تبليغاتX
صدای معلم

صدای معلم

خبری-صنفی-انتقادی و تحلیلی

تعدنامه ی شعری

تــعهد می دهم ديگر نـگويم حق كـداميـن اسـت
 

كه پی بردم دفاع از حق، جرمی سخت سنگين است
 

نــمی گـويـم كـه غـارت كــرد نـان سفـره مـا را

 


نــخواهم بـرد بـيـرون از گـلـيم خـود، دگـر پـا را

 


  نـخـواهـم بـعد از ايـن فـرياد مظلومـی شنيد، آری

 

كــه سنگيـن اسـت تـاوان دادن؛ يك عـمر بـيماری

 

اگـر چـه كـنج زنـدان، چشمهايـم را تـو مـی بستـی

 

 
تـعهد مـی دهـم، زيـن پس بـگويم: تو به حق هستی


عجب جرمی است هشياری! عجب درديست بيداری!

 

 
چــه سنگين است از انديشه هايـت دسـت بـرداري!

 


  چـه تلخ است و چه دشوارست، عمری كارگر باشی!


ولـی امـروز بـالاجـبـار يـك جـور دگــر بــاشــی!

 
تــعهد مـی دهـم خـاموش بـاشـم بـعد ازايـن، اما

 


  تــعهـد مــي تـواند كــرد خــاموش آتــش مــا را؟


 

شاعر : داود نوروزی
مسئول كميسيون فرهنگي سنديكای كارگران شركت واحد اتــوبوســرانی تـهران وحـومـه


صداي معلم: قابل توجه همكاران؛ ما نيز در طبقه بندي مشاغل جزو كارگران هستيم - البته از نوع فكري (يقه سفيدان) - براي ما جاي خجالت است كه در احقاق حقوق حقه ي خويش، از يقه آبي ها(كارگران يدي) عقب بمانيم، ما به عنوان حلقه ي واسط روشنفكران - كه دانشجوها نماينده ي بر حقشان هستند- و كارگران بايد دست در دست هم دهيم به مهر، ميهن خويش را كنيم آباد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 23:14  توسط صدای معلم  | 

چند خبر، یک تحلیل

سر فصل های بخش اول گزارش روزنامه کيهان از نظام غير عادلانه پرداخت حقوق و دستمزد

  • يكي از مسايل يا به عبارتي معضلاتي كه جامعه ي ما سال هاست به آن گرفتار شده، عدم تناسب دستمزد افراد در جامعه در جايگاه هاي متفاوت و غيرمنطقي بودن معيارهاي تعيين حقوق و مزايا در سيستم هاي دولتي و غيردولتي است كه برخي كارشناسان آن را نوعي بي عدالتي و عامل ايجاد شكاف بين طبقات جامعه مي دانند.
  • در حالي يك تحصيلكرده ي سربازي رفته مشغول در مطب، ماهي 80 هزارتومان درآمد دارد از ديگر سو، فرد ديگري كه به لحاظ تحصيلات و ساير موارد بسيار شرايط كمتري را داراست، تنها دغدغه مالي اش افزايش حقــــــــوق 150 ميليوني اش به 170 ميليون تومان است!
  • هنرپيشه ي اصلي يكي از سريال هاي ماه رمضان براي ايفاي نقش در اين سريال روزانه يك ميليون تومان و در كل حدوداً   50ميليون تومان براي بازي در اين مجموعه تلويزيوني دريافت كرده است. در همين سريال يك نفر ديگر كه وظيفه ي ديگري در مجموعه دارد شايد 300  هزار تومان هم نگيرد كه كارش هم به شدت سنگين و نفس گير است.
  • خواننده هايي كه در جشن ها حضور دارند، در ازاي روي سن رفتن و لب خواني آهنگ هاي قديمي شان 100هزار تومان و بعضي هايشان 3ميليون تومان درخواست مي كنند!
  • مدير باشگاه استقلال به دليل تلاش براي جلوگيري از دعوا و اختلاف در زمين براساس رأي كميته انظباطی فوتبال مستحق پاداش قرار گرفت كه براين اساس 3 ميليون تومان پاداش به وي تعلق گرفت.(يعني سه برابر حقوق ماهيانه يك عضو هيئت علمي دانشگاه)! تعيين اين مبلغ با چه معيار و منطقي صورت گرفته است؟!
  • يكي از بازيكنان اسبق تيم ملي فوتبال در خصوص درآمد فوتباليست ها گفته بود به نظر من از  130-120ميليون تومان نبايد بيشتر بشود چرا كه باعث اشباع و بي انگيزه شدن فوتباليست ها مي شود و افت مي كنند، وي در ادامه توضيح داده بود كه اين هايي كه در حال حاضر 300-400ميليون مي گيرند، به چنين بلايي دچار شده اند! درحال حاضر افرادي را داريم كه قرارداد 600ميليون توماني تنها براي حضور در يك فصل و در يك تيم امضا كرده اند و اين به غير از حقوق ماهيانه و مزايايي است كه از طرف باشگاه دريافت مي كنند.
  • يكي از تيم هاي ليگ براي به اختيار گرفتن يك مربي براي نيم فصل باقيمانده قراردادي درحدود 200ميليون تومان با وي بست. درحالي كه در ساير رشته هاي ورزشي كه لااقل در سال هاي اخير ما در آن ها نتايج بسيار مطلوب تري را در سطح بين المللي كسب كرده ايم دستمزدها گاهي به ميليون هم نمي رسد. در همين بازي فوتبال، در زميني كه هر دونده اش با رقم بيش از 100ميليون قرارداد بسته، شخصي وجود دارد به نام داور كه حقوقش بسيار بسيار ناچيز است و در بسياري از موارد از 400 هزار تومان بيشتر نمي شود.
  • حقوق و مزاياي كارمندان در دو وزارتخانه ي دولتي مانند نفت و آموزش و پرورش به هيچ عنوان قابل مقايسه با هم نيست و اين درحالي است كه ميزان فعاليت و سختي كار نيروهاي آموزش و پرورشي كمتر از شاغلين وزارت نفت نيست.
  • دكتر حميدرضا حاج بابايي عضو هيئت رئيسه مجلس: متأسفانه منطقي نبودن و ناعادلانه بودن ميزان دستمزدها در كشور واقعيتي است كه بايد براي رفع اين بي عدالتي تلاش همه جانبه نمود. در بخش هاي دولتي ها هم اين رويه وجود داشته و دارد، يك وزارتخانه بودجه بيشتري دارد و بيشتر خرج مي كند اما يك وزارتخانه مثل آموزش و پرورش بودجه كمي دارد و كمتر خرج مي كند و نگاه جامعي درخصوص نحوه ي خرج كردن بيت المال وجود ندارد و در موارد متعدد شاهد افراط و تفريط هاي دستگاه ها هستيم.

منبع : روزنامه كيهان -  16/8/86  -  - شماره 18942

به نقل از: فرهنگ نامه

 

 

فرو ريختن ديوار مدرسه بر سر 6 دانش آموز

به رغم حضور به موقع اورژانس در محل حادثه، يک دختر دانش‌آموز جان خود را از دست داد و پنج تن ديگر زخمي شدند. فرو ريختن ديوار مدرسه بر سر دانش‌آموزان، يک کشته و پنج مجروح برجاي گذاشت. به گزارش ايسنا، فرو ريختن ديوار يك دبستان دخترانه در منطقه ي بايگ »تربت‌حيدريه» بر سر شش دانش‌آموز که داخل مدرسه در حال بازي بودند، يک کشته و پنج مجروح برجاي گذاشت.

بر اساس اين گزارش، اين شش دانش‌آموز در حال بازي با درب مدرسه بودند كه ناگهان ديوار مدرسه به علت نامعلومي بر سرشان فروريخت. به رغم حضور به موقع اورژانس در محل حادثه، يک دختر دانش‌آموز جان خود را از دست داد و پنج تن ديگر زخمي شدند.

منبع : تابناک -   : 13:40 - 04 آبان 1386

به نقل از: فرهنگ نامه

 

دست و دلبازی ایران در ارتباط با فلسطين

 

چندی پیش سفارت فلسطین در آخرین شب اقامت اسماعیل هنیه، نخست وزیر فلسطین در ایران، از جمعی فعالان سیاسی و کارشناسان رسمی و غیر رسمی حوزه ی فلسطین و سفرای کشورهای عربی دعوت کرده بود که با وی ملاقات کنند... آقای هنیه گزارشی از سفرش به کشورهای مختلف داد. هدفش را شکستن محاصره می دانست. قبل از ایران به مصر، بحرین، سوریه و قطر رفته بود. از کمک های مالی قطر خیلی تعریف می کرد. ولی ظاهرا بحرینی ها فقط برای موفقیتشان دعا کرده بودند. بعد هم گزارشی از کمک مالی ایران داد. خیلی از این همه دست و دل بازی تعجب کردم. همه فکر می کردند که حتماً این کمک ها محرمانه است. دو شب بعد در تلویزیون العربیه دیدم که آقای هنیه همان گزارش را مصاحبه کرد و گفت ایران ۲۵۰ میلیون دلار به فلسطین در این سفر کمک کرده است. بقول خودش ربع ملیارد دلار.

 

به نقل از: سایت شخصی محمد علی ابطحی

 

 

صداي معلم: انصاف دهيد اگرگوشي شنوا و چشمي بينا باشد، باز هم توضيح لازم دارد؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 23:12  توسط صدای معلم  | 

دنیای ما را جهنم نکنید، بهشت پیشکش!

به درب ورودي دانشگاه كه رسيديم پاسداران حريم اخلاق و فضيلت راه را بر همسرم بستند كه حق ورود نداري. از علت آن مي پرسيم جواب مي شنويم كه اگر چه مانتوي شما بلند است اما رنگ آن سفيد است و ما نمي توانيم اجازه ورود بدهيم! مي خواهم براي آن ها توضيح دهم كه در كدام دين ومذهب پوشيدن لباس سفيد جرم است و اين كه اگر شما مذهب جديدي كشف كرده ايد كه دشمن سپيدي و روشني است ما را با اين مذهب جديد چكار؟! اما بلافاصله از گفتن هر حرفي پشيمان مي شوم. با خانمي مسن و ذهني رسوب كرده چه مي توان گفت؟ با دنيايي از بهت و سكوت از در دانشگاه بر مي گرديم. در حالي كه هنوز هم ذهنم با افكار اين جماعت سياه كار و سياه انديش و سياه پوش و سياه پسند درگير است.

آري در فضايي زندگي مي كنيم كه به فرزندان ما به جاي سپيدي، سياهي به جاي شادي، اندوه و گريه و به جاي رقص و پايكوبي، اهتزاز جنازه ها بر جرثقيل را عرضه مي كنند. گور پدر روانشناسان و اصلاً  گور پدر كسي كه اين علم مزخرف را اختراع كرده است. وچقدر احمق و بچه ننه هستند اين فرنگي هاي رنگين چشم و سوسول كه اگر پدر و مادري اجازه ديدن فيلم خشني را به بچه هايشان بدهند او را به دادگاه مي كشانند!

