تبليغاتX
صدای معلم

صدای معلم

خبری-صنفی-انتقادی و تحلیلی

آرزوهای شب قدر، روز قدس و روز جهانی معلم

 

به بهانه مصادف شدن روز قدس و روز جهانی معلم(13 مهر برابر با 5 اکتبر):

صدای معلم: امروز روز جهانی قدس است و نیز روز جهانی معلم. تا ساعاتی دیگر برخی معلم ها نیز همچون دیگر اقشار جامعه؛ در حمایت از ملت فلسطین و محکوم نمودن جنایات صهیونیست ها به خیابان آمده و فریاد وامظلوما! سر می دهند و همبستگی خود را با فلسطینی ها اعلام می نمایند.

اما یک سوال: آیا در ایران کنونی؛ ایرانیان، از جمله معلمین، می توانند بر علیه ظلمی که سالیان سال است بر آنان رفته و امروزه پر رنگ تر شده، فریاد برکشند؟

کاش شرایط فردی، اجتماعی و سیاسی طوری بود که هر مظلومی؛ در هر گوشه ای از عالم که بود، می توانست بر علیه ظلمی که بر او رفته، فریاد بکشد و با فریاد خود، دیگران را از ظلمی که بر خود رفته آگاه ساخته و خواب سنگین مسولین را آشفته کند!

کاش می شد در دفتر مدرسه و با همکار خود آزادانه و صادقانه راجع به اوضاع صنفی و شغلی و... صحبت کرد!

کاش معترضین به جای گرفتن احکام انفصال موقت، تبعید، بازنشستگی زودهنگام، اخراج و... از حاکمیت، با استدلال قانع می شدند و یا به خواسته های برحقشان می رسیدند! مگر آن ها جز احقاق حق، برابری، و عدالت آن هم از مدعیانش! چه می خواستند؟

.................................................................................................

    شعارامسال روز جهانی معلم:

 Better working conditions for teachers mean

 

better learning conditions for learners

 

ترجمه: ایجاد شرایط کاری بهتربرای معلمان به منظورشرایط بهتریادگیری  برای دانش آموزان

................................................... 

روز جهاني معلم در سکوت - چرا ؟!

5اکتبر برابر با13مهر؛ روز جهاني معلم است. در سال هاي اخير بزرگداشت اين روز مورد توجه تشکل هاي صنفي و بخش هايي از جامعه معلمان ايران قرار گرفته است. به اين ترتيب با دو روز معلم رو به رو هستيم؛12 ارديبهشت و13 مهر. اولي روز ملي معلم و دومي روز بين المللي معلم است. آيا دولت و مسوولان وزارت آموزش و پرورش از وجود چنين روزي خبر ندارند؟ آيا دولت ايران با نامگذاري چنين روزي به نام معلم مخالف است و اگر چنين است چرا مخالفت خود را صريحاً ابراز نمي کند؟
وزراي قبلي با سکوت از کنار روز جهاني معلم مي گذشتند. تنها مرتضي حاجي در سال 83 اين سنت را شکست. تقويم سال86 را با هم ورق مي زنيم. تنها مناسبت ثبت شده در تاريخ 13 مهر روز نيروي انتظامي است و نامي از روز معلم ديده نمي شود. قبل از پاسخ به اين پرسش ها ابتدا به دو سوال مقدماتي جواب مي دهم. چه کساني روز 5 اکتبر را روز معلم اعلام کرده اند و چرا؟ در 5 اکتبر چه اتفاقي افتاده است؟

5 اکتبر از سوي يونسکو روز معلم ناميده شده است. «سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد» را به اختصار يونسکو مي نامند. کلمه يونسکو مرکب از 6حرف لاتين است که هر حرف معرف يکي از کلمات تشکيل دهنده نام اين سازمان است. اين سازمان در سال 1945 ميلادي، درست پس از پايان جنگ جهاني دوم و با اين استدلال پا گرفت که جنگ ها نخست در ذهن بشر شکل مي گيرد، پس دفاع از صلح نيز بايد از ذهن بشر شروع شود. نماينده ايران در 4 نوامبر سال 1946 ميلادي (1325 شمسي) اساسنامه يونسکو را امضا کرد. دو سال بعد، در تاريخ 15تيرماه 1327، مجلس شوراي ملي عضويت قطعي ايران را به تصويب رساند و سرانجام اساسنامه کميسيون ملي يونسکو در 13 ماده در سال 1328 ه.ش. توسط هيات وزيران تصويب شد. بعد از پيروزي انقلاب اين اساسنامه مورد بازنگري قرار گرفت و سرانجام در 17 ماده و4 تبصره تنظيم و پس از تاييد وزارت فرهنگ و آموزش عالي در جلسه مورخ 29 شهريورماه سال 1366 توسط هيات وزيران به تصويب رسيد. ايران يکي از اعضاي اوليه اين نهاد وابسته به سازمان ملل بوده و عضويت آن بعد از انقلاب نيز ادامه داشته است.

