تبليغاتX
صدای معلم

صدای معلم

خبری-صنفی-انتقادی و تحلیلی

درس امروز: حق

بچه ها ساکت!

درس امروز، حق.

با این واژه ها جمله بسازید: عدالت، معلم، زندگی، سختی، آبرو، معیشت، فریاد، مهرورزی- نه مهرورزی را خط بزنید- بنویسید سرکوب، بی اعتنایی، بهارستان، دستگیری، کتک؛ آهان اضافه کنید: لاف، شعار، یاوه، دروغ، عوام، فریب، وعده.

خوب بچه ها! تکلیف زیادی شد. بگذارید کمی بحث کنیم. کی می دونه مهرورزی رو چگونه می نویسند؟
حسن! تو روی تخته بنویس مهرورزی.
درسته، دیکتش درسته. اما چقدر زشت نوشتی؟ تا حالا کسی این کلمه زیبا را به این زشتی نوشته؟
محمد: آقا این کلمه قبلاً زیبا بود.
معلم: هنوز هم زیباست.
فرید: آقا ما خیلی کلمه های قشنگ داشتیم که حالا هر وقت می نویسیم، زشت از آب در میاد. دست خودمان نیست.
معلم: شما بچه ها گناهی ندارید. ما بزرگ ها؛ هنرمون زشت کردن زیبائی هاست. بچه ها! کلمه ی مهرورزی، شما را یاد چه چیزی می ندازه؟
کریم: آقا اجازه، تا پارسال یاد مادرمون می افتادیم، یاد پدربزرگ مهربونمون، یاد چهره ی شما اون وقتایی که با مهربونی توی چشمای ما نگاه می کنین، یاد روزهای اول برج که بابامون حداقل به حرفمون گوش می داد. اما حالا مدتیه، مدتیه .....
معلم: مدتیه چی پسرم؟
ارسلان: آقا ما بگیم، مدتیه هر وقت این کلمه مطرح می شه تو خونه مون همه پوزخند می زنن و مسخره می کنن. بعضی وقتا هم بابامون هر چی از دهنش در میاد بد و بیراه میگه. نمیدونم چش میشه؟ آقا! بابامون اصلاً سیاسی نیست. اما تازگی ها یه حرفایی می زنه. آقا ما می ترسیم. آقا نمیشه شما یک کم راجع بش حرف بزنین؟
معلم: بگذریم بچه ها. کلاس جای درد دل نیست. من هم نمی دونم چطوري این چیزها رو برای شما تعریف کنم. مهرورزی کلمه قشنگیه. اما این چند وقته برای من و همکارام معنی ش فرق کرده. ناخودآگاه وقتی این کلمه رو می شنوم جای لگدی که توی پهلوم خورده درد می گیره.
محسن از ته کلاس: آقا غلط کرده هر کی دست روی شما بلند کرده. مگه ما مردیم؟
معلم: متشکرم عزیزم. مهرورزی واقعی یعنی همین بغضی که گلوی شما را گرفته، یعنی همین لایه ی اشکی که روی چشمای قشنگتون نشسته و گاهی یواشکی یه قطره ش می ریزه پایین.
حسین: آقا مگه مهرورزی قلابی هم داریم؟!
معلم: داریم عزیزم، داریم. بعضی ها لبخند روی چهره شون مثل یه عکس برگردون نا هم رنگه. انگار زور زورکی رو قیافه شون یه کسی لبخند نقاشی کرده. افرادی هستند که هر کاری شون کنی با مهر و محبت سازگاری ندارند. اونوقت این ها وقتی دم از مهرورزی بزنند، مثل صدای نی زدن یک نی زن ناشی می شه که با یک نی شکسته گوش آدم رو آزار می ده.
احسان: آقا! ببخشید فضولی می کنیم. شما را هم زدند؟ آقا! طوری تون شده؟
معلم: شما ناقلاها از همه چیز خبر دارید. نه عزیزم من را نزدند، شما را زدند. سر من داد زدند تا من سر شما داد بزنم. مرا تحقیر کردند تا صدها شاگرد حقیر و عقده ای تحویلشون بدم. نه عزیزانم. دست و پای من سالمه. هیچ جام نشکسته. اما این دلی که شما صداش رو می شنوید جز چند تکه ی شکسته چیزی نیست. جای سیلی خوب شد اما زخمش تو این سینه مونده.
بچه های عزیز! من باید بلندگو می شدم تا صدای توهین ها و تحقیرهایی که شنیدم رو به شما منعکس کنم. من باید عقده پاسخ هایی را که شنیدم تو دل شما خالی می کردم. همان صبح باید با دو تا سیلی به دو بچه بی گناه و داد و بیداد بر سر شماها خودم رو خالی می کردم. تا شما هم همان بغض و کینه رو بر سر بچه های کوچکتر خونه و محله تون خالی کنین. تا فردای روز همه مون عقده ای و کینه ای باشیم، با داد و فریاد و فحش و ناسزا با هم صحبت کنیم و هر کدوم دستمون رسید بزنیم توی گوش اون یکی.
اما نه، فرزندان عزیزم. من و شما باید رشته ی خشونت را از یک جایی پاره کنیم، تا اقلاً بعد از ما آدم های سالمی توی جامعه با هم زندگی کنن. من کرامت معلمی رو این جوری قبول دارم. من سخت آزرده ام، اما تلاش می کنم آزردگی خاطرم را با شما برطرف نکنم. من کرامت را در این نمی دونم که حق و حقوقم را که ندادن، با عریضه نوشتن گدایی کنم. بچه ها به نظر من کرامت یک معلم اقتضا می کنه که حقش را با فریاد بگیرد نه با التماس.
ما نمی خواهیم حق دانستن و معرفت کسب کردن رو از شما سلب کنیم. انشاءالله هم من جدی تر درس می دم و هم شما جدی تر درس می خونید. اما غیر از چیزهایی که تو کتاب های درسی نوشته، خیلی چیزهای دیگر هم هست که باید یاد بگیرید.
حمید: آقا همکارانتون آزاد شدن؟
معلم: اونها آزادن. چه تو مدرسه باشن و چه توی زندون. دیر یا زود ولشون می کنن. مگه اونا چیکار کردند؟ غیر از این که حقشون را می خواستن. غیر از این که سوال می کنن با این حقوق ناچیز که زندگی خودشون رو اداره نمی کنه چطوری می تونن بچه های مردم را درست تربیت کنن؟ می دونین بچه ها، هیچ زندانی بدتر از ترس و بزدلی نیست.
آدم وقتی تونست با صدای بلند و رسا و بدون واهمه حقش رو طلب کنه، آزاده و هیچ کس هم هیچ کاریش نمی تونه بکنه. گیرم دو بار هم آدم رو کتک بزنن و چهار روز هم بندازنش تو زندون. دنیا كه آخر نمیشه. بالاخره که چی. آخرش ناچارن ببینن چی میگه و حرف حسابش چیه.
علی: آقا ما خیلی خوشحالیم که شما معلم ما هستین. آقا ما شما رو خیلی دوست داریم. کاش همیشه معلم ما باشین. خیلی دلمون براتون تنگ می شه.
معلم: متشکرم بچه ها. من هم خیلی شماها رو دوست دارم. حتی دلم برای شیطونی هاتون تنگ میشه. اگه این صفا و صداقت شماها نبود که هیچ بشری زیر بار معلمی نمی رفت. این حرف های شما و این نگاه های شما ملیون ملیون می ارزه و من با هیچ چیز عوضشون نمی کنم. حقم رو هم مطمئن باشید از کسایی که باید بگیرم، می گیرم. نه من تنها، بلکه با همکاری همه همکارام نمی ذاریم وضع همین طور بمونه.

آقا! زنده باشید. بچه ها! به سلامتی آقا معلم صلوات، اللهم صل علی محمد و آل محمد
بچه ها دم بگیریم: بیل و کلنگ و تیشه / معلم برنده می شه.

برداشتی آزاد از:  سایت احمد شیرزاد

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 16:24  توسط صدای معلم  | 

اهمیت روزه از نظر پزشکی

روزه علاوه بر اين كه عبادت محسوب مي شود و مسلمانان در اين ماه به ميهماني خدا مي روند از نظر پزشكي هم فوايد زيادي براي سلامت جسم انسان دارد. مطالعات مختلف نشان داده است در ماه مبارك رمضان به علت تعديلي كه در رژيم غذايي صورت مي گيرد در افراد چاق به كاهش وزن كمك مي كند از طرف ديگر ثابت شده است در بيماران مبتلا به افزايش چربي خون سطح چربي خون در ماه رمضان كاهش پيدا مي كند و نكته ی جالب توجه در اين است كه مطالعات مختلف نشان داده است در مسلمانان كه در ماه رمضان روزه مي گرند سطح خوني كلسترول بد خون(LDL) کمتر از دیگران است و در همان حال روزه ی ماه رمضان سطح (HDL) ليپوپروتئين با دانسيته بالا را افزايش مي دهد که اثر محافظتي بر روي قلب دارد. افراد در اين ماه كالرى دريافتى خود را كاهش مى دهند تا تغييرات مطلوب در حفظ سلامتى به دست آيد و افرادى كه چاق بوده يا داراى افزايش وزن هستند در طول اين ماه مى توانند مقدارى از وزن خود را كاهش دهند در مورد فشار خون کاملاً مشخص است که پرهيز کامل از غذا براي حدود ۱4 الی۱5 ساعت در هر روز در ماه رمضان، باعث کاهش سطح سديم خون شده در نتيجه باعث کاهش فشار خون نسبت به قبل مي شود.
افطاري:
بهتر است در افطار به جاي مصرف زولبيا و باميه از كشمش و خرما، شیر گرم، نان، پنير، سبزي و چای شیرین استفاده شود كه اثرات جانبي بسيار كمي هم دارند. قند موجود در خرما و کشمش سريع جذب مي‌شود، به نحوي که جذب از مخاط روده نيز صورت مي گيرد و به اين ترتيب ضمن ايجاد سيري از ورم و التهاب معده پيشگيري مي کند. بهتر است افراد هنگام افطار غذاهاي بسيار ساده‌اي نظير آش و سوپ مصرف ‌كنند و بعد از چند ساعت شام بخورند چون دستگاه گوارش ابتدا با حجم كمي از غذا آماده فعاليت مي‌شود و از عطش نيز كاسته مي‌شود و بدن با دست آوردن حالت ثبات آماده شام مي‌شود. اما اين كه برخي از همان ابتدا افطار و شام را با هم مصرف مي‌كنند و يك دفعه مواد غذايي بسياري را وارد دستگاه گوارش مي‌كنند زياد مطلوب نيست . خوردن آب فراوان به هنگام افطار و سحر مضر است. زيرا، آب به سرعت جذب و دفع مي‌شود اما آب موجود در ميوه و سبزيجات به تدريج جذب بدن شده و نيز مصرف آن ها به دليل داشتن فيبر، موجب احساس سيري مي‌شود.

سحری:

صرف سحري براي همه ی روزه‌داران به خصوص نوجوانان در حال رشد ضروري بوده و سحري بايد شامل يك وعده غذاي كامل براي هر فرد باشد. زيرا در طول روز بدن به پروتئين نيازمند است كه مي‌توان با قرار دادن گوشت، برنج، حبوبات و سبزيجات در سحري پروتئين‌هاي مورد نياز بدن را تامين كرد و در واقع وعده ی نهار بايد در ماه مبارك رمضان براي سحر در نظر گرفته شود. بهتر است یک ساعت زودتر برای سحری بلند شد تا معده آمادگی خوردن غذای کامل داشته باشد و بعد از خوردن غذا نیم ساعت نخوابید. استفاده از نمک، غذاي شور و ترشيجات به ويژه در سحر مضر است نمک زياد باعث افزايش فشار خون و احساس تشنگي مي‌شود؛ به اين ترتيب ضمن کاهش خاصيت ارتجاعي رگ هاي خوني، سديم بيشتري به همراه مقاديري کلسيم دفع مي‌شود و خطر ابتلا به پوکي استخوان در روزه‌داران افزايش مي‌يابد.
روزه در افراد بیمار:
بیماران گوارشی: چنانچه بيماران گوارشي در حين روزه‌داري دچار علائمي چون دل درد خصوصاً مالش رفتن شديد سر دل در هنگام ظهر شوند نشانه ی فعاليت بيماري بوده و بايد از روزه‌داري پرهيز كنند افرادي كه مبتلا به زخم هاي فعال گوارش فوقاني هستند مثل معده و اثني عشر چون روزه داري با تشديد ترشح اسيد معده منجر به فعال سازي زخم و عوارضي چون خونريزي مي‌شود ترجيحاً از روزه‌داري معافند.

بیماری چشمی: تغذيه سر عصب بينايي در افراد مبتلا به نزديك‌بيني شديد با نمره ی عينك بالاتر از 18،‌ در اثر روزه‌داري مختل مي‌شود و به همين دليل متخصصان چشم به اين افراد توصيه مي‌كنند، روزه نگيرند بيماران مبتلا به آب سياه با فشار طبيعي هم نباید روزه بگیرند.

