدالحميدي منصور

تهران

بازداشت

كفالت

33

اكبري اكبر

تهران

زند ان

كفالت

34

.....

....

....

....

35

رسول خاني اسماعيل

رباط كريم

بازداشت

كفالت

36

 رامشك حسين

رباط كريم

3روزبازداشت 3ماه انفصال

كفالت

37

ديندار حسين

قلعه حسن خان

سه ماه انفصال

*****

38

حسن پور تيمور

قلعه حسن خان

3ماه انفصال

*****

39

قهرماني گل مصطفي

كرج

بازداشت

كفالت

40

عبدي رضا

كرج

14روز بازداشت

 40ميليون ت

41

اسدي مختار

كرج

5سال تبعيد3ماه انفصال

******

42

 قديمي نادر

همدان

10روز بازداشت

كفالت

43

رفاهيت يوسف

همدان

10 روز بازداشت

كفالت

44

نجفي علي

همدان

10 روز بازداشت

كفالت

45

غلامي هادي

همدان

10 روز بازداشت

كفالت

46

انصاري ايرج

همدان

3روز بازداشت و3ماه تعليق

كفالت

47

دوستي نصرت الله

همدان

8ماه انفصال

*****

48

دونفر مدير مدارس

همدان

بركناري از پست مديريت

******

49

40 نفر از معلمان

همدان

هركدام چندين روز بازداشت

******

50

فروزانفر مجيد

همدان

8رو.ز بازداشت

كفالت

51

نادري جلال

همدان

8روز بازداشت

كفالت

52

جليليان محمود

همدان

8روز بازداشت

كفالت

53

زارعي يوسف

همدان

9روز بازداشت

كفالت

54

صادقي علي

همدان

8روز بازداشت

كفالت

55

حميد رحمتي

شهرضا اصفهان

تبعيد به مارندران

******

56

شيرواني غلامرضا

فلاورجان

بازداشت

كفالت

57

شباني همت

گرمانشاه

بازداشت

كفالت

58

موسوي مرادي عباس

چهادانگه ساري

بازداشت

كفالت

59

عباسي غلامعلي

اردبيل

3روز بازداشت

كفالت

60

احمد زاده ارسلان

اردبيل

3روز بازداشت

كفالت

61

فتحي سعيد

اردبيل

3روز بازداشت

كفالت

62

لطفي نيا هادي

خراسان

4روزبازداشت

50 ميليون ت

63

  نجف آبادي ايرج

خراسان

يك هفته بازداشت

80 ميليون ت

64

رجبي حسن

خراسان

8روز بازداشت

150ميليون ت

65

 خواستارسيد هاشم

خراسان

3سال حبس تعليقي

250 ميليون ت

66

حشمتي علي

كرمانشاه

11روز بازداشت

كفالت

67

توكلي محمد

كرمانشاه

11روز بازداشت

كفالت 

68

توكلي محمد

كرمانشاه

27روزبازداشت

50ميليون تسال82

69

صادقي   علي

كرمانشاه

11روزبازداشت

كفالت

70

حيراني اسدالله

كرمانشاه

 7 روزبازداشت

كفالت

71

 لرستاني جهاندار

كرمانشاه

5 روزبازداشت

كفالت

72

لرستاني كيومرث

كرمانشاه

7 روز بازداشت

كفالت

73

صادقي علي

كرمانشاه

7 روزبازداشت

30 ميليون ت سال82

74

نود ينيان پيمان

سنندج

3 سال تبعيد به روستاي وليس زنجان

****

75

اسدپور فرزاد

سنندج

3سال تبعيد به بانه

****

76

صداقت لقمان

بانه/كردستان

اخراج

***

77

مرادي سيامك

بانه /كردستان

اخراج

****

78

محمدعلي شيرازي

يزد

14روز بازداشت و2سال تبعيد

سال 82 ده ميليون ت

79

حسامي فر محمدجواد

يزد

14 روزبازداشت و 2سال تبعيد

سال82  ده ميليون ت

80

چنگيزي احمد

يزد

14روز بازداشت و2سال تبعيد

سال82 ده ميليون ت

81

ميرزايي منصور

يزد

14روز بازداشت2سال تبعيد

سال82 ده ميليون ت

82

ميرزايي منصور

يزد

26روزبازداشت

80ميليون ت

83

نجاتي رمضانعلي

يزد

140هزارت نقدي2سال تبعيد

سال82ده ميليون ت

84

اميرچخماق علي اكبر

يزد

014هزارت نقدي 2سال تبعيد

سال82ده ميليون ت

85

مقيمي علي

يزد

140هزارت نقدي 2سال تبعيد

سال82ده ميليون ت

86

 شاهدي محمدعلي

يزد

140هزارت نقدي2سال تبعيد

سال82 ده ميليون

برگرفته ار وبلاگ کانون صنفی معلمان
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 7:22  توسط صدای معلم  | 

لحظاتی با اندیشه های ناب معلم شهید دکتر علی شریعتی

این عوام فریبان مرتجعی که به جای امامت به امام تکیه می‌کنند و به جای امام به قبر امام و به جای متن قرآن به حاشیه ی مفاتیح و به جای معرفت، تنها به زیارت و به جای پیروی از او، پرستش او و به جای تفسیر قرآن، تقدیس قرآن و به جای شناخت، عشق و به جای معنی، لفظ و به جای محتوی، قالب و به جای حقایق، شعائر و به جای تشیع، توسل و به جای تعقل، تعبد و به جای تحقیق، تقلید و به جای حق گویی، تقیه و به جای تقوای ستیز، تقوای پرهیز و به جای انتظار‌‌ اعتراض و آمادگی، انتظار تسلیم و وادادگی و به جای مذهب چون راه، مذهب چون گردشگاه و به جای تکیه بر عزت، تأکید بر ذلت و به جای زنده ها، مرده ها و به جای آزادی انسانی، جبر الهی و به جای تداوم دنیا و آخرت، تضاد دنیا و آخرت و به جای معاش زیر بنای معاد، معاش ویرانگر معاد و به جای تقرب با تکامل، تقرب با تملق و به جای از خود به جماعت پیوستن، از جماعت به خود گریختن و به جای فقر را همسایه ی دیوار به دیوار کفر دیدن، دین را خویشاوند فقر شمردن و به جای عدالت را وظیفه‌ی خویش در این جهان حساب کردن، وظیفه‌ی خدا در آن جهان معین نمودن و به جای بر مصیبت خود ذلیل مرده‌ات عزادار بودن، بر شهادت حسین جاویدان زنده‌ی عزیز سوگواری مرگ کردن و به جای از مکتب سرخ عاشورا و دعوت حسین و پیام زینب و فریاد شیران بی قرار شهادت، شنیدن و درس آگاهی و جوش حیات و جهت حرکت و توان رستاخیز و مسئولیت آزادی گرفتن، در قبرستان مرگبار کربلا زینب را زنی نوحه گر نشان دادن و حسین را مردی ترحم خواه معرفی کردن ....       

دکتر شریعتی (اینک چه باید کرد؟)

به نقل از وبلاگ نیستان     

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 20:14  توسط صدای معلم  | 

تسویه حساب فرشیدی با معلمان خمینی شهر

 

به نام خدا

به حكم هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان :

۱- آقای حمید مجیری  اخـــــــــــــــــراج شد

۲- سركا رخانم مژگان ديباجي از خدمت بازخريد شد.

۳- آقاي ستار زارع براي ۳ سال به استان سمنان تبعيد شد.

۴- آقاي نورالله برخوردار براي مدت ۵ سال به استان كهگيلويه و بويراحمد تبعيد شد.

۵- آقاي سيد مجتبي ابطحي بادوگروه كاهش، به بازنشستگي زود هنگام ، محكوم شد.

۶- آقای عبدالرسول عمادی محكوم به ۳سال تبعید به استان مرکزی

۷- سرکار خانم شرافت محكوم به توبیخ با درج در پرونده

كانون صنفي معلمان تهران ضمن محكوم كردن اين حركت هاي نابجاوخطرناك كه از سوي مسئولين آموزش و پرورش انجام مي گيرد . از همكاران مظلوم خود در سراسر ايران اعلام حمايت مي كند.