برخي از ايرانيان نسبت به فعاليت مجامع بين المللي نظر منفي دارند و معتقدند که نهاد هاي بين المللي چيزي جز ابزار سلطه و غارت نيستند. عده اي هم معتقدند که اين گونه نظرات نوعي فرافکني و فرار از زير بار مسووليت است و بايد عوامل عقب ماندگي را در داخل کشور جست وجو کرد. اين يادداشت گنجايش پرداختن به چنين بحثي را ندارد اما به فرض حتي اگر نظر گروه اول درست باشد، باز هم يونسکو را نمي توان آلت دست دولت هاي غربي دانست زيرا مرکز عمل و معرف هر کشور در يونسکو کميته ملي يونسکو است. در ايران رئيس اين کميته وزير علوم، تحقيقات و فناوري است. اين کميته که در راس آن يک مقام دولتي قرار دارد برقراري ارتباط بين يونسکو و نهادهاي علمي، آموزشي و فرهنگي داخل کشور را برعهده دارد. در شوراي عالي کميته ملي علاوه بر وزير علوم، وزراي خارجه، ارشاد اسلامي، آموزش و پرورش و رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست و صدا و سيما نيز حضور دارند. دبيرکل کميته ملي يونسکو هم با ابلاغ وزير منصوب مي شود.

ساختار يونسکو کاملاً دموکراتيک است و مثلاً با شوراي امنيت فرق دارد. برنامه ها و تصميمات يونسکو در مجمع عمومي اين نهاد که سالي يک بار تشکيل مي شود، اتخاذ مي گردد. در مجمع همه کشور ها داراي حقوق مساوي هستند. فقير و غني، توسعه يافته و در حال توسعه هر کدام يک راي دارند. هيچ کشوري حق وتوي تصميمات اين سازمان را ندارد. مديرکل يونسکو توسط کنفرانس عمومي و براي مدت شش سال انتخاب مي شود. دبيرکل کنوني که در سال 1999 ميلادي انتخاب شد کويي چيروماتسويورا از کشور ژاپن است. دبيرکل قبلي يک روشنفکر اسپانيايي به نام فدريکو مايور بود که تمايلات چپ گرايانه و ضد امريکايي داشت. در ربع قرن ميلادي گذشته، يونسکو زير نفوذ افکار غيرمتعهدها و روشنفکران جهان سومي قرار داشت. کار به جايي رسيد که امريکا در سال 1984 و انگلستان در سال 1985 يونسکو را به حالت اعتراض و قهر ترک کردند. انگلستان در سال 1997 و ايالات متحده در سال 2003 به اين سازمان بازگشتند. نکته ديگر اينکه توصيه هاي يونسکو سياسي نيست. حفظ ميراث فرهنگي و آثار باستاني يا آموزش براي همه يا تاکيد بر آموزش مهارت هاي زندگي و آموزش هاي فني- حرفه اي در برنامه هاي آموزشي توصيه هاي کلي و فرا سياسي است. براي يونسکو فرق نمي کند که اثر تاريخي مورد حمايت مجسمه بودا در باميان افغانستان باشد يا ميدان نقش جهان اصفهان يا معبدي در هند يا آرامگاه کورش در پاسارگاد. به عنوان نمونه قرار است بازسازي حرمين امامان شيعه در سامرا بعد از ماه رمضان با مشارکت يونسکو آغاز شود. آن گونه که برخي از مقامات آموزش و پرورش تصور مي کنند يونسکو با آموزش مهارت هاي مومنانه هم مخالفتي ندارد. اصلاً يونسکو اهرمي براي تحميل نظرات خود به کشورها ندارد. به عنوان مثال يونسکو نمي تواند چيزي را بر آموزش و پرورش ايران تحميل کند. ارتباط يونسکو با محافل و موسسات فرهنگي و آموزشي داخل کشور از طريق کميته ملي يونسکو است که نگاهي به ترکيب اعضاي آن نشان مي دهد چنين تصوري کودکانه و بسيار بعيد است. روز جهاني معلم؛ در چهل و چهارمين اجلاس وزراي آموزش و پرورش که در تاريخ 3 تا8 اکتبر سال 1994 در شهر ژنو برگزار شد، فدريکو مايور دبيرکل وقت پيشنهاد کرد که مجمع روزي را به نام روز معلم اعلام کند. اين پيشنهاد از سوي مجمع تصويب شد. در اين اجلاس 70 وزير،27 معاون وزير و38 ناظر از 135 کشور جهان حضور داشتند. جالب اينکه امريکا و انگليس در اين اجلاس حضور نداشتند و هنوز به يونسکو بازنگشته بودند.
از ايران نيز هياتي به رياست محمدعلي نجفي در اين اجلاس شرکت کرده بود. اعضاي هيات ايراني عبارت بودند از سيروس ناصري، غفراني، نادرقلي قورچيان، عباس صدري، محمود مهرمحمدي و حسين معيني. هيات ايراني به اين پيشنهاد راي مثبت داد. از سال 95 به بعد، اين روز همه ساله با صدور اطلاعيه و چاپ پوستر و طرح شعار هاي جذاب در مورد اهميت کار معلمان جشن گرفته مي شود.
برگزاري مراسم در سطح ملي برعهده کشور ها گذاشته شده است. طرح اين پيشنهاد از سوي فدريکو مايور را مي توان چرخشي در ديدگاه هاي يونسکو نسبت به آموزش و پرورش دانست. تا قبل از اين اجلاس مشکلات آموزش و پرورش را ناشي از کمبود سرمايه گذاري هاي فيزيکي مي دانستند اما با بحث هايي که در اجلاس 44 صورت گرفت اين نظر تقويت شد که براي بالا بردن کيفيت آموزش بايد کيفيت کار و زندگي معلمان ارتقا يابد و معلم از جايگاه اجتماعي مناسبي بر خوردار شود. توصيه يونسکو به کشور هاي عضو ايجاد شرايط مناسب کار و زندگي براي معلمان و تقويت اميد و اعتماد در ميان آنها است.
براساس آمارهاي يونسکو يک سوم از جمعيت 60 ميليوني معلمان جهان زير خط فقر زندگي مي کنند. سطح زندگي و رفاه معلمان در کشورهاي در حال توسعه سال به سال کاهش مي يابد و جاذبه هاي شغل معلمي براي جوانان جوياي کار کمتر شده است.