گاهي انسان از ديدن اين همه وقاحت انگشت به دهان مي ماند و از خود مي پرسد عرصه خصوصي ام را چرا تاراج مي كنند؟ با كدام دليل قانع كننده اي آن را جولانگاه چارپاياني مي كنند كه القاب تهوع آوري را هم يدك مي كشند؟

آيا از ديگران داناترند؟ تاريخ را كساني به لجن كشيده اند كه توهم آن ها را فرا گرفته بود. توهم داناتر از همه بودن را مي گويم. از اين گذشته اين همه دليل بر نادان بودنشان را نمي دانيم به كجا ببريم؟

امروزه مي بينيم كه يك زوج تحصيلكرده براي گرفتن يك ميليون وام بايد با دلي شكسته هفت خان رستم را گذرانده وبه هر با سواد و بي سوادي التماس كند تا شايد بتواند زخمي از زخم هاي زندگي اش را با آن درمان كند چگونه است كه در اين شرايط كسي به فكر او نيست؟ اما همين جوانان در خيابان مورد هتك حرمت قرار مي گيرند و لباس آن ها براي امنيت جامعه مسأله مي شود؟ با يد گفت اخلاق از اساس ويران شده است و اين خيمه شب بازي ها هم هياهويي است براي ذبح حقيقت.

نمی دانیم با چه زباني به این ها بگويیم كه ما بهشت نخواستيم و اين بهشت پيش كش شما؟ سهم ما از بهشت را هم براي خودتان نگه داريد! ما زندگي مي خواهيم .شغل و حقوق كافي مي خواهيم. ازدواج آبرومندانه مي خواهيم. دنياي ما را جهنم نكنيد بهشت از آن شما باد!

به نقل از: لیبرال دموکرات

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 23:8  توسط صدای معلم  | 

وضعیت معلم‌ها در آلمان

پنجم اکتبر "روز جهانی معلم" است. امسال "بهبود شرایط کاری آموزگاران در سراسر دنیا" در کانون توجه مؤسسه‌ی "روز جهانی معلم" بود. به این مناسبت با یک معلم و یک دانشجوی رشته‌ی ادبیات که بزودی معلم خواهد شد به گفت‌وگو نشستیم.
آلمانی‌ها روز معلم را جشن نمی‌گیرند. تنها در آلمان شرقی (
DDR) این روز را جشن می‌گرفتند. این اما نشانه‌ی بی‌اهمیت بودن این شغل نیست. درآمد خوب معلمان و جایگاه والای اجتماعی آنان گویای ارزشی است که جامعه و دولت آلمان برای متولیان تعلیم و تربیت خویش قائل هستند.
معلم یک "مدرسه حرفه‌ای" (
Berufschule)
مدرسه یا آموزشگاه حرفه‌ای
OSZ که در منطقه‌ کرویتس‌برگ (Kreuzberg) برلین واقع شده است، یکی از بزرگترین مدرسه‌های حرفه‌ای اروپاست.
مدرسه‌های حرفه‌ای در آلمان تقریباً مشابه دبیرستان‌های فنی حرفه‌ای در ایران هستند. دوره‌‌ی مدرسه‌ی حرفه‌ای در آلمان معمولاً سه سال است. دانش‌آموز دو روز در هفته را به یادگیری تئوری‌های رشته‌ی مربوطه می‌گذراند و سه تا چهار روز هم به آموزش عملی اختصاص دارد.
در مدرسه
OSZ بیش از ۱۰ رشته‌ی مختلف از جمله داروخانه‌داری، کتابفروشی و فروشندگی تدریس می‌شود و دانش‌آموزان باید علاوه بر مفاد تخصصی هر رشته، درسهای عمومی‌ای مانند سیاست، ورزش و زبان آلمانی را نیز بیاموزند
رولف ملداو (
Rolf Mehldau) یکی از ۲۷۰ معلم این مدرسه‌ است. او ۶۳ سال دارد و کار تدریس را از ۲۸ سال پیش آغاز کرده است.
ملداو در مدرسه‌ی
OSZ اصول اولیه‌ی کتابفروشی، اقتصاد، سیاست و علوم اجتماعی تدریس می‌کند.
امکانات آموزشی برای معلمها
در برخی از ایالت‌ها برنامه‌های آموزشی مناسبی برای معلم‌ها تدارک دیده می‌شود که شرکت در این دوره‌ها اغلب اختیاری است اما دوره‌های اجباری هم وجود دارند.
رولف ملداو در این‌باره می‌گوید: «مدرسه ی ما طی سال گذشته
۲ روز را به سمینارهای تعلیم و تربیت معلمان اختصاص داد و در این دو روز هیچ کلاسی دایر نشد. شرکت در این سمینارها برای همه اجباری بود. یکی از موضوعات مطرح در این گردهمایی‌ها روش‌های جدید آموزشی بود و موضوع دیگر جلوگیری از خشونت. متأسفانه موضوع دوم مدتی است اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده، چرا که خشونت در میان دانش‌آموزان مرتب رو به افزایش است و ما به عنوان دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت وظیفه داریم از آن جلوگیری کنیم.»
وی با اشاره به جلسات سالانه اتحادیه ناشران و کتابفروشان می گوید: «در این جلسات تخصصی که به مدت یک هفته برگزار می‌شود، از کلیه معلمان این رشته دعوت می‌شود تا درباره‌ی تغییرات جدید بازار کتاب به بحث و گفت‌وگو بنشینند. »
هفته ای
۲۰ ساعت کار در منزل
معلم‌های آلمان در منزل تنها ورقه‌های امتحانی دانش‌آموزان را تصحیح نمی‌کنند. به ویژه معلم مدرسه‌ی حرفه‌ای باید در رشته‌ی مربوطه اطلاعات به روز داشته باشد. به عنوان مثال رولف ملداو مجله‌های تخصصی رشته‌ی کتابداری را به طور مرتب دنبال می‌کند و از یافته‌های جدید رشته‌ی خود آگاهی می‌یابد و از آنها هنگام تدریس استفاده می کند. وی می گوید:
«من هفته ای
۲۶ ساعت در مدرسه کار می‌کنم ولی هفته‌ای ۱۰ تا ۲۰ ساعت هم باید در منزل کار کنم تا بتوانم مفاد درسی را برای دانش آموزانم به روز کنم. البته کار در منزل اجباری نیست.»

وضعیت معیشتی معلم

معلمها در آلمان تنگنای معیشتی ندارند. آنها مجبور نیستند برای گذران زندگی، شغل دوم داشته باشند. رولف ملداو از درآمد خود راضی است:

«من می‌توانم یک خانواده
۴ نفره را به‌راحتی اداره کنم و سالی ۳ هفته هم با خانواده‌ام به مسافرت بروم.»

ملداو به تدریس عشق می ورزد و به دانش‌آموزانش علاقه دارد چون بیشتر آنها بزرگسالند و به گفته‌ی او با علاقه و انگیزه‌ی بیشتری سر کلاس او حاضر می‌شوند. ملداو در عین حال انتقادهایی هم به سیستم آموزشی و نحوه‌ی اداره‌ی مدارس در آلمان وارد می‌داند، از جمله شلوغی بیش از حد کلاسها و ساعات طولانی تدریس. او خاطرنشان می‌کند:

«کلاسها خیلی شلوغند. من شانس آوردم، اما بیشتر همکارانم کلاس های
۳۰ نفره و حتی شلوغ‌تر دارند.ساعات تدریس هم طولانی است. ۲۶ ساعت تدریس اجباری در هفته خیلی زیاد است؛ به خصوص که معلم باید در منزل هم خود را برای حضور در کلاس آماده و ورقه‌های امتحانی را هم تصحیح کند.»


معلم های "سالخورده"

متوسط سن معلمان در آلمان بالاست. رولف ملداو با گلایه در این باره می‌گوید: «ما معلم‌ها در آلمان خیلی پیریم. میانگین سنی معلمها در آلمان
۵۰ سال است. این میانگین خیلی بالاست، زیرا در سالهای اخیر وزارت آموزش و پرورش در بسیاری از ایالتها، معلمهای جوان استخدام نکرده است. و علت آن هم این است که تعداد خیلی کمی از دانشجویان جوان، سراغ معلمی رفته‌اند.»


معلمی یعنی امنیت شغلی

توماس، دانشجوی رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی و آلمانی در دانشگاه آزاد برلین است و به زودی کار خود را به عنوان دبیر دبیرستان آغاز خواهد کرد. او معتقد است که تعداد دانشجویانی که امروز شغل معلمی را انتخاب می‌کنند دوباره رو به افزایش است و در مورد علت آن توضیح می‌دهد:

«من فکر می‌کنم که شغل معلمی الان در آلمان از امتیاز ویژه‌ای برخوردار است. علت آن هم امنیت شغلی است، چرا که وقتی کسی به عنوان معلم مشغول به کار شد، دیگر شغلش را از دست نمی‌دهد. نکته‌ی دیگر این است که معلمی که پدر هم است، می‌تواند همزمان با فرزندانش تعطیلات داشته باشد که این خود نکته‌ی مثبت دیگری است. و دیگر اینکه مثلاً در حوزه‌ی علوم انسانی، شغل معلمی زمینه‌ی کاری خود را ذاتاً دارد. به عبارت دیگر فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم انسانی این امکان را دارند که در بسیاری از زمینه‌ها کار کنند ولی خب می‌توانند معلم هم بشوند.»

آلمان به معلم بیشتری نیاز دارد

توماس از کیفیت آموزش دوره‌ی تربیت معلم در دانشگاهها راضی نیست. او همچنین معتقد است که کشور آلمان باید در کل دانشجویان بیشتری تربیت کند، به خصوص در رشته‌ی معلمی. وی درباره تئوری بودن درسهای رشته‌ی معلمی می‌گوید:

«به عنوان مثال منی که می‌خواهم معلم زبان آلمانی و انگلیسی بشوم، همان درسهایی را در دانشگاه می‌آموزم که دانشجویان معمولی یاد می‌گیرند. مدرسان دانشگاه کتابهایی را تدریس می‌کنند که اصلاْ ربطی به معلمی ندارد و به عبارت دیگر طرح یک سری سؤالات خاص است که اساساْ برای معلمان بی‌اهمیت است. یعنی عملاً تأکید روی یادگیری علمی و فکر کردن علمی است. این آن چیزی است که ما یاد می‌گیریم، البته این هم در شغل ما لازم است ولی خیلی کم، نه اینقدر. ما آن
۹۷ درصد دیگر را لازم داریم، ولی آن را یاد نمی‌گیریم.

روز معلم باید جدی گرفته شود

رولف ملداو هم پیشنهادهایی برای اصلاح وضعیت آموزشی موجود در مدارس آلمان دارد: «در وهله اول باید معلمان بیشتری استخدام شوند. همچنین ساعات کاری معلمان کاهش پیدا کند. کیفیت آموزش دوره معلمی در دانشگاهها نیز می‌بایست بهبود یابد، زیرا این دوره آموزش در آلمان خیلی تئوریک است. البته قرار است در سالهای آینده اصلاحاتی صورت گیرد ولی به نظر من باید زودتر از اینها به این فکر می‌افتادند.من فکر می‌کنم دیگر زمان آن فرا رسیده که کمی جدی‌تر راجع به نقش و وظایف معلمان در جامعه‌ی ما بحث و گفت‌و‌گو شود. در آلمان در سالهای اخیر تلاش زیادی در این زمینه انجام نشده اما نظام آموزش در آلمان دچار اشکال جدی است. باید در این زمینه خیلی کار شود. روز بین‌المللی معلم باید جدی گرفته شود.»

برگرفته از: سپاس معلم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 22:59  توسط صدای معلم  | 

افسردگی زمستانی

با آغاز فصل پائيز و زمستان افسردگی در ميان شمار زيادی از مردم افزايش می يابد. اين نوع افسردگی که" افسردگی زمستانی" ناميده می شود در کشورهائی که زمستان سردتری دارند و يا ميزان آفتاب در پائيز و زمستان در آن جا کمتر است بيشتر ديده می شود.