 سايت معلمان خميني شهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 6:56  توسط صدای معلم  | 

بيانيه پاياني بيست و چهارمين اجلاس روساي آموزش و پرورش كشور

روساي آموزش و پرورش كشور در بيانيه پاياني بيست و چهارمين اجلاس خود كه روز سه‌شنبه‌پايان يافت، خواستار ايجاد تحول در مولفه‌هاي آموزش و پرورش شدند. به گزارش ايرنا، در بيانيه ارسالي اداره كل روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، آمده است براي دستيابي به اهداف نظام تعليم و تربيت اسلامي، مبني بر آموزه‌هاي ديني براساس چشم‌انداز 20 كشور "تحول " در مولفه‌هاي آموزش و پرورش در حوزه برنامه‌ريزي آموزشي و درسي تربيت معلم و نيروي انساني، منابع مالي و فضا و تجهيزات آموزشي و نظام پژوهش و تحقيق با رويكرد فرهنگي تربيتي، عدالت آموزشي، توسعه مشاركت و ارتقاء كيفيت علمي آموزش و پرورش ضروري است.
اين بيانيه با اشاره به سير شتابان تحولات در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات و بهره‌گيري گسترده از آن در آينده‌اي بسيار نزديك، خواستار توجه بيش از پيش برنامه‌ريزان و سياست‌گذاران به اين مهم شده است .
دراين بيانيه ضمن قدرداني از اقدامات اخير وزارت آموزش و پرورش در اين زمينه تاكيد شده است كه گسترش اين امر راهبردي، مستلزم تدوين برنامه‌هاي راهبردي و اساسي است و اجرا و نظارت صحيح بر فرايندهاي آن در اقصي نقاط كشور ضروري است .
روساي آموزش و پرورش كشور سرمايه‌گذاري بيشتر در زمينه نيروي انساني و اختصاص نيروي پرورشي و تربيتي را خواستار شده و صيانت از منزلت اجتماعي معلمان را ضروري دانسته است .
بيانيه پاياني اجلاس روساي آموزش و پرورش كشور ضمن اعلام حمايت خود از حركت شجاعانه مسوولان نظام جمهوري اسلامي در احقاق حقوق ملت ايران تاكيد كرده است كه ضرورت دارد در متون آموزشي و كمك آموزشي متناسب با دوره‌هاي تحصيلي به موضوع فناوري هسته‌اي پرداخته شود.
دراين بيانيه بااشاره به اينكه تنگناهاي مالي و سخت‌گيري در تخصيص اعتبارات آموزشي، تحرك و تحول نظام آموزشي را با دشواري و محدوديت روبرو ساخته است،"مهندسي اقتصادي" به منظور استفاده بهينه از منابع مالي فيزيكي و انساني موجود و كسب منابع جديد در حوزه‌هاي آموزشي و تربيتي، ضرورتي انكار ناپذير توصيف شده است .
در پايان اين بيانيه، توزيع متناسب امكانات و پرداختها و بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان درخواست شده است

آموزش نیوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 6:52  توسط صدای معلم  | 

درخواست حاجی بابایی از رئیس جمهور برای پرداخت بدهی فرهنگیان

رییس فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به محمود احمدی‌نژاد خواستار سرعت بخشیدن به تامین اعتبار و پرداخت بدهی فرهنگیان شد.
به گزارش خانه ملت، حمیدرضا حاجی بابایی نماینده همدان در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور با اشاره به خدمات دولت به فرهنگیان و با تقدیر و تشکر از این خدمات تصریح کرد: متأسفانه حق التدریس سه ماهه اول سال 86 و نیز اضافه کاری کارکنان و بعضی موارد دیگر در تعدادی از استانها پرداخت نشده است، از آنجایی که اعتبارات آموزش و پرورش استانی شده و استانداران در شورای برنامه‌ریزی استانها در مورد آن تصمیم‌گیری می‌کنند، لذا این موضوع باعث شده است که تعدادی از استانها اعتبارات لازم را تخصیص داده‌اند و تعدادی دیگر به هر دلیلی اقدام ننموده‌اند و موجبات نگرانی رؤسای سازمانها و رؤسای مناطق آموزش و پرورش را فراهم نموده است.
وی افزود: پیگیری‌های فراوان آنها نیز منتج به نتیجه نگردیده است. بنابراین خواهشمند است دستور فرمائید هر چه سریعتر نسبت به تامین اعتبار و پرداخت بدهی فرهنگیان عزیز اقدام مقتضی مبذول گردد و از این پس در سراسر کشور یک رویه اتخاذ شود.

به نقل از آموزش نیوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 6:49  توسط صدای معلم  | 

درباره لایحه ی نظام هماهنگ حقوق و قطع میکروفون نماینده ی سوال کننده!


آموزش و پرورش كشور دستخوش كسر بودجه سه هزار ميليارد توماني شده است.
به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمدنبي رودكي ـ نماينده مردم شيراز در مجلس ـ امروز (چهارشنبه) در تذكري با استناد به بند 7 ماده‌ي 23 آيين‌نامه داخلي مجلس در باب مسووليت و نظارت و رعايت اوقات و مهلت‌هاي قانوني، گفت: متاسفانه با بي‌توجهي هيات رييسه، آموزش و پرورش كشور دستخوش كسر بودجه سه هزار ميليارد توماني شده است.
در اين هنگام حداد عادل سخن نماينده شيراز را قطع كرد و از ارتباط اين تذكر با جلسه‌ي علني سوال كرد.
رودكي در پاسخ به حداد عادل، گفت: ربط آن اين است كه لايحه‌ي نظام هماهنگ پرداخت حقوق اولين مصوبه و طرح بوده است.
رييس مجلس خطاب به رودكي، گفت: اين مساله ربطي به اداره‌ي جلسه ندارد و توضيح مي‌دهم اين لايحه در چه مرحله‌اي است.
رودكي نيز عنوان كرد: سه بار اين مساله را در 6 ماه گذشته مطرح كرده‌ام؛ شما گفته‌ايد در شوراي نگهبان است مگر آيين‌نامه اجازه مي‌دهد دو تا 10 روز بيش‌تر در آن جا بماند.
حداد عادل در پاسخ به وي، گفت: اين لايحه از شوراي نگهبان آمده است.
به گزارش ايسنا، در اين هنگام به دليل پافشاري رودكي بر ادامه‌ي بحث حدادعادل خواستار قطع ميكروفن وي شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 6:48  توسط صدای معلم  | 

لذت اعتراض

خيابان روبروي مجلس شورا در بهارستان در زمستان 85 شاهد بزرگترين اعتراضات معلمان بود. گستردگي اين اعتراضات با استقبال ديگر معلمان در برخي مراكز استان روبرو گرديد و يكي از بزرگترين تجمعات اعتراضي در راستاي احقاق حقوق صنفي را رقم زد.

 اما به راستي چرا معلمان فضاي مشترك عمومي يعني خيابان را برگزيدند و به خيابان آمدن را راه حل يافتند؟

ريشه هاي بحران

شايد برخي وجود تورم و توزيع نابرابر حقوق ميان معلمان يا افت فاحش مزاياي نقدي و غيرنقدي ميان اين وزارتخانه و ديگر وزارتخانه ها را از دلايل اصلي بحران به همراه عدم پاسخگويي و يا پاسخ هاي بي ربط همراه با توهين مقامات مسئول بدانند، اما اين ها تمامي بخشي از حقايق را بازگو مي كنند.

ريشه هاي اصلي بحران پس از وقوع انقلاب  و سياست رسمي افزايش جمعيت در سال هاي نخستين پس از پيروزي به همراه سياست هاي شبه سوسيالستي مدارس يكسان شده ی دولتي است، دولت؛ خود را با استخدام معلمان در دامي انداخت كه امروز نتايج آن را شاهديم. اگر دولت در سال هاي آغازين انقلاب به ازدياد نسل كمك نمي كرد؛ مجبور نبود تا در سال هاي مياني دهه ی 60 به استخدام بيش از حد معلمان بپردازد تا در دهه ی هفتاد اعتراضات آرام و در دهه ی 80 اعتراضات خياباني را تحمل كند.

 بخشي ديگر از ريشه هاي بحران كنوني؛ عدم اعتقاد سران امور آموزشي به بخش خصوصي در غالب مدارس خصوصي است. هر چند در برخي سال ها با تأسيس و مجوز مدارس غيرانتفاعي بخشي از مشكلات، موقتاً مرتفع گرديد.