سوالي که ممکن است مطرح شود اين است که چرا 5 اکتبر؟ مجمع عمومي سال 1994از 3 تا 8 اکتبر برگزار شد. اين روز به مناسبت صدور بيانيه مشترک يونسکو/ سازمان بين المللي کار پيرامون وضعيت آموزگاران که روز پنج اکتبر 1966 امضا شده بود روز معلم نامگذاري شد. در تاريخ5 اکتبر1966ميلادي پس از کنفرانس ويژه مقام و منزلت معلم که توسط يونسکو در شهر پاريس برگزار شد توصيه نامه يي در 13 فصل و146 بند تهيه شد.

 فعالان صنفي با تعجب مي پرسند چرا وزراي آموزش و پرورش اين روز را در تقويم هاي خود يادداشت نکرده اند و حتي يک تشکر خشک و خالي را در روز جهاني معلم از معلمان دريغ مي دارند. تنها در مهرماه سال 83 وزارت آموزش و پرورش دل به دريا زد و با صدور اطلاعيه اي به تقارن آغاز سال تحصيلي با روز جهاني معلم اشاره کرد و از واحد هاي آموزشي خواست با برپايي جشن و سرور و مراسم ويژه، سال تحصيلي را با تعظيم و گراميداشت مقام معلم آغاز کنند. روابط عمومي وزارتخانه هم پوستري چاپ کرد.

روند نگران کننده يي که از 18 سال پيش آغاز شده و کسي هم به فکر چاره يي براي آن نيست زوال شغل معلمي به عنوان يک حرفه تخصصي و تمام وقت است. در جامعه و در ميان مردم نيز معلمي اعتبار خود را از دست داده است. معلم ديگر الگوي جوانان نيست و افراد تحصيلکرده و باهوش ديگر داوطلب شغل معلمي نيستند. معلم ديگر به شغل خود افتخار نمي کند. معلم انساني ژنده پوش، غمگين و مضطرب است که در حل نامعادله پيچيده دخل وخرج زندگي درمانده است. روز معلم چه جهاني و چه ملي و مذهبي براي معلم جز غم و اندوه چه دستاوردي دارد؟ امسال هم که اين روز متفاوت با هر سال است. گل بود به سبزه نيز آراسته شد. شرح درد و رنج معلمان اين روزها نقل مجالس و محافل است. در حالي که آموزش و پرورش ما با چالش هاي اساسي روبه رو است و نظام آموزشي ما به دليل بي اعتنايي به تحولات و پيشرفت هاي دنيا گرفتار رکود و بحران است، ما همچنان درگير بحث هاي پايان ناپذير در مورد تقدم يا تاخر تعليم برتربيت و ماجراهاي گزينش معلمان و تغييرات چندين باره کتاب هاي علوم انساني براي تطبيق روايت هاي تاريخي با وقايع و تحليل هاي روز و اخيراً فلسفه آموزش و پرورش هستيم. آيا وقت آن نرسيده که نگاه مسوولان به آموزش و پرورش واقعي شود و به جاي تکرار شعار هاي سياسي و بار کردن همه وظايف به دوش نحيف آموزش و پرورش توقعات خود را از اين وزارتخانه واقعي کنيم.

 نويسنده: شيرزاد عبداللهي – منبع: اعتماد به نقل از سپاس معلم(با اندكي تلخيص)

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 0:17  توسط صدای معلم  | 

احیاء

 

احیاء به بلندی ساحت بیداری است

نه به زیادی ساعت بیداری!