بیماران کلیوی: افرادي كه دچار نارسايي فعال كليه هستند بايد از گرفتن روزه اجتناب كنند. افرادي كه كليه سنگ ساز فعال و بيماران مبتلا به دفع پروتئين در ادرار بايد از گرفتن روزه امتناع كنند. بيماران پيوندي كه پيوند كليه آن خوب انجام شده است گرفتن روزه براي آنها مانعي ندارد. بیماران دیابتی: از آن جا كه بيماران تحت درمان با انسولين در پي تزريق دارو، به دفعات بايد غذا ميل کنند، لذا روزه‌داري به آن ها توصيه نمي‌شود. از سوي ديگر افراد تحت درمان با داروهاي خوراكي يعني قرص نيز بهتر است در زمينه روزه‌داري با پزشك معالج مشورت كنند. اما به طور كلي براي افرادي كه قادر به كنترل قند خون خود در حد طبيعي هستند، با رعايت شرايطي خاص، روزه‌داري بلامانع است. قابل ذكر است كه اين بيماران بايد مدتي قبل از شروع ماه رمضان، به طور آزمايشي، روزه‌داري را آغاز كنند و طي روز نيز قند خون خود را آزمايش كنند. به گفته ی متخصصان، ميزان قند خون بيماران ديابتي روزه‌دار بايد قبل سحر، حداكثر 120 ميلي گرم درصد، دو ساعت بعد از سحر، حداكثر 160 ميلي گرم درصد، بين ساعت 1 تا 3 بعدازظهر، حداقل 70 ميلي گرم درصد، قبل از افطار، حداكثر 120 ميلي گرم درصد و دو ساعت بعد از افطار، ‌حداكثر 160 ميلي گرم درصد باشد. شايان ذكر است كه بيماران روزه دار بايد در هنگام افطار، قبل از خوردن هر غذايي قرص خود را ميل كنند و پس از گذشت مدتي غذا خوردن را آغاز كنند. علاوه بر اين بيماران بايد هنگام سحر نيز مقدار دارو را تقريباً به نصف كاهش دهند و فراموش نكنند كه حتما دو ساعت بعد از افطار و خوردن سحري قند خون يا قند ادرار خود را آزمايش كنند.

بيماري‌هاي قلبي: افرادي كه از بيماري‌هاي قلبي رنج مي‌برند از آنجايي كه بايد داروهاي خود را رأس ساعت مشخصي مصرف نمايند اغلب اجازه ی روزه گرفتن به آن ها داده نمي‌شود. چون اين بيماران با دريافت به موقع داروهايشان دچار عوارض جبران‌ناپذيري نظير بزرگ شدن قلب و حتي سكته و حملات قلب مي‌گردند

تومور: تحقيقات جديد بر روزه‌داري نشان داده است كه رشد تومورها در هنگام روزه‌داري كاهش مي‌يابد و كنترل‌هاي ژنتيكي با دقت بيشتري هدايت مي‌شود اما در بيماران مبتلا به سرطان از آنجايي كه كم اشتهايي و ضعف سيستم ايمني در اثر بيماران و داروهاي مصرفي ايجاد مي‌گردد، به هچ عنوان توصیه نمی شود.
نویسنده : دكتر غلامرضا عبادي

منبع: مغان ارس

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 16:18  توسط صدای معلم  | 

خدا نان داد به جاي بابا نان داد!

نماينده ولي فقيه در چهارمحال و بختياري و امام جمعه شهركرد گفت: "خدا نان داد" و "خدا آب داد" را به جاي " بابا نان داد" و "بابا آب داد" به كار ببريد.

به گزارش ايرنا، آيت‌الله "محمدرضا ناصري يزدي" روز چهارشنبه در ديدار روساي آموزش و پرورش مناطق
۱۷گانه چهارمحال و بختياري گفت: "بابا آب داد" و "بابا نان داد" روحيه استعماري دارد و يك برنامه‌ از پيش ‌تعيين شده براي دانش‌آموزان است لذا بايد به جاي آن از "خدا نان داد" و" خدا آب داد" در نظام تعليم و تربيت استفاده كرد.

به‌گفته وي، آموزش و پرورش بايد رويكرد نويني براي يك تحول اساسي درنظام تعليم و تربيت ايجاد كند.

آيت‌الله ناصري يزدي گفت:روش هاي آموزشي علمي مبتني بايد بر گرايش هاي ديني و تربيتي باشد.

امام جمعه شهركرد درآستانه بازگشايي مدارس در جمع مديران آموزش و پرورش افزود: درس نماز در مدارس بايد مورد توجه قرار گيرد و مديران و معلمان ، آشكارا اين فريضه را اقامه كنند.

نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه شهركرد تاكيد كرد: الفباي قرآني بايستي از سوي معلمان مدارس به دانش‌آموزان به صورت هنرمندانه آموزش شود.

ناصري يزدي، توجه به پوشش مناسب دانش آموزان را در فصل بازگشايي مدارس خواستار شد و گفت: حجاب دانش‌آموزان، آنان را از گناه باز مي‌دارد.

منبع: خبرچین

صدای معلم: معنی رویکرد نوین و تحول اساسی در آموزش و پرورش را نمی دانستیم که الحمدلله آن را هم یاد گرفتیم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 12:3  توسط صدای معلم  | 

درس سوم

وقتي به تقويم نگاه ميكنم ميبينم كه تنها تا آغاز سال تحصيلي مدتي به تعداد انگشتان يك دست باقيمانده وشايد هم كمتر اما آنچيزي كه باعث تعجب ميشود اين است كه در اين زمان باقي مانده با اين حجم اخراج و تبعيد و حكم هاي مهرورزانه چگونه برخورد كنيم ؟
هر چند تصور اين بود كه سه ماهه تابستان ماههاي تعطيلات است اما درايت معلمين ماههاي تابستان را تبديل به ماههاي شرم براي مسئولين كرد,البته اگر در اين جا مسئولي پيدا  شود كه بخواهد پاسخگو باشد !!!

سال جديد را درحالي آغاز ميكنيم كه بسياري از همكاران مان  بخاطر اينكه آسايش را از آقايان ربودند ترك ديارشان دادند و يا از محل دمت باز خريدشان كردند  يا اخراج شدند .
در برابر تمامي اين اقدامات  مهرورزانه لابد باز هم  آقايان توقع دارند كه سكوت كنيم ؟

بعد هم شنيديم كه مي گويند خوشي زير دلمان زده كلاسها را تعطيل كرده ايم ! يا درد معلم نداشتن نيست از داشتن زياد به اين روز افتاده اند !
اما مگر ميشود كه چشمي اين فجايع را ببيند گوشي بشنود و وجدان بيداري دم برنياورد؟
مگر خواسته هاي معلمين چيست , جز رسيدن به حق و حقوق از دست رفته شان ؟كه تازه با سهميه بندي بنزين آن لقمه ناني را هم كه با جان كندن به دست مياوردند از دست داده اند.

آيا اين همه اخراج و تعليق و تبعيد نقطه پاياني ندارد ؟

بعضي وقتها به اين فكر مي كنم كه ديگر بايد درد را با چه كسي در ميان گذاشت ؟
كسي كه آن بالا نشسته و اين تهمت ها را نثار معلمان مي كند آيا ميداند شرمنده خانواده بودن يعني چه ؟ميداند وقتي فرزدند سرطاني ات بخاطر نداشتن خرج شيمي درماني درد ميكشد يعني چه؟و هزار سوال ديگر كه اينجا مجال پرداختن به آن نيست اما آن چيزي كه حائز اهميت است اين است كه امسال زنگهاي اول مهر درحالي به صدا در خواهند آمد كه جاي دوستانمان را سوگلي ها پر كرده اند !!!!!
سالي تحصيلي جديدي را شروع ميكنيم كه در پشت سر بيش از پنجاه اخراج , تبعيد , تعليق و ... داشتيم و انبوه تجربه اي كه به قيمت گزاف بدست آورديم  و بعد از گذشت اين همه مدت هنوز هم نميدانيم چرا بايد اين همه بها براي يك اعتراض و يا يك انتقاد پرداخت ؟؟؟
حال كه اينطور است مهرماه  را شروع ميكنيم اما نه مانند سالهاي گذشته , بلكه باتدبير و با اين رويكرد كه ما ميتوانيم مهر پايان برتمام بي عدالتي هاي اين دوران باشيم , هرچند كه بهاي هر كلمه را با گوشت و پوستمان داده ايم و خواهيم داد اما به عنوان يك معلم و تربيت كننده نسل فردا اين پرداخت هزينه را وظيفه خود مي دانيم .

                                       تا حق خود نگيريم            آرام نمي نشينيم

پانزده ميليون دانش آموز كه آينده سازان اين مملكت هستنددر حالي سر كلاس درس خواهند رفت كه اين سئوال برايشان باقي است كه گناه معلمان اخراجي و تبعيدي شان چه بود ؟ و جاي آنها را چه كسي پر خواهد كرد ؟

 ولي آقايان باشيد و ببينيد كه كه ما هم در نبود همكاران اخراجي و تبعيدي و ... چگونه خروش اين نسل را به صدا در خواهيم آورد و اعتراض را درس اولين روز مدرسه خواهيم كرد .

                                     درس اول آزادي , اعتراض 
                                     درس دوم تحصن , اعتصاب 
                                     درس سوم ...

منبع: اندیشه معلم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 11:50  توسط صدای معلم  | 

پیشنهادات قابل تامل

معلمان و راه پیشروی: اعتراضات و اعتصابات قدرتمند معلمان در اسفند ۸۵ آخرين صحنه هاى مبارزه آزاديخواهانه در سال گذشته بود. سال گذشته را معلمان با اجتماعات با شکوه خود به پایان رساندند و جمهورى اسلامى با سرکوب و دستگيرى در اجتماعات پايانى٬ تلاش کرد حرف آخر را بزند. نفس اين مبارزات تأثيرات بسيار مثبتى بر فضاى سياسى ايران و تحرک خود معلمان گذاشت. اما مسائل گرهى و نقاط ضعف در اين دوره کدامند؟ معلمان چگونه مي توانند پيشروى کنند و پيروزى را تضمين کنند؟ وظايف ديگر جنبش هاى اعتراضى جامعه در قبال اين اعتراضات چيست؟ اقدامات و شعارهاى کليدى کدامند؟

دستاوردها تاامروز: اعتراضات و اجتماعات معلمان در دوره ی اخير يک پيشروى سياسى در فضاى ايران بود. ميتينگ هاى گسترده و تقريباً سراسرى که بيش از صد هزار نفر معلم در آن شرکت داشتند و حمايت قلبى وسيعى که در ميان ديگر معلمان و جنبش آزادى و برابرى داشت٬ در حد خود يک پيشروى است. اين اعتراضات با تمام مشکلات و ضعف هايش نشان داد که؛ معلمان ساکت ننشسته اند٬ مرعوب نشده اند٬ پاى خواسته هايشان هستند٬ دولت و مجلس و نمايندگان را به مصاف طلبيدند٬ اميدوار و خوش بين اند٬ به قدرت متشکل خود بيشتر از گذشته اتکاء کرده اند٬ مصمم اند و کوتاه نمى آيند. اين تفاوت اصلى اين دور مبارزه ی معلمان با سال هاى گذشته بود. اين بار معلمان با توان و نيروى وسيع تر و با هماهنگى و وحدت عمل گسترده تر به ميدان آمدند. اشکال اعتراضى پيشروتر بود. کمتر اسير جدال جناح ها بود. مهم تر از همه٬ بر فضاى انتظار و نگرانى جامعه ناشى از جدال تروريست ها و تبليغات پوچ و ارتجاعى حول "انرژى هسته اى" و... تأثير تعيين کننده داشت. درست در شرايطى که ارکستر ناميمونى براى کشاندن مردم پشت سياست هاى اتمى در تلاش بود٬ معلمان با يک حرکت گسترده از رفع تبعيض سخن گفتند و در تغيير فضا به نفع جنبش آزادى و برابرى نقش ايفا کردند. جنبش کارگرى اميدوارتر شد و فعالين جنبش هاى اجتماعى به استقبال و حمايت از اين مبارزات رفتند. معلمان سال گذشته را با عزم و روحيه ی مبارزه جویى و حق طلبى به پايان بردند و اين پيش درآمدى براى حضور گسترده تر در سال جديد٬ در روز معلم است.

مجمع عمومى تشکيل دهيد! اين مبارزات درعين حال که معلمان در آن گسترده شرکت داشتند٬ فاقد مکانيزمى مستمر براى دخالت توده ی معلمان بود. در مواردى به درست تصميمات و قرارهاى بعدى در اجتماع معلمان اعلام مي شد. اين اقدام خوب بايد همه جا سنت شود. اما بعد از اجتماعات معلمان در مناطق و مراکز آموزشى ظرفى براى دخالت و تأثيرگذارى بر روند تصميمات نداشتند. فقدان چنين مکانيزمى بر روايات وبلاگى و شايعات در متن يک مبارزه دامن مي زد. برخی هم بيکار نبودند و از انواع شانتاژ و دروغ عليه معلمان در رسانه هايشان مي نوشتند. رهبرى اين اعتراضات به روز اجتماع در مقابل مجلس خلاصه نمي شود٬ مهم تر از آن ايجاد وحدت در ميان معلمان و به ميدان کشيدن آنان است. معنى واقعى شعار "مشکل ما حل نشه٬ مدرسه تعطيل ميشه" چيست؟ معلمان مي گويند ما مي توانيم مدارس و مراکز آموزشى را با ميليون ها دانش آموز به اعتصاب بکشانيم. چنين اعتصابى  حتى اگر يک هفته طول بکشد٬ دولت را در مقابل معلمان شکست مي دهد و فضاى سياسى را زير و رو مي کند. اين اخطار عملى است و زمينه ی اجتماعى گسترده دارد. اما براى تحقق آن بايد توده ی وسيع تر معلمان را متحد کرد و متحد نگاهداشت. موانع چنين حرکتى را شناخت و خنثى کرد. در غير اين صورت همواره اين خطر وجود دارد که تمايلاتى دست بالا را پيدا کنند که معلمان را خانه نشين مي کند و در کريدورها دنبال نامه ی اعتراضى دادن به دولت است. يک شرط مهم پيشروى و پيروزى اين اعتراضات دخالت گسترده ی توده ی معلمان مدارس هر منطقه به طور مستمر در مجامع عمومى معلمان است. عليرغم اين که هنوز معلمان در تلاش براى تشکل اند٬ حضور معلمان در اين ابعاد در اجتماعات و يا در تحصن ها و اعتصاب در مدارس نشان داده که ظرفيت هاى بسيار گسترده اى در اين جنبش وجود دارد. براى دخالت توده ی معلمان در حرکت و تبیين حرکت٬ لازم است مکانيزم دخالت آنان را روشن کرد. مجمع عمومى معلمان مکانيزمى است که قدرتى فوق العاده به اين اعتراضات مي دهد. معلمان مي توانند در هر منطقه، مجمع عمومى معلمان مدارس را برقرار کنند. تلاش کنند بيشترين معلمان هر مدرسه را در آن دخيل کنند. سوالات و مشکلات را به بحث بگذارند٬ راجع به تلاش هاى تاکنونى و راه پيشروى و چه بايد کرد حرف بزنند. تصميم بگيرند و براى اجراى آن مستقيماً نمايندگان و سخنگويانشان را برگزينند. اگر در هر شهر و مناطق آن معلمان ايجاد مجامع عمومى معلمان را در دستور خود بگذارند٬ در گام اول جمعيت بسيار وسيعترى از معلمان به ميدان خواهند آمد. اين مکانيزم دخالت مستقيم هر معلم را تأمين مي کند و صفى از رهبران معلمان را جلو صحنه مي گذارد. مجمع عمومى و انتخاب نمايندگان و سخنگويان معلمان توسط خود معلمان٬ مکانيزمى است که مستقيماً تمايلات معلمان و سطح اعتراض آن ها را منعکس مي کند. اين تنها مي تواند ضامن پيشروى باشد. خواست هاى معلمان روشن است. عصابنيت آن ها گسترده است. عملکرد دولت و آموزش و پرورش و وعده وعيدها هم بر همه روشن است. سرکوب جلوى مجلس را سال هاى قبل هم تجربه کرده بوديم. آن چه روشن است و در تظاهرات ها هم اعلام شد و بر پلاکاردها نوشته شد اينست که؛ "فرياد ما و خواب شما پايانى ندارد"!٬ "مشکل ما حل نشه٬ مدرسه تعطيل ميشه"! معلمان بايد در سال جديد متحدتر به ميدان بيايند. فرياد و تهديدشان را در صورت سر دواندن بيشتر عملى کنند. اعتصاب را در دستور بگذارند٬ براى آن نيروى کافى بسيج کنند و با قدرت و برنامه ی روشن وارد آن شوند. مجمع عمومى؛ مي تواند اين عزم و اراده را عملى کند.