شيوه هاي اعتراضات معلمان

اگر به صورت گذرا به طبقه بندي شيوه هاي اعتراضات معلمان بپردازيم و سكوت خائنانه ی معلمان يقه سفيد را كنار بگذاريم، شيوه هاي زير نمود مي يابند:

1- برخي واكنش هاي اقتصادي را بهترين و امن ترين روش يافته اند، گروهي در ضمن ادامه دادن شغل خويش سازمان آموزش و پروش را دور زده و به طور فردي در زندگي روزمره ی خويش به ساير فرصت هاي درآمدزا در بازار كار پرداخته اند، گروهي از شغل معلمي يكسره خارج شده اند. اصلي ترين گروه اعتراض كننده فعلي همان گروهي هستند كه در آموزش و پرورش باقي مانده و توان روحي آن ها به دليل چند شغلي بودن و جدا جدا بودن اين نوع اعتراض رو به كاهش رفته است. اين نوع اعتراض بدليل  ماهيت بي سر و صداي آن و روزمره بودن، كم تر بازتاب عيني يافته و فقط نشان داده است كه ايرادي در سيستم كنوني هست و به دليل آن كه راه حلي مناسب پيش پاي معلمان نمي گذارد عملاً شكست خورده است.

2- شيوه هاي سياسي اعتراضات معلمان را به دسته هاي زير مي توان تقسيم كرد:

اولين شيوه ی اعتراض سياسي معلمان مخالفت در حوزه هاي مورد اعتماد خصوصي است. يعني همان صحبت های هميشگي در جمع خانواده، دوستان صميمي و افراد مورد اعتماد، اين ابتدائي ترين حالت سياسي اعتراض است كه پس از سكوت وفادارانه ی ناشي از اميدواري به بهتر شدن اوضاع رخ مي دهد، عدم وفاداري به سيستم و ترس از انتقام گيري زمينه ی ظهور اين نوع اعتراض سياسي را ايجاد مي كند. معلمان پس از حمايت بي منطق و احساسي خود از محمود احمدي نژاد در انتخابات گذشته، دريافته اند كه كيسه شان خالي و كلاه گشادي بر سرشان رفته است، لذا اكثريت قابل توجهي از آنان به اين شيوه روي آورده اند. گروهي ديگر نامه نگاري و بيان اعتراض جمعي را پيشه گرفته اند همين گروه به بيان نارضايتي خود در ميان ديگر اقشار مردم روي آورده اند. حوزه ی عمومي رسانه ها صحنه ی اصلي جدال آن ها با دولت است كه البته به دليل فشار حكومتي بر رسانه هاي داخلي فضاي مجازي (اينترنت) عرصه ی اصلي اين اعتراضات است كه با پشتيباني بي دريغ ديگر گروه هاي اجتماعي مواجه شده است.

اعتراضات خياباني به عنوان قدرتمندترين اما كوتاه ترين و پرخطر ترين شيوه برگزيده شد و اين شيوه رنگ ديگري به اين واكنش ها داد. به خيابان آمدن مكانيسم اطلاع رساني سريعي را در درون جامعه ايجاد كرد، فشار عظيمي را به سيستم كنوني تحميل نمود از ديگر سو زنجيره اي بودن اين اعتراضات بر قدرت آن افزود واكنش هاي حاكميت، بازتاب زيادي در جامعه يافت و تظاهرات معلمان در روبروي مجلس امكان مشاركت براي معترضان غير معلم را فراهم آورد و از همه مهم تر يك هويت جمعي مشترك را آفريد كه لذتي بي مانند داشت اين دقيقاً همان لذت اعتراض است كه در آغاز سخن از آن گفتيم.

نتيجه گيري

وقوع واكنش هاي انتقام گيرانه و لجاجت هاي كور مقامات از شدت اين اعتراضات نخواهد كاست. شايد معلمان در مقطعي به اعتراض در فضاهاي سربسته همچون مدارس و ادارات روي آورند يا به كم كاري خويش شدت بيشتري دهند، اما اتفاق مهمي در عرصه ی آموزش و پروش رخ داده است؛ اين اتفاق مهم آن است كه معلمان كه وفاداران ابدي انقلاب در دهه ی 60 خوانده مي شدند در دهه ی 70 سكوت وفادارانه خود را شكستند در طي سال هاي 80 تا 84 به نامه نگاري تا تظاهرات خياباني روي آوردند تظاهراتي كه در آن سال ها حداكثر 5 هزار نفر در تهران حضور داشتند اما در تظاهرات اسفند 85 جمعيت حداقل 3 برابر سال هاي گذشته  بود و توالي اين تظاهرات نشان از عمق مشكل مي داد آن چه كه هويدا بود سازماندهي بهتر و رفتار عاقلانه تر صنفي معلمان بود كه دل هر درد مندي را به درد آورد، هرچند كه با واكنش هاي معمول بزن و بكوب و بگير و ببند در برخورد با تظاهرات مواجه شد اما نشان از قدرت بالاي سازماني معلمان به عنوان بزرگترين منتقد دولت داشت لذا در صورت تكرار دنباله دار اين اعتراضات مدني مي توان راه حلي براي احقاق حقوق معلمان تصور نمود در غير اين صورت همان خاكريزهاي معنوي كه درميان بخشي از حاكميت يا نهادهاي بين المللي و از آن مهم تر در ميان ملت ايران فتح شده باز پس گرفته خواهد شد.

برداشتی آزاد از نوشت های مهرداد سيد عسگري

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:26  توسط صدای معلم  | 

نظر یک همکار در پاسخ به برخی اشکالات وارده

آقايي كه به عنوان معلم در مورد افزايش حقوق پلكاني معلمان و مسائل و مشكلاتي كه اين طرح براي معلمان به وجود آورده نظر داده‌اند و اين موارد را دروغ مي‌پندارد، يا معلم نيست يا سر خود را در برف فرو كرده و مانند ديگران كه معلمان را وبال گردن جامعه مي‌دانند از يك آبشخور سرچشمه مي‌گيرند. آنان كه مدتي پيش خواسته‌هاي به حق معلمان را مانند رييس مجلس زياده‌خواهي قلمداد كردند در حالي كه خواسته ی معلمان فقط اجراي مصوبه‌اي بود كه خود مجلس بعد از سه سال تصويب كرده بود. سوال من از تمام کساني که نسبت به ساعات کار و تعطيلات فراوان و دريافتي فوق العاده معلمان و جامعه ی فرهنگيان کشور حساسيت نشان داده و ما را جماعتي وبال گردن جامعه معرفي مي کنند، اين است:

آيا نظام آموزشي در جهان سراغ داريد که در مدت 12 ماه سال معلم و دانش آموز سر کلاس حاضر باشند؟ آيا در تمام دنيا نظام آموزشي سراغ داريد که به معلمان اجازه دهد، بيش از 20 ساعت تدريس کنند؟ اين طبيعت و روند کار در تمامي نظام هاي آموزشي دنياست.

در صورتي که فرض بگيريم که جامعه تحصيل کرده و با فرهنگ مملکت وبال جامعه هستند، پس استادان دانشگاه و مراکز آموزش عالي که در هفته 8 تا 10 ساعت تدريس دارند و تعطيلات آن ها بيش از مدارس است در کجاي اين معادله جاي مي گيرند؟ مدتي پيش با کمال تأسف سازمان مديريت که مبناي حرکت علمي و برنامه ريزي جامعه است با ارائه ی جدولي دريافتي معلمان را نسبت به ديگر کارکنان مملکت مورد مقايسه قرار داد. تماشاي اين جدول اميد ما را براي هميشه از بابت توجه به حقوق حقه معلمان مأيوس نمود. اين که يک مرکز علمي اين چنين نگرشي به فرهنگ دارد تير خلاص به رويکردهاي علمي در اداره ی جامعه است. اگر مي انديشيد که استاد دانشگاه داراي مدارک علمي بالاتري است بايد بدانيد که تعداد معلمان داراي مدرک ارشد و دکترا کم نيست و من حاضرم فيش حقوقي خود را با هر کدام از استادان هم رتبه ی خود در وزارت علوم مقايسه نمايم. يا اگر سازمان مديريت مي خواهد مستند سازي کند شهامت داشته باشد و دو فيش مشابه و همسان يکي از آن فرهنگيان و يکي از ادارات ديگر را در معرض قضاوت عموم مردم قرار دهد تا جامعه بداند که مطالبات فرهنگيان نه زياده خواهي غير مسئولانه بلکه تساوي طلبي دردمندانه است.