التماس

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 14:38  توسط صدای معلم  | 

بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت بازگشایی مدارس

 
                       به نام خداوند جان وخرد       
 
همکاران گرامی، فرهنگیان شجاع
    بر آن نبوده و نیستیم که شیرینی آغاز سال تحصیلی را که با ماه مبارک رمضان هم زمان گردیده با ذکر حوادث ناگوار گذشته و واقعیت­هایی که با آن­ها روبرو هستیم بر شما تلخ نماییم، اما از آن جایی که دانستن و آگاه بودن را حق همه می­دانیم، به عنوان یک نهاد مدنی که برخاسته از متن جامعه فرهنگیان است وظیفه خود می­دانیم، که از آن چه طی ماه­های اخیر بر ما گذشت و همچنین پی­گیری­ها و فعالیت­های انجام گرفته شما را با خبر نماییم.
برادران و خواهران فرهیخته،
    همانگونه که می­دانید، پی­گیری­ها و فعالیت­های تشکل­های صنفی معلمان با پشتیبانی شما عزیزان منجر به ارائه ی لایحه مدیریت خدمات کشوری (نظام هماهنگ پرداخت) از سوی دولت سابق به مجلس شورای اسلامی شد، و مجلس هفتم در اولین روز کاری خود با "الزام دولت به تصویب کلیات این لایحه آن را افتخار مجلس هفتم نامید و تحقق همه وعده­ها و پاسخ به همه خواسته­های بر حق فرهنگیان را منوط به اجرای این لایحه نمود." اما با گذشت بیش از سه سال از تصویب کلیات این لایحه به دلیل ایرادات متعدد شورای نگهبان و همچنین مخالفت و مقاومت شدید دولت در برابر اجرای آن عملاً این لایحه از دستور کار مجلس و دولت خارج گردید، و امیدهای فراوانی که به ویژه برای فرهنگیان ایجاد شده بود، همگی نقش بر آب شد.
    در همین مقطع (ماه­های دی تا اسفند 85) تشکل­های صنفی فرهنگیان تحت عنوان شورای هماهنگی تشکل­های صنفی که از اتحاد کانون­های صنفی معلمان سراسر کشور شکل گرفته است در پاسخ به خواست عمومی فرهنگیان تجمع آرامی را در مقابل مجلس شورای اسلامی و به منظور تأکید بر خواست فرهنگیان بر اجرای بدون قید و شرط لایحه ی مدیریت برگزار نمودند، که حضور چندین هزار نفراز فرهنگیان در تجمعات خود جوش بعدی گواه روشنی بر خواست قلبی و اراده ی جمعی معلمان برای پی­گیری این لایحه بود.
    تجمعاتی که هر بار با متانت کامل آغاز و بدون هیچگونه برخورد و مسأله­ای پایان می­یافت، و نظم و همدلی فرهنگیان می­توانست، الگوی مناسبی از مردمسالاری را در نظام جمهوری اسلامی ایران به نمایش بگذارد، و جا داشت که مسئولین محترم با پاسخ به موقع و منطقی، به این تجمعات آرام پایان داده و لبخند رضایت را بر لب­های مردان و زنان حاضر در مقابل مجلس بنشانند.
    اما با تصمیمات نسنجیده و غیرمنطقی که از 23 اسفند آغاز شد عملاً کام همکاران فرهنگی و مردمی که شاهد و پی­گیر این ماجرا بودند، تلخ و بدخواهانی که به دنبال ایجاد شکاف در صفوف ملت هستند شادکام شدند.
    بازداشت صدها معلم در 23 اسفند و فرستادن آن­ها به سلول­های انفرادی، ضرب و شتم معلمان در مقابل مجلس و وزارت آموزش و پرورش و در انظار عمومی، صدور احکام آماده به خدمت برای صدها معلم دلسوز، صدور احکام تبعید برای فعالان صنفی، اخراج و بازنشستگی اجباری برخی از فعالان، احضار و برگزاری دادگاههای تخلفات وانقلاب برای ده­ها فعال صنفی به ویژه اعضای هیئت مدیره تشکل­های صنفی در سراسر کشور و در انتها لغو مجوز فعالیت برخی از تشکل­ها از جمله اقداماتی بود که به منظور سرکوب حرکت حق­طلبانه معلمان ایران صورت گرفت، و اگر نبود پی­گیری و حمایت شما همکاران ارجمند قطعاً ادامه راه برای تشکل های صنفی و نمایندگان شما در این تشکل­ها غیرممکن می­شد.
همکاران گرامی؛
