تبليغاتX
صدای معلم - نامه ی همکاران سابق وزیر آموزش و پرورش به مجلس

صدای معلم

خبری-صنفی-انتقادی و تحلیلی

نامه ی همکاران سابق وزیر آموزش و پرورش به مجلس

جمعي از همکاران وزير پيشنهادي آموزش و پرورش در مجتمع آموزشي معلم (شغل قبلي آقاي فرشيدي) طي ارسال نامه اي به «انتخاب»، ضمن تأكيد بر آن چه «عدم توانمدي» وي خوانده شده، ‌آورده اند: انتشار اين مطالب، مي تواند مانع از تکرار اشتباهات گذشته شود.

به نام خدا

در سال تحصيلي 83-84 بحث هايي در مجتمع آموزشي معلم براي بار N ام مطرح شد که هيچ يک از همکاران درگير مباحث فکر نمي کردند شايد مخاطب اصلي آن ها روزي در قد و قامت وزارت جلوه کند.

اکنون که جناب آقاي فرشيدي که بر سر توانمندي ايشان براي سمت مديريت مجتمع آموزشي معلم بحث بود، به چهره اي ملي تبديل شده اند، بد نيست گوشه اي از اين چالش ها که به رقم خوردن سرنوشت يک ميليون معلم و پانزده ميليون دانش آموز مي انجامد، جهت اطلاع مطرح شود.

عدم توانمندي ايشان آن چنان محرز بود که اگر نبود حساسيت آموزش و پرورش شايد تنظيم کنندگان اين نامه نيز مصالح کشور را در امر ديگري مي دانستند.

نامه ی ذيل برآوردي است از 8 سال همکاري با جناب آقاي فرشيدي در مجتمع آموزشي معلم که البته بخشي از موارد، جزيي و به مسائل داخلي مجتمع باز مي گردد؛ ليکن ريشه هاي همه ی آن ها را مي توان در مديريت بسته ی فرهنگي ايشان جستجو کرد.

باسمه تعالي

نامه ی سرگشاده به مديريت مجتمع معلم؛ جناب آقاي فرشيدي

هشت سال در پشت درهاي بسته سخناني گفته شد كه همه به قصد اصلاح مجتمع بود و شما تنها به بخش هايي از آن عمل كرديد كه منافع حداكثري اقتصادي را در بر داشت. به مرور بر ما ثابت شد كه مجتمع بيش از آن كه فرهنگي و ديني باشد اقتصادي و پايگاهي براي سياست ورزي شخص شماست. از آن جا كه همكاران بسيار ديگري كه برخي در مجتمع هستند و برخي هم اخراج و يا از همكاري مجتمع انصراف داده اند، اين سخنان را بيان كرده اند و شما به اندازه ی نيم كردار حاضر به پذيرش نشديد،وظيفه ی خود مي دانيم يك بار ديگر و اين بار سر گشاده با شما سخن بگوييم و چون در آخرين اختلاف خود را به شهيد مظلوم بهشتي تشبيه فرموديد با همين لقب شما را خطاب مي كنيم.

شهيد بهشتي عزيز! جناب آقاي فرشيدي! به كجا چنين آرام و بي سرو صدا؟ سيستم هاي بسته شايد حسن مديريت آسان را همراه داشته باشند وليكن فراموش نكنيم كه مديريت آسان به شدت بي نتيجه و فساد آور است. سه سال پيش ضرورت تشكيل اتاق فكر را براي مجتمع فرياد كرديم و شما آن را خارج از ساختار آموزش و پرورش دانستيد و حال آن را از زبان رهبري زمزمه مي كنيد؟ مطمئن باشيد اتاق فكر همانند تربيت ديني براي مدرسه ی شما سود آور است. درنگ هاي شما در تشخيص حركت ها، مجموعه را آبستن حوادث بسياري نموده است. اميدواريم زودتر پيشگيري فرماييد.