حمايت داخلى و جهانى لازم است: در دنياى امروز هر مبارزه اى براى پيشروى بايد اجتماعى و به مسئله ی روز جامعه تبديل شود. معلمان اين توان را دارند که با سهولت حمايت وسيعى در ايران و خارج ايران کسب کنند و از آن به عنوان اهرم فشار به حکومت در مبارزشان نفع ببرند. تا همين امروز بزرگترين سازمان هاى کارگرى با ميليون ها عضو از خواست هاى معلمان حمايت کردند. در ايران محافل و نهادهاى کارگرى حمايتشان را اعلام کردند. مجامع عمومى معلمان مي توانند خطاب به مردم٬ به طبقه ی کارگر که خود يک بخش آنند٬ به جنبش آزادى زن٬ به دانشجويان٬ به سازمان هاى کارگرى و کنفدراسيون هاى معلمان در جهان٬ بيانيه بدهند. خواست هايشان را اعلام کنند و خواهان حمايت آن ها شوند. در بيانيه هايشان عليه فقر و تبعيض که درد اکثريت عظيم مردم ايران است حرف بزنند. درد مشترک را بايد با صداى مشترک فرياد زد. کمپين جهانى و داخلى در حمايت و تقويت اين مبارزات جاپاى محکمى به اين اعتراضات در کل جامعه مي دهد و حفاظ امنيتى بزرگى براى فعالين و رهبران معلمان ايجاد خواهد کرد.

در مدارس کار کنيد: دانش آموزان و دانشجويان نقش بسيار مهمى در اين اعتراضات مي توانند ايفا کنند. اين يکى از نقاط قوت مهم اعتراضات معلمان در هر جائى است.
در اين دور مبارزه ی معلمان؛ در برخى جاها، دانش آموزان حمايت کردند و در جاهائى مانند خوزستان در حمايت از معلمان؛ مبتکر تعطيل مدارس شدند.
معلمان، بايد با دانش آموزان رابطه ی عميق ترى ايجاد کنند. در باره ی مشکلاتشان و ضرورت حمايت دانش آموزان حرف بزنند. نگرانى هاى آن ها و والدينشان را پاسخ دهند. از هم اکنون در مقابل هر فضاى تحريک عليه اعتصاب کار کنند. حمايت دانش آموزان و والدين آن ها يک جهش بزرگ در اين مبارزه است که افق پيروزى آن را شفاف تر ميکند. خود دانش آموزان بايد رأساً دست به کار شوند. در هر دبيرستان و مدرسه چند فعال دانش آموزان مي تواند کل مدرسه را بسيج کند. دانش آموزان بايد در شکلى علنى و متحد از خواست هاى معلمان حمايت کنند. عليه شرايط بد آموزشى و شلوغى کلاس ها و مشکلاتى که براى معلم و تدريس و غيره به وجود آورده اند اعتراض کنند. معضلات را با والدينشان طرح کنند و راه حمايت از معلمان را هموار کنند.

 تبليغات گسترده تر لازم است: صدور يک گزارش و اطلاعيه بعد از اجتماعات پانزده، بيست هزار نفره ناکافى است و ارزش و جايگاه اين مبارزات را کوچک مي کند. يک رابطه ی مستمر کتبى و اعلام موضع با معلمان و جامعه لازم است. خواست هاى روشن معلمان بايد براى هر معلم مثل اسم خودش روشن باشد. بيانيه ی سراسرى مطالبات معلمان بايد تدوين شود. بايد جنبش هاى ديگر از آن مطلع باشند. بايد مرتب نهادها و روزنامه ها و رسانه ها از آن اسم ببرند. بايد در مورد اين خواست ها بحث در ميان معلمان رايج شود. يک اعتراض موفق بدواً خود را به مسئله ی روز جامعه تبديل مي کند. اسناد و تراکت هائى بايد در اين زمينه تدوين شود و وسيعاً پخش شود. گزارشات و جمع بندى اعتراضات اين دوره بايد در اختيار همگان باشد. سايت ها و وبلاگ ها و شبکه هاى خبرى بايد ايجاد کرد و به سرعت در دنياى اينترنت موضوع را به همه گوشه ی جامعه "لينک" کرد. استنتاجاتى به عنوان خواست مشخص تر بايد از بین خواست هاى معلمان تهیه کرد. مثلاً معلمان خواهان افزايش دستمزد اند. بايد رقمى را تعيين کنند و اعلام کنند. بحث حداقل دستمزد؛ مسئله ی کل طبقه ی مزدبگير است. حداقل دستمزد بايد تعيين شود. معلمان در اين مورد بايد حرف روشن بزنند. در مورد مسئله ی مسکن بايد خواست هاى روشنى را مطرح کرد. وام مسکن و بن ها کافى نيست. "مسکن مناسب" بايد شعار معلمان باشد و براين اساس خواست هايشان در اين زمينه دقت کنند. نشريه و خبرنامه ی معلم منتشر کنيد. معلمان به يک مرجع معتبر و سراسرى نياز دارند که بخش کثيرى به آن مراجعه مي کنند و مي توانند در آن دخالت کنند. سايت هاى فردى و سايت کانون صنفى پاسخ اين نياز را نمي دهد. در چنين نشريه و خبرنامه اى مي توان گزارش هاى دقيق و روشنى از فضاى آموزشى و مدارس در ايران٬ اولويت ها و سياست ها٬ تناقضات و ضديت آن با آموزش علمى٬ معضلات و کمبودهاى مدارس٬ آئين نامه ها و قوانين دست و پاگير در نهاد آموزشى٬ درد دل ها و نظرات معلمان٬ گزارشات از ابتکارها و اعتراضات معلمان در هر گوشه ی کشور٬ انتشار خواست ها و فراخوان ها را منتشر کرد. يک نشريه و خبرنامه ی اينترنتى مي تواند به سرعت در خانه ی هر معلم جايش را پيدا کند. رهبران معلمان، براى تماس و حرف زدن با همکارانشان و جامعه به ابزارهایى اجتماعى نياز دارند. اين يک اهرم مهم انسجام اين مبارزه است. بايد در بيانيه ها و قطعنامه ها خواست هاى مشترک را تدوين کرد. بايد از مبارزات موجود با روشنى دفاع و اعلام حمايت کرد. طبقه ی کارگر بايد در يک قامت سراسرى از مبارزات معلمان حمايت کند و متقابلاً معلمان به عنوان بخشى از اين طبقه از خواست ها و اعتراضات جنبش کارگرى دفاع کند. يک سوال و حرف واقعى مردم  و معلمان اينست که چرا پول براى سانتريفوژ و تاسيسات هسته اى و موشک هست٬ اما حقوق معلمان و کارگران پرداخته نمي شود؟ چه کسى از ما براى ساختن بمب و موشک و غيره نظر پرسيده است؟ کجا معلمان و کارگران گفته اند "انرژى هسته اى حق مسلم ماست"؟ اين سوالات واقعى و عميق اند. بايد همه جا گفت و فرياد زد چرا مفت خورها و آقا زاده ها حقوق هاى بيست ميليونى مي گيرند٬ ده جا شرکت و کاخ سلطنتى بپا کردند٬ اما کارگران و معلمان حقوق معوقه شان هم پرداخت نمي شود٬ در فقر و فلاکت بسر مي برند٬ و اعتراض برحقشان سرکوب مي شود؟ چرا براى ... پول هست اما براى ما نيست؟ بايد در اجتماعات و مجامع معلمان و در جامعه همين سخنان واقعى و روشن را گفت و به حرف همگانى تبديل کرد. کارگران و معلمان اعلام کنند؛ "زندگى مرفه و ايمن حق مسلم ماست"!٬ "لغو قرارداد موقت و ايمنى شغلى حق مسلم ماست"!٬ "بيمه ی بيکارى مکفى حق مسلم ماست"!٬ "تشکل و اجتماع و اعتراض حق مسلم ماست"!

ما بايد در مقابل بالائى ها و سردواندن ها و شعارهاى کج و معوج٬ حرف روشن خود را به زبان ده ها ميليونى کارگران و مردم اعلام کنيم. اين يک مکانيزم اتحاد و بسيج حول يک سياست و جهت واحد است. روز معلم روز اعتراض به تبعيض و بى عدالتى و روز اعاده ی حرمت انسانيت ما و اعلام توقع انسانى مان براى کل جامعه است. به استقبال روز معلم برويم. بر موانع و ضعف ها با تلاش و کوشش فائق شويم و صفى متحد و خوشبين را در اين روزها براى آزادى و برابرى به ميدان بکشيم.

برداشتی آزاد از: سياوش دانشور

 

صدای معلم: ضمن احترام به نظر ایشان باید عرض کنم که در ایران معضلاتی وجود دارد که برای هر ایرانی که در ایران زندگی می کند اظهر من الشمس است و رسیدن به این حد از آزادی و آگاهی، فرایندی طولانی اما دست یافتنی است. با وجود این که اصل مقاله بسیار تندتر از این بود که می بینید باز هم انتقاداتی بر آن وارد است، هر چند که خمیر مایه های درست فراوانی در آن می توان یافت و انگیزه ی ما از انتشارش نیز جز این چیزی نیست. نظر شما؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 16:14  توسط صدای معلم  | 

تصاویر لوازم التحریر و شال گردن با آرم انرژی هسته ای!

به گزارش واحد مركزي خبر  مدیرکل دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: تصاویر و اشکال چاپ شده روی لوازم دانش آموزان باید منطبق با فرهنگ ایرانی و اسلامی باشد.

 کریمی افزود: همان گونه که روی وزن ، شکل و رنگ کیف ، کفش و لوازم التحریر دانش آموزان توجه می شود باید به بحث فرهنگی این اقلام نیز توجه شود.

آیین نامه نحوه نظارت بر علائم، نشانه ها و تصاویر روی البسه و لوازم التحریر، ‌اسفند 1379 در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است .

وی گفت: تولید کنندگان کیف، کفش و لوازم التحریر دانش آموزان باید از به کار گرفتن علائم و نشانه هایی که با فرهنگ ایرانی و اسلامی در تعارض است و نیز بر فرهنگ عمومی کشور تأثیر منفی می گذارد خودداری کنند.

کریمی افزود: وزارت ارشاد با هرگونه تصاویر و حروف خارجی حک شده بر روی کیف، کفش و لوازم التحریر دانش آموزان که با فرهنگ ایرانی اسلامی مغایر باشد برخورد قانونی خواهد کرد.

مدیر کل دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از همه ی سازمان ها و دستگاه های ذیربط خواست با نظارت دقیق و برخورد قانونی با اشکال متناقض با فرهنگ ایرانی اسلامی چاپ شده روی برخی لوازم دانش آموزان، وظیفه ی خود را در پاسداشت فرهنگ غنی ایرانی اسلامی ادا کنند.

صدای معلم: این آیین نامه با آن پیشنهاد رئیس جمهور محبوب!(شال گردن‌هايي با آرم انرژي صلح‌آميز هسته‌يي براي دانش‌آموزان) - رجوع کنید به پست قبل- چه می شود؟!

آقایان! مدرسه را با سربازخانه و پادگان اشتباه نگیرید! البته از شما که خود پادگانی هستید این گونه تفکر بعید نیست.