فرا رسيدن فصل زمستان بر ميزان افسردگی در ايران هم تأثير می گذارد، اما روند صعودی ميزان افسردگی در ايران فقط به شرايط فصلی بستگی ندارد. فشارهای اقتصادی، سرخوردگی های اجتماعی و مشکلات خانوادگی از جمله دلايل افسردگی در ايران هستند.

آغاز پائيز و طرح دوباره موضوع افسردگی در اين فصل بهانه ای است که نظری به اين بيماری در ايران داشته باشيم.

در يک کلينيک روانپزشکی در ميدان ۷ تير تهران بيمارانی که در اطاق انتظار هستند اغلب مرد هستند. ميانگين سنی آن ها بين ۳۰ تا ۵۰ سال است. آن ها مجبورند ساعت های طولانی برای ديدن پزشک صبر کنند.

پزشکان اغلب در چند بيمارستان و مطب کار می کنند و فشار کاری رسيدگی به موقع به بيماران را مشکل کرده است.

نداشتن امکانات و يا عدم باور به روان درمانی و مشکلات مالی سبب می شود که بيماران در مراحل پيشرفته بيماری به سراغ روانپزشکان بروند و تنها به درمان داروئی بسنده کنند.

ويزيت روانپزشک در بيشتر مطب ها بين ۷تا ۸ هزار تومان است و گفتار درمانی و يا گروه درمانی قيمت های مختلفی دارد اما به طور متوسط ۵ تا ۸ هزار تومان است. از آن جا که ضابطه ي دقيقی وجود ندارد اين نرخ می تواند به مراتب از اين هم گرانتر باشد. در شمال شهر تهران يک جلسه ي گفتار درمانی می تواند به ۵۰ هزار تومان برسد.

زنان ايران هم مانند بيشتر کشورهای جهان، بيشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند اما در موارد زيادی، که بيشتر علل فرهنگی دارد، آن را پنهان می کنند.

با اين که در سال های اخير در ايران روان درمانی مورد توجه و تبليغ قرار گرفته است اما الزاماً به معنای استفاده ي همه گير از آن نيست.

آن چه به عنوان اولين قدم در درمان بيماران مبتلا به افسردگی بايد مورد توجه قرار بگيرد شناخت آن به عنوان بيماری و تلاش برای مداوای آن است.

دلايل فرهنگی، اقتصادی، طبقاتی

پنهان کردن بيماری افسردگی بيشتر علت فرهنگی دارد.

دكتر "رويا کوچک انتظار"، روانشناس و عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد تهران است. او در مورد علت های افسردگی و رابطه آن با وضعيت اقتصادی خانواده ها در ايران می گويد: "فقر، به عنوان يک مشکل کليدی افسردگی را افزايش می دهد. در فقر اقتصادی ارتباطات اجتماعی هم آسيب می بيند. کار زياد، ارتباطات عاطفی را کم رنگ می کند و در خود فرو رفتن افزايش می يابد. تحقيقات نشان داده که ميزان افسردگی ميان طبقات کم درآمد و مرفه جامعه به يک ميزان است اما کيفيت و علت آن متفاوت است و طبعاً نوع برخورد با آن هم دو گونه است. در طبقات مرفه انتظارات از زندگی و سرخوردگی های عاطفی و برآورده نشدن خواسته ها از جمله علل افسردگی است. در طبقه متوسط در مقايسه با دو گروه ذکر شده ميزان افسردگی کمتر است. آن چه مسلم است عدم حمايت های اجتماعی از علل افزايش افسردگی محسوب می شود."

"رويا کوچک انتظار" در رابطه با ميزان ابتلا به افسردگی در زنان و مردان و سنين آن می گويد: " افسردگی در جوانان بيشتر است. در موارد زيادی علت آن عدم حمايت های اجتماعی و نوعی سردرگمی در يافتن هويت خود است. گروه سنی ۲۵ تا ۳۵ سال بيشترين مبتلايان به بيماری افسردگی را در ايران تشکيل می دهند. متاسفانه در شهرستان ها در رابطه با اين بيماری خودسانسوری وجود دارد و نمی توان از ميزان مبتلايان آن اطلاع دقيقی بدست آورد. اما تجربه ي کاری من در محله ي "خانی آباد " در تهران نشان داد که مردم در صورت آگاهی از امکانات درمانی استفاده می کنند."

برنامه هايی که از سوی اداره بهزيستی برای آگاهی مردم و تشويق آن ها به مراجعه ي به مراکز روان درمانی اجرا شده است، توانسته تا حد زيادی به شناخت بيماری کمک کند.

اين کار توسط مشاوران و مددکاران اجتماعی در پايگاه ها ی مردمی مختلف از جمله مساجد صورت گرفته است.

کمبود پزشکان متخصص و روانشناسان به عنوان مانعی جدی برای درمان است.

"حسن ابراهيمی" که سال هاست دچار افسردگی شده است مي گويد: "ساعت های طولانی انتطار برای ديدن دکتر مرا بيمارتر کرد. وقتی هم آن ها را می بينی وقت ندارند. همه اش چند دارو می نويسند و تمام می شود. دکتر روانپزشکی که ۵ دقيقه برای بيمارش وقت صرف می کند چطور می تواند او را معالجه کند؟! البته آن هايی که پول دارند می توانند از خدمات بهتری استفاده کنند."

"پروين" به خانواده های مرفه تهرانی تعلق دارد که به خدمات روانشانسان اعتقاد دارد و از آن استفاده می کند.

" خواهر من سال قبل به افسردگی و اضطراب شديد دچار شد. پيدا کردن دکتر خوب مشکل بود. اگر هم خوب باشند وقت کافی ندارند. بالاخره ما يک روانکاو پيدا کرديم که پول زيادی می گيرد. جلسه ای ۵۰ هزار تومان اما لااقل بيشتر از بقيه وقت می گذارد."

امروزه رضايتمندی از زندگی در هر طبقه و گروه سنی که باشی به موضوعی پيچيده تبديل شده است و بسياری بر اين باورند که تا رفع کمبود و يا فقدان برنامه های دولتی و همچنين متخصصان رشته روان درمانی در ايران روند پرشتاب افزايش بيماری افسردگی آهسته نخواهد شد.

منبع:  بی بی سی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 22:53  توسط صدای معلم  | 

انقلاب در انتقال اطلاعات

دانش‌آموزان یک مرکز پیش‌دانشگاهی درآمریکا، از این پس از شیوه‌ی جدیدی برای دریافت منابع درسی خود استفاده خواهند کرد: یک drive کوچک flash-memory که از طریق پورت USB به کامپیوتر متصل می‌شود.
این به اصطلاح “کوله‌پشتی دیجیتالی”، به اندازه‌ای کوچک است که می‌تواند به گردن آویخته شود و هر چیزی از جمله کتاب‌های درسی، کتاب‌های داستان، بازی‌ها، فرهنگ‌لغات، نرم‌افزار‌های گرافیکی و محاسباتی و … را در خود حمل کند.
کاهش قیمت حافظه‌های کامپیوتری، این
driveهای کوچک را به ابزار قدرتمندی تبدیل کرده که در حال شکل دادن به مفهوم محاسبات شخصی هستند. Flash-memoryها با یک ‌گیگابایت حافظه، هم‌اکنون در بازار از قیمتی کمتر از 100 دلار برخوردارند. این مخازن دیجیتالی ارزان‌قیمت، قادر خواهند بود نه‌تنها داده‌های مهم، بلکه تمام برنامه‌های نرم‌افزاری را در خود نگهداری کنند. با بهره‌مندی از ریز‌پردازنده‌های سریع، این اطلاعات می‌توانند رمز‌گذاری شده و با سرعت زیاد قابل دسترسی باشند.
به این ترتیب با استفاده از این دستگاه‌ها، کاربران دیگر به کامپیوتر‌هایی که در دسترس و نزدیکشان باشد وابسته نیستند. همه‌ی آنچه آن‌ها برای کار با کامپیوتر نیاز دارند، می‌تواند همراهشان حمل‌و‌نقل شده و روی کامپیوتر‌های دیگر نیز استفاده شود. به‌طور کلی می‌توان گفت که منظور از “کامپیوتر شخصی”، کامپیوتر‌ی است که در آن همه‌چیز در هر زمانی در دسترس باشد.
گفتنی‌است که چندین سال پیش فردی به نام
Jay Elliot، در جست‌و‌جوی راهی برای کمک به پزشکان در جهت جابه‌جا کردن اطلاعات پزشکی به طریقی کاملا مطمئن، استفاده از flash-memory را که بر خلاف hard disk هیچ قطعه‌ی متحرکی ندارد، پیشنهاد کرد. اما به تدریج او دریافت که امکان حمل‌‌و‌نقل چیزهایی فراتر از داده نیز فراهم شده‌است. این امر در نهایت به ایجاد نرم‌افزار Migo انجامید . این نرم‌افزار به وسایل ذخیره‌کننده‌ی قابل جابه جايي مانند USB driveها و ipod
ها امکان خواهد داد که مانند کامپیوتر‌های قابل‌حمل عمل کنند.
کافی‌است کاربران دستگاهی را که نرم‌افزار
Migo در آن نصب شده‌است به کامپیوتر متصل، و رمز عبور خود را وارد کنند ، سپس آن‌ها می‌توانند یک جلسه‌ی کاملا مطمئن را که در آن قادر به فرستادن و دریافت ایمیل و یا کار بر روی متون شخصی خود هستند، آغاز کنند، در حالی‌که همان background و آیکون‌های کامپیوتر شخصی خود را نیز مشاهده خواهند‌کرد. همچنین هر‌گاه کاربران به کار خود خاتمه دهند و دستگاه را بردارند، دیگر اثری از فعالیت انجام شده، روی کامپیوتر باقی نخواهد ماند.

منبع: دهکده ی جهانی فن آوری 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 22:49  توسط صدای معلم  | 

اختلالات روانی؛ دومین بیماری رایج در ایران

دويچه وله (صدای آلمان) : دکتر فرامرز قره‌باغی: "چندگانگی ارزش‌ها، روند پیشرفت جوامع را آهسته می‌کند، اما منجر به متوقف شدن فرآینده پیشرفت نخواهد شد. با سپری شدن دوران منع، مردم و جامعه به هنجارهای معمول و عرفی خود بازمی‌گردند."

طبق داده‌های آماری، دومین بیماری رایج در ایران پس از بیماری‌های قلب و عروق، اختلال‌‌های روانی هستند. دبیر انجمن روانپزشکان ایران در همایش سالانه این انجمن تاکید کرد که وضعیت اقتصادی و اجتماعی افراد، در بروز بیماری‌های روانی بسیار موثرند. به نظر بیشتر جامعه شناسان در اغلب موارد رواج اضطراب، افسردگی، انزوا و بی‌عملی  یا پرخاشگری و ستیزه‌جویی، ناشی از ناروایی‌ها و نابسامانی‌های اجتماعی هستند.

انقلاب، جنگ و سوء مدیریت

دکتر فرامرز قره ‌باغی، جامعه شناس و استاد دانشگاه، با تایید اختلال‌های روانی موجود، به عنوان دومین بیماری شایع در ایران می‌گوید:

"علت این است که وضعیت متعادل و متناسبی به لحاظ اجتماعی در ایران وجود ندارد. آسیب‌های اجتماعی ناشی از انقلاب و جنگ و سوء مدیریت کلان، موجب شده‌اند تا  بسیاری افراد، احساس عدم امنیت فردی، اجتماعی و اقتصادی کنند. این در نهایت منجر به اختلال‌هایی چون افسردگی، ناآرامی و بی‌ثباتی در فرد می‌شود".  