    پس از حوادث اسفند سال 85 کانون صنفی معلمان ایران در پیوند با سایر نهادهای مدنی مستقل، تلاش­های ارزنده­ای در دفاع از حقوق معلمان نموده، و با حضور در اتحادیه ی جهانی معلمان سعی در نهادینه کردن فعالیت­های خود از طریق عضویت در مجامع بین­المللی داشته است. در این راستا نماینده کانون صنفی معلمان ایران به دعوت این اتحادیه در پنجمین کنگره جهانی اتحادیه معلمان سراسر جهان که بیش از 50 میلیون معلم عضویت آن را پذیرفته­اند شرکت نموده و به این وسیله زمینه ی عضویت دائمی معلمان ایران را در این اتحادیه فراهم نموده است، که قطعاً در آینده شاهد دستاوردهای ارزنده این حضور بین­المللی خواهیم بود. همچنین استقامت و پایداری تشکل ها ی صنفی و شما همکاران آگاه در سراسر کشورنتایج مفید و غیرقابل انکاری داشته است، که نادیده گرفتن آن­ها حاصلی جز ایجاد یأس و بی­تفاوتی نخواهد داشت.
    افزایش نسبی حقوق معلمان، افزایش سقف ارتقاء شغلی، افزایش هر چند اندک عائله­مندی بازنشستگان و فوق­العاده سختی شرایط کار، اعطای همزمان ارتقای شغلی و همترازی به دارندگان مدارک کارشناسی ارشد و بالاتر و... بخشی از دستاوردهای حرکت صنفی معلمان بوده است.
    اما در کنار این دستاوردها هزینه­ها و تضییقاتی که طی این دوران در حق فعالان صنفی و معلمان دلسوز صورت گرفته نیز غیرقابل انکار است.
به طور مثال:
اصل 23 قانون اساسی صراحتاً اعلام می­دارد که: «هیچ کس را نمی­توان به صرف داشتن عقیده­ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»
اصل 8 قانون اساسی «امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه­ای همگانی می­داند.»
اصل 9 قانون اساسی می­گوید: «هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی­های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند.»
اصل 22 قانون اساسی « حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص را از تعرض مصون دانسته است   
اصل 26 قانون اساسی « شرکت در انجمن­های صنفی را آزاد دانسته و می­گوید هیچ­ کس را نمی­توان از حضور در این انجمن­ها منع کرد.»
و اصل 27 قانون اساسی « تشکیل اجتماعات و راهپیمایی­ها را بدون حمل سلاح به شرط آن که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد می­شمارد. »
    با توجه به اصول فوق توهین و ضرب و شتم معلمان در کنار خانه ی ملت و بازداشت آنان در مقابل دیدگان مردم، صدور احکام تبعید و اخراج و انفصال، ممنوعیت افراد برای عضویت در کانون­های صنفی معلمان و جلوگیری از تجمعات و همایش­های معلمانی که سلاحی جز قلم و ایمان ندارند،چه توجیهی دارد؟ کدام اصل قانون اساسی یا قانون حقوق شهروندی اجازه می دهد، که معلمان رادرزندان­های انفرادی و با چشم­بند، بدون دسترسی به وکیل مورد بازجویی قراردهند؟ براساس کدام منطق شرعی یا حقوقی بعضی­ها به خود اجازه دادند، تا در پاسخ به خواسته­های بر حق کسانی که با آرامش تمام نسبت به وضعیت نامناسب حقوقی خود اعتراض نموده­اند ازخشونت استفاده نمایند؟
    با این وصف، ضمن اعتراض شدید به روند موجود، امیدواریم مسئولان محترم کشور در آغازسال تحصیلی با لغوهمه ی احکام صادرشده برای معلمان، راه تعامل و گفت و گو را باردیگرباز نمایند.    
    در پایان با شادباشی دوباره به مناسبت آغاز سال تحصیلی به همه ی  معلمان، دانش­آموزان و اولیاء محترم آنان، کانون صنفی معلمان ایران حق خود می داند، که به مناسبت 13 مهر (5 اکتبر) روز جهانی معلم مراسمی ویژه همگام و همسو با سایرمعلمان جهان برگزارنماید. لذا از مسئولان محترم در وزرات کشور، وزارت آموزش و پرورش و استانداری­ها تقاضا می­شود به این حق قانونی فرهنگیان احترام گذاشته و تمهیدات لازم را برای برگزاری مراسم این روز  فراهم نمایند.
    ضمناً از کلیه ی معلمان سراسرکشورانتظار داریم که در روزپنج­شنبه مورخه ی ۱۲/مهرماه/۱۳۸۶ازساعت ۱۰تا۱۲ در نوبت صبح و۱۵تا۱۷ در نوبت عصر نخستین جلسه ی شورای هماهنگ معلمان مدارس سراسر کشور را تحت عنوان زنگ همبستگی معلمان برگزار نمایند و ضمن تبادل نظرپیرامون مسائل آموزشی، تربیتی و صنفی معلمان با امضای طومارها وارسال آن به مجلس شورای اسلامی، برخواست خود مبنی براجرای لایحه مدیریت خدمات کشوری و رفع مشکل فعالان صنفی تأکید نمایند. قبلا ازهمکاری مدیران محترمی که در برگزاری این شورا در کنار معلمان هستند تشکر می کنیم .
 