چطور است که از همین سال به جای درس های ریاضی و  علوم و... دانش آموزان را با عملیات استشهادی و اسلحه و مهمات و انواع جنگ های پارتیزانی آشنا کنیم و عقبه ی افکار مهجور شما را تهیه نماییم؟ توصیه ی قرآنی هم که دارید "و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل...(انفال آیه ی 60) شما چه زمانی از رو می روید؟!  از میان  آن همه توصیه های خدا مبنی بر محبت و دوستی و مدارا و رفق و خلق خوش محمدی(ص) همین و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه را آموخته اید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 16:12  توسط صدای معلم  | 

آخرین افاضات رئیس جمهور

رييس‌جمهور يكشنبه‌شب در آستانه ی سفر خود به نيويورك و شركت در اجلاس عمومي سازمان ملل متحد با حضور در شبكه ی جهاني جام جم با تبريك فرا رسيدن ماه مبارك رمضان در باره ی موضوعات مختلفی صحبت کردند که در ذیل توجه شما را به چند نکته جلب می کنم:

محمود احمدی نژاد گفت: كشورهايي كه خود زندان‌هاي مخفي دارند و انسان‌ها را ترور مي‌كنند مي‌آيند و اتهامات بي‌اساسي را در مورد حقوق بشر نسبت به ايران مطرح مي‌كنند در صورتي كه اين اتهامات همه نادرست است. در ايران امكان ديكتاتوري وجود ندارد چون همه چيز متعلق به ملت است و ملت همه چيز را تعيين مي‌كند و آن‌ها با اين ادعاها مي‌خواهند خطاها و اشتباهات خود را بپوشانند. آن‌ها آي دزد، آي دزد مي‌كنند كه كسي نفهمد دزد واقعي خود آن‌ها هستند.

وي گفت: ما شيوه‌ ی مديريت در عرصه ی‌ جهاني را كه منجر به ظلم و چپاول و تحميل است را قبول نداريم و معتقديم اين شيوه بايد عوض شود و روش ما نيز فرق مي‌كند. روش ما روشي فرهنگي، سياسي و انسان‌دوستانه است و ما حتي براي قضيه‌ فلسطين نيز راه‌حل انساني‌ را پيشنهاد كرده‌ايم و پيشنهاد رفراندوم را داده‌ايم كه خود مردم فلسطين آزادانه در رفراندوم شركت كنند.

احمدي‌نژاد هم‌چنين با استقبال از ايميلي مبني بر ارائه ی طرحي در مورد انرژي هسته‌يي در سراسر كشور در پاسخ به اين پيشنهاد گفت: مثلاً مي‌توانيم شال گردن‌هايي با آرم انرژي صلح‌آميز هسته‌يي براي دانش‌آموزان توليد كنيم. اين پيشنهاد خوبي است كه مي‌توان به سازمان انرژي هسته‌يي داد كه بچه‌ها با شال‌ گردن‌هايي با اين آرم به مدرسه بروند.

 وي در ادامه گفت: سال گذشته وقتي شما در اجلاس عمومي سازمان ملل متحد سخنراني مي‌كرديد صندلي نماينده آمريكا خالي بود. اي كاش در آن موقع مي‌گفتيد برخي از اين سياستمداران حتي ظرفيت گوش دادن به حرف ديگران را ندارند. اگر امسال نيز اين كار را انجام دادند اين صحبت را بگوييد.

رييس‌جمهور با استقبال از اين پيشنهاد گفت: حتما اين كار را مي‌كنم، حال اگر در مجمع عمومي نبود در يك مصاحبه آن را مي‌گويم، اين‌ها در گوش خود پنبه مي‌گذارند كه پيام درست را نشوند و تلاش مي‌كنند در گوش ملت‌هاي خود نيز پنبه بگذارند كه بايد تلاش كرد كه اين پنبه‌ها خارج شود.

صدای معلم: تعجب نکنید با مرور اخبار یکشنبه 25 شهریور86 متوجه خواهید شد که این سخنان عیناً از زبان خود احمدی نژاد خارج شده است. حال یک بار دیگر با دقت بیشتر متن خبر را بخوانید و باز هم بخوانید! لطفاً فقط بخوانید و اصلاً ارتباط آن ها را با وضعیت فعلی ایران مقایسه نکنید که احتمالاً به خطا خواهید رفت. ما زندان های مخفی، ترور، اتهامات بی اساس، دیکتاتوری، دزد که نداریم بماند- شیوه ی مدیریتی مان هم به روش فرهنگی، سیاسی و انسان دوستانه است و رفراندوم هم که تا دلتان بخواهد از میان افرادی که عقلای قوم برایمان مشخص کرده اند برمی گزینیم  و به ریاست جمهوری، مجلس، شوراها و... می فرستیم. گوش های مسؤولین هم که اصلاً پنبه ندارد! چه روزگاری شده که سنگ پای قزوین هم رو سفید گشته!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 16:9  توسط صدای معلم  | 

گفت و گو با یکی از معلمان وبلاگ نویس

سلام بر دوستان عزیز کانون و همکاران و خوانندگان عزیز!
معلمی از کویر سربداران هستم که به عنوان مدرس کامپیوتر در آموزش و پرورش خدمت می کنم با 15 سال سابقه کار.

    آنگاه که یاران ما، درتهران به خاطر فریاد عدالت خواهی به شدت زیر فشار بودند، ضرب و شتم می شدند، تحقیر می شدند، تنها وسیله ی فریاد رسانی آنان (وبلاگ کانون) فیلتر می شد، من آرام نشستن، سکوت و تماشای ستم به همنوعان و همکارانم را ستمی دیگر دانستم که در حق آنان روا داشته می شد. لذا بر آن شدم که به یاری آنان بشتابم.
    کوچکترین کاری که در این شرایط می توانستم انجام دهم نشر اخبار کانون و اطلاع رسانی به همکاران از طریق این وبلاگ و انتشار اخبار در سطح اینترنت و ارسال برای برخی سایت های خبری داخلی بود که این کار را انجام می دادم و هدفم مبارزه با فیلترینگ و رساندن صدای عدالتخواهی معلمان به گوش همگان بود.
اکنون هم، هیچگونه وابستگی به هیچ جناح و حزب و دسته ی سیاسی ندارم.فقط هدفم عدالتخواهی و اطلاع رسانی به همه معلمان عزیز است.

   همانطور که در عنوان وبلاگ آورده ام: "هدف اين وبلاگ صنفي و اطلاع رساني است این وبلاگ می خواهد فرياد عدالت خواهي معلمان را بازتاب دهد، و هيچگونه وابستگي سياسي به هيچ حزب و دسته و جناحي ندارد، بلکه فقط خواسته هاي به حق و صنفي معلمان در آن بيان مي‌شود."
   با این همه، اکنون من و چند تن از همکاران از طرف حراست اداره مرتب تحت باز جویی و احضار هستیم، آنان دنبال عاملان این تحصن ها هستند، و مرتب اتهاماتی سنگینی را به ما نسبت می دهند.

اما پاسخ به پرسش های همکارم در سایت کانون تهران:
از اتهاماتی که حراست اداره به ما معلمین متحصن در مدرسه مان وارد کرده و ما را پیرو منافقین نامیده به شدت انتقاد کرده و این اتهامات را شایسته ی هنر معلمی نمی دانیم.

 من در این حد بر خود واجب دانستم که اطلاع رسانی کنم.
  کلیه ی هزینه های این وبلاگ و به روز کردن آن به عهده ی خود بنده می باشد و سعی می کنم تا توان دارم و تا احقاق حقوق فرهنگیان این راه را ادامه خواهم داد. اگر هر همکاری به وظیفه ی خود عمل کرده و فریاد عدالتخواهی ما را لبیک بگوید باور کنید که خیلی زود جمعیت یک میلیونی معلمان به اهداف خود خواهد رسید.
وبلاگ نویسی یک مسئولیت است. چرا که بابت همه ی نوشته هات باید بتوانی پاسخگو باشی. مخصوصاْ وبلاگهای کانون که خبررسانی است.
    من وبلاگ نویسی را برای هیجان انجام نمی دهم بلکه بابت احساس مسئولیت و احساس وظیفه به این کار رو آورده ام.
اما پیشنهاد من به همکاران:
1-برگزاری کلاس آموزش وبلاگ نویسی برای سایر همکارانشان (البته عنوان این کلاس می تواند کاربرد وبلاگ نویسی در آموزش باشد که خود بنده این کلاس را برای همکاران برگزار کرده ام.)
2-تشویق همکاران به وبلاگ نویسی و استفاده از اینترنت.
3-تشویق سایر همکاران به پیگیری اخبار و رویدادهای صنفی (باور کنید که خیلی از همکاران شاید بیش از 80 درصد آنان ماجراهای اعتصابات صنفی را پایان یافته می دانند و از اتفاقاتی که در تابستان برای همکاران رخ داده بی خبرند.)
اطلاع رسانی و ایجاد وحدت بین همکاران مهم ترین عامل برای موفقیت ماست.

 

منبع: کانون صنفی معلمان ایران- تهران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 0:57  توسط صدای معلم  | 

دست نگه دارید! تدریس معلمان مرد در مدارس دخترانه ممنوع!

بکارگيري‌ نيروهاي‌ مرد در مدارس‌ دخترانه‌ دوره‌ هاي‌ ابتدائي‌، ‌ راهنمائي‌، ‌ متوسطه‌ و پيش‌ دانشگاهي‌ در شهر تهران‌ ممنوع‌ اعلام‌ شد‌. سازمان‌ اموزش‌ و پرورش‌ شهر تهران‌ با صدور بخشنامه‌ اي‌ بکارگيري‌ معلمان‌ مرد در مدارس‌ دخترانه‌ دولتي‌ ‌, غيرانتفاعي‌, ‌شاهد و نمونه‌ دولتي‌ در همه‌ دوره‌ هاي‌ تحصيلي‌ را در هر شرايطي‌ ممنوع‌ اعلام‌ کرد‌. بر اساس‌ اين‌ بخشنامه‌ همچنين‌ بکارگيري‌ نيروهاي‌ زن‌ در مدارس‌ پسرانه‌ در دوره‌ هاي‌ راهنمائي‌ ‌ متوسطه‌ و پيش‌ دانشگاهي‌ نيز ممنوع‌ و استفاده‌ از اين‌ نيروها در دوره‌ ابتدائي‌ و مدارس‌ روستايي‌ نيز تابع ضوابط ويژه‌ است‌‌. اين‌ بخشنامه‌ بکارگيري‌ نيروهاي‌ مرد در دوره‌ پيش‌ دانشگاهي‌ دخترانه‌ را براي‌ تدريس‌ برنامه‌ هاي‌ رسمي‌ ممنوع‌ دانسته‌ و افزوده‌ است‌ ‌استفاده‌ از نيروهاي‌ مرد فقط در فعاليت‌ هاي‌ فوق‌ برنامه‌ و منوط به‌ متاهل‌ بودن‌ دبير مرد، داشتن‌ ‌35‌ سال‌ سن‌ به‌ بالا و بهره‌ مندي‌ از سابقه‌ و تخصص‌ در رشته‌ مورد نظر براي‌ سال‌ تحصيلي‌ ‌86‌‌‌ -87‌ بلامانع است. اين‌ بخشنامه‌ مي‌ افزايد‌ شرط ديگر استفاده‌ از نيروهاي‌ مرد در فعاليتهاي‌ فوق‌ برنامه‌ در دوره‌ پيش‌ دانشگاهي‌ دخترانه‌ ‌ اعلام‌ نظر مستدل‌ و مکتوب‌ مديران‌ اين‌ مراکز درباره‌ علل‌ استفاده‌ نکردن‌ از نيروهاي‌ زن‌ و علل‌ نياز به‌ جذب‌ نيروهاي‌ مرد به‌ مديريت‌ مناطق‌ است.‌ ‌

بر گرفته شده از وبلاگ: انديشه معلم

صدای معلم: کم کم دایره ی ممنوع ها آن قدر زیاد می شود که راحت تر است لیستی از چیزهایی که آزاد است تهیه کنیم!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 17:49  توسط صدای معلم  | 

نامه ی سرگشاده به خانم لوئیز آریور(فعال حقوق بشر)

همكاران عزيز!

با شنيدن خبر سفر خانم لوئيز آربور به ايران، درصدد برآمديم تا از اين فرصت استفاده كرده و با ارسال نامه، صدای اعتراض خود به دولت را، از اين طريق به گوش جهانيان برسانيم هرچند اين خود ما هستيم كه سرنوشت خودمان را رقم مي زنيم ولي معتقدیم؛ از هيچ فرصتی برای به كرسي نشاندن خواست هاي خود نبايد دريغ كرد.

نامه ی زير توسط برخي از همكاران و فرهنگيان محترم تنظيم شده است و اميدواريم كه توانسته باشد تا حدودی حرف های ناگفته ی بقيه ی دوستان را بيان كرده باشد. به اميد رسيدن همه ی معلمان شريف و زحتمكش به خواسته های واقعي خودشان!

 

خانم لوئيز آربور!

با سلام و احترامات فراوان

مطلع شدم كه براي بررسي مسائل حقوق بشر به كشور ما قدم گذاشته ايد. ضمن خوش آمدگويي، اجازه بدهيد چند جمله اي هر چند بسيار مختصر از وضعيت نابسامان اقتصادي اقشار جامعه و به ويژه قشر فرهنگيان ایران را برايتان بنويسم.

 28 سال و اندي است كه از انقلاب اسلامي ايران مي گذرد و دراين بين، نتيجه ی  اين انقلاب، بر اركان مختلف ميهنمان را بيش از همه، مردم ما به طور روزمره؛ آن هم با تورم سرسام آور، گراني جهشي مايحتاج عمومي خود، هم چنين با فقر ناشي از افت خريد، با بيكاري روز افزون و عوارضي كه اين بيكاري به دنبال داشته است، لمس مي كنند!

ديگر رنگ شب ها در هيچ خانه اي ,رنگ زيباي خنده نيست و آن چه خودنمايي ميكند عرق شرمي است كه بر جبين پدران و مادران زحمت كش نقش بسته است. عرقي كه پس از گذران يك روز پر تلاش با دستي خالي تر از ديروز بر چهره ی پدر خودنمايي مي كند.

به زودی مدارس بازگشايي می شوند! شروع مدارس براي ما نه شروع سالي مملو از درخشندگي نوباوگانمان،بلکه؛ آغاز زنگ فلاكت بار رنج و محنت است!