مشکلات اجتماعی

سرپرست گروه کارشناسان ستاد ساماندهی بیماران روانی در گفتگو با خبرگزاری ایسنا می‌گوید که ۶۵ درصد علل افسردگی‌ها در ایران ناشی از مسائل اجتماعی‌ و نه جسمی  ـ روانی و زیست‌شناختی هستند. فرید براتی می‌افزاید، بر این اساس برای سنجش و توجیه این عامل باید به سراغ مشکلات اجتماعی رفت. دکتر قره‌باغی در مورد افسردگی بسیاری شهروندان ایرانی می‌گوید:

 "این بیماری از کم تا شدید، در سطح گسترده‌ای در جامعه رایج است. افسردگی موجب کاهش کارکرد و اختلال در رفتار شهروندان می‌شود. موجب کاهلی، سستی، اضطراب و عدم بازدهی فردی در سطح اجتماع می‌شود. خود این امر از نظر اقتصادی، آسیب کلی به جامعه می‌زند. از یک‌سو تنظیم روابط افراد در جامعه را مختل می‌کند و موجب افزایش جرم و جنحه در جامعه می‌شود. از دیگر سو، هزینه تنظیم روابط اجتماعی و برقراری امنیت اجتماعی و ایمنی فردی را افزایش می‌دهد. می‌توان گفت در حال حاضر جامعه ایران، با بحران و نابسامانی روبروست".

الگوها و فشارهای ایدئولوژیک

تعیین الگوهای حکومتی و مذهبی برای حریم فردی یا اجتماعی افراد، از مهمترین دلایلی هستند که فرد خود را زیر فشار حس می‌کند. تبلیغ هنجارهای رفتاری و زیستی خاص از سوی مسئولان اداره کشور، شهروندان را از همان کودکی به انتخاب چند چهره و کنش وا می‌‌دارد. دکتر قره‌باغی، اجبار‌های اجتماعی و اقتصادی برای قرار دادن افراد در چارچوبی ایدئولوژیک و از پیش تعیین‌شده را یکی از مهم‌ترین دلایل به‌هم خوردن تعادل روحی فرد می داند:

"به‌طور طبیعی همه ایرانی‌ها در قالب ایدئولوژیگ مورد نظر نظام نمی‌گنجند و اعتقادها و الگوهای حاکم را نمی پذیرند، اما برای این‌که بتوانند در جامعه زندگی کنند و معیشت خود را ادامه دهند، چاره‌ای جز همزیستی و کنارآمدن ندارند. از روی مصلحت در بیرون از خانه خودشان با ایدئولوژی حاکم دست به سازش زده و تظاهر می‌کنند. مثال رعایت حجاب، عمومی ترین نمونه است که چون اجباری است همه از آن تبعیت می‌کنند، در حالی‌که اصلا این تبعیت به معنای قبول آن نیست". 

رفتارهای چندگانه

اما آیا دوگانگی و عوض کردن نقش‌ها از روی مصلحت در پهنه‌های خصوصی، کاری یا  تحصیلی این خطر را ندارد که نقش اولیه به تدریج تبدیل به طبیعت ثانوی فرد شود؟ 

دکتر قره‌‌‌باغی می‌گوید: ‌"این دوگانگی در بسیاری جهات ممکن است نوعی دوشخصیتی بودن، به‌خصوص نزد جوانان را القاء کند. خطر دوشخصیتی‌شدن برای جوانان بیشتر است. زیرا بافت شخصیتی آن‌ها کامل نشده است. ممکن است تاثیرات عمیق این دوشخصیتی‌شدن روی جوانان، سوءرفتارهایی چون تزلزل شخصیت یا فرصت‌طلبی باشد. در آینده جامعه ما، از این بابت دچار آسیب‌های فراوانی خواهد شد".

قانون طلایی جوامع انسانی 

آیا آسیب‌های اجتماعی و روانی شرایط موجود، می‌تواند به گسست در ارزش‌ها و رفتارهای عرفی منجر شود؟

دکتر قره باغی به قانون طلائی جوامع انسانی و تکامل اجتماعی اشاره می‌کند. به این که هیچ جامعه‌ای هرگز به قهقرا بازنمی‌گردد:" چندگانگی ارزش‌ها، روند پیشرفت جوامع را آهسته می‌کند، اما منجر به متوقف شدن فرآینده پیشرفت نخواهد شد. جامعه ایران در حال حاضر با این مشکل مواجه است. هرگز در هیچ جامعه‌ای، سابقه نداشته که هنجاری به طریق دیکته‌شدن از سوی نظام سیاسی جا بیفتد. در نظام شوروی سوسیالیستی سابق، طی هفتاد سال حکومت جبارانه حزب کمونیسم، چنین اتفاقی نیفتاد. جوامع از جمله جامعه ایران، در برخورد با هنجارهای دیکته‌شده، آسیب‌هایی خواهند دید. از جمله همین اختلال‌های رفتاری، شخصیتی یا روانی. اما بدون تردید، با سپری شدن دوران منع، مردم و جامعه به هنجارهای معمول و عرفی خود بازمی‌گردند."

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 21:45  توسط صدای معلم  | 

آخرین پیشنهاد رسیده

 

دوستان وهمکاران عزیز:

 

به دنبال اعتراضات سال گذشته بسیاری از فعالین و همکارانمان، که در جریان این اعتراضات شرکت فعال داشته اند، دستگیر و سپس محکوم به مجازات های شرم آوری از طرف ارگان های مختلف حکومتی گردیده اند. با توجه به تعطیلات تابستان و تفرق در صفوف آموزگاران و تعطیلی مدارس این احکام و اعمال بی شرمانه از طرف معلمان پاسخ مناسبی نگرفت و ما نتوانستیم از عزیزانی که در این مدت متحمل شرائط ناگواری بوده اند حمایت مناسبی در سطح وسیع به عمل آوریم.

البته حرکت های حمایتی مختصری توسط برخی از همکاران صورت پذیرفت ولی بدلایل پیش گفته این حرکات توجه زیادی را جلب ننمود.

حال که تقریبا 2 ماه از آغاز سال تحصیلی میگذرد و همه گروههای اجتماعی در راستای حمایت از نمایندگان و فعالین در خطر خود ، اقدام به اعتراض، گرد هم آیی و سایر اشکال اعتراضی مینمایند، شایسته نیست که ما در قبال ستمی که بر همکاران فداکار مان میرود سکوت کنیم.

بدنبال سکوت امروز ما است که معلم زندانی را تا سر حد مرگ شکنجه میدهندو از زندانی به زندان دیگر منتقل میکنند.

با توجه به مجموعه گفتگوهای که با سایر همکاران و فعالین این عرصه داشتیم به این نتیجه رسیده ایم که اگر هر چه زودتر برای آزادی دستگیر شدگان و لغو کلیه احکام صادره برای همکارانمان اقدامی جدی و سراسری به عمل نیاوریم ودر قبال وضعیت موجود سکوت اختیار کنیم همه نتایج بدست آمده از اعتراضاتمان ،ولو اندک ضایع گردیده و عموم همکاران را از تشکل ها و فعالین نومید میگردانیم.

پیشنهاد مشخص ما در این زمینه این است که از همه راه های ممکن به احکام صادره توسط هر مرجعی اعتراض نموده و سایر همکاران را به دخالت فعال در این زمینه تشویق نمائیم .برای شروع چنین حرکتی به نظر ما اولین اقدام تهیه طوماری است در ارتباط با خواسته فوق که پس از جمع آوری امضا به مراجع ذیصلاح جهانی از قبیل آی.ال .او ، وهمچنین سازمان جهانی آموزش و عفو بین الملل ارسال کنیم.

در صورت موافقت با چنین حرکتی با ما تماس گرفته تا از طریق تبادل نظر مقدمات چنین اقداماتی را آماده نمائیم.

 

صدای معلم: منتظر پیشنهادات دیگر شما دوستان هستیم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 19:44  توسط صدای معلم  | 

انتقال یک معلم از بیمارستان به اوین

فرزاد کمانگر، معلم شکنجه شده، از بیمارستان به زندان اوین منتقل شد.

aaa.JPG

بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین آقای فرزاد کمانگر معلم بازداشتی که در بیمارستان به مدت نامشخص بستری بوده است به زندان اوین انتقال یافت. فرزاد کمانگر معلم بازداشتی در اداره اطلاعات سنندج به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته به طوری که از ناحیه ی فک، گردن، و دندان ها دچار شکستگی و آسیب دیدگی جدی واقع شده است. وی به مدتی نا معلوم در یک بیمارستان و در حالت کما بسر برده است و پس از مشخص شدن محل محاکمه، به زندان اوین انتقال یافته است.

نگهداری آقای فرزاد کمانگر در زندان اوین برای سلامت جان ایشان مخاطره آمیز است و باید فوراْ به بیمارستانی مجهز انتقال یابد.

فعالان حقوق بشر در ایران ضرب و شتم وحشیانه و غیر انسانی این فرهنگی را شدیداْ محکوم می کند و جهت آزادی این فعال فرهنگی از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.

منبع:خبرنامه امیرکبیر

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 15:9  توسط صدای معلم  | 

وقتی مسوولین لالایی بلدند و خوابشان نمی برد، مسوولیت ما چیست؟

نخستين قدم در تحول آموزش و پرورش توجه به معلم است.

معاون آموزش و پرورش عمومي وزارت آموزش و پرورش گفت: اگر آموزش و پرورش بخواهد متحول شود، هيچ عنصري حياتي‌تر از معلم نيست.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، علي باقرزاده در همايش معاونان آموزش و پرورش عمومي مناطق نوزده‌گانه شهر تهران كه در سازمان آموزش و پرورش شهر تهران برگزار شد، اظهار داشت: معلم يكي از عناصر اصلي در تعليم و تربيت است. تغيير نگاه و رفتار معلم مي‌تواند اساس تحول را در آموزش و پرورش رقم بزند.
وي با بيان اين كه يك سطح از تحول آرماني و سطح ديگر تحول واقع‌گرايانه است، گفت: تغيير و تحول نيازمند شجاعت و دقت و گذشت زمان است.

 صداي معلم: شاید اين ضرب المثل را شنيده ايد كه مي گويند تو كه لالايي بلدي چرا خوابت نمي برد؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 9:17  توسط صدای معلم  | 

تا حق خود نگیریم از پا نمی نشینیم!

آي با كلاه من تكرار لحظه هاي يكي شدن، تكرار پيوستن هاست؛ وقتي كه چشمانمان، مسير نگاه هاي بيتاب را ترسيم مي كرد و دست هاي به هم فشرده مان طنين پر صداي يكدلي ها و همراهي هايمان بود، بار ديگر فرياد زديم: تا حق خود نگيريم   از پا نمينشينيم!

 

سال تحصيلي جديد را در حالي آغاز كرديم كه بسياري از همكارانمان با احكام اخراج، تبعيد، انفصال و بازنشستگي پيش از موعد مواجه اند. در حالي سر كلاس هاي درس حاضر مي شويم كه جواب خواسته هاي بديهي و برحق خود را با زندان و وثيقه گرفتيم، و چوب الف در مقابل فريادهاي بي شكست موج هزاران نفري همكاران دردمندمان، فرود آمد تا گواهي بر مظلوميت صداهاي اين قشر شريف داشته باشد.

هنوز بار تبعيد، وثيقه و اهانت بر دوشمان سنگيني مي كند كه به كلاس ها مي رويم، ميرويم تا بگوييم كه ما به كارمان عشق مي ورزيم، ميرويم تا بگوييم ما درس شرافت و آزادگي مي آموزيم و مي رويم تا بگوييم از خواسته هاي قانوني خود كوتاه نخواهيم آمد.