 آيا معلم شدن در اين مملکت معادل با گرسنگي کشيدن يا تماشاي بهره مندي ديگران است؟ شما که حتي پرداخت ديون مستحق فرهنگيان را در بوق و کرنا مي کنيد؛ حاضريد بفرماييد که به هر کدام از کارکنان اداراتي مانند برق و مخابرات و گاز و... ده ها اداره ی ديگر چقدر در ماه پاداش مي دهيد؟ يا مقدار کمک هاي نقدي و غير نقدي کارکنان آنان به چه ميزان است؟ ما بخيل نيستيم و نه خود را با وزارت خانه‌هاي داراي شأن و منزلت و نورچشمي مانند نفت و نيرو و آموزش عالي و... مقايسه مي کنيم و نه از بهره مندي آنان گله منديم. خواسته ی ما يک خواسته ی صرفاً صنفي است. آيا آن وزارتخانه چون کار استخراج نفت را بر عهده دارد اموال مملکت را ملک طلق خود مي پندارد؟

 

منبع: وبلاگ معلمی از کویر سربداران

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:24  توسط صدای معلم  | 

نکاتی درباره ی انجمن صنفی فرهنگیان

 الف) مقدمه

روز یک شنبه 15 بهمن1386 حدود 300 نفر از فرهنگیان، مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند تا اعتراض خویش را نسبت به بازپس گیری طرح پرداخت هماهنگ حقوق اعلام نمایند. استان تهران حدود 300 هزار فرهنگی دارد یعنی از هر هزار فرهنگی تهرانی،  تنها یک نفر در این همایش صنفی شرکت کرد و 999 نفر یا مطلع نشد و یا ترجیح دادند مانند هر روز به سر کارخویش بروند.

ب) ما کجاییم؟

می خواهم در اینترنت  راجع به انجمن صنفی معلمان مطلبی پیدا کنم. به سراغ جستجوگر گوگل می روم. انجمن صنفی را تایپ می کنم. نام این انجمن صنفی ها را مشاهده می کنم: انجمن صنفی روزنامه نگاران، انجمن صنفی صنایع پنبه پاک کنی، انجمن صنفی آردسازان ایران، انجمن صنفی عکاسان مطبوعات اران و... ده  صفحه می گذرد، صد گزینه را می بینم اما نام انجمن صنفی معلمان را نمی یابم! این بار کلمه ی انجمن صنفی معلمان را تایپ می کنم. نام هایی مانند انجمن صنفی معلمان تهران، اصفهان و دزفول را می بینم. این آزمایش بدان معناست که تعداد مراجعه کنندگان آن انجمن صنفی ها بیش از حضور فرهنگیان بوده است!

ج) تاریخچه

احتمالاً انجمن صنفی فرهنگیان از پرسابقه ترین انجمن های صنفی ایران باشد. متأسفانه کتاب تاریخ فعالیت های صنفی معلمان نوشته نشده است. معلمان در روز 12 اردیبهشت سال 1340 در میدان بهارستان تجمع و نسبت به کمی حقوق خویش اعتراض کردند. این اعتراض 11 روز ادامه داشت و...  آیا این اولین تحرک صنفی فرهنگیان است؟ حتی اگر این تاریخ را آغاز فعالیت های صنفی معلمان بدانیم به 45 سال تلاش صنفی می رسیم. آیا تاکنون این فعالیت مورد بررسی و نقد قرار گرفته است؟ انجمن صنفی معلمان در چه مقاطع زمانی موفق بوده است؟ دلایل این توفیق چه بوده است؟ تاکنون انجمن صنفی توانسته است چه مشکلاتی را از پیش روی فرهنگ و فرهنگیان بردارد؟ مهمترین مشکلات انجمن چیست؟ آیا اگر دغدغه های مالی معلمان از بین برود نیاز به انجمن صنفی وجود نخواهد داشت؟

د) انجمن های صنفی معلمان فراگیر نیست

حدود 40 شهرستان ایران انجمن صنفی فرهنگیان  دارد. اگر تعداد شهرستان های ایران را 750 بدانیم یعنی تنها 5% شهرستان های ایران.

نکته بعدی این است که حتی در شهرستان هایی که این انجمن فعالیت می کند بیشتر معلمان عضو انجمن نیستند و از فعالیت های آن اطلاعی ندارند. معمولاً فعالیت انجمن صنفی یک شهرستان با حضور چند فرهنگی دلسوز آغاز می شود. آن ها راجع به اهمیت فرهنگ و فرهنگیان سخن می گویند و بعد چند جلسه و چند بیانیه که رونوشت آن به مدیرکل، وزارت، مجلس و چند جای دیگر ارسال می شود و هنگامی که نتیجه ی دلخواه گرفته نمی شود از انجمن تنها یک نام و یکی دو جلسه ی سالانه باقی می ماند.

ه) انجمن صنفی معلمان و عدم حمایت وزارت محترم آموزش و پرورش

آموزش و پرورش ایران دولتی و متمرکز است. یعنی آن که وزارت، روز و ساعت حضور دانش آموز در مدرسه، ساعات تدریس هر واحد درسی، کتاب هایی که باید خوانده شود و حقوق و مزایایی که معلم باید دریافت کند را تعیین می کند. بنابر این فرهنگی معتقد است هیچ فرد و گروهی جز دولت خدمت گزار نمی تواند وضع او را تغییر دهد. نگاه معلم به دست بخشنامه است که چه دوره ای برگزار می کند؟ این دوره چه مزایایی دارد؟ چگونه می شود گروه گرفت و از همکار مدرسه یک قدم جلوتر بود؟و... از سوی دیگر؛ مسئولین آموزش وپرورش نیز که معمولاً پست خویش را از مقامات بالاتر گرفته اند انجمن های صنفی را رقیبی برای خود می دانند. هنگامی که در تابستان 85 انجمن های صنفی فرهنگیان شهرهای مختلف ایران در یکی از کانون های فرهنگی تهران گردهم آمدند. وزیر آموزش وپرورش دعوت آن ها را برای حضور در جلسه و شنیدن دیدگاه آن ها نپذیرفت. هنگامی که مسئولین وزارت آموزش و پرورش - که معمولاً در سخنرانی ها، خود را معلم می دانند-  توجه به دغدغه های انجمن های صنفی معلمان ندارند چگونه می توان از دیگر مسئولین انتظاری داشت؟!

و) انجمن صنفی معلمان و رسالت اصلی

متأسفانه از روز نخست تشکیل انجمن های صنفی معلمان، فعالیت آن هاتحت تأثیر کمی حقوق و مزایا و تلاش برای افزایش آن بوده است. در حالی که به گمان من مهم ترین وظیفه ی هر تشکل صنفی باید بهبود شرایط کار باشد. در میان معلمان بیش از 300 هزار نفر با مدرک کارشناسی و 40 هزار نفر با مدرک کارشناسی ارشد و دکتری وجود دارد. انجمن های صنفی معلمان باید با بررسی نظام آموزش و پرورش ایران، طرح ها و راهکارهایی برای بهبود نظام تعلیم و تربیت ایران ارائه کند و نسبت به طرح های آموزش و پرورش اظهار نظر کند. متأسفانه در یکی دو دهه ی اخیر طرح های بسیاری مانند مدرسه محوری، خانه ی مدرسه، حذف نظام قدیم، پیش دانشگاهی، حذف و احیای امور تربیتی و ارتقاء شغلی، در مدارس اجرا شده که کارشناسی بودن آن ها در مدارس مورد تردید قرار گرفته است. معلمین به دلیل ارتباط مستقیم با دانش آموز و داشتن تجربه و دانش بهترین گزینه برای مشورت و ارائه ی نظر در مورد طرح هایی است که قرار است در آموزش و پرورش اجرا شود.

ز)  معلمان و وسایل ارتباط جمعی

جهانی که ما در آن زندگی می کنیم؛ سال هاست به دهکده ی تبدیل شده است. این امر با بهره از وسایل ارتباط جمعی مانند: نشریه، رادیو، تلویزیون، ماهواره و اینترنت رخ داده است. متأسفانه حدود یک میلیون فرهنگی نه روزنامه دارد نه مجله نه یک برنامه ی رادیو یا تلویزیونی!