ديگر بر روي تابلوهای سياه كلاس مدرسه نمي توان نوشت كه ۱=۱

چرا كه كودكانمان مي دانند كه نيست!

ديگر بر روي تابلوهاي سياه كلاس مدرسه نمي توان نوشت كه بابا نان داد!

چرا كه كودكانمان مي دانند بابا نان ندارد!

 ديگر بر روي تابلوهاي سياه كلاس مدرسه نمي توان نوشت كه بابا آب داد!

 چرا كه كودكانمان مي دانند بابا آب ندارد!

بله! نمي توان سنت هاي ديرپاي آموزش را براي فرزندانمان در كلاس هاي درس پاينده و جاويد كرد چرا كه فرزندان ما، از هر قشري كه باشيم، تنها با يك مفهوم آشنا هستند؛ و آن اين كه بابا فقير است و هيچ ندارد!“                           

در واقع مديريت فعلي و در رأس آن سركردگان حكومتي، حيات و معيشت مادي افراد و خانواده هاي ايراني و در حقيقت نسل هاي آينده را با سياست هاي خود در معرض خطر قرار داده اند.

 

خانم لوئيز آربور گرامی!

تا به حال به عنوان يك انسان به اين نکته فكر كرده ايد كه عواقب اين بي عدالتي ها در ايران و در اركان جامعه ی ايران، تحت حاكميت نالايق، چه خواهد بود؟ و اين كه ادامه ی اين روند چه فجايعي را به بار خواهد آورد؟ 

كشور ما امروز به علل مسائل سياسي و حق كشي هاي اجتماعي و عدم رعايت حقوق اجتماعي در جامعه به قهقرا رانده شده است و در لبه ی پرتگاه قرار دارد. بيش از يكصد سال است كه ايران بستر رشد خود را به علل نداشتن حقوق اوليه ملت از دست داده است. 

اين گرفتاري، اين فقر لجام گسيخته ی اجتماعي، اين حجم از نداري و فلاكت، اين تعداد از مردمي كه زير خط فقر يا بهتر بگويم؛ ”زير خط مرگ“ گذران زندگي مي كنند، آن هم در سرزميني كه بر روي اقيانوس هاي نفت شناور است، اين آمار سرسام آور فجايع اجتماعي كه تماماً ناشي از فقر و بيكاري جوانان و بي هويتي آنان است از اين رو كه با فساد مالي بي سابفه، تحت تأثير سياست هاي دولت فعلي توأم شده است، نتيجتاً راه به يك فاجعه ی ملي و فقر بي سابقه، عليرغم داشتن سرمايه ی عظيم و بي شمار خدادادي در ايران برده است.

 اگر نگاهي حتي گذرا به تاريخ درخشان مبارزاتي كشور ما بياندازيد با دكتر محمد مصدق آشنا خواهيد شد! ما به اين رهنمود هميشه معتبر و پابرجاي دكتر مصدق يعني اين كه نفت سرمايه است، اگر بيرونش مي آوريم بايد تبديل به احسن بشود، بايد تبديل به سرمايه ی صنعتي و اقتصادي و زيرساخت هاي اقتصادي بشود تا بتواند رونق اقتصادي ايجاد كند نه اين كه براي مصارف روزانه ی دولتمردان و آقازاده هاي آنان، اعتقاد داريم.  

اين همان پايه و مبنايي است كه متأسفانه در دولت فعلي شاهد ركود و در نهايت مرگ اين سياست مردمي و برخوردي به غايت ضد انساني و ضد ملي در تنظيم رابطه با سرمايه هاي ملي و ميهني اين كشور هستيم.

اين روزها فقر و گراني در جامعه بيداد مي كند و بسياری از اعتراضات انجام شده در سطح كشور، به خاطر فقر فزاينده و نداشتن قدرت خريد براي اقلام ضروري مي باشد. درآمدهاي نفتي ما به جيب حاكمان رفته و مردم ستمديده و محروم از آن كوچكترين سهمي ندارند. غارتگري و چپاول در حكومت فعلی نهادينه شده ولی سهم مردمِ كمدرآمد كشورمان از اين ثروت ملی، فقر و گرانی است.

دولت احمدي نژاد با شعار ”نفت بر سر سفره مردم روی كار آمد و حالا همان سفره ی بخور و نمير قبلی را هم دارند پاي سياست های بي خاصيت اتمی جمع مي كنند!

 

خانم لوئيز آربور!

اين نوشته بيان دردهای دل آموزگاری است كه با عشق به آموختن، اين شغل را برگزيد. هر چند ناقص و اجمالي اما تلاش كردم شمه ای از چهری دهشتناك هيولای فقر و نداری در ايران را برايتان به تصوير بكشم.

با اميد به اين كه شما هم به عنوان مسؤول رسيدگی به وضعيت اسفبار اين كشور، وظيفه ی انساني خود را فراموش نكنيد و حالا كه فرصتي براي سفر به ”سرزمين فراموش شدگان“ يعنی ايران برايتان ميسر شده است، گامی مفيد و انسانی در اين زمينه برداريد.

 

با احترام و سپاس

... از جامعه ی فرهنگيان ايران

 

صدای معلم: با عرض پوزش متن نامه را کمی ویرایش کرده ایم خوانندگان محترم برای اطلاع  از متن اصلی می توانند به منبعی که در ذیل متن ذکر شده مراجعه فرمایند.

 

منبع: سخن مشترک

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 15:48  توسط صدای معلم  | 

از معلمان تبریز


نویسنده: معلم بیدار
دوشنبه 19 شهريور1386 ساعت: 2:35
بالاخره در تبریز نیز هیئت بدوی تخلفات بکار افتاد و از حدود25 روز پیش دعوت نامه هائی را با اتهامات تحصن غیر مجاز و تجمع بدون مجوز و ...... برای معلمان فرستاد.
البته قبل از این در سطح نواحی برای معلمان برگه هائی صادر شده بود ولی اینبار مثل اینکه جریان فرق میکنه؟
منتظر ببینیم برای همکارانمان چه اتفاقاتی خواهد افتاد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 6:47  توسط صدای معلم  | 

انحلال کانون صنفی معلمان کرمانشاه !

انحلال کانون صنفی معلمان کرمانشاه !      

به نام حضرت دوست

همکاران گرامی

سرانجام در تاریخ 14/6/1386 پس از چندماه کش و قوس، فرمانداری کرمانشاه انحلال  رسمی کانون صنفی معلمان کرمانشاه را به این تشکل پویا و تاثیرگذار ابلاغ نمود و کتبا اعلام کرد که براساس نامه ی مدیر کل سیاسی انتظامی وزارت  کشور و مصوبه ای از جلسه ی کمیسیون ماده ی ده احزاب و تشکل ها، مجوز کانون صنفی معلمان کرمانشاه باطل و هرگونه فعالیت تحت عنوان کانون یاد شده ممنوع می باشد.

اکنون که  تلاش این کانون برای اعتلای فرهنگی کشور و نیل به ایرانی توانمند درسایه ی عدل  اسلامی، مهرغیرقانونی بودن بر پیشانی آن زده اند، همه ی همکاران ارجمند برای خروج از این وضعیت به یاری فکری و مشورتی طلبیده می شوند.

امید است که از دیدگاه های ارزشمند خویش این تشکل را بهره مند سازید. به نقل از معلمی از دیار سربداران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 6:37  توسط صدای معلم  | 

گفتگو با اقای بهشتی بازرس کانون صنفی معلمان

   توجه خوانندگان عزیزرابه گفتگویی که وبلاگ کانون صنفی معلمان تهران باآقای محمود بهشتی درباره ی رویدادهای اخیرکانونهاومعلمان انجام داده است،جلب می کنیم.

  آقای بهشتی مسائل پیش آمده برای  کانون هاوهمکاران راچگونه ارزیابی می کنید؟

    شخصیت کانون مایک شخصیت صنفی است.ماباید صنفی بودن خودمان رابیشتراثبات کنیم،واقعیت هایی که برای معلمان پیش می آید،رابایددرقالب کاملاصنفی مطرح کنیم،قاضی هم قطعاتحت تاثیرقرارخواهدگرفت.مگرآنکه بگوییم همه چیزازپیش برای آنهادیکته شده،و مسئولیت ازپیش تعیین شده است.دراین صورت هیچ کاری نمی توان کرد.امامن فعلاچنین دیدگاهی ندارم. ازدیدمن توی این جبهه  پیروزی با ماست.

      ازدید شما آیاکانونهای صنفی معلمان به اهداف خود نزدیک شده اند،یانه؟معلمهامی توانند به روند کارصنف خودامیدوارباشند؟

     کانونها صنفی با حداقل امکاناتی که دارند،به نسبت احزاب قوی ای  که اکنون هست، کارهای بزرگی انجام داده اند،بسیارجلوترازاحزاب قوی وابسته به قدرت دولت هستند.ازدید من کانونهاازاهداف پیش بینی شده جلوتر هستند.

      فکرمی کنید،کانونهابرای معلمان چه کاری انجام داده اند،تامعلمها به تلاش آنهاامیدوار باشند؟

     یکی ازدستاوردهای کانونها ایجاد انسجام میان معلمان بود،امروزه بیشتراصناف به این همبستگی معلمان حسرت می خورند.بخشی از این انسجام نتیجه ی تلاش کانون ها بوده است. ازدید معیشتی هم کافی است، همکاران نگاهی به فیش حقوقی خودشان بیندازند وآنرا با سالهای گذشته مقایسه کنند.می بینیم که حقوق معلم ها نسبت به گذشته رشد بسیار بالایی داشته است. البته این نتیجه ی حضورخودهمکاران بوده است.فعالیت خودهمکاران بوده است،کانونی ها هم به این تلاشها انسجام داده اند.

       آقای بهشتی چه صحبتی با همکاران معلم دارید؟

      پیام من این است،که باید بیشتراستقامت کرد،با استقامت است، که به نتیجه ی دلخواه خواهیم رسید.

    جناب آقای بهشتی به عنوان آخرین پرسش ،اخیرا شایعه هایی دال برلغومجوزکانون صنفی معلمان ایران شنیده می شود.دوست داشتیم ،نظرشمارادراین باره بشنویم.

   این ادعا به هیچ وجه قابل قبول نیست،مجوز کانون کاملاقانونی است. وبه قوت خودش باقی است.اگرکوتاهی ای بوده ازجانب وزارت کشوربوده است. کانون صنفی معلمان ایران همه ی مراحل قانونی خودش را طی کرده وهیچ مشکلی ندارد

به نقل از وبلاگ کانون صنفی معلمان ایران- تهران

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نوبت دادگاه

نوبت دادگاه آقایان اعضای هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان تهران به ترتیب زیر انجام خواهد شد.

حمید پور وثوق        ۶ شهریور        وکیل : آقایان جهانگیرراد و پور بابایی

کریم قشقاوی         ۷شهریور         وکیل :

محمد رضا رضایی    ۱۳ شهریور      وکیل : آقایان پور بابایی وجهانگیر راد

محمدتقی فلاحی   ۱۴ شهریور      وکیل : خانمها محمدی و پور فاضل

داودپور سلیمان       ۱۸ شهریور     وکیل: 

علیرضا اکبری          ۱۹شهریور      وکیل : آقایان جهانگیرراد وپور بابایی

نورالله اکبری           ۲۰شهریور       وکیل: آقای بزرگی

رسول بداقی          ۲۱شهریور       وکیل آقایان جهانگیرراد و پور بابایی

محسن کمالی        ۲۴ شهریور      وکیل :

محمود بهشتی        ۲۷ شهریور     وکیل : هنوز وکیل نگرفته.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 18:33  توسط صدای معلم  | 

معرفی چند فیلتر شکن جدید

برای مبارزه با سانسور و فیلترینگ غیرمنصفانه آدرس چند فیلتر شکن را سایت قرار دادیم که از ان طریق به وبلاگهای فیلتر شده ی ما دسترسی پیدا خواهید کرد:

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 16:22  توسط صدای معلم  | 

معرف چند فیلتر شکن جدید

معرفی فیلتر شکن های جدید:

 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 22:49  توسط صدای معلم  | 

تو براي آرزوهاي من و من براي خواست تو

تو براي آرزوهاي من و من براي خواست تو در حاصلضربي كه ميخواستي در گستره اي به پهناي خاك ميهنم ضرب شديم و آي با كلاهي كه مرا مي آموختي به خواست بي شكست آزادي و بابا نان داد به همراهي نيرومند شاگردانت تبديل گشت كه فرياد مي زد: در جزوه ها بنويسيد يك با يك برابر نيست!

 يك ماه ديگر مدارس كشور باز خواهد شد , بازگشايي مدارس در سال تحصيلي 86-87درشرايطي انجام ميگيرد كه در سه ماه گذشته در فرصت تعطيلي مدارس بسياري از معلمان با تبعيد , تعليق از خدمت , اخراج و بازخريد مواجه شدند تا زمينه هاي حركتها و اعتصابات آينده خشك شود چرا كه سال گذشته جنبش معلمين ايران يكي از فعالترين جنبشهاي ميهنمان بود و تا روز تعطيلي  مدارس ادامه داشت , از اين دست اعتراضات ميتوان به تجمع معلمين در روز هفده اسفند هشتاد و پنج در مقابل مجلس اشاره كرد كه تعداد زيادي از همكارانمان در آن شركت داشتند , خواستار هماهنگ شدن نظام آموزش و پرداخت حداقل هاي حقوقشان بودند آنها در پلاكاردهايشان ميگفتند مدعي عدالت خجالت خجالت , اين همه شرمندگي مرگ بر اين زندگي , قرارداد موقت استثمار استثمار .... اما طبق معمول به جاي پاسخگويي با دستگيري و ضرب و شتم مواجه شدند  اكنون مدتهاست كه موج احكام ناعادلانه براي همكاران ما و ساير اقشار جامعه از جمله دانشجويان و جوانان و زنان روبه افزايش گذاشته است . نام عدالت زير پوست مهر ورزي , ناپديدگشته و آزادمردان با انواع و اقسام برچسب ها و اتهامات طرد گرديدند . فضاي عمومي بسيار محدود و در واقع آزادي بيان از كوچكترين معنا و مفهومي برخوردار نيست .