نوآوري در آموزش و پرورش به هيچ وجه دشوار نيست. آيا مي شود ده سال تمام با مديراني توانمند جلسات چند ساعته هفته اي داشت و مشكلي باقي بماند؟ به جرات مي توان همه ي موضوعات سال بعد جلسات با جواب هاي احتمالي شما را حدس زد. شما بيشتر شايسته ی دريافت يك توليت موقوفه موفق! مي باشيد و قانون هم همين را مي گويد وليكن اجازه نداريد بر استعدادها مهر توقف بزنيد. اداري بودن با انقلابي بودن منافاتي ندارد؛ ارائه ی پيشنهادهاي كاربردي براي بخشهاي مختلف، تماميت خواهي نيست و دخالت در امور ديگران محسوب نمي‌شود. مجتمع را وقف نماييد وليكن متوقف ننمایید. مجتمع معلم بيش از هر زمان ديگر نياز به خلاقيت و نوآوري به جاي پافشاري بر شيوه هاي گذشته و نا كارآمد، شفافيت در عوض بستن سيستم و دوگانه و چند گانه عمل كردن، محبت و احترام در عوض خداي ناكرده! تحقير و تخفيف انسان ها، عدالت و رسيدگي به حقوق همه ي مخاطبين به جاي تبعيض و حق خوري ها، رو در رو سخن گفتن‌ بجاي پشت هم گويي ها دارد. 27سال پيش اجازه داشتيد در مورد نظام حكومتي و استقلال و آزادي اين مرز و بوم نظر بدهيد. چگونه در مجتمع شما نمي توان براي يك فيش حقوق حتي پيشنهاد داد؟ فراموش نكنيم خنثي بودن، ترجمه ی اشتباه اعتدال است و فارغ التحصيلان ما بيش از آن كه معتدل باشند خنثي هستند. نسل عوض شده است و هنوز حضرت عالي در اعمال همان شيوه هاي قديمي بر همكاران پافشاري مي نمائيد. لازم است بدانيد كه حقوق معلمان و مربيان چيزي نيست كه بتوانيد آن را با اهداف موقوفه معاوضه كنيد. همكارانتان را روستايي زادگاني قلمداد نكنيد كه شما آن ها را به مكنت و مال رسانديد. مربيانتان را محتاج و واداده ی فرهنگي نخوانيد. به معلمان لقب خوارج ندهيد. چاه نفس مربي خود را خالي نينگاريد. بي تربيتشان نناميد. به آن ها انگ دزدي نزنيد. خارج از دايره ی تعادل رواني نشناسيد و... از بد حادثه عده اي مجبورند بي منطقي شما را بپذيرند. روزي كه بد حادثه تمام شود اين گروه به حق عليه شما اقدام خواهند كرد؟ كما اين كه گروه ها و اشخاص بسياري با نيت خير آمدند و با ضديت آشكار با شما رفتند. معلمي شغل انبياست. وليكن قرار نيست با خرج كردن بي مزد بودن انبيا از حق و حقوق همكاران كاسته شود. قطعاً بهتر مي دانيد دين فقط نماز جماعت اجباري نيست، اركان ديگري هم دارد. مديران و معلمان شايسته تشويقند، نه وامدار كردن. مرئوس خوب بودن هنر نيست رئيس خوب بودن و ماندن هنر است. شما كه قانون اساسي را تنظيم كرديد، چگونه ممكن است از نوشتن چند سطر جهت شفافيت بخشيدن به اداره ی مدرسه عاجز باشيد؟ لازم نبود همه ی امور مالي و رفاهي در دست شما باشد و سليقه اي با افراد برخورد كنيد. خداي ناكرده شائبه ی وامدار كردن نيروها از جانب شما پيش مي آيد. وام قرض الحسنه، تعاوني مسكن، تعاوني مصرف، نظام حقوق و دستمزد، اين همه كار، شما و همكارانتان را خسته مي كند براي تفريح هم كه شده به تعليم و تربيت توجه كنيد! طراحي نظام حقوق و دستمزد امري تخصصي است و نمي بايستي به كسي كه تجربه و علمش را ندارد واگذار شود. از روزنامه ي رسالت خسته شديم خواهشمند است به شعور معلمان احترام بگذاريد. اعطاي ده ميليون وام به يك نفر از كاركنان بر اساس كدامين نظام است؟ بي مبنايي در لطف شما موجب نفاق و سستي انسجام مي شود. حقوق اشخاص را به صورت لطف و لطف را بدون نظام ارائه نفرماييد. با مشاوري مشورت كنيد كه ترسو و حريص و بخيل نباشد. اگر در اين مجتمع بيش از 10% براي امر تعليم و تربيت وقت بگذاريد، نتايج درخشاني خواهيد گرفت. از وقف تنها به توليت آن اكتفا نكنيد اهداف را پيگيري فرماييد اهداف. توليت معناي ديگر مديريت اسلامي است و نه اريكه اي كه تكيه بر آن كارفرمايي مي سازد كه خود را پاسخگوي هيچكس جز خدانمي داند. بر هر كدام از اعضاي مجتمع بعد از خدا چهار ركن (دانش آموزان- اوليا- همكاران- مديران) ناظرند، ناظر شما كيست؟صِرف طرح يك يا چند انتقاد و پيشنهاد، مسموم كردن فضا و تكثير اشكال نيست. بدانيد اگر اول جلسات يكشنبه صبح، رفتار سازماني بخوانيد تاثيرش بيشتر است از قرآني كه ترجمه اش را در سازمان نمي دانيد. در برخي انتخابات، از امكانات و نيروي انساني مجتمع به نفع فرد و گروه خاصي استفاده مي شود آيا بقيه ی كاركنان‌مي‌‌توانند در راستاي چارچوب قانون اساسي از اين امكانات استفاده نمايند يا اساسنامه تنها به شما اجازه چنين كاري را مي دهد؟! فراموش نكنيد از بركت انقلاب و رانت مذهبي، توليت يك مجتمع چند ميلياردي را عهده دار شديد. كمتر از 10 % فارغ التحصيلان روخواني قرآن بلدند. كجاست آن تربيت ديني؟ اشتباه نشود خطاي اصلي مجتمع آن نيست كه با صرف يك ميليارد بودجه در سال نمي توانيم روخواني قرآن را آموزش دهيم خطاي بزرگ بي هدفي است، بي هدفي.