به نظر من  در میان وسایل ارتباط جمعی، دو وسیله باید مورد توجه بیشتر قرار بگیرد: نشریه، روزنامه و مجله؛ وسیله ای ارتباطی که برای قشر باسوادی مانند فرهنگیان می تواند مورد توجه باشد. برخلاف رادیو و تلویزیون، حرف نشریه را می توان بارها خواند در جاهای مختلف ارائه کرد و علاوه بر این؛ وسیله ای غیر دولتی است. اینترنت؛ دومین وسیله ای است که می تواند مورد توجه فرهنگیان و صنف آن ها قرار بگیرد. اینترنت؛ ارزان سریع و غیر دولتی است. علاوه بر این تنها وسیله ی ارتباطی دوسویه است. یعنی صاحب وبلاگ حرف هایش را می نویسد و دیگران می توانند نظرات خویش را در باره ی هر مطلب به اطلاع او و دیگر اهالی دنیا برسانند.

ح )  و دیگر اینکه 

یک میلیون فرهنگی در سراسر ایران به کار و تلاش می پردازند. در همه ی دوره های مجلس حدود یک صد فرهنگی به عنوان نماینده به مجلس می روند. در مجلس هفتم 105 نماینده و بیش از نیمی از اعضای شوراهای  اسلامی شهر و روستا فرهنگی هستند. بسیاری از استانداران و فرمانداران سابقه ی آموزش و پرورشی دارند. در دو سه دهه ی اخیر؛ همواره، مسئولین نظام معتقد بوده اند پیشرفت و توسعه ی ایران از مدارس آغاز می شود و برای تربیت آینده سازان ایران اسلامی باید به مدرسه و معلم توجه ویژه کرد. با این همه؛ بسیاری از معلمان مجبورند برای داشتن زندگی عادی در آژانس ها، مغازه ها و کارخانه ها در شغل دوم به کار بپردازند. مدارس ما تا ایستادن در جایگاهی که بتواند استعدادهای دانش آموزان را شناسایی و پرورش دهد و مکارم اخلاقی را در او نهادینه کند و او را برای حضوری فعال و تأثیرگزار در جامعه تربیت کند فاصله ی بسیار دارد. مدارس ایران بهبود نمی یابد مگر هنگامی که معلم با نشاط و علاقه در فعالیت های علمی و اجتماعی حاضر شود و یکی از بهترین صحنه ی حضور معلم انجمن های صنفی است.

به نقل از: رادیو معلم         

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:21  توسط صدای معلم  | 

باز هم همان حکایت قدیمی: تورم و نقدینگی در سال86

به گزارش خبرگزاری مهر، دفتر مطالعات برنامه و بودجه این مرکز؛ در پاسخ به درخواست کمیسیون برنامه و بودجه ی مجلس شورای اسلامی پیش‌بینی خود را در زمینه ی عملکرد بودجه و اثر آن بر اقتصاد ملی ارائه داد و تصریح کرد که استفاده ی بیش از حد از درآمدهای نفتی در سال‌های گذشته منجر به بی‌ثباتی در اقتصاد کشور شده است به طوری که رشد نقدینگی که در سال 84 به 3/34% رسیده بود در سال 85 به 4/37% و در سال 86 به 2/41% خواهد رسید.

به اعتقاد مرکزپژوهش‌ها؛ بخشی از این رشد نقدینگی فزاینده، به دلیل استفاده ی بیش از حد از درآمدهای نفتی در سال‌های قبل است که به تدریج اثر خود را در اقتصاد کشور بر جای می‌گذارد.

افزایش حجم نقدینگی بر شاخص‌ کالاها و خدمات مصرفی بخش دولتی اثر افزایشی دارد بنابراین دولت در سال 86 مجبور خواهد شد اعتبارات هزینه ای بیشتری را صرف کند تا سبد کالاهای مصرفی سال 85 خود را داشته باشد اما چون دولت در سال 86 با محدودیت منابع مواجه خواهد بود، مجبور خواهد شد از اعتبارات عمرانی خود بکاهد و به عبارت دیگر، دولت در سال 84 و 85 پرداختی بالایی از اعتبارات عمرانی را ثبت خواهد کرد در حالی که در سال 86 پرداختی اعتبارات عمرانی می‌تواند حدود 60% نسبت به سال 85 کاهش یابد.

عدم وجود روند ثابت در سرمایه‌گذاری دولت در اقتصاد؛ منجر به نوسان در رشد اقتصادی می‌شود و دوره‌های شدید رونق و رکود – تورمی – را به وجود می‌آورد. بنابراین دولت خود از طرفی به علت تصمیمات بودجه‌ای سال 84 و 85 منجر به بروز نرخ تورم بالا در سال‌های 85 و 86 می‌شود و از طرف دیگر به علت افزایش و کاهش شدید در بودجه عمرانی خود منجر به رونق و رکود در اقتصاد (به ویژه در بخش کالاهای غیرقابل تجارت) می‌شود که نتیجه  چنین شرایطی بروز پدیده رکود تورمی می‌باشد.

مــرکز پــژوهش‌ها همچنیــن نرخ تــورم برای ســال‌ 86 را 4/23% و نرخ رشد این سال را 5% پیش‌بینی کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:20  توسط صدای معلم  | 

نکاتی درباره ی حرکت اعتراضی معلمین

جنبش معلمان همانطور که در فراخوان شورای هماهنگی کانون های صنفی معلمان از پیش اعلام شده بود و علیرغم همه ی تلاش های بازدارنده، توانست اعتصاب گسترده و سراسری خود را در روزهای ٢٦ و ٢٧ فروردین1386 برگزارکند: یک رویداد مهم و پرمعنا در بسط مبارزات طبقه ی بزرگ استثمارشونده برای آزادی وبرابری.

اعلام پیشاپیش یک حرکت اعتراضی و سپس برگزاری آن در حکومتی که کوچکترین اقدام مستقل از خود را برنمی تابد، حائز اهمیت بوده و حاوی چندین نکته است:
نخست آن که این کار تنها از عهده ی جنبش هایی برمی آید که اولاً: تاحدی سازمان یافته باشند و ثانیاً: پایگاه توده ای گسترده و نیرومندی داشته باشند. جمهوری اسلامی بر این گمان بود که با انداختن حرکات معلمان به دست انداز ایام تعطیلات طولانی نوروزی و از سرگذراندن زمان تصویب بودجه و دستگیری عده ای از فعالین و سخنگویان معلمان، آن ها را در برابر کار انجام شده ای قرارداده و نهایتاً از تب وتاب می ا ندازد. اما عزم جامعه ی معلمان برای پیگیری مطالبات خود آن قدر نیرومند بود که بتواند از این دست اندازها بگذرد. گرچه اعلام پیشاپیش جدول اقدامات اعتراضی درعین این که فرصت بسیج افکار عمومی و  برگزاری یک حرکت بزرگ را فراهم می سازد اما در همان حال به طرف مقابل نیزاین مجال را می دهد که غافلگیر نشده و با بسیج همه ی امکانات و  تدابیر خود، به فلج کردن و تدارک لازم برای سرکوب آن به پردازد و الحق جمهوری اسلامی، نیز همانطور که انتظارش می رفت، همه ی توانایی خود را  برای ممانعت از برگزاری اعتصاب توسط کارکنان بخشی که خود آن را امر زیربنائی و استراتژیک می داند به کارگرفت، اما چنان که دیدیم ناکام ماند. مبادرت به صدور احضاریه ها و حتی دستگیری ها و بازداشت های گوناگون در نقاط مختلف کشور، از جمله؛ بازداشت علی اکبر باغانی یکی از فعالین صنفی، در سر کلاس درس و جلوی چشم دانش آموزان و بدون نیاز به هماهنگ کردن آن با مسئولین مدرسه و با هدف ایجاد رعب، استفاده ی گسترده از تهدید به اخراج معلمان از طریق صدور بخش نامه به مدیران مدارس، ممنوع کردن تحصن در مدارس، استفاده از حربه ی به اصطلاح تطمیع، نظیر: توزیع بن کالا، اعمال سانسور گسترده جهت ممانعت از بازتاب حرکت معلمان و انتشار اخبار دروغین و اغفال کننده در مورد منتفی شدن اعتصاب و عادی بودن وضعیت مدارس کشور، همچنین تلاش برای ایجاد تصور نادرست در بین مردم و اولیاء دانش آموزان در مورد به اصطلاح زیاده خواهی معلمان و... جملگی بخشی از ترفندهای جمهوری اسلامی برای بیرون کشیدن چاشنی این اعتصاب سراسری بود که به ناکامی انجامید. چنان که شاهد بودیم حرکت معلمان در روزهای موردنظر و طبق برنامه ی تعیین شده برگزار گردید که باید آن را به راستی یک موفقیت بزرگ به شمار آورد و بدین خاطر به آنان تبریک گفت. تجربه ی الهام بخشی که با تقویت روحیه ی  همبستگی  و خودباوری به توان خویش، جنبش معلمان را یک گام بزرگ به جلو سوق داد. براساس گزارش های انتشار یافته- که بازتاب دهنده ی همه ی واقعیت ها نیست- علی رغم تهدیدات گسترده ی جمهوری اسلامی، این حرکت در بسیاری از نقاطی که این جنبش دارای تشکیلات بود (ازمیان بیش از30 تشکلی که در شورای هماهنگی گردهم آمده اند) توانست در بیش از 10 استان کشور ازجمله: تهران، همدان، اصفهان، مرکزی، خراسان، آذربایجان، زنجان، قزوین، کردستان، کرمان و...) و ده ها شهرستان کوچک و بزرگ، اعتراض همبسته و  پرشور خود را در شمار قابل توجهی ازمدارس کشور به نمایش بگذارد و با در هم شکستن توطئه ی سکوت و سانسور اعم از مطبوعات و رادیو و تلویزیون،خبر برگزاری اعتصاب خود را در سطح گسترده ای مطرح سازد. تاکتیک معلم ها در به کارگیری شیوه های ابتکاری اعتراض برای در هم شکستن توطئه ی سکوت، استفاده ی فعال از اینترنت و رسانه ها و تلفن های همراه، صدوراطلاعیه های به موقع، و به کارگیری ده ها ابتکار دیگر از عوامل تضمین کننده ی این موفقیت بود.
در پاره ای مناطق مثل خمینی شهر شدت همبستگی معلمان به حدی بود که مسوولین را ناچار ساخت تا دستگیرشدگان را که برای زهرچشم گرفتن صورت گرفته بود آزاد کند. معلمان با گل و شادباش به استقبال پرشور آزادشدگان پرداختند.