برخورد با معلمان و فرهنگيان و احكام تبعيد , اخراج , انفصال , و .... به صورت كاملا رسمي از اسفند ماه 85 آغاز گرديده و به متداوما تا كنون ادامه داشته است , بسياري از همكاران دردمندمان كه تنها براي احقاق حقوق خود فرياد معيشت و منزلت سر دادند , اكنون با اين احكام مواجه اند تا همگان داستان دولت مهرورز!! را از بر كنند . در شرايط كاري ما هم چيزي نه تنها تغييري نكرد بلكه اوضاع رو به وخامت نيز گذاشت . در روزهاي شنبه و يكشنبه دوم و سوم شهريورماه 86 , جمعي از همكاران حق التدريسي مان در مقابل مجلس گرد آمدند تا بار ديگر از عشق و اميدشان بگويند ... از ناگفته هايي آشكار و حرفهاي مشترك , با اينكه طي اين ساليان انبوهي حرف نگفته بر زبان داشتند اما تحمل بارسنگين تبعيض و نابرابري از همه سخت تر بود .

در هفته اخير نيز با صدور حکم هاي اخراج جديد, جمعي ديگر از سرشناسان عرصه دانشگاه خانه نشين شدند , موج جديد محدوديت ها در عرصه دانشگاه در حالي با برکناري برخي از اساتيد افزايش يافته که از مدتي پيش نهاد هاي امنيتي در تحليل هاي خود صريحا اساتيد دانشگاه ها و چهر هاي آکادميک را هدفي براي " انقلاب هاي مخملي" ناميدند و همزمان با اين تحليل فشارهاي مضاعفي را بر اين عرصه تحميل کردند. فشار هايي که با اعتراض بسياري از نيروهاي فعال در عرصه مواجه شده است.

سوال اصلي اين است که اگر قرار است هر روز يكي از اساتيد و يا معلمين به بهانه‌اي از عرصه علم و تربيت خارج شوند بهتر نيست آموزش و پرورش درايران تعطيل شود تا كسي به زحمت اخراج و بازنشسته كردن نيز نيفتد!!!!!؟؟؟؟

در واقع جامعه فرهنگي ايران روزهاي سختي را گذرانده و ميگذراند , فرهنگيان تجربه تلخ تبعيد و تهديد را چشيده اند , تازه به قدرت رسيده ها حتي مينيمم حقوق انساني ما را نديده گرفته اند .

سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي ....

آيا دولت نميبيند كه ما در زير بار اين وقايع به شدت تحت فشار و كارد به استخوانهايمان رسيده است ؟ ديگر براي ما آهي در بساط نيست و بايد به دولت مهرورز نهم گفت به جاي اينكه اينقدر ما را دچار مشكل ميكنيد و  به ما مارك اقدام عليه امنيت ملي و ارتباط با بيگانگان ميزنيد , فكري به حال اين شرايط بكنيد . ما انتظاري بيش از حق مسلم خود نداريم , ما فقط و فقط در پي مطالبه خواسته هاي برحقمان تجمع و اعتصاب كرديم اما دولت چرا در نارسايي و عدم توان پاسخگويي به نيازهاي ما چنين رفتارهاي ناشايستي انجام ميدهد ؟

حال با اين اوصاف بايد ديد كه راهكارهاي آتي ما در شروع سال جديد با شركت هفده و نيم ميليون دانش آموز و يك و نيم ميليون معلم سر كلاسهاي درس چيست ؟ با اينكه هنوز زخم «بازنشستگي اجباري» درمان نشده است , هنوز بار تبعيد و انفصال روي دوشهايمان سنگيني ميكند , هنوز طعم تلخ اخراج و وثيقه را حس ميكنيم اما آنچه مسلم و بديهي ميباشد پتانسيل نهفته در ما به عنوان نقش بلاجايگزين در آموزش الفباي آزادگي و شرافت است . به صدا در آمدن زنگهاي مدرسه , رويش ناگزير جوانه هاي علم و آگاهي را نويد ميدهد و حضور ما در كلاسهاي درس , ميتواند استمرار روزهاي يكدلي و يكصدايي مان در رسيدن به اهداف مشترك باشد , همكاران عزيز براي شروع موفق در سال تحصيلي از هم اكنون در فكر راهكارهاي موثر و مكفي باشيم  .

 انجمن اتحاد معلمين شهريور ماه 1386

 منبع:اتحاد معلمین

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 12:36  توسط صدای معلم  | 

مهدی می آید؟!

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد، نیامدی!

چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی!

 

خلیل آتشین سخن! تبر به دوش بت شکن!

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی!

 

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه

ولی برای عده ای، چه خوب شد، نیامدی!

 

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد، نیامدی!

.....................

میلاد مهدی موعود«عج» بر تمام منتظران واقعیش مبارک!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 11:26  توسط صدای معلم  | 

اندر حکایت استخدام در آموزش و پرورش

اعتماد-شيرزاد عبداللهي:به گفته مسوولان آموزش وپرورش امسال 45 هزار نفر از معلمان کشور بازنشسته مي شوند. براساس قانون برنامه چهارم توسعه آموزش وپرورش مي تواند به ميزان 50 درصد خروجي افراد، نيروي جديد جذب کند. البته اين قانون در استان هايي که مازاد نيرو دارند، اجرا نخواهد شد. هفته گذشته معاون برنامه ريزي و توسعه مديريت وزارتخانه از اختصاص سهميه 25 هزار نفري جهت استخدام در وزارت آموزش وپرورش خبر داد؛ اين تعداد در طول برنامه چهارم توسعه جذب خواهد شد. خبر استخدام 10 هزار معلم از طريق سازمان هاي آموزش وپرورش استان ها و مناطق باعث شد که گروه زيادي از جويندگان کار به کارگزيني مناطق مراجعه کنند، در همين حال مسوولان ادارات آموزش وپرورش مناطق و سازمان ها از ابلاغ چنين دستورالعملي اظهار بي اطلاعي مي کردند. در حالي که معاون وزير اعلام کرده بود که ثبت نام در مناطق صورت مي گيرد، مسوولان مناطق از ثبت نام داوطلبان استخدام خودداري کرده و حتي برخي از آنها اين خبر را کذب و ناشي از تلاش روزنامه ها براي افزايش تيراژ مي دانستند. عليرضا براتيان از اختصاص 20 درصد از سهميه استخدام به ايثارگران و جانبازان و سه درصد از سهميه به افراد استثنايي خبر داد. از مجموع 25 هزار رديف استخدامي، 13 هزار رديف به فارغ التحصيلان تربيت معلم اختصاص يافته است. هر دانشجوي تربيت معلم پس از 6 ماه حکم استخدام دريافت مي کند. مديرکل امور اداري تعداد مربيان شاغل در آموزش وپرورش را 32 هزار نفر اعلام کرد. در صورت اجراي مصوبه مجلس هفتم در مورد تشکيل معاونت پرورشي در همه مدارس کشور براي تکميل چارت سازمان معاونت پرورشي نياز به استخدام يکصد هزار مربي پرورشي وجود دارد. علاوه بر اين در حال حاضر بيش از 50 هزار معلم حق التدريسي در آموزش وپرورش به کار اشتغال دارند که حدود 22 هزار نفر از آنها داراي سابقه خدمت بيش از 5 سال هستند. براتيان با اعلام اينکه فرزندان فرهنگيان در صورت برخورداري از رتبه مشابه با افراد عادي در اولويت استخدام قرار دارند، افزود؛ «متاسفانه مردم آموزش وپرورش را با وزارت کار اشتباه گرفته اند و تصور مي کنند آموزش وپرورش مسوول استخدام همه افراد محروم از اشتغال است.» براتيان 27 مهرماه 86 را زمان دقيق برگزاري آزمون استخدام فرهنگيان اعلام کرد و وعده داد که تا اين تاريخ همه ابهامات برطرف شود. براساس اظهارات معاون وزير آموزش وپرورش، سطح تحصيلات متقاضيان بايد حداقل ليسانس و براي طلاب علوم ديني حداقل سطح دو حوزوي باشد. متقاضيان استخدام آزاد براي رسته امور تربيتي پس از موفقيت در آزمون ملزم به طي دوره کارآموزي 120ساعته هستند. به گفته محدث خراساني مرحله اول آزمون کتبي است و در بين حق التدريسي ها دو برابر ظرفيت استخدام و بين مربيان پرورشي سه برابر ظرفيت استخدام پذيرفته مي شوند تا در مصاحبه حضوري شرکت کنند. محدث خراساني گفت؛ «شرايط جسمي، روحي و وضعيت فرد متقاضي بسيار مهم است.» متقاضيان استخدام در آموزش و پرورش اعلام چنين شرايطي را زمينه ساز تبعيض در استخدام نيرو بر اساس معيارهاي سياسي مي دانند. در حالي که بيش از 10 روز از مصاحبه معاون وزير آموزش و پرورش مي گذرد و در اين مدت مسوولان منصف وزارتخانه با صدور اطلاعيه و مصاحبه بر قطعي بودن برگزاري آزمون در 27 مهرماه تاکيد کرده اند روز چهارشنبه هفته گذشته يک مقام مسوول در معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي نهاد رياست جمهوري اعلام کرد که دستورالعمل تهيه شده از سوي وزارت آموزش و پرورش سليقه يي است و مبناي قانوني ندارد و تا ابلاغ دستورالعمل جديد برگزاري آزمون استخدام به تعويق مي افتد. به گفته فردوس رجواني مربيان پرورشي بايد داراي مدرک تحصيلي در رشته روانشناسي باشند و اينکه آموزش و پرورش اعلام کرده از هر رشته يي مي توانند در آزمون استخدام مربي پرورشي شرکت کنند، بر اساس قانون نيست.به گفته اين مقام مسوول در نهاد رياست جمهوري اشکال ديگر دستورالعمل آموزش و پرورش برگزاري آزمون داخلي براي استخدام معلمان حق التدريس با بيش از 5 سال سابقه خدمت است. وي افزود؛ «ورود افراد به دستگاه هاي دولتي مستلزم شرکت در امتحان يا مسابقه است که البته در مسابقه بالاترين نمره ها گزينش مي شوند. اما در امتحان يک حد نصاب براي تعداد افراد مورد پذيرش وجود دارد.» به اين ترتيب برگزاري آزمون استخدام در 27 مهرماه ممکن نيست و احتمالاً اين آزمون در اواخر آذرماه برگزار خواهد شد. هجوم خيل عظيم فارغ التحصيلان رشته هاي مختلف دانشگاه ها به کارگزيني هاي آموزش وپرورش بيش از آنکه ناشي از جذابيت هاي کار معلمي باشد، معلول بيکاري گسترده و رکود اقتصادي است که استخدام در آموزش وپرورش را به روياي جويندگان کار تبديل کرده است. هجوم داوطلبان استخدام در شرايطي صورت مي گيرد که معلمان رسمي آموزش وپرورش به کمي حقوق و مزاياي خود و شرايط سخت معيشتي به شدت معترضند.

 

صدای معلم: بی اختیار یاد این ضرب المثل افتادم: "مرغ همسایه غاز است!"

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:33  توسط صدای معلم  | 

ابراز نگرانی جبهه ی مشارکت نسبت به احکام صادره علیه معلمان

امروز: جلسه دفتر سیاسی جبهه مشارکت با حضور اعضا تشکیل و پس از تبادل اخبار به بحث درباره برخوردهای اخیر با معلمان پرداخت.

به گزارش رسیده به سایت امروز به نقل از روابط عمومی جبهه مشارکت «اكرم مصوري‌منش» رئیس شاخه فرهنگیان در این جلسه به نشست هفته گذشته این شاخه با حضور رؤسای شاخه فرهنگیان در سراسر کشور اشاره کرد و از ابراز نگرانی آنان در این ارتباط خبر داد.

وي گفت: پاره‌ای برخوردهای انتظامی و اداری با معلمانی که پیگیر مطالبات صنفی خود بوده‌اند را از جمله آماده به خدمت کردن حدود 40 تن از فرهنگیان و صدور پاره‌ای احکام هیأت‌های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش از جمله تبعید از محل خدمت به مدت یک تا 7 سال، در زمره برخوردهای صورت گرفته گزارش شده است و این روند متأسفانه شدت‌یابنده به نظر می‌رسد.

بنابرگزارش شاخه فرهنگيان، از سوی دیگر، احکام قضایی که اخیراً برای فعالان مسائل صنفی معلمان صادر شده از جمله حکم 3 سال زندان برای رئیس سازمان معلمان نگرانی‌های بسیاری را در میان این صنف برانگیخته است و ظاهراً دادگاه‌های دیگری هم در پیش است.

پس از ارائه گزارش شاخه فرهنگيان، اعضای دفتر سیاسی جبهه مشاركت تأکید کردند که مطالبه و پیگیری حقوق صنفی را از حقوق مسلم همه اصناف می‌دانند و از حاکمیت یکپارچه می‌خواهند که در برابر اعتراضات صنفی به جای برخوردهای امنیتی یا اعمال اهرم‌های فشار اداری، خویشتن‌داری پیشه کند و حرمت همه اصناف و به ویژه احترام صنف پرارج معلمان کشور را نگه دارد که هر گونه بی‌حرمتی به معلمان، بی‌حرمتی به ساحت علم و دانش و آگاهی‌بخشی است.