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران
۴/مهرماه/۱۳۸۶
به نقل از وبلاگ کانون صنفی معلمان
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 18:43  توسط صدای معلم  | 

به بهانه ی هفته ی دفاع مقدس

  حمله ی نظامي عراق به ايران كه از روزهاي قبل از آن پيش بيني شده بود، 31 شهريور 1359 (22 سپتامبر 1980) آغاز شد كه پيامدش يك جنگ هشت ساله بود و برخلاف تصور قبلي غرب، ايران در اين جنگ پر تلفات و پرهزينه حتي يك وجب از خاك خود را از دست نداد. مروري بر روزنامه هاي چاپ تهران در شهريور ماه آن سال نشان مي دهد كه همزمان با انتخاب نخست وزير براي جمهوري اسلامي، از نيمه ی اين ماه زد و خورد هاي مرزي عراق و ايران رو به شدت گذارده بود كه بعد از ظهر 22 سپتامبر ناگهان نيروي هوايي عراق تهران، تبريز، همدان، كرمانشاه، شهر كرد و شهرهاي خوزستان را مورد حمله قرار داد و همزمان ناوچه هاي آن كشور به سواحل ايران تا بوشهر تعرض كردند و متعاقب آن نيروي زميني عراق تعرّض به ميهن ما را آغاز كرد. طبق اعلاميه هاي شماره 20 تا 28 وزارت دفاع ايران، در نخستين روز تعرض، نيروي هوايي عراق بيش از 11 جنگنده و چهار ناوچه از دست داد و هواپيماهاي نظامي ايران متقابلاً پايگاه هاي عراق در كوت الاماره، شعيبيه، واسيله، ام القصر و سپس بغداد را مورد حمله ی متقابل قرار دادند. اين جنگ که (به رغم ميثاق بين المللي) بدون اعلان قبلي، از سوي عراق آغاز شده بود از آن پس به صورت تمام عيار ادامه يافت.
    در زمان حمله ی نظامي به ايران، عراق؛ دوست آمريكا، متحد شوروي و مورد حمايت همسايگان عرب خود جز سوريه بود. دولت آمريكا به سبب موضوع تصرف سفارتخانه اش در تهران و گروگان گيري كاركنان آن و همچنين قطع منافعش در ايران پس از انقلاب، با تهران دشمني داشت. اين دشمني در دهه ی اول قرن بيست و يکم كه آمريكا در عراق و افغانستان استقرار نظامي دارد به صورت جنگ سرد واشنگتن با تهران درآمده است. سرگئي لاوروف وزير امورخارجه روسيه 18 سپتامبر2007 در ديدار با «برنار كوشنر» وزير امورخارجه فرانسه كه به مسكو رفته بود، آخرين وضعيت جنگ سرد آمريكا و ايران را چنين ترسيم كرده بود: گزارش هاي متعدد مبني بر جدّي بودن بررسي عمليات نظامي بر ضد ايران دولت روسيه را نگران ساخته، زيرا چنين عملياتي براي منطقه نتايج بسيار وخيم به بار خواهد آورد. كوشنر (يك پزشك) كه همانند ساركوزي رئيس جمهور تازه فرانسه، يهودي تبار است 17 سپتامبر 2007 و پيش از سفر به مسكو در اين باره گفته بود: اگر ايران داراي سلاح اتمي شود؛ جهان بايد خود را براي جنگ آماده كند و افزوده بود که سياست هاي فرانسه با آمريکا در قبال تلاش هاي اتمي ايران يکسان است.
    بيستم سپتامبر 1980 و در آستانه ی حمله ی نظامي تمام عيار عراق به ايران، احتمال اين جنگ در ديدار مارگارت تاچر نخست وزير انگلستان با وزير امورخارجه كابينه اش مطرح و بررسي شده بود. تاچر در صفحه 91 كتاب خاطرات خود درباره ی اين ملاقات نوشته است: به وزير امور خارجه گفتم كه در اين نظر كه ايران در مدتي كوتاه از پاي درخواهد آمد شريك نيستم و دليل آوردم كه ايران داراي يك نيروي هوايي مؤثر است، مردمي مقاوم دارد و ارتش فروپاشيده ی آن درجريان انقلاب، در اندك مدتي تمركز خواهد يافت و دست به حمله ی متقابل خواهد زد. ارزيابي و محاسبات صدام حسين از فروپاشيدگي ارتش ايران درست نيست زيرا كه افراد و سلاح هاي اين ارتش باقي هستند و... هشت سال بعد نظر من تأييد شد زيرا كه عراق جز در هفته هاي اول جنگ پيشرفتي نداشت و مقروض و زمينگير شد و...
     اصحاب نظر گفته اند: اگر صدام حسين با ايران وارد جنگ نشده بود؛ با كويت و سعودي اختلاف نظر مالي پيدا نمي كرد، دست به اشغال نظامي كويت نمي زد، در نطق هاي خود زندگاني شخصي خاندان هاي سلطنتي اين دو كشور را به زير حمله و انتقاد نمي كشيد كه به كينه ی دائمي مبدل شد، همسايگان خود را از دست نمي داد (كه در روز مبادا جايي براي فرار به آن جا و پناهنده شدن داشته باشد) و كشورش در سال 2003 به اشغال نظامي آمريكا درنمي آمد و به اين روز نمي افتاد، خودش هم با آن خفت دستگير و اعدام نمي شد و...