ما جاي خالي همكاران زحمتكش و دلسوز خود را كه با حكم بازنشستگي پيش از موعد مواجه شدند در كنارمان حس مي كنيم، هنوز صداهاي متحد اسفندماه و ارديبهشت ماه در گوشمان طنين انداز است كه بي وقفه تكرار مي شد و عدالت را از مدعيان جستجو مي كرد .

”در روزهاي اخير معلمان عضو تشکل هاي غيردولتي و صنفي در جلسات متعدد دادگاه قضايي و هيات تخلفات اداري شرکت کرده و احکام متفاوتي از انفصال از خدمت تا تبعيد و اخراج را دريافت مي کنند. کانون صنفي فرهنگيان در هفته جاري نمابري را شامل ليست 74 نفر از اعضا و احکام صادره براي آنان را تحت عنوان "روزهاي سخت براي معلمان و تشکل هاي فرهنگيان، هزينه ي گزاف انتقاد و اعتراض" به روزنامه ها و خبرگزاري ها ارسال کرده است. در ذيل اسامي اين عبارت آمده است: " تعداد همکاران بسيار بيشتر از ليست فوق است ولي تعدادي از آنان به دلايل شخصي با ذکر نامشان موافقت نکرده اند. در طي اين مدت بيش از ٧٠٠معلم دستگير و براي ٢۸۶معلم پرونده تشکل شده است و دليل براي همه ما پر واضح است...

سؤال اساسي كه بايد مطرح كرد اين است كه به راستي چرا؟ چرا هزينه ي انتقاد و اعتراض بايد اين قدر سنگين باشد؟ و اصولاً چرا بايد براي انتقاد و اعتراض هزينه كرد؟

بدون شك با شروع سال تحصيلي جديد و باز شدن مدارس، زنگ هاي پرصداي خواسته هاي برحق ما دوباره طنين انداز خواهد شد و حضور ما در كلاس هاي درس، تداوم بي پايان يكدلي هايمان خواهد بود...

همكاران! دوستان!

با اتحاد و همسويي هر چه بيشتر خواهيم توانست اقدامات كيفي و مثبتي در جهت اعتلاي تعليم و تربيت برداريم و در بهبود شرايط فعلي تآثيرگذار باشيم.

به نظر شما راهكارهاي اساسي ما چيست؟

و آيا غير از اين است كه بايد دست در دست براي رسيدن به منزلت و جايگاه واقعي خويش، اقدام كنيم؟

منبع: اتحاد معلمین

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 9:11  توسط صدای معلم  | 

درس های بدیهی اعتراض

پس از اعتراضات سال گذشته و موج سرکوبی که در طول تابستان علیه معلمان به راه افتاد، این سوال که معلمان امسال چه خواهند کرد؟ در میان معلمان و کسانی که اعتراضات آنان را دنبال می کنند به طور گسترده ای طرح شده است.

واقعیتی که هر فرد با هر نظر و گرایشی آن را پیش فرض می گیرد این است که اعتراضات معلمان از سر گرفته خواهد شد. هیچکس فکر نمی کند معلمان چون به خواسته هایشان رسیده اند (که نرسیده اند) و یا به خاطر یأس و ترس و فشارهایی که حاکميت بر آن ها اعمال می کند؛ دست از اعتراض برداشته اند. این واقعیت را خود حکومت بهتر از هرکسي می داند. احکام غير قانوني انفصال، تبعید، محاکمه و بازداشت صدها معلم برای مرعوب کردن معلمان ومقابله با اعتراضات آتی آنان صورت می گیرد.

اما سؤالی که در میان بسیاری از فعالین معلمین وجود دارد این است که با توجه به فشارهایی که بر معلمان اعمال می شود چگونه می توان اعتراضات را سازمان داد؟ اشکالات و نواقص ما در دوره قبل کدام بودند که عليرغم حضور اکثریت معلمان در جریان اعتراضات، دستاورد قابل ملاحظه ای حاصل نشد؟ و مهمترین سؤال این که نقاط قوت ما که باید در آینده مدّ نظر قرار گیرند، کدامند ؟

بخش عمده پاسخ سؤالات فوق را می توان با تحلیل و بررسی اعتراضات دور گذشته یافت.

نگاهی به فراز و فرودهای اعتراضات معلمان و پیامدهای آن که تاکنون نیز ادامه دارد نشان می دهد هر گاه معلمان یکپارچه در میدان اعتراضات حضور داشته اند حکومت وادار به عقب نشینی شده است و هرگاه آنان به هر دلیل دست از اعتراض کشیده اند حمله به دستاوردها وفعالین گسترش یافته است. احکام "غیر قانونی" تبعید، انفصال و اخراجی که در طول تابستان برای صدها معلم صادر شده، در این مورد نمونه ي خوبی است. تنها پس از تعطیلی مدارس در تابستان و پراکنده شدن معلمان، یعنی آن نیروی اصلی که می توانست در برابر موج سرکوب عکس العمل نشان دهد، بود که حکومت توانست حمله ي خود رابه فعالین وچهره های شناخته شده آغار کند.

هم اکنون نیزمقابله با احکام صادر شده علیه صدها تن از همکارانمان و احکامی که در راه است نیز تنها با فشار اعتراضات ما ممکن خواهد بود.

در جریان تجمعات و اعتصابات، حضور دهها هزار معلم معترض با شعارها و خواسته هایی که امیال بخش عظیمی از جامعه را نمایندگی می کرد، ، یکی ازمهم ترین ویژگی ها و نقاط قوت اعتراضات ما بود. این ویژگی را نباید فقط محدود به حضور خود معلمان در صحنه ي اعتراضات دانست. بلکه حمایت خانواده های معلمان و دانش آموزان که سرنوشت مطالبات و اعتراضات ما تأثیر مستقیمی بر آنان دارد را نیز باید در نظر گرفت تا قدرت و دامنه ي واقعی حرکت معلمان را بهتر متوجه شد. اما این نقطه قوت بالقوه به خودی خود به نقطه ي قوتی بالفعل وتأثیر گذار تبدیل نمی شود مگر این که ما آن را ببینیم و برایش کار کنیم.

یکی از نقاط ضعف ما در دور قبل عدم توجه به این وجه مهم از مبارزه بود. برای نمونه اول ماه مه امسال موقعیت مناسبی بود که ما می توانستیم با شرکت در مراسم روز جهانی کارگر و اعلام حمایت از خواسته های کارگران از آن ها بخواهیم در اعتصاب و تجمعات ١٢ اردیبهشت شرکت کنند. اما بجز تلاش های محدودی در این زمینه اقدام قابل توجهی صورت نگرفت. خواسته های ما خواست اکثریت مردم است، همین واقعیت خود به خود زمینه را برای اتحاد و جلب حمایت بخش های دیگر جامعه ازمبارزه ي ما فراهم می کند. موقعیت هایی مانند ١١ و١٢ اردیبهشت اگر از قبل برنامه ریزی وتماس های لازم بین فعالین بخشهای مختلف صورت گرفته باشد، این کار را به مراتب آسان تر خواهد کرد.

 در مقابل تلاش برای گره خوردن اعتراضات معلمان با اعتراضات دیگر، مبارزه در چارچوب قانون از طرف برخی از همکاران عمده شد. تأکید بر صنفی بودن حرکت معلمان، فقط خواسته های ما را به خواسته های صنفی محدود نمی کند بلکه تلاشی است برای جدا کردن اعتراضات ما از سایر بخش های معترض  جامعه مانند کارگران، دانشجویان و زنان، که حاكميت؛ اولین مروج و مجری این جدا سازی بود.

اکنون پس از روندی که از اسفند سال گذشته طی کرده ایم می توان دید که چارچوب هایی که ظاهراً در قانون برای اعتراض در نظر گرفته شده، از طرف قانون گذاربه راحتی نادیده گرفته می شود. بنابراین تأکید وعمده کردن مجدد این شکل مبارزه معنایی بجز خاک پاشیدن به چشم معلمان وجامعه  ندارد.

بدون شک مبارزه ي قانونی یکی از ابزارهای پیشبرد مبارزه برای تحقق خواسته هایمان است که در صورت امکان باید از آن استفاده کرد. اما در این زمینه دو موضوع را باید مد نظر داشت: اول این که مبارزه ي قانونی به خصوص دراین کشور نمی تواند خواسته ها و مطالبات مارا متحقق کند. بنابراین وزن و اهمیت آن را نمی توان جایگزین مبارزه ي متشکل و گسترده ي توده معلم کرد. این را بارها هم خود ما و هم سایر بخش های جامعه تجربه کرده ایم.

دوم این که مبارزه ي قانونی تابعی است از تناسب قوا میان جنبش های اعتراضی و حکومت. هیچ حکومتی به راحتی به خواسته های مردم معترض گردن نمی گذارد. حتی در کشورهای پیشرفته، بدون حضورقدرتمند جنبش های اعتراضی، استفاده از فرجه هایی که در چارچوب مبارزه قانونی وجود دارد امکان پذیر نیست.

بنابراين امید بستن به مبارزه قانونی می تواند هزینه های سنگینی را به ما تحمیل کند. برای نمونه در حال حاضربرای تعداد زیادی از همکارانمان احکام انفصال واخراج و تبعید صادر شده است و تعدادی نیز در انتظار دادگاه و چنین احکامی هستند. خواست لغو این احکام و دادگاه ها قطعاً یکی از خواست های معلمان است که باید از طرق قانونی نیز پیگیری شود. اما اگر انتظار داشته باشیم قاضی یا نماینده ي "محترم" دادستان در یک روز آفتابی از خواب بیدارشود و تمام این احکام ظالمانه علیه معلمان را لغو کند، چرا که یادش آمده جایی در کتاب قانون آمده اعتراضات صنفی مجاز است، بیش از حد ساده لوحانه خواهد بود. بنابراين لغو تمامی این احکام باید در صدر خواسته های ما قرار گیرد و لغو آ نها تنها با مبارزه ي بدون تخفیف ما میسر میشود. ما اخراج، تبعید و تهدید حتی یک همکار و فعال را نباید بپذیریم.

نکته ي قابل تأمل دیگر در حرکت های اخیر، خواسته های ما بود. سالهاست ما خواهان افزایش حقوق، حل مشکل مسکن، امنیت شغلی، اصلاح محتوای آموزشی، آزادی بیان، تشکل  و... هستیم. این ها را ما بارها در تجمعاتمان اعلام کردیم اماخواستی که نهایتاً بطور برجسته به عنوان خواست معلمان عنوان شد، اجرای لایحه ي خدمات کشوری بود که با خواست های واقعی ما فاصله ي زیادی دارد...

طرح خواست هایی که مذاکرات و تصمیم گیری های دولت و مجلس و وزارتخانه ها قرار است متحققشان کنند (نمونه دیگرش طرح استیضاح فرشیدی بود)، توده ي معلم را ازمیدان مبارزه برای خواسته هایش خارج و در بهترین حالت آن ها را به نظاره گر مباحث این نهادها تبدیل می کند. به این ترتیب تشکل ها و فعالین از پشتوانه ي اصلی خود محروم خواهند شد زیرا سرنوشت فلان خواسته در دالان های مجلس و دولت تعیین خواهد شد و نه بر اثر مبارزه ي متشکل خود ما.