اعضای دفتر سیاسی جبهه مشارکت ضمن ابراز همدردی با همه معلمان به خاطر احکام سنگین قضایی و اداری که علیه برخی فعالان آن صنف صادر شده، مؤکداً خواستار لغو احکام صادر شده از سوي نهادهای مسؤول شدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:27  توسط صدای معلم  | 

مخالفت مجلس با برداشت از حساب ذخيره ی ارزي براي پرداخت معوقه ی فرهنگيان

اعتماد- صبا آذرپيک: نمايندگان مجلس با دو فوريت طرح برداشت از صندوق ذخيره ارزي براي پرداخت معوقه فرهنگيان مخالفت کردند. نمايندگان بر اين باور بودند که دولت در گزارشي اعلام کرده که تمام مطالبات معوقه فرهنگيان را داده و اگر اين گزارش را درست بپندارند دليلي براي آنکه چنين طرحي مطرح شود وجود ندارد. از سويي چهره هايي مانند احمد توکلي از اصولگرايان منتقد برنامه هاي اقتصادي دولت نهم بارها يادآوري کرد که برداشت يک هزار ميليارد تومان از صندوق ذخيره ارزي باعث ايجاد تورم شديد خواهد شد. در حالي که محمد عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات اين طرح دوفوريتي را براي رفع نگراني معلماني که از سال 85 تاکنون مطالبات شان را نگرفته اند در آستانه بازگشايي مدارس مهم ارزيابي کرد اما حسن زماني نماينده ملاير در مخالفت با اين طرح عنوان کرد که دليلي ندارد مجلس کاسه داغ تر از آش شود؛«همين دولت اعلام کرد که مطالبات فرهنگيان را در ارديبهشت 86 پرداخت کرده است.»
از سويي احمد توکلي نماينده تهران هم به افتخار دولت نهم در سال 86 اشاره کرد. رئيس جمهور در زمان دفاع از بودجه 86 خطاب به نمايندگان از طرح جديدي خبر داده بود که براساس آن بودجه جاري هر وزارتخانه هر ماه توسط وزارت اقتصاد پرداخت مي شود تا ديگر مقوله يي به نام کسري بودجه جاري به خاطر خرج اين اعتبارات در ماه هاي نخست وجود نداشته باشد. به همين استناد توکلي اين سوال را مطرح کرد که چطور آموزش و پرورش کسري 2500 ميليارد توماني آورده است. وي همچنين اين سوال را طرح کرد که در شرايطي که برداشت از صندوق ذخيره ارزي از سوي مجلس در قالب طرح ممنوع است چرا بايد طرحي از سوي مجلس ارائه شود؛ «حتي در رقم کسري 2500 ميليارد توماني بودجه آموزش و پرورش هم اين سوال هست که اين عدد با چه حساب و کتابي تعيين شده و اگر کسري بودجه به اين ميزان وجود دارد، چرا در طرح دو فوريتي تنها درخواست يک هزار ميليارد تومان برداشت از صندوق ذخيره ارزي شده است؟»
البته بخش اصلي انتقادات توکلي به افزايش تورم اختصاص داشت؛ «برداشت از صندوق ذخيره ارزي ولو براي طرح هاي بحراني باشد تورم سنگيني را به بار خواهد آورد چنانچه نمونه اش تورم در مسکن بود که پيش از اين هم پيش بيني شده بود که به خاطر سياست هاي اشتباه اقتصادي دولت نهم در برداشت مکرر از صندوق ذخيره ارزي در اوايل سال 86 به چنين رشد سرسام آوري برسد.»
اين چهره اصولگراي منتقد دولت خطاب به نمايندگان گفت؛«با مردم صاف باشيد. استفاده از صندوق ذخيره ارزي و بردن پول نفت سر سفره مردم، يک اشتباه استراتژيک بوده که پدر مردم را درآورده است.» به اعتقاد توکلي اگر دولت احمدي نژاد همچنان مصر به برداشت از صندوق ذخيره ارزي باشد و نمايندگان هم اين سياست را دنبال کنند «عاملاً، عامداً» باعث تحت فشار قرار گرفتن بيشتر مردم خواهند شد.
گرچه ايرج نديمي نماينده لاهيجان در دفاع از طرح دوفوريتي از نمايندگان خواست تا کاري نکنند که معلمان براي تامين امرار معاش خود روانه بازار پول نزول شوند؛ «تا عرق کارگر خشک نشده پول آنها را بايد داد. معني ندارد که مرتباً به معلم بگوييم ما شما را خيلي دوست داريم و به شما احترام مي گذاريم اما حقوق آنها را به بهانه برداشت از صندوق ذخيره ارزي ندهيم.»
نايب رئيس کميسيون اقتصادي گرچه معتقد بود که ادامه تبعيض و بي عدالتي نسبت به معلم نارواست و حتي رضا طلايي نيک نماينده کبودرآهنگ هم با اين مضمون که داستان معلمان، داستان غريبي است، مشکل کنوني پيش آمده را ضعف دولت نهم در اولويت بندي اعتبارات عنوان کرد که دودش فعلاً به چشم معلمان رفته است؛ «دغدغه معلمي را که پشت سر هم وعده مي شنود ولي اعمال نمي شود، بايد رفع کرد زيرا آرامش معلمان در آستانه سال جديد مخدوش شده است.»
گرچه طلايي نيک هم به عنوان موافق طرح سعي بر آن داشت تا نمايندگان را مجاب کند که حساب دولت از حساب معلمان جدا است و اگر نمايندگان از بي انضباطي مالي دولت دلخور هستند نبايد از دغدغه بي پولي معلمان آسوده بگذرند، اما استنادات چهره هاي اقتصادي مانند توکلي و حتي غلامرضا مصباحي مقدم سبب شد تا اين طرح موفق به کسب نظر مساعد مجلس نشود. چنانچه حتي مصباحي مقدم نماينده تهران و از اعضاي کميسيون برنامه و بودجه هم اين ايراد را وارد کرد که طرح برداشت از صندوق ذخيره ارزي به خاطر داشتن بار مالي براي دولت وبه استناد اصل 75 با مخالفت شوراي نگهبان مواجه خواهد شد؛ «بهتر آن است که طرح هايي تصويب نشوند که بين مجلس و شوراي نگهبان مکرراً طي مسير شوند.» براساس تمام اين مخالفت ها نمايندگان با دو فوريت و حتي يک فوريت برداشت يک هزار ميليارد توماني از صندوق ذخيره ارزي براي جبران بخشي از مطالبات 2500 ميليارد توماني فرهنگيان مخالفت کردند تا دولت نهم خود ملزم شود تا براي جبران اين کسري قابل توجه در بودجه 86 چاره يي بينديشد. گفته مي شود از همان ابتدا مجلس با تمام پيشنهادات بودجه يي وزارت آموزش و پرورش در سال 86 موافقت کرده و سوال اينجا است که چرا دولت نهم در زمان بودجه نويسي چنين کسري را پيش بيني نکرده بود. 

 

صدای معلم: سوالات جالبی در این متن مطرح شده اما کو گوش شنوا؟

به قول معروف: "گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی ماست

آن چه البته به جایی نرسد فریاد است!"

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:7  توسط صدای معلم  | 

1-اوستا کریم ۲-تجمع معلمان خمینی شهر و نامه ی سرگشاده به رئیس جمهور

یه روزی خیال می کردیم که تو آسمون سریم
شاپرامونو کشیدن حالا با چی بپریم؟!


حرفا بوی«نامردی»(۱)می ده نم کشیده درد و دلا
همه جا داد می زنن فکر عتیقه می خریم!


من نمی دونم که عیب ماست یا عیب بناها
خونمون زودی خراب شد که حالا دربدریم


کفتر و شا خه ی زیتونش نگفتی که چی شد؟
کفتراش کلاغ شدن بازم میگن ما کفتریم!


به صلیبمون کشیدن مثل عیسی به خدا
نکنه گناهمون اینه ماهام بی پدریم


اول قصه هامون خدا بود و هیشکی نبود
حالا هست هر چی بخوای غیر خود اوستا کریم!

.................................................................

(۱)توضیح صدای معلم: در نسخه ای که دیدم به جای نامردی "نا" بود که با اجازه ی شاعر گرانقدرش نامردی نوشتم. 

شاعر:  محمد علوی راد

به نقل از وبلاگ:  چیزی نمانده است

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

تجمع فرهنگیان خمینی شهر     

در اعتراض به احکام صادرشده برای همکاران صنفی

روز یکشنبه چهارم شهریور ماه جمعی از معلمان شهرستان خمینی شهر با حضور در اداره آموزش و پرورش شهرستان نسبت به احکام صادره همکارانشان اعتراض کردند. حضور آقایان محمدخاکساری ورسول بداقی در بین همکاران به نشانه همیاری با معلمان آسیب دیده شایان توجه بود.

فرهنگیان خواستار گفتگو با مسئولین اداره بودند ولی مسئولین اداره حاضر به رودر رو شدن با معلمان نشدند. در پایان آقای ابطحی ضمن تشکر از تجمع کنندگان بر پیگیری مطالبات معلمان تا حصول نتیجه تاکید نمودند. 

همچنین نامه معلمان خمینی شهر خطاب به رییس جمهور توسط همکاران امضا گردید.

بر گرفته از وبلاگ: کویرسربه د ا ر

 

نامه جمعی از فرهنگیان شهرستان خمینی شهر

خطاب به رییس جمهوری اسلامی ایران

به نام پروردگار دادگر

نامه جمعی از فرهنگیان شهرستان خمینی شهر

خطاب به رییس جمهوری اسلامی ایران

 

امام علی (ع) : عدالت چهره سياست را زيبايى و ثبات و قامت رعيت را استقامت و قوام و حريم مديريت را شكوه و جمال مى بخشد.

 

ریاست  محترم جمهوری اسلامی ایران ، جناب آقای دکتر احمدی نژاد

با اهداء سلام و احترام

    اینجانبان ، جمعی از فرهنگیان شهرستان خمینی شهر - که از بیداد زمانه به تنگ آمده ایم -  شما را امین و مونس خود قرار داده ، دردمندانه رنجنامه خود را با شما از رفتار نامهربانانه و دور از انصافی که کارگزارانتان بر ما و همکارانمان روا داشته اند در میان میگذاریم. خدای عادل و توانا را گواه می گیریم که سخنی به ناحق و گزاف نگوییم و امید داریم که مساعدت و همدردی آن مقام فرهیخته مرهمی باشد بر درد و رنج تمامی معلمان این مرز و بوم و گره گشای مشکلات بیشمار آنان.

   جناب رییس جمهور !

   حضور معلمان این شهرستان در تمامی صحنه های انقلاب و جنگ وسازندگی و انتخابات و ... زبانزد خاص و عام است. ولی اکنون که با ندای رییس جمهور عدالت محورشان خواستار مهرورزی بیشتر با فرهنگیان و برقراری عدالت در بین کارکنان دولت شده اند با موج شدیدترین حملات و برخوردها و محکومیتها و تهمتهای ناروا مواجه گردیده اند. محکومیت همزمان هفت نفر از همکاران ما- که به حق از بهترین معلمان این شهرستان هستند -  و تنها خواستار اجرای لایحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان دولت بوده اند – که آرزوی دیرینه تمامی معلمان کشور بوده اند – چنان بر ما گران افتاده است که ناگزیر به استمداد از آن مقام محترم گردیده ایم. صدور حکم اخراج یکی از معلمان نمونه شهرستان تنها دو ماه پس از دریافت لوح تقدیر مدیریت آموزش و پرورش شهرستان بر درد و رنج ما افزود. حکم تبعید معلمی که به خاطر مشکلات خانوادگی ، پدر و مادر و برادر معلولش را تحت تکفل دارد آن هم به جرم اداره مغازه پدر!؟ دل اندوهگینمان را بیش از پیش شکست و به این فکر فرو رفتیم که به راستی مسئولین در کجا زندگی می کنند که نمیدانند با دویست و پنجاه هزار تومان حقوق آموزش و پرورش تامین مخارج خانواده شش نفری میسر نمیشود !

امام علی (ع) :  اگر خداوند براى ستم و بيداد ، كيفرى كه از آن بترسند نمى نهاد ثوابى كه در پرهيز از ستم مى  باشد عذرى براى نخواستن آن باقى نمى گذارد، زيرا عدالت جان جامعه و حيات قانون و رستگارى و كرامت همگان است.

  آقای رییس جمهور !

    آموزش و پرورش به کجا میرود؟ اخراج معلم نمونه شهرستان ، تبعید معلم به جرم فقر یا بازنشستگی اجباری معلم ایثارگر و رزمنده ، به چه معناست؟ چرا اتهامهای یکسان مجازاتهای متفاوت در پی دارد؟

 علی(ع) می خواهد پاکان و خوبان با عزت و سربلند زندگی کنند و هيچ انسانی برای آنکه فقيراست يا از مظاهر تمدن امروزين برخوردار نيست کوچک و حقير شمرده نشود.          ( جرج جرداق)

 

   جناب رییس جمهور !  

اینجانبان عمیقا از صدور چنین احکامی برای همکارانمان نگران و متاسفیم  و معتقدیم که ریشه اعتراضات چند ماهه اخیر فرهنگیان را باید به صورت کارشناسی شناسایی نموده  نسبت به رفع مشکلات اقدام نمود نه آنکه با معلمان چون معاندین و خوارج برخورد وآنان را تحقیر نمود. معتقدیم که آموزش وپرورش نیاز به جراحی دارد و تامین نیازهای معیشتی معلمان بایستی در اولویت قرار گیرد.

  

 اجراي عدالت بايد به مطالبه عمومي تبديل شود، درغير اينصورت كساني كه از اجراي عدالت ضرر مي‌كنند با هزاران ترفند درمقابل آن ايستادگي مي‌كنند .                                    دکتر احمدی نژاد

   جناب رییس جمهور !

   اما حکایت بیست و چهارم اسفند هشتاد و شش در اداره آموزش و پرورش شهرستان خمینی شهر حکایت دیگری است که تحقیقی فراتر از گزارشات یکسویه مدیر آموزش و پرورش این شهرستان را می طلبد. تحقیقی که در آن همه عوامل پدید آورنده اتفاقات آن روز بررسی شود. متاسفانه در حکمهای صادره هیئت بدوی تخلفات اداری استان اصفهان با نادیده گرفتن نقش سخنان تحریک آمیز و عملکرد فارغ از دوراندیشی مدیر اداره ( که به گواهی شاهدان عینی موجب وهن آموزش و پرورش و مقام معلم گردید و موجبات تحرکات بعدی را نیز فراهم آورد) فقط با استناد به سخنان معلمان و گزارشات همان مدیر معلمان مقصر شناخته شده و محکوم گردیده اند که این به نظر دور از انصاف می نماید.