 

منبع: روزنامک

 

***********************************************************

صد متر بیش تر با ما فاصله نداشت ، وانتی که پشتش پر آدم بود با لباس های نظامی که نفهمیدیم بسیجی اند یا ارتشی.دقیقه ای پیش تر از ما سبقت گرفته بودند و برایمان دست تکان داده بودند و خندیده بودند و فریاد کشیده بودند و در میان گرد و خاکشان فقط صدایشان مانده بود توی گوش ما چند نفر که با جیپ قراضه ترکش خورده ای سلانه سلانه می رفتیم و در آن هیر و ویر آتش و دود با صدای شجریان حال می کردیم و عجله ای نداشتیم برسیم .
صدمتر بیش تر با ما فاصله نداشتند ، وقتی آن صدای مهیب و تکان های جیپ قراضه ای که سوارش بودیم ، ما را از حال خوشمان بیرون آورد و آتش را دیدیم که زبانه می کشد ،درست صدمتر جلوتر از ما ، جایی که باید آن وانتی بود که پر آدم بود که ما نفهمیدیم بسیجی اند یا ارتشی و از ماسبقت گرفته بودند و خندیده بودند و دست تکان داده بودند و گرد و خاک کرده بودند.

حالا درست همان جا ،آتش زبانه می کشید به آسمان و ما ایستاده بودیم هاج و واج و جرات رفتن نداشتیم که حدس می زدیم درست صدمتر جلوتر از ما روی همان بلندی که حالا آتش زبانه می کشید ،در تیر رس عراقی هاست.
یکی از ما سه نفر که کار کشته تر بود و با سابقه تر،گفت پیاده برویم و رفتیم.از وانتی که پر آدم بود ،اسکلتی سوخته مانده بود و از آن ها که خندیده بودند و دست تکان داده بودند ، هیچ نشانی نمانده بود،جز تکه های گوشت سوخته که به اسکلت وانت چسبیده بود وجز صدای خنده هایشان که مانده بود توی گوش ما.از راننده اما نشانی های بیش تری مانده بود، پاره هایی از بدنش که افتاده بود ،کف ماشین و سوخته بود ومایعی لزج که بر تکه باقی مانده از شیشه بغل ماشین ماسیده بود.همان که از ما با سابقه تر بود و کار کشته تر گفت ،توپ خورده است عقب ماشین ،در ست همان جا که پر آدم بود که هنگام سبقت گرفتن از ما می خندیدند و برایمان دست تکان می دادند و حالا فقط صدای خنده هایشان مانده بود توی گوش ما.و این صدا همیشه در گوش من است و هر گاه به یاد آن روزها می افتم دوباره می پیچد توی گوشم و دوباره بغض می کنم و دوباره آتش را می بینم که زبانه می کشد و تکه گوشت های چسبیده بر اسکلت ماشین را می بینم و راننده را که نشانه های بیش تری از او مانده بودو آن مایع لزج را.حالا چند سالی است که صدای خنده ها و آتشی که زبانه می کشید و تکه گوشت های سوخته و آن مایع لزج -که همان که از ما با سابقه تر و کار کشته تر بود می گفت مخ راننده است-از کابوس هایم رفته اند.حالا که دوباره اسم جنگ را می شنوم ،کابوس هایم می آیند ؛ صدای خنده ها وتکه گوشت های چسبیده بر اسکلت وانت و آتشی که زبانه می کشد وهمه چیز را می سوزاند.
کابوس شب های نوجوانی ام گاهی با کابوس های دیگری در هم می آمیخت ،با روزی که برای مرخصی چند ساعته به اهواز رفته بودیم که هواپیماهای عراقی رسیدند.آسمان پر هواپیما شده بود، روزهای بعد می گفتند 50 هواپیماست.ما جلوی بیمارستانی بودیم که حالا اسمش یادم رفته است . وقتی هواپیماها نزدیک می شد، جیغ می کشید یم و فرار می کردیم ،اما نمی دانستیم به کجا.هیچ جا پناهی نبود.نمی دانستیم بمب کجا فرود می آید.آن قدر دویده بودیم که توان رفتن نداشتیم .نشستم و خود را سپردم به قضا و قدرو منتظر ماندم که بمبی نزدیک فرود بیاید و آتش زبانه بکشد و نمی دانم چه شود.از خستگی می خواستم به مرگ پناه ببرم. هواپیماها رفته بودند و من همچنان نای بلند شدن نداشتم.جلو بیمارستانی بودم که حالا اسمش را فراموش کرده ام ،حالا گریه های ترس خورده به ناله بدل شده بود و آدم های لت و پار شده را می آوردند و من عذاب وجدان داشتم ،اما توان بلند شدن و کمک کردن را نداشتم .همان جا که نشسته بودم ،چشم هایی را دیدم که به کابوس های شبانه ام نفوذ کردند. دخترکی به گمانم هشت –نه ساله شبیه خواهرم بود.توی بغل مردی که می دوید و خون بدن مرد را پر کرده بود و چشمان دخترک باز بود و مرا نگاه می کرد که نشسته بودم و حتی نمی توانستم گریه گنم.نمی دانم توی نگاهش چه بود.شاید شباهتش به خواهرم بود که بعد از آن نگاهش قاطی صدای خنده های آدم هایی می شد که پشت وانت بودند و از ما سبقت گرفته بودند و خندیده بودند و دست تکان داده بودند .حالا دوباره بوی جنگ کابوس ها را به مهمانی خواب هایم دعوت می کند و حالا دوباره آن نگاه دردناک و صدای خنده ها و آتشی که زبانه می کشد و همه چیز را می سوزاند در هم می آمیزند و .....نه من از جنگ نفرت دارم و از کابوس هایی که سال ها طول کشید تاکم رنگ شوند و خواب هر شبم را نیاشوبند.

منبع: وبلاگ هنوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 0:19  توسط صدای معلم  | 

مهر، درمهر زنده می شود

روز اول مهر، صبح قشنگی دارد. انگار زمین خانه ها سبز شده اند. نونهالان خانواده ها، شکوفه کرده اند. شکوفه های مهری که بهار را چه بی صبرانه چشم به راه بوده اند. هم آن ها که همه ی دنیاشان یک دست لباس نو و یک کیف و مداد و دفتر است. در این روز، گویی هوا هم خوب ترشده است؛ از بس که باران مهربانی در آسمان مدرسه ها می بارد. این روز، فرصتی برای یک طلوع جاویدان است. بهانه ای برای نوشتن بر سر سطر زندگی. روزی که ذهن کوچک آن همه کودک معصوم در بین راه مدرسه، پر از سؤال و آسمان دلشان پر از صدای بال می شود. آرزوی سبزشان، آموختن پرواز و به خویشتن رسیدن است.

مهرماه، یادآور تمام دیروزهای کودکی ماست. روزهایی که بعد از زنگ کلاس سایر بچه ها، تازه اول آشنایی ما کلاس اولی ها بود. روزهایی که به بازی وخنده گذشت. «قایم باشک» ، «گرگم وگله می برم» و... اکنون اگرچه از آن ایام دورشده ایم اما هنوز هم سرگرم بازی هستیم. تنها تفاوتش این است که حال، همه چیز جدی شده است. مثلاً الان اگر کسی گرگ شد، یک گرگ واقعی می شود. دیگر اگر کسی در بازی سوخت، واقعاً دلش و شاید زندگی اش هم می سوزد. دیگر اگر کسی چشم گذاشت، سایرین از غفلتش سوء استفاده های بسیار خواهند کرد. آن روزها فقط با کسانی که دوست بودیم، بازی می کردیم. الان اما مجبوریم با همه و حتی کسانی که دوستشان نداریم، بازی کنیم. بازی هایی که درآن ها کمتر با هم و بیشتر به هم می خندیم.

به اولین روزهای مدرسه که فکرمی کنیم، یاد گفته ی مولاعلی(ع) می افتیم که: «العلم فی الصغر، کالنقش فی الحجر». برای همین است که هنوز خیال می کنیم همه ی زنان با سلیقه ی عالم، درست مثل «کوکب خانم»اند. هنوز «ریزعلی» یکی از آدم های خوب دنیاست. هنوز هم انتظارآمدن «حسنک» برای همه هیجان دارد وهنوز گربه ای که در لوحه های آموزشی با گلوله ای نخ بازی می کرد و بچه هایی که می خواستند توپشان را از بالای درخت پائین بیاورند، برایمان زنده ترین و زیباترین فیلم کارتون است. کارتونی که در صفحات کتاب ثابت و صامت بود اما در خیال ما حرکت می کرد و حرف می زد.