در پاره ای نقاط مثل اسلام شهر دامنه ی تهدید از حد متعارف بالاتر رفته و وزارت آموزش و پرورش حکم معلق کردن کلیه ی معلمان متحصن را صادر کرد. با این همه؛  تلاش های جمهوری اسلامی در ممانعت از این حرکت بزرگ و سپس انکار آن با شکست بزرگی مواجه شد و جنبش معلمان، پیروزی بزرگی را در کارنامه ی خویش ثبت کرد. بی شک وقتی از موفقیت سخن می گوییم، این پیروزی نسبی بوده و مقصودمان بیشتر ناظر بر نفس برگزاری آن در کشوری است که داشتن تشکل مستقل و برگزاری اعتصاب به سختی ممنوع است، آن هم در برابر دولتی که با همه ی اقتدارخود عزمش را برای ممانعت از آن به کار گرفته بود. در این میان اعتصابات بزرگ، درس ها و دست آوردهای بزرگ تری را به همراه  دارد که اهمیت آن ها حتی از کسب مطالبات مشخص و بی واسطه فراتر می رود. از جمله مهم ترین آن ها، کشف و وقوف به قدرت جمعی از یک سو و مشاهده ی آسیب پذیری دولت از سوی دیگر است. تحت چنین شرایطی است که معلمان فرصت می یابند تا تشکل های موجود و مستقل خود را بیشتر تثبیت کنند و باعبور از این آزمون، زمینه ی گسترش آن را در شهرها و استان هایی که هنوز شکل نگرفته اند، فراهم آورند. هم چنین در این روند، خواست های کوچک و اصلاحی به تدریج جای خود را به خواست های ژرف تر و کلان تر می دهند و قاطبه ی معلمان به گره خوردگی بین خواست های مشخص و هم اکنون خود با مطالبات کلان بهتر پی می برند. در هر حال مهم ترین دست آورد اعتصاب،کشف قدرت جمعی و اهمیت استفاده از آن به مثابه ی یک ابزار کارآ در مبارزه برای مطالبات خود است. آن چه را که دارد اتفاق می افتد می توان هم چون گرده افشانی درفصل بهار برای رسیدن میوه ها به شمار آورد. نگاهی به بخشی از آخرین اطلاعیه ی کانون صنفی معلمان اردبیل پس از پایان اعتصاب، جائی که اعتصاب معلمان فراگیر و گسترده بود، به خوبی رگه های ارتقاء مطالبات  و تقویت عزم مبارزه برای پیشروی را نشان می دهد: 
 ملت شريف ايران بدانند و آگاه باشند كه آموزش و پرورش ايران بيش از دو دهه است كه به شدت سياست زده شده و دستان ناپاك سياستمداران منفعت جو و فرصت طلب در تمامي عزل و نصب ها مشاهده و مسير حركت تعليم و تربيت ما منحرف شده و به طور حتم محصول چنين فضاي چيزي خواهد بود كه نه خواست ماست و نه خواست ملت ماست. اينان معلمان را افرادي بيچاره و بدبخت مي دانند كه فقط در مسايل از قبيل شركت در انتخاب و راي دادن موثر هستند و ...
سياست مداران خودخواه هرگز به منزلت جايگاه معلمان ايمان نداشته و بارها با وعده و وعيد هاي سرخرمن از اين قشر صادق و نجيب بهره برداري سياسي نموده و بعد از رسيدن به مقصد رهايشان نموده اند ولي ديگر تاريخ مصرف اين بازي ها به سر آمده و اين بار معلمان هستند كه تصميم گرفته اند تا سرنوشت كشور خود را خود رقم زنند و اجازه ندهند تا سياست بازان در درون وزارت آموزش و پرورش و با عزل ونصب حزبي و مرامي سرنوشت يك ميليون معلم و 17 ميليون دانش آموز و به تبع آن كل جامعه را در دست گيرند.
تشكيل اتحاديه ی صنفي تحت عنوان كانون صنفي معلمان حق مسلم فرهنگيان بوده كه سه دهه به تأخير افتاده است ولي فرهنگيان بايد از چنين پايگاهي براي دفاع از حقوق صنفي خود حمايت كرده و با عضويت تمامي فرهنگيان چنين تشكلي قدرت و قوت گيرد. تا دير نشده معلمان شهرستاني براي ايجاد شعبه ی كانون صنفي معلمان اقدام و معلماني كه از چنين نعمتي برخودار هستند هر چه سريع تر عضو اين تشكل صنفي شوند. كانون؛ نقطه ی اتصال و مركز همفكری و استقامت ما خواهد بود. با عضويت خود و تشويق ديگر همكاران تلاشگران صنفي خود را ياري نماييم و باعث دلگرمي و مقاومت آنان گرديم. تا چنين نكنيم دردهای مشترك ما درمان نخواهد شد.

همراه شو اي عزيز
                          تنها نمان به درد
                                                كاين درد مشترك
                                                                      هرگزجدا ، جدا درمان نمي شود

چنان که ملاحظه می کنید در این اطلاعیه که پس از برگزاری اعتصاب سراسری منتشر شد، فرو ریزی بقایای توهم به همه ی جناح های حکومت و به وعده و وعیدهای آن ها، ضرورت رقم زدن سرنوشت کشور به دست خود، حق تشکل های مستقل و درک اهمیت آن ها، بهره گیری از فرصت به وجود آمده برای گسترش آن ها به نقاطی که در آن جا هنوز شکل نگرفته اند، اهمیت پیوستن دردهای فردی و پراکنده به یک دیگر و... به خوبی مشهود است.
از سوی دیگر نفس وقوع چنین حرکتی در شرایط ارعاب و اعلام پیشاپیش زمان و چگونگی برگزاری آن، برای دیگر زحمتکشان این فرصت را فراهم می سازد که همبستگی خود را با ابراز حمایت از آن به نمایش بگذارند. نمونه ی بیانیه ی زیر که پس از میتینگ معلمان در مقابل مجلس و یورش جمهوری اسلامی به آن صادره شد، به خوبی شکوفه زدن این گونه جوانه های همبستگی را به نمایش می گذارد:
روز 23 اسفند ماه تجمع معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی  مورد تهاجم نیروهای انتظامی و امنیتی قرار گرفت و طی آن، بسیاری از معلمان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و جمع کثیری نیز بازداشت شدند. خواست اصلی معلمان اجرای نظام هماهنگ پرداخت ها و برخورداری از یک زندگی انسانی و شرافتمندانه است. این خواست و تجمع برای دستیابی به آن، حق مسلم معلمان است. اما در این جامعه، به جای پاسخگویی به خواست های معلمان و تلاش برای فراهم کردن یک زندگی انسانی برای آنان، با باتوم به جان این شریف ترین انسان های جامعه می افتند و در روزهای پایانی سال صدها تن از آنان را بازداشت و روانه ی زندان می کنند. این برخورد وحشیانه به مربیان فرزندان ما و آموزش دهندگان امروز و فردای جامعه، اهانتی عریان  به شأن و حرمت همه ی آحاد مردم است و بی تردید عاملین و آمرین  چنین سیاست هایی، بیش از پیش مورد انزجار و تنفر مردم قرار خواهند گرفت.
برداشتی آزاد از وبلاگ علیه وضعیت موج

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:18  توسط صدای معلم  | 

زایمان دردناک ملت!