كسي كه با عدم شفافيت به سوء تفاهم ها دامن مي زند؛ مقصر است. خواهشمند است براي يك بار هم كه شده گزارشي از تراز مالي پانزده ساله مجتمع موقوفه اعلام فرماييد. قول مي دهيم كه نگاه تماميت خواه طمع كار حريصمان را بر سود ناچيز شما درويش كنيم. ديانت ما عين سياست ماست و ديانت ما هم عين اقتصاد ماست. خدا عاقبت و آخرت اين ديانت را بخير كند. سرعت حداكثري شما در باز پرداخت وام ها و تأمين سرمايه براي تاسيس مدرسه اي ديگر ستودني است، به شرط آن كه به حداقل هاي تعليم و تربيت در مدرسه آسيب وارد نشود. چه كسي گفته است كه از 160 ميليون دريافتي پيش دانشگاهي؛ بايستي 35 درصد سود برداريد؟ اين سود حداكثري است يا حداقلي؟ تعداد دانش آموزان كلاس ها به 37 نفر رسيده، اين تعداد حداكثري است يا حداقلي؟ شهريه ی مدرسه در 4 سال گذشته 400 % افزايش داشته، اين افزايش حداكثري است يا حداقلي؟كسر نكردن 300 هزار تومان سهم الاجاره شهريه دانش آموزان پيش دانشگاهي از شهريه ی سال گذشته دليلي است بر آن كه قصد همراهي با اوليا را هم نداشته ايد. اين افزايش ناگهاني حداكثري است يا حداقلي؟ اين كه 200 نفر كادر مجتمع در نفعشان از مجتمع، عليه شما جمع شده اند، بدبيني است يا خوش بيني؟ اين كه حداكثر ماليات را كسر كنيد و حداقل بپردازيد اين امر؛ حداقلي است يا حداكثري؟ چگونه است كه دريافت 3200 متر زمين ديگر از شهرداري لطف و بزرگواري دولت جمهوري اسلامي نيست. وليكن پرداخت چند ميليون حق بيمه و ماليات، محدود كردن فعاليتهاي فرهنگي و اختلافات سياسي و... نام مي‌گيرد؟! در سال پاسخگويي نه پرسشگري را ترويج داديد و نه پاسخگويي را. يك پرسش همكاران را هم پاسخ نداديد. نصب والاترين و قشنگترين جملات اسلام و مسلمين به بدترين شكل ممكن حداكثري است يا حداقلي؟ چرا در هنگام انگ زدن به كاركنان به حداقل اكتفا نمي كنيد؟ دزد ناميدن و خوارج ناميدن و... حداكثري است يا حداقلي؟ تشبيه خودتان به شهيد بهشتي آويزان كردن عكس شهيد رجايي، خرج كردن حداكثري دين است يا حداقلي؟ از هيات امنا بعضاً در جهت اهداف تربيت ديني هم بهره گيري نماييد. برخي از آن ها راهگشايي‌هاي خوبي دارند.خدا پدرتان را بيامرزد، رانتي از دولت جمهوري اسلامي ستانده ايد اگر از گرو بنياد آزاد شود تصميم به وقف آن داريد،  عده اي را به افتخار شغل انبيا نايل كرده ايد، كار خير منت گذاشتن ندارد. شما مؤسسيد يا مدير مجتمع و يا هر دو!؟ مدرسه؛ مجموعه اي از حداكثر مشكلات است و مي توانست در نگاه حداقلي شما به حداقل مشكلات كاهش يابد. قطعاً نكاتي كه بيان شد يك بازخورد حداكثري است. اميدواريم به گوش جان بشنويد و بدانيد كه همكاري كه 8 سال كار كرد و 80 روز هم مرخصي نرفت و راحتي و آرامش را فراموش كرد و از صفر پيش دانشگاهي به قابل قبول رسانده اش توانسته برادري اش را در وقف ثابت كند، وليكن متاسفانه چشم بينايي نيست. تفكيك مجتمع به جزاير خرد جدا از هم و بعد ايجاد تفرقه و مديريت از سايه، سياستهايي نيست كه بتوان در آن همدلي برادرانه جست و بيچاره انسانهايي كه ادبيات ديني نهفته در سياست گفتاري شما را حمل بر نيت خير خواهانه و اسلام خواهانه ی شما مي كنند و نمي دانند در پس اين گفتارهاي عاشقانه، اعمالي عاقلانه و اقتصادي و عقلي مقتصد و طالب پول وجود دارد كه در جاي جاي پيكره ی مجتمع قابل پي گيري است. جملاتي كه بيان شد نمي تواند گوياي سرنوشتي باشد كه شما، همكاران،  اوليا، دانش آموزان و الگوي تعليم و تربيت كشور را دچار كرديد. ولي بياني است حداقلي از آن چه رفته آمد. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. والسلام

جمعي از همکاران وزير آموزش و پرورش در مجتمع آموزشي معلم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 8:50  توسط صدای معلم  |