ما باید خواسته یمان را بطور شفاف طرح کنیم. در هر بیانیه و تجمع و اعتصابی باید بر کل خواسته هایمان تأکید کنیم. مخدوش کردن خواسته های ما اولین گام برای عقیم کردن مبارزه ي ما خواهد بود.  باید برای همه روشن باشد خواست ما نه افزایش ناچیز و مشروط حقوقهایمان بلکه لغو کلیه احکامی که علیه همکارانمان صادر شده، مي باشد. ما خواهان برچیده شدن افزایش حقوق ها متناسب با نرخ تورم، رفع مشکل مسکن، امنیت شغلی، اصلاح محتوای آموزشی و آزادی بیان و تشکل هستیم. این ها مهم ترین خواسته های ماست که در این دوره باید آن ها را پیگیری کنیم.

موقعیت کنونی: عليرغم ماه ها اعتراض و اعتصاب، بخش زیادی از خواسته های ما برآورده نشده است. مقایسه ي فیش های حقوقی با هزینه هایمان؛ مقایسه ي کاه وکوه است. اگر افزایش قیمت ها را به خصوص پس از گران شدن بنزین با افزایش حقوق ها مقایسه کنیم می بینیم عملاً افزایشی در کار نبوده است.

از طرف دیگرعلیه تعداد زیادی از همکارانمان احکام غيرقانوني اخراج، تبعید، کسر حقوق صادر شده است. هر یک از این احکام به این دلیل که هدفش مرعوب کردن تک تک ماست به گونه اي علیه همه ي ما که در اعتراضات شرکت داشته ایم صادر شده است که به این شرایط اعتراض داریم. محاکمه ها و احکامی که علیه  فعالین و نمایندگان ما به جرم شرکت در اعتراضات معلمان صادر شده، قرار است همه ما را از اعتراض به مشکلاتی که داریم برحذر کنند. حکومت تلاش می کند با این بگیر وببند ها؛ شاًن و منزلت ما را و به یک معنا کل جامعه را تعیین کند. به همین دلیل لغو این احکام باید در صدر خواسته های ما قرار گیرد و تا زمانی که حتی یک نفر از همکارانمان با این احکام مواجه است اعتراض ما ادامه خواهد داشت.

عليرغم موج سرکوبی که در تابستان به راه افتاد. بسیاری از ما منتظر فراخوانی برای از سرگیری مبارزه برای خواسته هایمان هستیم. همین نشان می دهد سیاست ارعاب موفق نبوده و ما همچنان خواهان رسیدگی به خواسته هایمان هستیم. اما این روحیه دائمی نخواهد بود. به خصوص با بگیر و ببندهایی که مشخصاً با هدف مرعوب کردن ما به راه افتاد، بی برنامگی برای ادامه اعتراضات می تواند برای بعضی به معنی پیروزی سیاست ارعاب باشد که نتیجه ي آن مأیوس شدن از مبارزه است.

باید حول خواسته های مشخصی مانند لغو احکام صادره علیه کلیه معلمان، افزایش حقوق متناسب با نرخ تورم، امنیت شغلی، آزادی بیان و تشکل و... اعتراضات را سازمان داد.

گرچه اعتراضات اخیر بخش زیادی از خواسته های ما را نتوانست متحقق کند، اما برای کسانی که خواهان ادامه ي مبارزه تا تحقق تمامی خواست های معلمان هستند، تجربه ي گرانبهایی بود که باید از آن در ادامه مبارزه استفاده کرد.

 

منبع:   صدای اعتراض معلم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 9:7  توسط صدای معلم  | 

چراغی که به مسجد روا شده!

به منظور كمك به بخش آموزش در كشور عراق، از سوي وزارت آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران روز دوشنبه دو هزار وهشتصد ‪  عدد تخته سياه و۱۴۰ دست ميز و نيمكت به وزارت آموزش و پرورش عراق اهدا شد.
به گزارش ايرنا، رييس اداره آموزش و پرورش شهرستان قصرشيرين با اعلام اين مطلب افزود: اين اقلام در مرز پرويزخان قصرشيرين به نمايندگان وزارت آموزش و پرورش عراق تحويل داده شد.
"محمد حسين قيطاسي" هدف از اين اقدام انسان دوستانه را حمايت از دانش آموزان عراقي كه در جريان تجاوز كشورهاي بيگانه به اين كشور مدارس آنان ويران شده و فاقد امكانات و تجهيزات آموزشي مي‌باشند، عنوان كرد. در مراسم تحويل اين وسايل به نمايندگان عراقي ، فرماندار قصرشيرين و نمايندگاني از وزارت آموزش و پرورش كشورمان ، حضور داشتند. شهرستان مرزي قصرشيرين در غرب استان كرمانشاه واقع شده است.

 

صداي معلم: به راستي چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است؟ آيا فرموده ي پيامبر اكرم اسلام حضرت محمد(ص) را آقايان مسوولين نشنيده اند و يا شنيده اند و...

راست است كه مي گويند خوابيده را مي شود بيدار كرد اما آن كه خود را به خواب زده؛ هرگز!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 13:23  توسط صدای معلم  | 

نان معلمي و حق کارگري و صداي دانشجويي و نواي استادي!

بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده اقتصاد دانشگاه سيستان وبلوچستان پيرامون اخراج اساتيد و دانشجويان و احکام دادگاه انقلاب درباره‌ي کارگران و معلمان در ماههاي اخير.

ماه مهر آن ماه مهربان و بازي‌هاي راه مدرسه به ياد نسلهاي آرمان‌دار، حس‌دار، مهردار و جريان‌دار؛ ياد آن کلاس کوچک با نيمکت‌هاي چوبي‌اش و عطر حضور معلمي که پيامبر ‌گفت شغل او، شغل انبيا است. چه تلخ است فاصله‌ي آن کلاس کوچک تا حياط آن زندان در روزگاري که امنيت ملي مملکتي که با نان معلمي و حق کارگري و صداي دانشجويي و نواي استادي گره خورده است. مهر آغاز شد در حالي که کلاسمان خالي بود از حضور هفت ماه مهربان. از محمد رضايي گرگاني تا رسول بداقي. معلماني صبور و فداکار که به حکم دادگاه انقلاب محکوم گشته‌اند به اخلال در نظم عمومي و اقدام عليه امنيت ملي. همان امنيت ملي که تضميني است براي اقتدار و توازن يک ملت از هر گروه و قوم و زبان بر اساس قانوني که آزادي را مقدم بر زيست آدمي مي‌داند و اعتراض را حق مسلم يک انسان.

اما تراژدي دموکراسي در آنجا است که در اين ديار حاکمان از پرسشگري و آزادي جهانيان مي‌گويند و محروم کرده‌اند ياران دبستاني را از طرح اين سوال که درد نان داشتن و آزادي جرم است يا گناه؟ از حقوق محرومين و مستضعفين گفتند و شعار دادند. اما چه تلخ بود ماجراي خودسوزي کارگر ياسوجي يا اخراج دهها تن از کارگران سنديکاي اتوبوسراني.

چه تلخ‌تر بود اين ماه مهر در دانشگاه. جايي که خانه ما است. همان جايي که در کلاس، شاگرد بود و استاد و گفتن و شنيدن از درد استبداد، که امروز نه استادي مانده و نه شاگردي که همه را تاراج برده‌اند به نام امنيت ملي. حاکمان از تعالي روح بشري گفتند و بستند درهاي دانشگاهها را به روي دهها تن از فرزندان اين سرزمين و اينگونه بود که اساتيد به نامي چون «بشيريه» و «جعفري» و «سمتي» و «شاهنده» و «کديور» به همراه دو استاد دانشگاه سيستان و بلوچستان؛ «دکتر بندريان» و «مهندس صفايي» به حکم بازنشستگي اجباري، اخراج گردند و امروز غلامعباس توسلي موسس انجمن جامعه شناسي ايران و مترجم، نويسنده و مولف بيش از هفتاد جلد کتاب جامعه شناسي را اخراج نموده‌اند و روز ديگر «دکتر ايرج ملک‌پور» را از مرکز تقويم ايران و نيز تدريس در دانشگاه محروم مي‌نمايند. از انقلاب فرهنگي در دانشگاهها گفتند و با کودتاي فرهنگي و گاه کودتاي مخملين روزي دانشگاه اميرکبير و روز ديگر دفتر تحکيم وحدت را مورد تاخت و تاز قرار دادند که آخرين نمونه‌ي آن حکم حبس تعليقي دو ساله‌ي دادگاه انقلاب در مورد بهاره‌ي هدايت عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و فعال حقوق زنان مي‌باشد که اين دار و روزگار را قراري نباشد بر اصلاح.

اما غافلند بر اينکه ما خواهيم ماند به اصلاح و مي خوانيم ديگران را به همراهي در راه آزادي.

همراه شو عزيز، همراه شو عزيز، همراه شو عزيز

                                           تنها نمان به درد

                                           کاين درد مشترک هرگز

                                               جدا جدا درمان نمي شود

برگرفته ازخبرنامه اميرکبير

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 13:22  توسط صدای معلم  | 

عاقبت نظام هماهنگ پرداخت

 

نظام هماهنگ پرداخت از اول سال آينده (به صورت ناهماهنگ) اجرا مي شود!

عضو کميسيون مشترک لايحه مديريت خدمات کشوري مجلس شوراي اسلامي در گفت وگو با مهر اعلام کرد: شوراي نگهبان لايحه مديريت خدمات کشوري را مورد تاييد قرار داد. زمان اجراي لايحه مديريت خدمات کشوري از ابتداي سال جاري و از زمان تصويب در نظر گرفته شده است. دولت سه ماه زمان براي تدوين آيين نامه اجرايي آن نياز داشت.

موسي الرضا ثروتي؛ با اشاره به 12 ايرادي که شوراي نگهبان به اين لايحه وارد کرده است، اظهار داشت: 6 ايراد لايحه مربوط به بار مالي لايحه و 6 ايراد نيز مربوط به مواد 121 و 104 و تبصره هاي آن ها بوده است كه البته ايرادات شوراي نگهبان در جلسه اي با حضور نماينده شوراي نگهبان (عضو حقوقي شورا) در جلسه کميسيون لايحه مديريت خدمات کشوري بررسي و مرتفع شد. اين لايحه هم اکنون آماده اجراست و مدت زمان اجراي آزمايشي لايحه مديريت خدمات کشوري را 5 سال است. البته قضات، اعضاي هيات علمي دانشگاه ها کارکنان ويژه دولت، وزارت اطلاعات وزارت امور خارجه و دستگاه هاي زير نظر نهاد رهبري از اجراي اين لايحه مستثني هستند.

 وي با اشاره به بار مالي ۵ هزار ميليارد توماني لايحه مديرت خدمات کشوري، اظهارداشت: دولت مي گفت که نمي‌تواند چنين پولي را براي تامين بار مالي لايحه در نظر بگيرد زيرا با اين امر نقدينگي به بازار تزريق شده و باعث ايجاد تورم مي شود. در جلسه اي که آيت الله احمد جنتي دبير شوراي نگهبان با رييس مجلس و رييس جمهوري داشتند، رييس جمهوري نظر خود را مبني بر تامين بار مالي لايحه از طريق واگذاري سهام در بورس مطرح کرد که اين نظر پذيرفته شد. به گفته ثروتي، اگر لايحه به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارسال مي شد، دو سال طول مي کشيد تا لايحه بررسي شود و همين امر اجراي آن را دو، سه سال به تعويق مي انداخت بنابراين تصميم بر اين شد که پيشنهاد دولت پذيرفته شود.