آقای رئیس جمهور!

ما نگرانیم . نگران از آنکه فردا روزی دانش آموزی در کلاس درس معنی عدالت را از ما بپرسد و ما نتوانیم معنی درستی از این زیباترین واژه بشریت به وی ارائه دهیم. ما نیک میدانیم که عدالتی که اساس دولت شماست همان عدالتی است که در قرآن و روایات و کتب اخلاق بدان تاکید شده و علی(ع) در راه رسیدن به آن از جان گرامی خویش گذشت. ولی شاید دانش آموز ما نتواند به تناقض آن عدالت با اخراج و تبعید معلمی که دوستش دارد و از وی علم و اخلاق می آموزد پی ببرد...

                                                                         و من الله توفیق

                                                 جمعی از فرهنگیان شهرستان خمینی شهر    

                                                                   چهارشنبه 24/ 5/ 1386

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 22:43  توسط صدای معلم  | 

معرفی چند فیلتر شکن جدید

با توجه به درخواست تعدادي از دوستان چند فيلتر شكن جديد معرفي مي شود در صورت نياز و يا فيلتر شدن اين فيلتر شكن ها موارد جديدتري اضافه خواهد شد.

New web proxy: 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 15:38  توسط صدای معلم  | 

نقدی بر اقدامات مسولین در مواجهه با اعتراضات معلمین با توجه به قانون اساسی

با سلام

زمانی نسبتاً طولانی است که به عنوان یک معلم، دنبال راهکاری منطقی، اعتدالی و چندجانبه می گردم تا به عنوان یک شهروند ایرانی؛ از حقوق قانونی خود- مصرح در قانون- برخوردار باشم.

قبل از اتخاذ یک راهکار با توصیفی که پیش از این آمد، باید ببینیم معلمین ایران چه می خواهند؟ مخاطب آن ها کیست؟ برای تحقق خواسته های خود به چه پیشرفت هایی نایل شده اند؟ موانع پیشرفتشان چیست؟ و دست آخر این که برای تحقق خواسته های خود چه باید بکنند؟

در این مقال در حد وسع خویش، شاید به برخی از این سؤالات پاسخ داده شود و پاسخ به سؤالات دیگر را به ذهن خواننده ی فهیم می سپارم.

برای پاسخ سؤال اول(معلمین ایران چه می خواهند؟) توجه به پلاکاردها، دست نوشته ها، شعارها، سخنرانی ها، گفت و گوها و مصاحبه های معلمین؛ مبیّن این نکته است که؛ معلم نیز همچون سایر اقشار فهیم جامعه، خواهان حقوق مادی و معنوی از دست رفته ی خویش است که به بخشی از آن ها(تأکید می کنم تنها به بخشی از آن ها) در لایحه ی مدیریت خدمات کشوری توجه شده است. بنابراین اجرای لایحه ی مدیریت خدمات کشوری خواسته ی معلمین ایران بود. اما از آن جایی که معمولاً هر حاکمیتی به راحتی تن به درخواست مردم نمی دهد با این درخواست از طرف حاکمیت، موقتاً موافقت نشد و طرح این خواسته و اصرار بر آن؛ تنش هایی را به وجود آورد و عملاً ابزارهای حاکمیت از جمله: وزارت اطلاعات، وزارت کشور، نیروی انتظامی و وزارت آموزش و پرورش در جهت خواسته های حاکمیت به تکاپو افتادند که از این میان صحبت های وزیر آموزش و پرورش و عدم حمایت ایشان از خواسته های بر حق معلمان بر آتش این کوره افزود و با برخوردهای ناصوابی که با معلمین و نمایندگان واقعی آن ها در انجمن صنفی صورت گرفت شعله های این ناآرامی فزونی یافت و دامنه ی خواسته های معلمین؛ به آزادی همکاران خود و استعفای وزیر نالایق آموزش و پرورش کشیده شد.

هر چند نظام جمهوری اسلامی ایران به لحاظ ماهیت و محتوای دموکراتیک خود باید به خواسته های مردم توجه می نمود ولی در این مقطع و در جریانات اعتراضی معلمین، کمترین توجه لازم را از خود نشان داد و با کمترین اغماضی که می توانست با معلم های معترض برخورد کرد حال آن که مگر معلم معترض جز احقاق حقوق از دست رفته ی خویش چیز دیگری نیز می خواست؟ مگر نه این که ما بر علیه رژیم ستمشاهی انقلاب کردیم تا به استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی برسیم؟ خواسته های معلمین با کدام یک از این اصول منافات داشت؟! طرح خواسته های معلمان نه تنها با اصول انقلاب منافات نداشته و ندارد بلکه با اصول مختلفی از قانون اساسی هماهنگی کامل داشته و دارد.

اصل سوم قانون اساسی اشعار می دارد که:«دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه ی امکانات خود را برای امور زیر به کار ببرد: ...9- رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه های مادی و معنوی...»

آیا دولت و حکومت جمهوری اسلامی ایران به این بند از اصل سوم قانون اساسی توجه نموده است؟

در اصل هشتم قانون اساسی آمده که: «در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل برعهده ی مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت...»

آیا پاداش افرادی که برای دعوت به خیر و امر به معروف(قسط و عدل) و نهی از منکر(بی عدالتی) وظیفه ی خود دانستند که مسوولین امر را از کاستی های وضع موجود آگاه کنند؛ زندانی، تبعید، انفصال از خدمت و احکامی از این دست بود؟

هل جزاء الاحسان الّا الاحسان؟(سوره ی الرحمن آیه ی 60)

در اصل نهم قانون اساسی آمده که: «...هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور؛ آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند

اصل بیست و دوم قانون اساسی می گوید: «حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند

شما با چه مجوّزی به مال، حقوق و شغل معلم ها تعرض کردید؟! آیا می دانید که قانون اساسی؛ قانون مادر است و دیگر قوانین باید تابع آن باشند وگرنه از حیّز انتفاع ساقطند؟

اصل بیست و ششم قانون اساسی تصریح دارد که: «احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و... آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملّی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمی توان از شرکت در آن ها منع کرد...»

من از شما می پرسم: انجمن صنفی معلم ها کدام یک از اصول؛ استقلال، آزادی، وحدت ملّی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض کرده بود؟

مگر اصل بیست و هفتم قانون اساسی نمی گوید که: «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد استآیا ما اسلحه داشتیم؟ یا اعتراض صنفی ما مخل مبانی اسلام بود؟!

مگر در اصل سی و سوم قانون اساسی نیامده که: «هیچکس را نمی توان از محل اقامت خود تبعید کرد یا از اقامت در محل مورد علاقه اش ممنوع یا به اقامت در محلی مجبور ساخت، مگر در مواردی که قانون مقرر می داردپاسخ دهید؛ اولاً: طبق کدام قانون مجوّز تبعید معلم ها را به دست آورده اید؟ ثانیاً: جرم آنان چه بوده که مستوجب این حکم ناعادلانه شده اند؟

مگر در اصل سی و پنجم قانون اساسی نیامده که: «در همه ی دادگاه ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آن ها امکانات تعیین وکیل فراهم گرددچرا به مُرّ قانون توجه نمی کنید؟ و آن را به راحتی زیر پا می گذارید؟ دادگاهی فرمایشی برگزار می کنید در حالی که حکم را از قبل آماده کرده اید. اجازه ی ورود حتی وکیل متهم را به بی دادگاه نمی دهید.

این ها که گفتم تنها مشتی از خروارها بی توجهی شما به قوانین از جمله قانون اساسی(به عنوان بزرگترین و محکم ترین میثاق و پیمان میان حکومت و ملّت) بود. توقع نداشته باشید که خود به میثاق ها پایبند نباشید و ملّت یک طرفه پایبندی خود را به آن اعلام کند و وفادار بماند. درست است که معلم؛ ملّت نیست، اما بترسید از زمانی که با دانشجو، کارگر و دیگر اقشار دلسوخته ی جامعه به عنوان ملّت، برعلیه وضع موجود برآشوبد که دیگر آن زمان هیچ نیرویی یارای مقاومت در برابرمان را ندارد.

من به عنوان یک عضو از جامعه ی معلمین ایران به سایر همکاران فهیم و شجاع خود توصیه می کنم اعتدال، اتحاد و هماهنگی را از یاد نبرند. ضمن این که با یادآوری روزجهانی معلم(13مهر) پیشنهاد می کنم؛ فعالیت های اعتراضی خود را از13مهر آغاز کنیم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!   

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 16:22  توسط صدای معلم  | 

1-نامه ی یک معلم تبعیدی 2-سرنوشت لایحه مدیریت خدمات کشوری

 سخن یک معلم دردآشناباریاست محترم جمهوری اسلامی!

 

    «...آقای رئیس جمهور!من یک معلم هستم،لازم دیدم،به این شیوه چندنکته راآگاهانه وازروی دلسوزی باشمادرمیان بگذارم،بلکه به بهبوداوضاع کمک کند.

 

   آقای رئیس جمهوراینهاسخنان حکیمانه ایست که شمادرهنگام انتخابات دررسانه های گروهی بیان فرمودید.الحق والانصاف که مشکل اصلی وموریانه ای که آموزش وپرورش راازدرون می پوساند،خوب شناختید.ومن برخی ازاینهارا " تئوری نجات آموزش وپرورش" می نامم.

 

" آموزش وپرورش ازحوزه مسائل سیاسی خارج خواهدشد؟

سیاست برای آموزش وپرورش سمّ مهلک است؟

قدرت خریدفرهنگیان رادوبرابرخواهم کرد.

اگرشده بافروش کارخانه های دولتی مشکلات معلمان راحل خواهم کرد؟

اگربرشماظلمی رفت چنان فریادبزنیدکه من صدای شمارابشنوم؟ "

 

   لازم به یادآوریست که اعتراضات صنفی معلمان،هم دردوره های پیش وهم دردولت شمابوده است،لذاشائبه ی سیاسی بودن به این حرکتهاهمه راازشناخت درست مشکلات ورسیدن به هدف دورمی کند.

    خواسته ی معلمان درسراسرکشوراجرای عدالت ورفع تبعیض است . امااکنون 2سال ازاین سخنان حکیمانه و "تئوری نجات" شمامی گذرد.هنگام آن است که عملکردهارابررسی کنیم.

 

1- نه تنهاقدرت خرید فرهنگیان بالا نرفت بلکه ضعیف ترهم شدند.

2-  نه تنهاسیاست ازچهره ی آموزش و پرورش زدوده نشد،بلکه  بیشترسیاست زده شد.

3- برماستم هارفت وفریاد زدیم،به گمان اینکه ازاین پس یاوری داریم.

   امامتاسفانه پاسخ فریادمان این بود: ضرب وشتم وزندان انفرادی ورعب ووحشت و انفصال واخراج وبازخریدواهانت وبیگانه پرست،وآنچه شایسته ی مقام انسان ایرانی یگانه پرست زحمتکش دلسوزآگاه نیست.

من ازبیگانگان هرگزننالم     که بامن هرچه کردآن آشناکرد.

   اکنون پرسش این است:

   چه عاملی سبب شده است،که شمابه تئوری نجات آموزش وپرورش واجرای عدالت اجتماعی نتوانیدبرسید؟

برگرفته از وبلاگ کانون صنفی معلمان ایران- تهران

 

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

سرنوشت لایحه مدیریت خدمات کشوری

      آقای آرین منش  نماینده ی محترم مشهد؛ درگفتگویی که با وبلاگ کانون صنفی معلمان تهران داشت ابراز امید واری کرد،که لایحه ی مدیریت خدمات کشوری باتشکیل کمیته ای سه جانبه (مجلس،دولت و شورای نگهبان ) بدون نیازبه بررسی مجدد شورای محترم نگهبان به تصویب برسد.توجه خوانندگان محترم را به این گفتگوی کوتاه جلب می کنیم.    

  جناب آقای آرین منش عملکرد آقای فرشیدی رادرمقایسه باپیش ازاستیضاح چگونه می بینید؟

   به نظرمی رسد، ضعف هاوانتقاداتی که به آقای فرشیدی درجریان استیضاح مطرح شد،پس از استیضاح بازنگری هایی در حال انجام هست.باتغییراتی که در مدیرت ها ومعاونت هادر سطح وزراتخانه انجام شده است.

    اعتراضا ت اخیر معلمان درباره اجرای نظام هماهنگ راچگونه ارزیابی می کنید؟

   نظام هماهنگ پرداخت،مسیرخودش راطی کرد؛نظام هماهنگ یکی ازاولین مصوبات مجلس بود.دولت هم مخالف این لایحه نبود،اما به خاطر بارمالی سنگینی که داشت،به تصویب شورای نگهبان نرسید.

  الان هم که مجلس اصراربه تصویب این لایحه دارد. باپادرمیانی آقای حدادقراراست کمیته ای مرکب ازمجلس،دولت وشورای نگهبان تشکیل وپس ازتامین اعتباردربودجه ی 1387 قابل اجرا شود.

    این درحالی است که مهندس باهنر در خصوص لايحه خدمات كشوري نيز اظهار داشت: از آ نجايي كه اجراي اين لايحه بار مالي براي دولت به همراه دارد براي رفع مشكل مورد نظر به مجمع تشخيص مصلحت خواهد رفت زيرا تاكنون دولت بار مالي آ ن را قبول نكرده است و اقدامي در اين مورد انجام نداده است.

وب سایت روزنامه ی خراسان ۲۵/امرداد/۸۶

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 16:21  توسط صدای معلم  |