جای خالی تشکل های معلمان در سیاست گذاری ها
دنياي كنوني ما را به درستي مي توان عصر دموكراسي و حكومت مردم بر مردم ناميد. گرچه هنوز تا رسيدن به نقطه ی مطلوب در اين زمينه ــ با توجه به تفاوت هاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي كشورها و موانع موجود بر سر راه تحقق كامل اين هدف، فاصله بسيار است و راهي طولاني را بايد طي نمود، اما از حق نبايد گذشت كه بشر در اين سال ها گام هاي بلندي را در اين مسير برداشته است. ( NGO)ها به عنوان نهادهاي خود جوش و متكي به مردم، نقش بسزايي را در پيمودن راه دموكراسي بر عهده گرفته و هر روز قوي تر و مؤثرتر از گذشته، اين نقش را به پيش مي برند و دولت ها نيز اين حقيقت را دريافته اند كه براي انجام شايسته تر و كم هزينه تر امور، بايد كار مردم را به خود مردم بسپارند. سازمان ملل متحد نيز از طريق يونسكو به تبليغ و ترويج اين امر در ميان دولت ها و ملت ها دامن زده و اين گونه تشكل ها را حمايت مي نمايد. ديري است جهان بر اين نكته واقف گرديده كه تصدي گري دولت ها و كنارگذاشتن ملت ها از اموري كه به خود آنان مربوط مي شود تبعات سياسي ـ اجتماعي و اقتصادي سنگيني را در پي داشته و خواهد داشت. «تشكل هاي صنفي»، يكي از (NGO)ها محسوب مي شوند كه كاركردهاي متعددي را داشته و كشورهاي پيشرفته امروز، استفاده ی شاياني را از حضور و حيات آنان در جامعه برده اند و اكنون يكي از تعيين كننده ترين نهادهاي تأثيرگذار اجتماعي در اين جوامع محسوب مي گردند. اما با كمال تأسف بايد اذعان نمود كه اين (NGO)ها تاكنون در ميهن ما، از جايگاهي فاخر و درخور شأن برخوردار نگشته و اين معضل، يكي از موانع و نقطه ضعف هاي اساسي ما در ايران بوده است؛ اين بدان معنا نيست كه اين نهادها در ايران به وجود نيامده؛ بلكه مقصود اين است كه اگر هم رسماً حضورشان را به ثبت رسانده و آغاز به فعاليت كرده اند، اين حضور، مؤثر نبوده و كسي آن را احساس نكرده و يا آنان را جدي نگرفته است! به اين دليل كه نوعاً تولد آنان نوپا، شتاب زده، بدون داشتن استراتژي روشن و مشخص، و آلوده به اغراض سياسي بوده و يا اين كه بعداً به اين شائبه ها آلوده گشته است. از سوي ديگر، دولت ها نيز در هر دوره اي به دليل فقدان توسعه يافتگي و بلوغ سياسي لازم، آگاهانه و يا ناآگاهانه، به بهانه هاي واهي به عنوان يكي از موانع اصلي كاركرد اين تشكل ها وارد عمل شده و رشد و تكامل آنان را به تأخير انداخته اند. به گونه اي كه امروز جاي خالي ديدگاه هاي كارشناسي تشكل هاي صنفي معلمان در طرح ها و برنامه ها و سياستگذاري هاي كلان آموزش و پرورش، به وضوح به چشم مي خورد. متوليان و مسئولان تعليم و تربيت كشور نبايد از شنيدن سخنان، نقطه نظرها و انتقادات و ديدگاه هاي كارشناسي اين تشكل ها خود را بي نياز ببينند و به خاطر برخي رفتارهاي خطا و شتابزده ی آنان، نظام آموزشي كشور را از عطيه ی نقد و تخطئه ی كساني كه زندگي خود را صرف تربيت فرزندان ميهن نموده و راحت و خواب را بر خود و خانواده ی خويش حرام كرده اند، محروم نمايند. از سوي ديگر، اعضاي اين تشكل ها نيز نبايد درجا زده و با طرح و تكرار مكرر خواسته هاي مادي - كه البته در جاي خود بسيار لازم و مهم مي باشند ـ جايگاه اجتماعي و اعتبار و تخصص خويش را ناديده شمرده و يا خداي ناخواسته به آن لطمه بزنند. البته تشكل هاي فرهنگي، كه رهبري و هدايت آن ها را معلمان دلسوز و رنجديده برعهده دارند، نمي توان با تشكل هايي نظير "خانه ی كارگر"، هم شأن وهم رتبه دانست. اعضاي محترم و پرتلاش اين سازمان ها، بايد بدانند كه جامعه و مسئولان آموزش و پرورش چه بخواهند و چه نخواهند، به برآيند عقل جمعي آنان در حوزه هاي تخصصي نيازمندند تا بتوانند با تكيه بر آن ها، معضلات و مشكلات را يكي پس از ديگري از سر راه بردارند. بنابر اين تشكل هاي صنفي معلمان پيش از ورود به هر كاري، بايد دنبال آن باشند كه ابتدا سطح كارآمدي و دانش خود را در حوزه هاي تخصصي آموزش و پرورش ارتقاء بخشند و تا به اين مهم دست نيافته اند، از ورود احساسي و عاطفي به ديگر حوزه ها پرهيز نمايند؛ در اين صورت، خواهند توانست به مقبوليت سياسي و اجتماعي و نفوذ و اقتدارشايسته و درخور شأن خويش دست يابند و در تحولات و سياستگذاري هاي كلان كشور تأثير گذار باشند و در حوزه هاي سرنوشت ساز به بازي گرفته شوند! در غير اين صورت "عرض خود خواهند برد و ديگران را زحمت خواهند داد!"
منبع : روزنوشت