عضو کميسيون مشترک لايحه مديريت خدمات کشوري با تاکيد بر اينکه قبول اين پيشنهاد تاثيري بر افزايش يا عدم افزايش حقوق کارکنان دولت نخواهد داشت گفت: افزايش حقوق ساليانه کارکنان دولت در بودجه هاي سنواتي و طبق روال انجام مي شود و تامين بار مالي لايحه از طريق واگذاري سهام در بورس تاثيري بر افزايش حقوق کارکنان دولت ندارد. وي خاطرنشان کرد: اما بخشي از افزايش حقوق کارمندان و بازنشستگان دولت که به موجب قانون به يک باره به وجود مي آيد، مانند بازخريد و غيره از طريق واگذاري سهام جبران مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 13:20  توسط صدای معلم  | 

تذكر به دولت- آدم‌هاي كوچك براي پست‌هاي بزرگ

 

تذكر به دولت: جلوي اخراج، تعليق، تبعيد معلمان را بگيريد!      

نوانديش- 16 نماينده مجلس در تذكري كتبي به وزراي علوم و آموزش و پرورش بر ضرورت جلوگيري از اخراج، تعليق و تبعيد معلمان و پيگيري لغو احكام زندان براي هفت تن از معلمان عضو كانون صنفي معلمان و دانشجويان دانشگاه اميركبير تاكيد كردند.

رئيس مجلس شوراي اسلامي صبح امروز چهارشنبه تذكرات كتبي نمايندگان به مسئولين اجرايي كشور را قرائت كرد.

16 نماينده شامل شجاع پوريان نماينده بهبهان، قمي نماينده پاكدشت، پيرموذن نماينده اردبيل، آيين پرست نماينده مهاباد، گرامي مقدم نماينده بجنورد، نصيري نماينده گرمي، نوروززاده نماينده اسفراين، قنبري نماينده ايلام، تابش نماينده اردكان، قدرت الله عليخاني نماينده بويين زهرا، اعلمي و جبارزاده نمايندگان تبريز، محمدعليخاني نماينده قزوين، مقنيان نماينده بيجار و محجوب و جلودارزاده نمايندگان تهران مي باشند.

        

                              آدم‌هاي كوچك براي پست‌هاي بزرگ

 اعتماد ملي - احسان مهرابي: محمود فرشيدي نيز رفته‌رفته در زمره وزرايي قرار مي‌گيرد كه بايد هر چند وقت يك بار مسير بهارستان را طي كند. حضور او در مجلس البته براي دفاع از طرح‌ها و لوايح مرتبط با حوزه خود نيست و بايد هر چند وقت يك بار براي پاسخگويي به سوالا‌ت نمايندگان در صحن علني مجلس حاضر شود.

البته ويژگي پاسخگويي به سوالا‌ت فرشيدي اين است كه نمايندگان سوال‌كننده معمولا‌ از پاسخ‌هاي وزير قانع نمي‌شوند و آنرا بيشتر شعار مي‌دانند تا پاسخگويي در محدوده سوالا‌ت مطرح‌شده. يكي از مواردي كه در سوالا‌ت نمايندگان مجلس تكرار مي‌شود وعده او درباره وعده پرداخت دو ماه پاداش به فرهنگيان است اما فرشيدي معمولا‌ تكرار مي‌كند كه با مساعدت دولت و مجلس از سال 84 تا 86، 50 درصد به حقوق فرهنگيان اضافه شده كه بر اين مبنا معادل حدود 6 ماه پاداش است.
البته او در زمان خروج از صحن علني مجلس در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران استدلا‌ل جديدي را مطرح مي‌كند و مي‌گويد كه در جمع نمايندگان، پرداخت اين پاداش را قول داده است نه معلمان.

او درباره زمان پرداخت دو ماه پاداش مي‌گويد: هر وقت اعتبار دادند مي‌دهيم، من در جمع نمايندگان قول دادم و پيشنهاد كردم كه اعتبار لا‌زم پرداخت شود.

وزير آموزش و پرورش در حالي كه هنوز يك ماه از حضور قبلي‌اش براي پاسخ به سوال كاظم جلا‌لي نماينده شاهرود نمي‌گذشت به صحن علني مجلس آمد تا پاسخگوي سوال اكبر اعلمي نماينده تبريز باشد. پيش از ورود فرشيدي به صحن علني، عزت‌ا... يوسفيان‌ملا‌ نماينده مردم آمل به اقدامات انجام‌شده در زمان كسب راي اعتماد فرشيدي اشاره كرد و با بيان اينكه به خاطر داري در زمان كسب راي دق مي‌كردي، به كمبود اعتبار مدارس حوزه‌هاي انتخابيه خود به وزير آموزش و پرورش اعتراض كرد.

سيدناصر موسوي، نماينده رامهرمز، نيز خطاب به فرشيدي گفت: از كنار برخي مدارس اين شهرستان 40 لوله نفت مي‌گذرد و آب آشاميدني آنها كاملا‌ آلوده است و در آب بچه‌هاي مدرسه ما قورباغه است.

وزير آموزش و پرورش نيز در پاسخ گفت كه مجلس تصويب كند تا ما بتوانيم اعتبار بدهيم. ‌ بعد از پاسخ‌هاي فرشيدي، يوسفيان‌ملا‌ و موسوي نماينده رامهرمز به شدت عصباني شدند و محمود فرشيدي نيز دست خود را از ميان دست‌هاي معاون پارلماني‌اش كه مي‌خواست واسطه او نمايندگان شود كشيد و به صحن علني مجلس رفت. در صحن علني نيز البته وضعيت خوبي در انتظار وزير آموزش و پرورش نبود چرا كه نماينده تبريز نيز از پاسخ فرشيدي قانع نشد و سوالا‌ت براي رسيدگي بيشتر به كميسيون تخصصي ارجاع شد.

اعلمي در سوال خود درباره مواردي چون غرق شدن 5 دانش‌آموز در آبشار شادگان استان كهگيلويه و بويراحمد، له شدن يك دانش‌آموز زير چرخ‌هاي يك سرويس مدرسه به علت گير كردن چادر وي، خودكشي دانش‌آموز تهراني به دليل تنبيه بدني مدير مدرسه، برهنه كردن دانش‌آموز مقطع راهنمايي توسط دبير ادبيات و گسترش پديده اعتياد پرسيده بود.

نماينده تبريز گفت: تحصن فرهنگيان و اجتماع آنان در مقابل مجلس براي بيان مطالباتشان كه مي‌توانست در حد يك مساله داخلي تلقي و پيگيري شود به علت سوءتدبير و مديريت صحيح به يك بحران و موضوع امنيتي مبدل شد و نتيجه اين شد كه تعدادي از كانون‌هاي صنفي كه بايد نقش نظارتي در دفاع از حقوق معلمان داشته باشند منحل شد.

عده‌اي از معلمان و نمايندگان آنان به جرم مطالبه حقوق فرهنگيان روانه زندان شدند و عده‌اي از آنان از خدمت در آموزش و پرورش محروم يا منفصل از خدمت شدند و يا به طور موقت حكم تعليق برايشان صادر شده است و گروهي با كسب حقوق ناچيز محكوم به بازنشستگي زودرس شدند، عده‌اي از مديران مدارس نيز به دليل اينكه با همكاران خود در تحصن به چالش نپرداخته بودند، عزل شدند.

وي افزود: به جاي ايجاد روحيه نشاط و شادي و اميد به آينده، توليد انزجار نسبت به محيط، سياسي‌تر شدن محيط آموزش و پرورش، خمودگي، بي‌انگيزگي و افسردگي ثمره سياست‌ها و نتيجه مديريت جنابعالي بوده است.

فرشيدي نيز در پاسخ به سوالا‌ت اعلمي در خصوص له شدن يك دانش‌آموز زير چرخ‌هاي يك سرويس مدرسه به علت گير كردن چادر وي با بيان اينكه آيين‌نامه ساماندهي سرويس مدارس تدوين شده و در كميسيون دولت در حال بررسي است، تصريح كرد:

 اميدواريم با تصويب اين آيين‌نامه روز به روز شاهد كاهش وقوع حوادث براي دانش‌آموزان باشيم.

وي همچنين به گفت‌وگوي خود با پدر اين دختر اشاره كرد و گفت: والدين اين دختر گفتند كه فرزند ما از بچگي علا‌قه‌مند به حجاب و نماز بوده و پس از اين حادثه با اينكه راننده سرويس 60 درصد مقصر شناخته شده بود، رضايت دادند.

وي درباره خودكشي دانش‌آموز تهراني به دليل تنبيه بدني مدير مدرسه ابتدا گفت كه مطبوعات خلا‌ف واقع نوشته‌اند و سپس گفت كه خودكشي رخ داده ولي منجر به فوت نشده است.

وزير آموزش و پرورش به ضرورت حمايت قضايي از معلمان تاكيد كرد و افزود: با دستور رئيس قوه قضاييه شوراي حل اختلا‌ف فرهنگيان تشكيل شده است.

پس از توضيحات فرشيدي، اعلمي در بخش دوم سخنان خود گفت: آيا تعقيب نمايندگان فرهنگيان و برخورد قهري با آنها هم جزو همان برنامه‌هاي وزارت آموزش و پرورش و وعده‌هايي كه داده بود، است؟ آيا اين هم از همان مصاديق نشاط‌آور است كه ايشان وعده داده بودند. آيا به اين صورت از شأن و جايگاه معلمي و آموزش و پرورش بايد دفاع مي‌شد؟

اعلمي گفت: آقاي وزير مي‌دانند كه با جنجال و شعار نمي‌شود برنامه‌ها را پيش برد. اخيرا با آگهي استخدامي كه دادند، گفتند قصد داريم 10 هزار نيرو در وزارتخانه آموزش و پرورش استخدام كنيم، مردم مشتاق شدند كه ايجاد اشتغال خواهد شد ولي ما نهايتا شاهد اين بوديم كه تعدادي را براي معاونت پرورش استخدام كردند، آن هم با عبور از فيلترهايي كه ايجاد كرده بودند.
وي گفت: من تصور مي‌كنم آقاي وزير اگر در اين چند دقيقه جبران مافات كنند و حداقل اشاره اجمالي به همان محورهايي كه من اشاره كردم داشته باشند، مي‌توانيم نتيجه مثبت و موثري از اين پرسش و پاسخ دريافت كنيم. وي با اشاره به سخن فرشيدي مبني بر اينكه ما افتخار مي‌كنيم كه به كشورهاي ديگر كمك مي‌كنيم، گفت: چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است. شما وقتي براي احداث مدارس دست نياز به سوي ديگران دراز مي‌كنيد و از كميته امداد مدد مي‌گيريد در اينجا اين افتخار نيست و بايد نام ديگري روي آن گذاشت و اگر قرار باشد ايران به كشوري هديه كند بايد حتما مجوز از مجلس اخذ كند.

نماينده تبريز در پايان گفت: تصور مي‌كنم اين نتيجه آن است كه ما از آدم‌هاي كوچك براي پست‌هاي بزرگ استفاده كرده‌ايم.
پس از اظهارات وزير آموزش و پرورش، اعلمي از توضيحات فرشيدي قانع نشد و مقرر گرديد سوال براي رسيدگي بيشتر به كميسيون تخصصي ارجاع گردد.

به نقل از: معلمي از كوير سربداران

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 1:17  توسط صدای معلم  | 

پاداش عدالتخواهي

احكام صادر شده براي معلمان تهران توسط دادگاه انقلاب اسلامي

 

1-  علي اكبر باغاني      5 سال حبس

2-  محمود بهشتي        4سال حبس

3-  علي صفرمنتجبي    4 سال حبس

4-  حميد پور وثوق      4سال حبس

5-  محمد تقي فلاحي     4 سال حبس

6-  محمدرضا رضايي   3سال حبس

7-  نورالله اكبري         4سال حبس

8-  كريم قشقاوي          3سال حبس

9-  عليرضا اكبري        2سال حبس

10- رسول بُداقي         2 سال حبس

11- محمد خاكساري     دادگاه ايشان به 17آذرماه 86موكول شده

12- محمود باقري        دادگاه ايشان به 22 آبانماه 86موكول شد .