ازپنجره بیرون را نگاه کن! دوباره و در پائیزی دیگر، آن بهار پیدا شده است. میلیون ها معلم و دانش آموز خسته از سه ماه پرملال تابستان، دارند به استقبال بهار می روند. برای این همه دل مشتاق، روز اول مهر عید است. «حول حالنا» است. شوری است که همه را به سمت آگاهی می کشاند. امیدی برای سبز شدن که «یا مقلب القلوب». که اگر این بهارپیدا نمی شد، پائیز چه آسان می توانست ما را از پا درآورد. راستی هیچ فکرکرده ای که ماندن درهجوم بادهای سرد پائیزی و رو به رو شدن با جای خالی بچه های سرودخوان، چه اندازه دشواربود؟ حال اما فقط خداحافظی یک کودک کلاس اولی از داخل خانه و صدای پای او در داخل کوچه، عطر شور و نشاط  و امید را درهوا می پراکند.

پس بیائیم به این بهار، هزار بار سلام و سپاس گوئیم. پشت دانایی اردو بزنیم و بکوشیم تا مدارس ما، سربلند تر ازهمیشه، مدارسلامت جامعه باقی بمانند. اگر چه در پناه يك چهارديواري كه به وسعت يك دنیاست، ديدن همه كس را و نديدن خود را، كارساده اي نيست و البته كار هركس هم نيست:

سينه بايد گشاده چون دريا        تا كند نغمه اي چو دريا ساز

بانگ دريادلان چنين خيزد       كاره رسينه نيست اين آواز.

به نقل از:   تخته سیاه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 0:16  توسط صدای معلم  | 

گزارش تجمع معلمان حق التدریس

روز دوشنبه 26 شهریور ماه حدود 200 نفر از معلمان حق التدریسی، در اعتراض به وضعیت استخدامی خود، مقابل دفتر ریاست جمهوری تجمع کردند. این معلمان که از شهرهای اصفهان، شیراز، تبریز، پیرانشهر، نقده، قزوین و... به تهران آمده بودند، در ساعت 9 صبح در میدان پاستور تهران اجتماع کردند.

تجمع کنندگان که حدود 80 درصد آنها را خانم ها تشکیل می دادند، پارچه نوشته ای به طول حدود 10 متر با خود حمل می کردند که این شعار ها روی آن نوشته شده بود:

استخدام بی آزمون حق مسلم ماست- حق التدریس چند ساله آزمون نیاز نداره- نه بیمه ای، نه راحتی، نه حق هیچ شکایتی- نمایندگان از راه دور آمده ایم، چرا جواب نمی دهید؟- تجربه ی چند ساله، آزمون نیاز نداره- دولت عدالت محور، تبعیض نه، عدالت.

پس از حدود 1 ساعت معلمان معترض از میدان پاستور حرکت کرده و در مقابل ضلع شمالی ساختمان ریاست جمهوری واقع در خیابان پاستور تجمع کردند. این سومین حرکت اعتراضی معلمان حق التدریسی در اعتراض به شرط قبولی در آزمون برای استخدام بود که ظرف چند ماه گذشته جریان داشته است. در دو حرکت اعتراضی گذشته، معلمان حق التدریسی از شهر های مختلف به تهران آمده و با اقامت دو روزه ی خود در تهران و تجمع در مقابل مجلس، دفتر ریاست جمهوری و وزارت آموزش و پرورش نسبت به رفتار تبعیض آمیز مسئولان اعتراض کرده اند.

بسیاری از معلمان معترض تجمع کننده در پویش های اعتراضی معلمان در سال تحصیلی گذشته شرکت داشته و مطالبات خود را از این طریق مطرح کرده و خواستار رسیدگی مسئولان به این خواست ها شده بودند. اما تاکنون دو خواست اساسی این بخش از معلمان یعنی استخدام رسمی و افزایش حقوق، همچنان بی پاسخ مانده است.

تجمع اعتراضی معلمان حق التدریسی در شرایطی صورت می گیرد که در روز های اخیر معلمان عضو تشکل های غیر دولتی و کانون های صنفی به جلسات متعدد دادگاه قضایی و هیات تخلفات اداری، احضار شده و احکام متفاوتی از انفصال از خدمت تا تبعید و اخراج دریافت کرده اند. طی چند ماه گذشته بیش از 700 معلم دستگیر شده و برای حدود 300 معلم پرونده تشکیل شده است.

در سال تحصیلی گذشته اعتراضات گسترده ای از سوی معلمان برای بدست آوردن مطالبات خود صورت گرفت. در این تجمع های اعتراضی که گاه شمار افراد شرکت کننده بیش از 20 هزار نفر تخمین زده شده است، فرهنگیان کشورمان مطالبات متعددی را مطرح کرده اند که "طرح نظام هماهنگ پرداخت حقوق" خواست محوری آنان را تشکیل می داده است. اگرچه برداشته شدن گزینش برای استخدام معلمان قراردادی و حذف نگاه ایدئولوژیک به جای شایسته سالاری در ارتقاء شغلی و رسیدگی به وضعیت نامساعد بسیاری از مدارس و... نیز جزو خواسته های آنان بوده است.

گفتنی است در تجمع اعتراضی معلمان در تاریخ 25 و 26 فروردین ماه و 8 و 18 اردیبهشت ماه سال جاری، شمار زیادی از معلمان دستگیر شدند. با گسترش موج اعتراضی نسبت به دستگیری ها از سوی سایر معلمان و بخش های دیگر جامعه، تعدادی از آنها آزاد شدند، اما بسیاری از آنان مجدداً در ماه های اخیر دستگیر شده و در زندان به سر می برند.

 

منبع: اخبار و مقالات جنبش کارگری

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 20:42  توسط صدای معلم  |