فرهاد جعفری

 جسارت دولت آقای احمدی نژاد در پذيرفتن ريسک "آزادسازی نرخ بنزين" ستودنی است، اما او و دولتش بايد بدانند که چنين انتخابی؛ مستلزم انتخاب‌های تازه در حوزه‌های ديگر است که چنان چه صورت نپذيرد؛ شعله ور شدن "بنزين مطالبات ملی" يکی از طبيعی ترين تبعات آن است.

1)به چه دليل و انگيزه‌ای؛ چندان مهم نيست. سرانجام بايد دولتی پيدا می شد که جرات و جسارت نزديک شدن به «قيمت واقعی بنزين» را پيدا می کرد و چنين رخدادی، به ايرانيان می آموخت که اگر همان حقوقی را طلب می کنند که يک شهروند اروپايی يا آمريکايی از آن برخوردار است؛ می بايد همان بهايی را هم بابت زندگی اجتماعی بپردازند که شهروندان اروپايی و آمريکايی می‌پردازند.

2)سرانجام بايد دولتمردی پيدا می شد که همچون حداد عادل؛ اين سخن حکيمانه‌ی فيلسوفی را (گيرم که به نشانه‌ی خونسردی و پيش بينی پذير نشان دادن بلواها) به يادمان بياورد که «همراه با هر زايمانی، چرک و خونابه‌ای هم دفع می شود»!

چون:مطابق با تئوری ويلسونی؛ «هر چه ماليات بيشتری بپردازيد، از حق نظارت و آزادی بيشتری برخوردار می شويد و آزادی شما، نسبتی مستقيم با مالياتی دارد که ساليانه به دولت خود می پردازيد».

به تعبير ديگر: همين که شما «بهای واقعی بنزين» را پرداخت کرديد؛ حاکمان شما نيز «بهای واقعی حکومت کردن» را خواهند پرداخت و ديگر نخواهند توانست به آسانی پيش از آن؛ از انواع و اقسام رانت ها و امتيازات انحصاری منظور شده برای «خودي ها» بهره برند تا شيوه‌ی مطلوب خود برای اداره‌ی جامعه را، به اکثريت ماليات دهندگانی (شهروندانی) تحميل کنند که به وضوح آن شيوه را برای «حکومت شدن» نمی پسندند.

۳)وقتی گفته می شود دموکراسی يک کالای گران بهاست و بايد در قبالش بهايی نسبتا گزاف هم پرداخته شود؛ درست می گويند. اما راه «يک ليبرال دموکرات» از راه هر مومن ديگر به هر نگره‌ی ديگر؛ از همين جا جدا می شود که اين بها؛ الزاماً «جان دادن شهيدانه» و «زندان رفتن قهرمانانه» نيست. بلکه صورت ديگری هم متصور است که آن؛ چيزی جز «پرداخت بهای مالی آزادی» نيست.

مردمی که آرد ۳۵ ريالی، نان شبشان را می سازد؛ مردمی که بنزينی به بهای يک دهم قيمت‌های جهانی باک اتومبيل‌شان را پر می کند؛ مردمی که برقشان را از يک سيستم دولتی و به قيمت نازلی می خرند و بهای آن را دو ماه بعد می پردازند؛ مردمی که از بيشترين کمک‌های دولتی در سطح جهان برای خريد و مصرف شهوتناک دارو برخوردارند؛ مردمی که به بهای ۱۰ هزارتومان مسير ۱۰۰۰ کيلومتری تهران مشهد را توسط قطار دولتی طی می کنند (هر کيلومتر ۱۰ تومان)، اما برای رساندن خود از ميدان راه آهن به کرج همان مبلغ را به يک کرايه کش شخصی می پردازند(هر کيلومتر ۲۵۰ تومان)؛ مردمی که بهترين آب آشاميدنی را به بهايی اندک می خرند و با آن استخرهايشان را پر می کنند و يا اتوموبيلشان را با آن می شويند و مردمی که به هر طريق ممکن از پرداخت ماليات‌های دولتی طفره می روند؛ چگونه منتظر گرفتن « سهميه ی آزادی» هستند؟!

بهای واقعی همه‌ی کالاهای دولتی را بپردازيد؛ تا هيچ کس قادر به «توزيع آزادی» به بهايی نباشد که شما؛ يا نمی خواهيد به آن بها آن را خريداری کنيد (چاپلوسی و نوکر صفتی و رياکاری) يا نمی خواهيد و نمی توانيد (زندان و دستگيری و تحقير و شکنجه و اعتصاب غذا و...)!

کمی به شما سخت خواهد گذشت. بله! می توانيد استدلال کنيد که «حقوق دلاری نمی گيريد تا دلاری خرج کنيد». می توانيد استدلال کنيد که «برای حفظ همين سطح از زندگی ناچار به کار در دو شيفت صبح و عصر هستيد». همچنان که می توانيد دلايل محکمه پسند ديگری هم رديف کنيد تا خود را ناتوان تر از آن نشان دهيد که واقعاً هستيد. اما در آن صورت «آزادی و برابری» نخواهيد!

آن که به شما يارانه می دهد؛ شيفته‌ی چشم و ابروی شما نيست. آن را می پردازد تا در برابر، چيزی را از شما بگيرد. چيزی که چنبره زدن او بر «منابع و فرصت‌ها و ثروت‌ها» را تضمين کند و به او؛ همچنان فرصت دهد که در «گلوگاه توزيع کمک‌های دولتی» بايستد تا در وقتش؛ «مقسم آزادی» هم «خود او» و «فقط خود او» باشد!

۴)بنزين سهميه بندی شده و احتمالاً بنزين آزاد ۵۰۰ تومانی؛ زايمان دردناک ملتی بود و هست که برای سال های متمادی به بهای تقريبا رايگان آن خو کرده بود. آن چنان که تصميم گرفت تا در ۳ ساعت مهلت باقيمانده، اعتياد ديرينه‌ی خود را برای يک نوبت ديگر مرتفع و مخدر «بنزين رايگان» را دست کم برای آخرين بار، استشمام کند. بدين گونه بود که شهر و شهرها؛ يکپارچه به تصرف «دبه به دست ها»يی درآمدند که در شامگاه پنجم تير به سمت پمپ بنزين ها روان بودند!

به هر دليل و انگيزه، دولتی از سر ناچاری و اضطرار و يا تدبير و احتياط تصميم گرفته است تا ناف «نان خورهای اضافه» را از پيکره ی خود جدا کند. تا باری را که خود قادر به کشيدنش نيست؛ به دوش شهروندانش بياندازد. چه از اين بهتر برای «برابری خواهان و دموکراسی خواهان»؟! که می دانند بند ناف «مردم» که از «دولت» جدا شد؛ از همان لحظه «ديگر دولت مقسم آزادی نخواهد بود»! که می دانند «زايمان دردناک ملت» اگر چرک و خونابه ی «بلوای شامگاه پنجم تير» را به همراه داشت؛ «زايمان دردناک تر را، دولت خواهد داشت»!

چيزی که درک نمی کنم؛ شور و شوق برخی نويسندگان و تحليلگران از «بلوای شامگاه پنجم تير» است که مشتاقانه در انتظار پيوند خوردن آن به ديگر بلواها نشسته اند و آن چه نمی فهمم دامن زدن آنان به اين توقع نابجا و نادرست و عوامانه است که «ملتی که روی نفت خوابيده، چرا بايد بنزين را گران بخرد يا سهيمه بندی را تحمل کند؟!». يعنی اين دسته از نويسندگان و تحليلگران پاسخ اين پرسش را نمی فهمند؟! يعنی نمی دانند ملتی که بهای آزادی را نپردازد؛ مستحق آن نيست؟!