13- عليرضا هاشمي    5 سال حبس تعزيري

14- محمد داوري ۵سال حبس تعزيري قابل تبديل به جريمه ي نقدي5ميليون تومان

15- علي پور سليمان     دادگاه ايشان براي بارسوم به آينده موكول شده است.

 

***********************************************

 احكام صادرشده از طرف دادگاه انقلاب مشهد براي معلمان خراسان

 1- هادي لطفي      4ماه حبس تعليقي براي 3سال، قابل خريد به مبلغ يك ميليون تومان

2- حسن رجبي      4ماه حبس تعليق براي 3سال، قابل خريد به مبلغ يك ميليون تومان

محروم از احراز پست ستادي براي مدت 4 سال

3- ايرج توبيهاي نجفآبادي  كاهش يك گروه شغلي براي مدت2سال حكم قابل پژوهش 

4- مهندس خواستار بازنشستگي زود هنگام با كاهش يك گروه شغلي توسط هيات بدوي

 

                                               به نقل از كانون تهران

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 1:12  توسط صدای معلم  | 

لايحه دفاعيه محمود بهشتي لنگرودي

بسم الله الرحمن الرحيم

رياست محترم شعبه 15  دادگاه انقلاب اسلامي تهران

جناب آقاي صلواتي

با سلام

احتراما عطف به پرونده کلاسه ............. موضوع رسيدگي به پرونده اتهامي اينجانب محمود بهشتي لنگرودي که وقت نخستين جلسه  رسيدگي را مورخه 17/6/86 ساعت 9 صبح تعيين فرموده ايد به اين وسيله لايحه دفاعيه خود را تقديم و تقاضاي امعان نظر و نهايتا صدور حکم برائت خود از اتهامات انتسابي را دارم .

مشروح لايحه به شرح زير است :

1- اتهامات منتسبه دادسراي محترم به اينجانب آنگونه که در کيفر خواست تصريح شده است:

 ( اجتماع و تباني به قصد بر هم زدن امنيت کشور و اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس مي باشد و مستند قانوني دادسراي محترم در کيفر خواست تقديمي مواد 607- 610 و 618 قانون مجازات اسلامي مي باشد.)

الف : در خصوص ماده 607 که (هرگونه حمله يا مقاومتي که با علم و آگاهي نسبت به مامورين دولت در حين انجام وظيفه آنان تمرد محسوب مي شود) معروض ميدارد که نه تنها هيچگونه حمله يا مقاومتي از طرف اينجانب و ساير همکاران  حاضر نسبت به ماموران دولت در هيچ مقطعي صورت نگرفته بلکه رابطه متقابل و دو طرفه بين جماعت حاضر ونيروهاي انتظامي در طول دوره برگزاري تجمعات بويژه در زمينه ايجاد نظم و جلوگيري از حضور افراد غير فرهنگي در تجمع به گونه اي بوده است که عموما دو طرف از يکديگر تقدير و تشکر داشته اند و شعار نيروي انتظامي تشکر تشکر بارها از تريبون و بلندگو انعکاس يافته و توسط همکاران تکرار شده است . حتي در تجمع روز 23 اسفند که منجر به ضرب و شتم و دستگيري تعداد زيادي از فرهنگيان گرديد مقاومتي از سوي فرهنگيان مشاهده نشده است .

لذا انتساب اين اتهام به اينجانب و ساير حاضرين موجه و مقبول به نظر نمي رسد . به همين دليل تقاضاي صدورحکم برائت به جهت فقدان ادله را دارم .

ب: درخصوص مواد 610 و 618 که بر جرائمي بر ضدامنيت داخلي يا خارج کشور تاکيد داشته يادآوري مي‌شود که حضور اينجانب و ساير همکاران فرهنگي در مقابل مجلس شوراي اسلامي( خانه ملت ) به منظور پي گيري بحث لايحه مديريت خدمات کشوري( نظام هماهنگ پرداخت ) بوده که طي سال هاي گذشته به صورت پي در پي از سوي مسئولان محترم به ويژه نمايندگان محترم مجلس خصوصا شخص رياست  محترم مجلس آقاي حداد عادل به عنوان افتخار مجلس هفتم از آن ياد شده بود و در ماه هاي بهمن و اسفند پس از سال ها انتظار فرهنگيان براي اجرايي شدن اين لايحه به طور کاملا غير منتظره از دستور کار دولت و مجلس خارج شده بود و اين حضور کاملا صنفي و قانوني بوده، چنانچه افرادي از نمايندگان محترم مجلس از جمله آقايان حاج بابايي، کوهکن، ناطق نوري ( از اعضاي هيئت رئيسه ) و آقايان عباسپور، نوعي اقدم، نجابت، اعلمي  و... از اينگونه حضور براي پي گيري مطالبات استقبال نموده بودند. همچنين حضور نمايندگان محترم مجلس در جمع تجمع کنندگان و بعضا رقابت آنان براي حضور در پشت تريبون جهت سخنراني گواه ديگري بر موجه بودن اين تجمعات از ديد حضار و سخنرانان بوده است که به طور مثال مي توان به سخنراني آقايان حاج بابايي، عباسپور، کوهکن و نجابت در جمع حضار اشاره نمود.

از سوي ديگر همکاري حراست محترم مجلس و نيروي انتظامي در طول برگزاري مراسم به ويژه تاکيد آنان به شروع و خاتمه مراسم در وقت مقرر و در اختيار گذاشتن بلندگوي مجلس، دليل ديگري بر عدم مغايرت اين تجمعات با امنيت داخلي و خارجي مي باشد . لذا انتساب اين اتهامات را صحيح ندانسته و تقاضاي برائت خود از اين اتهامات را دارم.

2- در شرايط دشوار کنوني که فشار مشکلات معيشتي از يک سو و عدم تحقق بسياري از وعده ها ازسوي ديگر آستانه تحمل افراد را به شدت کاهش داده و جمعيت هاي کوچک نيز مي تواند مساله ساز تلقي شود. حضور چندين هزار نفره فرهنگيان در مقابل مجلس که بدون کوچکترين تنش و درگيري به پايان مي رسيد مي توانست الگوي مناسبي براي ساير اقشار جامعه باشد و مسئولان کشور نيز مي توانستند به وجود اينگونه اجتماعات که نمادي از مردمسالاري در نظام اسلامي است افتخار نمايد که متاسفانه واقعه 23 اسفند هزينه هاي فراواني را براي نظام و فرهنگيان ايجاد کرد که  جا دارد از تکرار اينگونه اشتباهات در آينده جدا جلوگيري شود.

علي‌هذا از آن جايي که تجمع فرهنگيان در مقابل مجلس شوراي اسلامي با نيت و قصد انجام خواسته هاي صد در صد صنفي جهت برقراري نظام هماهنگ پرداخت براي فرهنگيان و رفع تبعيض حقوقي از اين قشر و با توجه به تعهدي که اساسنامه کانون صنفي معلمان ايران (که به تاييد وزارت کشور رسيده است) براي اعضاي هيئت مديره به منظور دفاع از حقوق مادي و معنوي معلمان و ساير اقشار جامعه پيش بيني کرده انجام گرفته است و از آن جاکه مطابق اصل 27 قانون اساسي تشکيل اجتماعات بدون حمل سلاح مشروط بر اينکه مخل مباني اسلام نباشد آزاد و مجاز شمرده شده و دلايل و شواهدي مبني بر حمل سلاح و يا مغايرت اين تجمعات با مباني اسلام مشاهده نشده است و از آن جايي که اينجانب به عنوان بازرس و سخنگوي کانون صنفي معلمان ايران طبق اساسنامه تنها گوينده و ناظر عملکرد کانون و تصميمات هيئت مديره مي باشم لذا اتهامات وارده مبني بر تباني و اخلال در امنيت را مردود و صدور حکم برائت خود از تمامي اتهامات وارده را خواستارم.

با تشکر

محمود بهشتي لنگرودي

 

به نقل از بلاگ معلمان تهران

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 1:5  توسط صدای معلم  | 

چند تا کار واسه خورد کردن اعصاب معلم!

۱- درس بخونید و با درس خوندنتون نذارید معلم ها بهتون گیر بدن !  

۲- هیچ وقت از معلمتون نخوایید که زندگی شخصی شو رو کنه چون خودشو زود میگیره !

۳- هیچوقت با معلمتون صمیمی نشید تا برای همیشه تو خماری  شخصیتتون بمونه .

۴- وقتی معلمتون با لبخند بهتون نگاه میکنه و ازتون تعریف میکنه خیلی بی تفاوت تو چشماش زل بزنید

۵- وقتی معلمتون بعد کلی توضیح دادن ازتون میپرسه درسو فهمیدید؟ همگی با هم بگید؟ نننههههه

۶- وقتی معلمتون برمیگرده رو به تخته تا بنویسه صدا دربیارید وقتی برگشت گفت کی بود اصلا به روی خودتون نیارید و همدیگرو لو ندید

۷- وقتی درس نخوندین و معلم می خواد ازتون درس بپرسه ازش سوال بپرسید تاوقت کلاس گرفته شه ( یا ازش بخوایید یه قسمت از درس جلسه ی گذشته رو دوباره تو ضیح بده )

۸- وقتی معلمتون تو کلاس سوتی داد به همدیگه نگاه کنید و بخندید تا از خجالت  قرمز بشه .

۹- وقتی معلمتون بهتون میگه به افتخار فلان دانش آموز دست بزنید نامرتب و ناهمانگ دست بزنید تا کلاس به هم بریزه (اگه یه نفر هم روی میز بزنه خیلی خوب میشه )

۱۰- اگه معلمتون  تکه کلام داره (مثلا من یه معلم داشتم هی میگفت درواقع) درس جواب دادنی همون تیکه رو بکار ببرید.

 

به نقل از:فينگيليه مدرسه

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 0:15  توسط صدای معلم  | 

آن چه آموخته ام:

من معلم هستم

آنچه آموخته ام

به تو می آموزم

به تو می آموزم

الف ایمان را

تا که روحت با آن

نور و صیقل یابد

به تو می آموزم

که چطور

فعل، مجهول ستم ها شده است

فاعلش معلوم است

بشناس که ستمگر نشوی

با ستم هیچ مساز

با ستمگر بستیز

به تو می آموزم

که اگر ما همه یک تن بشویم

یک تن تنها نیست

که ستمدیده شود

به تو می آموزم

هر کجا سخن از زور و زر است

حرف ربط آنجا نیست

به تو می آموزم که چطور

بر رخ اطلس انسانیت

رنگ ها بی معناست

و تو هم در تاریخ

جای پایی داری

به تو می آموزم که چطور

عشق را در دل خود ضرب کنی

و سپس بر همگان تقسیمش

و چطور

نا مساوی ها را به تساوی بکشی

به تو می آموزم

لحظه های گذران هستی

چه بهایی دارد

هر زمان گلبرگی

از گل عمر من و تو به زمین می افتد

پس بیا بوی خوش خوبی را

به هم هدیه کنیم

نوگلم فرزندم

ای سراپا همه شوق

تو بخواه

تو بپرس

تا که تعریف کنم بی نهایت ها را

 

شاعر: شهین محمدی

به نقل از وبلاگ   نگار عشق

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 21:26  توسط صدای معلم  |