يعنی همچنان در اين تصورند که «اين روشنفکر است که بايد هزينه پرداز آزادی شهروندان باشد»؟!
يعنی همچنان بر اين تصورند که «آزادی محصول طبيعی و انحصاری تحمل رنج زندان و کيفر و شلاق و شکنجه و خانه نشينی روشنفکران است»؟!
يعنی در اين تصورند که «شهروندان هيچ مسئوليتی در قبال هزينه های آزادی و برابری حقوقی ندارند»؟!

اگر در آن جا که بايد هزينه بپردازند، از پرداخت آن امتناع می کنند؛ «بنزين ۵۰۰ تومانی» کمترين بها و البته «منطقی ترين بها»يی ست که «شهروندان» بايد بپردازند تا «کمترين سهم متصور» از هزينه های «دموکراسی شدن» را پرداخته باشند.

۵)نکوشيم تا بر احساسات شعله ور شده‌ی شهروندان؛ هيزم بيشتری بيفزاييم. بلکه: آنان را به «زايمان دردناک دولت» وعده دهيم که نتيجه‌ی منطقی «بنزين ۵۰۰ تومانی»ست.

آنان را به زير و رو شدن همه‌ی مناسبات کهنه‌ی «جامعه کهنه» وعده دهيم که ذيل «بنزين ۵۰ تومانی» مانع پيشروی و فراگيری «ارزش های سکولار» بودند.

جسارت دولت آقای احمدی نژاد در پذيرفتن ريسک «آزادسازی نرخ بنزين» ستودني است. اما او و دولتش بايد بدانند که چنين انتخابی؛ مستلزم انتخاب‌های تازه در حوزه های ديگر است که چنانچه صورت نپذيرد؛ شعله ور شدن «بنزين مطالبات ملی» يکی از طبيعی ترين تبعات آن است. «بنزين ۵۰۰ تومانی» يعنی آن که: برگزاری «رأی گيری» ديگر امکان پذير نخواهد بود.

منبع: معلمی از کویر سربداران

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:17  توسط صدای معلم  | 

آزادی فتحعلیشاهی

یکی از انتقاداتی که به ما ایرانیان وارد می دانند این است که ما از پدیده ها و یا دستاوردهای علمی بشر درست استفاده نمی کنیم مثلاً دولت بخش عظیمی از توان کشور را صرف تولید خودرو می کند اما همین خودرو جان هزاران انسان را سالانه می گیرد؛ چون درست استفاده نمی کنیم. از این گونه مثال ها زیاد می توان زد که از حوصله ی این نوشته خارج است. بدتر این که این بد استفاده کردن ها به مصنوعات ختم نمی شود بلکه دایره ی آن بسی فراتر رفته و دامنگیر دین و دیگر آموزه های انتزاعی بشر نیز می شود. مثلاً: برخی به نام دین هر کاری می کنند در حالی که ذات دین بر اخلاقیات و انسانیت استوار است. در مورد کلمه ی آزادی نیز همین اتفاق افتاده و چه سوء استفاده ها که از این کلمه ی ارزشمند نشده است!

در مورد آزادی، نقل شده که وقتی نمایندگان خارجی نزد فتحعلیشاه از تمدن و آزادی سخن می گفتند او به تعجب می افتاد و دلش برای حکامی که آزادی قلع و قمع زیردستان را نداشتند می سوخت و سلیمان خان قاجار را به آنان نشان می داد و می گفت: «آزادی یعنی این که اگر اراده کنیم هم اکنون می دهیم او را گردن بزنند.» و سلیمان خان پاسخ می داد: « میل، میل قبله ی عالم است.»

متأسفانه نوع درک فتحعلیشاهی از آزادی، همچنان وجود دارد. مثلاً: مدیران ما برای خود این آزادی را قائلند تا از قدرتشان  برای هر آن چه که اراده کنند، استفاده نمایند  اما  آزادی سوال کردن و انتقاد کردن از خود را برای دیگران قائل نیستند. یعنی اگر مدیری تصمیم گرفت بودجه، را به گونه ای  خرج کند که می خواهد، دیگران؛ حتی آنان که کارشناس امرند، نباید انتقاد کنند، یا معاونی انتخاب می شود و رئیس بدون مشورت با معاونی که خود منصوب کرده؛ مدیران آن معاون را انتخاب می کند و با کمال افتخار می گوید من رئیسم و سلیقه ی مدیریتی من این گونه است! کسی نیست به جناب ایشان عرض کند که دیر زمانی است علم مدیریت شکل گرفته و نظریه پردازان زیادی استخوان خورد کرده اند و راه صحیح مدیریت را به بشریت آموخته اند و دیگران به مدد  آموزه های این علم دارند دنیا و بلکه کهکشان را فتح می کنند و ما بعد از سال ها و علیرغم تربیت کارشناس ارشد مدیریت نباید  مدیریت سلیقه ای را جایگزین مدیریت علمی نمائیم. باید به مسئولان دانشگاه متذکر شد که به دنبال تولید علم باشند و  باور کنند که مسئول یک دانشگاه هستند و وظیفه ی اصلی دانشگاه این است که از دستاوردهای علمی عالمان بهره گیرد و بر آن بیفزاید یعنی تولید علم نماید. آیا با مدیریت سلیقه ای می توان به این مهم دست یافت؟! به قول دکتر شریعتی بین خالق علم و حامل علم تفاوت بسیار است. دانشگاه باید خالق علم باشد نه فقط حامل آن. خواهش می کنیم به اصل و اهداف اصلی دانشگاه بیندیشید. تا چند سال می خواهید در حاشیه بمانید؟ تا کی می خواهید در فکر انتخاب مدیران از بین دوستان باشید؟ امتیازدادن  به این  دوست و آن دوست کی تمام می شود ؟ کی به فکر دانشگاه می افتید؟ مسئولی که حتی به معاونان برگزیده ی خود فرصت انتخاب مدیر و اظهار نظر نمی دهد، با بر گزاری نشست هم اندیشی! با استادان چه اهدافی را دنبال می کند؟ جز تبلیغات پر طمطراق برای ترمیم ضعف مدیریتی  و صرف بودجه ی کلان، از چنین نشست هایی چه چیز عاید دانشگاه می شود؟!

این نشست ها هنگامی خوب بود که به نظرات و ایده های دیگران احترام می گذاشتند و برای دیگران آزادی انتقاد قائل می شدند. یکی از ضعف های ما این است که به راحتی، در دام سیاست عوامفریبی و تبلیغی مسئولان گرفتار می شویم. استادی می گفت شخص دانشمندی را به ایران دعوت کرده بودند تا از دانشگاه های ایران بازدید کند آن شخص بعد از بازگشت به کشورش در مصاحبه با یکی از نشریات خارجی در مورد دانشگاه های ایران گفته بود: « آن چه برایم عجیب بود این که استادان دانشگاه ایران به تعداد مقالات خیلی اهمیت می دهند اما کیفیت برایشان مهم نیست.»  این، به خاطر همین ضعف ما است که مسئولان ما از سیاست عوام فریبی بهره می جویند، چون می خواهند بگویند؛ مثلاً: در زمان مدیریت ما  این تعداد مقاله داشته ایم! و به دروغ به مردم بگویند که ما خیلی رشد کرده ایم! دیگر کسی از این مسئولان نمی پرسد چاپ تعداد زیادی مقاله از یک استاد، منجر به چه کشف، اختراع، ابداع یک نظریه و یا فرمول جدید شده است که  مورد ارجاع دیگر دانشمندان و اساتید دانشگاههای جهان  قرارگرفته باشد؟! با این همه مقاله ی ادعایی٬ آیا مقام علمی ایران را در دنیا ارتقاء یافته است؟ اگر دانشگاه های ما به رشد بالای علمی رسیده اند چرا استعدادهای المپیادی ما  برای کسب دانش بیشتر به خارج مهاجرت می کنند؟ تا کی باید ناشران مجلات دست چندم اروپای شرقی از این سیاست های ما پول های هنگفت  به جیب بزنند؟!

حقیقت این است که مردم ما، دانشجوی ما و حتی استاد ما قربانی سیاست تبلیغی و ضد علمی مدیران ما هستند. این نوع مدیریت؛ باعث هیچ رشدی نمی شود.

شعار هفته !!

((در کشور ما مدیران آزادند هر کاری بکنند اما دیگران آزاد نیستند بگویند بالای چشم شما ابروست! ))

عزت زیاد

 

برگرفته از وبلاگ کارکنان دانشگاه گیلان با اندکی تلخیص

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:15  توسط صدای معلم  |